جهان علیه پادشاه

در اوسط دی ماه وقتی که دونالد ترامپ در دیدار با اعضای مجلس نمایندگان، خود را «پادشاه» خواند، تردیدی باقی نماند که او به یک «دیکتاتور جهانی» تبدیل شده است. تنها چند روز بعد از این نامگذاری بود که برخی از مقامات ارشد اروپا زمزمه ضرورت دل بُریدن از آمریکا را آغاز کردند.
اظهارات نگران کننده رئیس جمهور آمریکا در مجمع جهانی داووس که در آن تقریبا به همه کشورهای جهان توهین شد، نشان از نگاه خاص او در حمایت از ایجاد یک نظم تک قطبی جهانی، به رهبری یک پادشاه به نام دونالد ترامپ بود.
او مخالفت صریح خود را با سازوکارهای بین المللی که مبتنی بر چندجانبه گرایی هستند اعلام کرد و با بی اعتنایی به نهادهای بین المللی، زور و قدرت را برای تنظیم مناسبات حاکم بر جهان، مفید دانست.
ترامپ در داووس نخست وزیر کانادا را تحقیر کرد و در صفحه شخصی خود نوشت: «اگر مارک کارنی فکر میکند که قرار است کانادا را به بندر تخلیه چین برای ارسال کالاها و محصولات به آمریکا تبدیل کند، سخت در اشتباه است.»
کارنی نخست وزیر کانادا نیز که به تازگی یک توافقنامه همکاری بزرگ با چین امضا کرده و خود را آماده پذیرش تعرفه ۱۰۰ درصدی آمریکا میکند، مایوسانه گفت: «نظم مبتنی بر قانون در حال محو شدن است. قدرتمند هر کاری که میتواند انجام میدهد و ضعیفترها باید رنج بکشند.»
۲۷ رهبر اتحادیه اروپا که به دلیل «باجگیری» ترامپ از مسیر افزایش تعرفهها جهت تصرف گرینلند نگران هستند، ظاهرا به این جمع بندی رسیدهاند که دیگر نمیتوانند به ترامپ اعتماد کرده و باید در مقابل او بایستند.
«دونالد تاسک»، نخست وزیر لهستان، هنگام ورود به نشست سران در بروکسل، رویکرد جدید آمریکا را «سلطه» خواند و گفت: «ما به رهبری آمریکا احترام میگذاشتیم، اما نه به سلطه و اجبار. این در دنیای ما کارساز نیست.» فردریکسن، نخست وزیر دانمارک هم هشدار داد که اگر ترامپ به قلمرو مستقل دانمارک یعنی گرینلند، حمله کند، پایان ناتو خواهد بود.
دیکتاتوری جهانی ترامپ با آغاز مرحله دوم طرح صلح غزه، عریانتر گردید. او که برای تحمیل خواستههای خود از مسیر شورای امنیت سازمان ملل متحد به دلیل وتوی روسیه و چین، ناامید شده بود، با نادیده گرفتن نقش این نهاد بین المللی، اقدام به تشکیل «شورای صلح» با حضور قریب به ۲۰ کشور کرد.
ترامپ در اینجا هم بی توجه به ایدههای اروپایی، با شعار «صلح از طریق زور» و تأکید بر خلع سلاح کامل حماس، طرح تشکیل دو دولت در اراضی اشغالی فلسطین را رد کرد و نحوه مدیریت غزه و نظارت بر بازسازی و تأمین امنیت این باریکه را فقط وظیفه آمریکا دانست. این اقدام، برخی گمانهها که حکایت از جایگزینی یک نهاد جدید به جای سازمان ملل دارد را تقویت کرد.
ظاهرا آمریکا که قبلا از سازمان بهداشت جهانی و یونسکو خارج شده و نهادهای حامی فلسطین از جمله یونیفل را تضعیف کرده بود، در مسیر نابودی روند چندجانبهگرایی به دنبال تاسیس نهادی است که کاملا مطیع او باشد.
ربودن رئیس جمهو ونزوئلا و اعلام صریح ترامپ مبنی بر اراده او برای دستیابی به منابع نفتی این کشور، حمایت قاطع رئیس جمهور آمریکا از ترویستهای آشوبگر در ایران و رویکرد او در قبال صلح در اوکراین که مبتنی بر اصل هزینه-فایده است، از دیگر مصادیق نقض قوانین بین المللی و نادیده پنداشتن مشروعیت دولتهاست.
این رویکرد که ناقض حاکمیت ملی کشورهاست و تفوق قدرت نظامی بر موازین بین المللی را تایید میکند، موجب نگرانی جهانی و آمادگی برای بسیج علیه «پادشاه» شده است.
در این میان به نظر میرسد اغلب مقامات اتحادیه اروپا قصد دارند از کلمه قصار «وینستون چرچیل» مبنی بر اینکه «اجازه ندهید بحرانهای ارزشمند به هدر روند.» الهام گرفته و اراده کردهاند تا بحران «دیکتاتوری آمریکایی» را با اتحاد و دوری از این کشور، تبدیل به یک فرصت کنند. ایدهای که با تشتت موجود در اروپا بعید است عملی شود، اما در صورت اجرا، میتواند جبهه چند جانبه گرایی را در جهان تقویت نماید.
*سفیر پیشین ایران در جمهوری آذربایجان



