آمریکا چرا نتوانست تیکتاک را تحمل کند؟

به گزارش تابنا به نقل از فرهیختگان؛ جلسه، بیشتر شبیه بازجویی بود تا استماع. مدیرعامل تیکتاک، شو زی چو، پشت میز نشسته بود و نمایندگان کنگره، یکییکی او را در گوشه رینگ قرار میدادند؛ با سؤالهایی که نهفقط پاسخ فنی، بلکه اعتراف سیاسی میخواست. از جاسوسی گرفته تا امنیت کودکان، از اعتیاد نوجوانان تا سوءاستفاده از دادهها.
جان جویس، نماینده جمهوریخواه پنسیلوانیا، حمله را شروع کرد: «تیکتاک یک ابزار جاسوسی در جیب لباس آمریکاییهاست.» جملهای که بیشتر از آنکه خطاب به مدیرعامل باشد، پیامی به افکار عمومی داشت؛ پیامی درباره ترس از یک پلتفرم غیرآمریکایی که میلیونها شهروند ایالات متحده هر روز با آن زندگی میکنند. در سوی دیگر، آن مککلانه کاستر، نماینده دموکرات نیوهمپشایر، زاویهای متفاوت گرفت؛ اما به همان اندازه تند: «من نگران بچهها هستم.» نگرانیاش نهفقط از محتوا، بلکه از سازوکاری بود که به گفته او، به کودکان اجازه میدهد بهراحتی سنشان را جابهجا کنند و وارد جهانی شوند که کنترلی بر آن نیست. امنیت کودکان، اینبار به زبان سیاست، تبدیل به یکی از کلیدیترین اتهامها علیه تیکتاک شد.
در میانه این فشارها، شو زی چو مدام مجبور است مرزی میان خودش و چیزهای دیگر بکشد؛ مرز میان خود، شرکت، دولتها و ساختارهای قدرت: «من نمیتوانم از طرف اتحادیه اروپا صحبت کنم، من نمیتوانم از طرف رئیس کمپانی صحبت کنم، من نمیتوانم از جانب حکومت چین صحبت کنم و…» این جلسه دادگاهی، فقط یک دعوای حقوقی نبود؛ نقطه تمرکز همه سوءظنها و حساسیتهای آمریکا نسبت به یک پدیده شبکه اجتماعی غیرآمریکایی بود. پلتفرمی که حالا دیگر صرفاً یک برنامه سرگرمی نیست، بلکه به مسئلهای امنیتی، فرهنگی و سیاسی تبدیل شده است. این دادگاه برای بیش از دو سال پیش است و نتیجهاش امروز در یک خبر قابلدرک است؛ بالاخره آمریکا مالکیت تیکتاک را به دست گرفت.
اینجا دیگر فقط پای یک اپ در میان نیست
اگر بخواهیم تیکتاک را بدون پیشداوری سیاسی ببینیم، با پدیدهای طرف هستیم که ظرف کمتر از یک دهه، قواعد بازی در شبکههای اجتماعی را عوض کرده است. پلتفرمی که سال ۲۰۱۶ متولد شد، اما نقطه جهش واقعیاش به سهماهه نخست سال ۲۰۲۰ برمیگردد؛ همان دورهای که قرنطینههای کرونایی، میلیونها نفر را به صفحههای موبایل وابسته کرد و تیکتاک را از یک اپلیکیشن سرگرمکننده به یکی از اصلیترین میدانهای توجه در جهان تبدیل کرد.
