محمد قادری
شب گذشته به همراه خانواده و جمعی از دوستان در جمع صمیمی گروهی از معلولین جسمی و همچنین گروهی از جانبازان جنگ تحمیلی در سینما آفریقا به دیدن اخراجی های 3 نشستم.
پیش از رفتن به سینما، مطالبی در مورد فیلم از چند تن از دوستان موافق و مخالف شنیده بودم، به ویژه آنکه بیشترین بحث روی مصادیق بیرونی شخصیت های اصلی فیلم بود؛ بنابراین، با علاقه بیشتری به سینما رفتم، ولی بر خلاف بیشتر حضار که در طول پخش فیلم به واسطه بیان طنزگونه آن می خندیدند، چند بار بی اختیار بغض کردم!
در همان آغاز، وقتی ده نمکی آمد و مرا دید، نمی دانم به جدی یا شوخی به یکی از دوستان حاضر گفته بود، فلانی آمده تا فیلم را ببیند و فردا پنبه فیلم را در «تابناک» بزند، ولی به هر حال با هم خوش و بشی کردیم و البته از او و سید جواد هاشمی دعوت کردم که برای مصاحبه پیشمان بیایند یا خدمتشان برسیم.
بگذریم؛ چون خیلی از لحاظ فنی و تکنیکی سر رشته ای از سینما ندارم، به آن نمی پردازم ولی به نظرم اخراجی های 3، پر است از حرف دل ها که برخی رک و راست بیان می شوند و برخی هم با کنایه و نمادسازی، حرف هایی که با وجود صراحت، قطعا باز هم بسیاری نمی فهمند و البته برخی هم اساسا نمی خواهند بفهمند!
در اخراجی های 3، ده نمکی دو قطبی بودن فضای سیاسی ساختگی در جامعه ایرانی را به تصویر کشیده که یک طرف آن را مدعیان دینداری و حماسه آفرینی و فخر فروشان دروغین تشکیل داده اند و نماد آن، حاجی گرینوف با بازی محمدرضا شریفی نیاست که در دوران جنگ با سخت گیری بر مردم و گزینش های افراطی، زندگی را بر آنان تلخ می کردند، بدون اینکه به گفته ها و یا رفتار خود، اعتقادی داشته باشند.
حاجی گرینوف، نماد کسانی است که در زمان جنگ، عامل اخراج مردم از حلقه انقلاب و نظام بودند و خود البته تلاش می کردند، کنج عافیت گزیده و در پناه بیت المال بیاسایند؛ افرادی که بلافاصله پس از جنگ، عکس های یادگاری «پشت» جبهه خود را به سند حقانیت و مقبولیت و طلبکاری خود از مردم تبدیل کرده و خود را در پشت چفیه ای پنهان کردند تا برایشان نام و نان و آبرو بیاورد؛ کسانی که امروز به یکباره مدعی همه چیز شده و با انواع شعارهای فریبنده، خود را مصلح کل دانسته و با نیرنگ و دو رویی، با اعتقادات و احساسات مردم بازی می کنند.
اینان از فردای جنگ، همچون طلبکارانی دو رو به جان سیاست افتاده و به فریب مردم پرداختند، ولی در پشت ترافیک میتینگ های انتخاباتیشان، این مجروحان شیمیایی بودند که در آمبولانس ها جان می باختند!
در مقابل، عده ای دیگر که همواره پز روشنفکری داشته و پشت نقاب آزادی خواهی، دمکراسی و... پنهان شده ـ بدون آنکه ذره ای به آن باور داشته باشند ـ و با ارایه تصویری جذاب و البته خیالی از جامعه ای که از آن دم می زنند، از همه ترفندهای سیاسی برای جلب نظر نسل جدید بهره می برند.
در فیلم ده نمکی، مهندس دباغ با بازی رضا رویگری، نماد کسانی است که مدعی اند آنان اگر بودند، جنگ را یک ساله تمام می کردند، اما هیچ گاه نمی گویند، ابتدا که بودند، چه کردند؟ و زمانی که نبودند، چرا نبودند؟ و در روزهای جنگ کجا بودند که اکنون پس از سال ها خود را در نقش قهرمانان پوشالی برای فریب مردم این گونه جلوه می دهند؟ افرادی که جوانان مردم را با هزاران شور و شوق برای جمع کردن رأی به خیابان ها می آورند، اما سر بزنگاه ها، آنان را و آینده شان را رها می کنند.
