تهران امروز: از فارس بشنوید و از دادگاه مردی که همسر دوم خود را به قتل رسانده بود.
این جنایت در اولین روز زمستان 1387 درکازرون اتفاق افتاد و ماموران پلیس با مراجعه به خانه سمیه با جنازه خونین او مواجه شدند که روی قالی کف اتاق افتاده و اثر ضربهای سهمگین روی سر وی به خوبی مشهود بود.
ساعتی بعد کارآگاهان ویژه قتل سر رسیده و با بررسی محل نتیجه گرفتند که عامل این جنایت باید فردی آشنا باشد چرا که آثاری از تخریب قفل هیچ کدام از درها یا ورود قاتل به زور به چشم نمیخورد.
حرکت بعدی پلیس جنایی یعنی وارسی لوازم و وسایل قیمتی منزل مقتول هم نشان دهنده این بود که هیچ سرقتی از محل جنایت صورت نگرفته است به همین خاطر فرضیه قتل با هدف انتقامگیری یا از سر عصبانیت مطرح شده و پلیس بازجویی از اطرافیان سمیه را در دستور قرار داد.
این تحقیقات پای جعفر، شوهر این زن را به میان کشید چرا که افراد زیادی به اختلاف شدید مقتول با او اشاره کرده و وقوع جنایت توسط وی را منتفی نمیدانستند.
این گمانهزنیها البته درست از کار درآمد و متهم در خانه همسر دوم خود دستگیر و راهی آگاهی شد.
جعفر در همان بازجوییهای نخستین اتهام همسرکشی را پذیرفته و انگیزه خود را نارضایتی از هر دو همسر خود دانست: من بیشتر در خانه همسر دومم بودم وهفتهای یک بار هم پیش سمیه میرفتم. روز حادثه وقتی به خانه سمیه رفته بودم بین مان مشاجرهای پیش آمده و من که به شدت از این زندگی دوهمسری کلافه بودم قادر به کنتزل خود نشده وسنگی را که گوشه حیاط افتاده بود را برداشته و محکم به فرق سر او زدم.
سمیه نالهای کرد و روی زمین افتاد و خون از دماغ و گوشش بیرون زد.من جا خوردم انتظار نداشتم او بر اثر این ضربه بمیرد خیلی پشیمانم و خودم را هیچ وقت نمیبخشم. از خانواده او میخواهم مرا ببخشند.
برای متهم کیفرخواستی صادر و وی چند روز قبل در شعبه 5 دادگاه کیفری استان فارس محاکمه شد.
جعفر در این جلسه همان حرفهای پیشین خود را تکرار و از پدر و مادر مقتول خواست از خون او درگذرند.
خانواده سمیه هم در جایگاه حاضر شدند و گفتند بهخاطر شادی روح دخترشان و رضایت خداوند متعال از حق قانونی خود برای قصاص قاتل چشم پوشی میکنند.
پس از این اظهارات که موجب رضایت حاضرین در دادگاه از این اقدام جوانمردانه شد هیات پنج نفره قضات تشکیل و متهم را از جنبه عمومی جرم به حبس محکوم کرد.
این جنایت در اولین روز زمستان 1387 درکازرون اتفاق افتاد و ماموران پلیس با مراجعه به خانه سمیه با جنازه خونین او مواجه شدند که روی قالی کف اتاق افتاده و اثر ضربهای سهمگین روی سر وی به خوبی مشهود بود.
ساعتی بعد کارآگاهان ویژه قتل سر رسیده و با بررسی محل نتیجه گرفتند که عامل این جنایت باید فردی آشنا باشد چرا که آثاری از تخریب قفل هیچ کدام از درها یا ورود قاتل به زور به چشم نمیخورد.
حرکت بعدی پلیس جنایی یعنی وارسی لوازم و وسایل قیمتی منزل مقتول هم نشان دهنده این بود که هیچ سرقتی از محل جنایت صورت نگرفته است به همین خاطر فرضیه قتل با هدف انتقامگیری یا از سر عصبانیت مطرح شده و پلیس بازجویی از اطرافیان سمیه را در دستور قرار داد.
این تحقیقات پای جعفر، شوهر این زن را به میان کشید چرا که افراد زیادی به اختلاف شدید مقتول با او اشاره کرده و وقوع جنایت توسط وی را منتفی نمیدانستند.
این گمانهزنیها البته درست از کار درآمد و متهم در خانه همسر دوم خود دستگیر و راهی آگاهی شد.
جعفر در همان بازجوییهای نخستین اتهام همسرکشی را پذیرفته و انگیزه خود را نارضایتی از هر دو همسر خود دانست: من بیشتر در خانه همسر دومم بودم وهفتهای یک بار هم پیش سمیه میرفتم. روز حادثه وقتی به خانه سمیه رفته بودم بین مان مشاجرهای پیش آمده و من که به شدت از این زندگی دوهمسری کلافه بودم قادر به کنتزل خود نشده وسنگی را که گوشه حیاط افتاده بود را برداشته و محکم به فرق سر او زدم.
سمیه نالهای کرد و روی زمین افتاد و خون از دماغ و گوشش بیرون زد.من جا خوردم انتظار نداشتم او بر اثر این ضربه بمیرد خیلی پشیمانم و خودم را هیچ وقت نمیبخشم. از خانواده او میخواهم مرا ببخشند.
برای متهم کیفرخواستی صادر و وی چند روز قبل در شعبه 5 دادگاه کیفری استان فارس محاکمه شد.
جعفر در این جلسه همان حرفهای پیشین خود را تکرار و از پدر و مادر مقتول خواست از خون او درگذرند.
خانواده سمیه هم در جایگاه حاضر شدند و گفتند بهخاطر شادی روح دخترشان و رضایت خداوند متعال از حق قانونی خود برای قصاص قاتل چشم پوشی میکنند.
پس از این اظهارات که موجب رضایت حاضرین در دادگاه از این اقدام جوانمردانه شد هیات پنج نفره قضات تشکیل و متهم را از جنبه عمومی جرم به حبس محکوم کرد.