در سال ۲۰۲۶، تیکتاک دیگر یک شبکه اجتماعی نوظهور نیست؛ با بیش از ۱.۹ میلیارد کاربر فعال در سراسر جهان، این پلتفرم حالا جزء پنج شبکه اجتماعی پرکاربرد دنیا محسوب میشود. عددی که فقط از محبوبیت حرف نمیزند، بلکه از قدرت اثرگذاری یک الگوریتم میگوید؛ الگوریتمی که بلد است کاربر را نگه دارد، سلیقهاش را بفهمد و محتوا را دقیقاً همانجایی جلوی چشمش بگذارد که باید. اگر بخواهیم بیشتر درباره اثرگذاری این اپلیکیشن صحبت کنیم، کافی است تا عدد و آمار را وارد متن کنیم و آن وقت ببینیم آمریکاییها حق دارند تا از قدرت ناگهانی این برنامه بترسند یا نه؟
نفوذ تیکتاک تا کجاست؟
اگر بخواهیم اندازه واقعی تیکتاک را بفهمیم، باید از اعداد شروع کنیم؛ اعدادی که بهخوبی توضیح میدهند چرا این اپلیکیشن، حالا بیش از هر زمان دیگری زیر ذرهبین سیاستگذاران است. تیکتاک در سال ۲۰۲۶، حدود ۱.۹ میلیارد کاربر فعال ماهانه دارد؛ عددی که آن را در جایگاه پنجمین شبکه اجتماعی پرکاربرد جهان مینشاند. فقط دو سال قبلتر، این پلتفرم حدود ۱.۱۴ میلیارد کاربر داشت. یعنی در فاصلهای کوتاه، نزدیک به ۸۵۰ میلیون نفر به جمع کاربرانش اضافه شدهاند؛ رشدی حدود ۷۵ درصد که برای هر پلتفرم دیجیتال، هم رؤیاست و هم زنگ خطر.
اما داستان فقط به «ثبتنام» ختم نمیشود؛ مسئله، ماندن است. برآوردها نشان میدهد بین ۸۷۵ تا ۹۵۴ میلیون نفر، هر روز تیکتاک را باز میکنند. یعنی چیزی حدود نیمی از کاربران ماهانه، بهطور روزانه در این فضا حضور دارند؛ نسبتی که تیکتاک را به یکی از پرتعاملیترین پلتفرمهای جهان تبدیل میکند. جایی که اسکرولکردن، بیوقفه ادامه پیدا میکند و در بیشتر مواقع خروج، به «ویدئوی بعدی» موکول میشود.
در جغرافیای کاربران، یک تناقض بزرگ خودش را نشان میدهد. ایالات متحده با حدود ۱۷۰ میلیون کاربر، در صدر فهرست کشورها ایستاده است؛ بالاتر از اندونزی، برزیل و مکزیک. پلتفرمی با مالکیت چینی، بیشترین نفوذش را در قلب جامعه آمریکایی پیدا کرده؛ آن هم در شرایطی که کاربرانش روزانه نزدیک به یک ساعت از وقتشان را در این اپلیکیشن میگذرانند. در سوی دیگر جهان، تیکتاک پیش از مسدود شدن در هند، بیش از ۲۰۰ میلیون کاربر داشت. اگر نقشه را بزرگتر ببینیم، آسیا–اقیانوسیه با نزدیک به ۳۰۰ میلیون کاربر، شلوغترین خانه تیکتاک هستند.
بعد از آن، خاورمیانه و آفریقا قرار دارند؛ منطقهای که رشد سریع کاربرانش، تیکتاک را به بازیگری جدی در جنوب جهان تبدیل کرده. اروپا هم با بیش از ۱۶۹ میلیون کاربر فعال ماهانه، سهم قابلتوجهی از این معادله دارد؛ سهمی که طبق قوانین سختگیرانه دیجیتال، بهطور رسمی زیر نظر نهادهای نظارتی ثبت و گزارش میشود. در چنین ابعادی، تیکتاک دیگر صرفاً یک شبکه اجتماعی نیست؛ یک زیرساخت جهانی توجه است. زیرساختی که از آمریکا تا آسیا، از نسل زد تا سیاستمداران، همه را ناخواسته وارد بازی خودش کرده؛ و همین گستردگی است که آن را از یک اپ محبوب، به یک مسئله بینالمللی تبدیل میکند.
تیکتاک رشدش را مدیون چه کسانی است؟
اگر از «چند نفر بودن» بگذریم، سؤال بعدی این است: چه کسانی این فضا را پر کردهاند؟ پاسخ، ساده و یکدست نیست. خود تیکتاک هم ترجیح داده جزئیات ترکیب کاربرانش را شفاف اعلام نکند و همین، تصویر را کمی مهآلود کرده. بااینحال، برآوردها یک نشانه کلی میدهند؛ در مقیاس جهانی، تیکتاک اندکی مردانهتر است؛ حدود ۵۴.۵ درصد کاربران مرد هستند و ۴۵.۵ درصد زن. اما کافی است پای آمریکا وسط بیاید تا این نسبت کاملاً برعکس شود؛ جایی که بیش از ۶۱ درصد کاربران تیکتاک، زن هستند.
سن که وارد ماجرا میشود، تصویر واضحتر میشود. برخلاف تصور عمومی، پرجمعیتترین گروه کاربران تیکتاک نوجوانها نیستند، بلکه کاربران ۲۵ تا ۳۴ سالهاند؛ گروهی که بیش از ۴۰ درصد از کل کاربران را تشکیل میدهد. بعد از آن، نسل ۱۸ تا ۲۴ سال قرار دارد؛ همان نسلی که موتور فرهنگی و ترندی این پلتفرم محسوب میشود. درعینحال، تیکتاک آرامآرام در حال پیرشدن است. سهم کاربران بالای ۳۵ سال هر سال بیشتر میشود و این یعنی اپلیکیشنی که زمانی «بازیچه نوجوانها» تلقی میشد، حالا به بخشی از زندگی روزمره بزرگسالان هم تبدیل شده است. به بیانی دیگر، نوجوانهای دیروز هنوز هم با تیکتاک بزرگ میشوند.
اما اگر کاربران عادی را کنار بگذاریم و سراغ تولیدکنندگان محتوا برویم، دوباره همهچیز جوان میشود. بیش از نیمی از تولیدکنندگان تیکتاک در بازه ۱۸ تا ۲۴ سال قرار دارند؛ نسلی که نهفقط مصرفکننده، بلکه سازنده ریتم و زبان این فضا هستند. در کنار آنها، نوجوانان زیر ۱۸ سال هم سهم قابلتوجهی دارند. بااینحال، حضور محدود گروههای سنی بالاتر نشان میدهد اقتصاد تولید محتوا در تیکتاک، دیگر محدود به یک سن خاص نیست و در حال گستردهتر شدن است.
با این اوصاف شاید مهمترین شاخص، نه سن باشد و نه جنسیت؛ بلکه زمان. کاربران تیکتاک، در مقیاس جهانی، بهطور میانگین روزانه ۹۸ دقیقه در این اپلیکیشن وقت میگذرانند؛ عددی که برای هر پلتفرم دیگری ترسناک است. حتی در آمریکا این عدد به ۵۳.۸ دقیقه در روز میرسد؛ و نکته مهم این است که این عدد بیشتر از یوتیوب، اینستاگرام و توییتر است. در میان نوجوانان، این زمان گاهی به یکونیم ساعت در روز هم میرسد و برای بخشی از آنها، تیکتاک عملاً به رسانه اصلی بدل شده. اینجاست که میشود فهمید چرا تیکتاک فقط محبوب نیست؛ وقتگیر است، عادتساز است و سهم بزرگی از توجه روزانه کاربران را میبلعد.
وقتی سرگرمی به کسبوکار میلیارددلاری بدل میشود
پیشتر درباره کاربران و ساعتهای صرفشده گفتیم، حالا نوبت آن است که نگاه کنیم این حجم توجه و زمان، چه ارزشی برای تیکتاک دارد. یک اپلیکیشن که روزی فقط سرگرمکننده بود، حالا به یک ماشین پولسازی جدی تبدیل شده است. در سال ۲۰۲۴، تیکتاک توانست ۲۳ میلیارد دلار درآمد ثبت کند؛ رقمی که نسبت به ۱۶.۱ میلیارد دلار سال ۲۰۲۳، رشد چشمگیر ۴۲.۸۶ درصدی را نشان میدهد. اگر به عقب برگردیم، میبینیم که رشد این پلتفرم تنها یک جهش ناگهانی نیست.
سال ۲۰۲۳، تیکتاک ۶۷.۷۱ درصد نسبت به سال ۲۰۲۲ رشد کرده بود و درآمدش از ۹.۶ میلیارد دلار به ۱۶.۱ میلیارد دلار رسید؛ خودِ سال ۲۰۲۲ نیز نسبت به ۲۰۲۱، ۱۰۰ درصد افزایش درآمد را تجربه کرده بود. به عبارتی، این اپلیکیشن از چند صد میلیون دلار در سال ۲۰۱۸، ظرف کمتر از یک دهه به درآمدی چند ده میلیارددلاری رسیده است. این رشد نهفقط نشاندهنده محبوبیت و نفوذ جهانی تیکتاک است، بلکه بیانگر قدرت الگوریتمی است که کاربران را نگه میدارد، محتوا را در لحظه مناسب به آنها عرضه میکند و در نتیجه، بازار تبلیغات و کسب درآمد از آن را تبدیل به فرصتهای میلیارددلاری کرده است.
مشکل آمریکا با تیکتاک چینی چیست؟
اگر فکر کنیم تیکتاک فقط یک اپلیکیشن سرگرمکننده است، سخت در اشتباهیم. داستان از سال ۲۰۲۰ آغاز شد؛ زمانی که مقامات آمریکایی برای نخستین بار هشدار دادند این برنامه میتواند تهدیدی برای امنیت ملی باشد. نگرانی اصلی، اما چیز دیگری بود: دادههای کاربران آمریکایی. دولت واشنگتن نگران بود که شرکت مادر چینی «بایتدنس» تحت فشار پکن، بتواند این دادهها را در اختیار دولت چین قرار دهد. ترس آمریکا محدود به اطلاعات نبود. الگوریتم تیکتاک که با دقت حیرتانگیزی سلایق کاربران را میفهمد و آنها را درگیر میکند هم یکی دیگر از محورهای نگرانی بود.
تصور کنید الگوریتمی که میتواند رفتار، علایق و حتی واکنشهای یک جامعه را پیشبینی کند، در اختیار یک شرکت چینی قرار دارد. این همان نقطهای بود که دولت آمریکا دست به کار شد و با فرمانها و تهدید به ممنوعیت، سعی کرد کنترل برنامه را در خاک خود در دست بگیرد.
تنشها با فرمان اجرایی ترامپ آغاز شد و ادامه پیدا کرد؛ فرمانی که خواستار واگذاری تیکتاک به سرمایهگذاران آمریکایی بود و پس از آن، دولت بایدن هم سیاستهای خود را دنبال کرد. نتیجه؛ ایجاد یک بازوی مستقل آمریکایی با نام «TikTok USDS Joint Venture LLC» که دادههای کاربران آمریکایی را جداگانه ذخیره و محافظت میکند و الگوریتمش بر اساس کاربران آمریکایی دوباره آموزش داده میشود.
حالا آمریکا به نقطهای رسیده که میخواست؛ تیکتاکی که دستکم در خاک خودش، دیگر «کاملاً چینی» نیست. با بازآرایی ساختار مالکیت و مدیریت، هیئتمدیرهای با اکثریت آمریکایی شکل گرفته؛ هیئتی که قرار است بر امنیت دادهها، شفافیت عملکرد و مسیر اداره پلتفرم نظارت کند. با اینهمه، بایتدنس هنوز حذف نشده است. سهم ۱۹.۹ درصدی شرکت چینی یادآوری میکند که این پرونده نه با قطع رابطه، بلکه با مهار و محدودسازی پیش رفته است.
اما اگر از عدد و درصد عبور کنیم، سؤال اصلی چیز دیگری است: آمریکا دقیقاً دنبال چه بود؟ پاسخ، صرفاً اقتصادی نیست. مسئله نه خرید یک اپلیکیشن محبوب، بلکه در اختیار گرفتن اهرمهای کنترل است؛ کنترل دادههای میلیونها کاربر، کنترل الگوریتمی که توجه را توزیع میکند و کنترل احتمال هر نوع نفوذی که میتواند از دل این پلتفرم بیرون بیاید. در چنین چهارچوبی، تیکتاک دیگر فقط یک فضای سرگرمی یا شبکهای برای ویدئوهای کوتاه نیست.
به یک «مسئله» تبدیل شده است؛ مسئلهای که ریشهاش در آمار کاربران است، اما پیامدهایش در سیاست، امنیت، فرهنگ و فناوری سرریز میشود. درست همینجاست که حساسیت آمریکا نسبت به «تیکتاک چینی» معنا پیدا میکند. پرونده تیکتاک نشان میدهد در عصر پلتفرمها، میدان اصلی رقابت عوض شده است. دیگر جنگ فقط بر سر خاک، انرژی یا سلاح نیست؛ بر سر داده است، بر سر الگوریتم است و در نهایت، بر سر ذهن و توجه کاربرانی که هر روز، با هر اسکرول، بیشتر در این معادله درگیر میشوند.