حال این دو لبه قیچی ـ مقدس نماها و تکنوکرات های لیبرال مسلک ـ در نزاعی انتخاباتی رودر روی هم قرار گرفته، شدیدترین جملات غیر اخلاقی را بین همدیگر رد و بدل کرده و از انواع و اقسام حیله های تبلیغاتی برای تخریب همدیگر و البته تخریب اخلاق در جامعه استفاده می کنند، با احساسات مردم و به ویژه جوانان بازی کرده و با ابزار تبلیغات و رسانه، فضای عقلانی و آرام جامعه را متشنج کرده و جامعه را از رسیدن به یک تصمیم منطقی برای آینده مطلوب خود بازمی دارند، تا بلکه چند صباحی بیشتر بر اریکه قدرت و ثروت تکیه زنند.
در بین این دو قطبی احساسی، غیر اخلاقی و غیر عقلانی، کاندیدای دیگری به نام سید مرتضی با بازی سید جواد هاشمی قرار می گیرد؛ کسی که نماد رزمنده واقعی است، دلش برای آنچه برایش زحمت کشیده می سوزد، نگران نسل سوخته، حال و آینده کشورش است، می خواهد با منطق، عقلانیت و برنامه مند به جامعه و کشورش خدمت کند؛ بنابراین، اخلاق را قربانی سیاست و قدرت نمی کند و بر این باور است، حجب و حیا و دوری از ریاکاری باعث شده که او و امثال وی، بسیاری از واقعیات و قهرمانی ها را برای مردم نگویند.
سید مرتضی در فیلم ده نمکی، قربانی فضای دو قطبی سیاسی در کشور است؛ کسی که تلویزیون را صحنه نمایش نفسانیات خود نمی داند و حتی انصراف داده و ترجیح می دهد در این وانفسای اخلاقی بر سر بالین هم رزم سابقش که در حال احتضار ـ نمادی از به مسلخ رفتن اخلاق و صداقت در جامعه ـ است، بنشیند، تا بلکه در دعوای ساختگی این و آن، از حیثیت فرزندی دفاع کند که این دو نامادری ذره ای به آینده اش نمی اندیشند.
حکایت قهرمانان واقعی این مرز پرگهر در تراژدی ده نمکی، باز هم یا شهادت است یا کناره گیری و انزوا که البته شاید به فحش خوردن و مسخره شدن از سوی ظاهربینان می انجامد؛ اما به راستی، آنان را که بذل جان در راه خدا منتهای آرزویشان بوده، قربانی کردن آبرو که دیگر جای خود دارد.
ده نمکی هرچند در فیلمش کوشیده خطر این دو لبه قیچی را همزمان با هم نشان دهد، به نظر می رسد، خطر گروه نخست، یعنی ظاهرسازها را بسیار بیشتر و پر رنگ تر از گروه دوم نشان داده و البته شاید هم حق داشته باشد، چون علی(ع) را هم نه معاویه بلکه مقدس نماهای نهروانی به شهادت رساندند.
او در اخراجی های 3 افزون بر این که تلنگری هم به صدا و سیما می زند و شیوه مدیریت مناظرات انتخاباتی را به نقد می کشد، به دنبال دغدغه همیشگی اش، باز هم به جدال فقیر و غنی می پردازد و دوباره ضربه ای به آقازاده ها می زند؛ کسانی که با وجود انجام هر خلافی از عقوبت و مجازات معاف هستند و این مردم عامی و حاشیه نشین هستند که به دلیل حمایت نشدن، قربانی می شوند.
به هر حال، باید مصداق یابی این آدم ها را به عهده بیننده گذاشت؛ چه، شاید هر مخاطبی از زاویه نگاه خود، مصادیق متفاوتی برای هر یک از این شخصیت ها و نمادها در فضای حقیقی جامعه بیاید، ولی باید امیدوار بود که پیام اصلی این فیلم توسط مخاطبین دریافته شود که قطعا در نوع نگاه به آینده موثر خواهد بود.

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط
نظرات
محسن امیدزاد -> 1390/01/23
پاسخ

سلام و عرض ادب، در این مقوله که باز :خطر گروه اول یعنی ظاهرسازها را بسیار بیشتر و پر رنگ تر از گروه دوم نشان داده است، چون صداقت یعنی بی رنگی، شفاف و انزوا... که به دید اکثر افراد نمی آید و لذا کسانی که در اقلیت هم هستند با استفاده از رنگ خود را در اکثریت جلوه میدهند، ای کاش ظاهر و رنگ واقعی ظهور می کرد تا از این همه رنگ و نیرنگ بر حذر می شدیم...

کاربر مهمان -> 1390/01/23
پاسخ

واقعا اینو میگه؟

چند؟ -> 1390/01/24
پاسخ

چند گرفتید و این نقد آبکی را در سایت گذاردید؟می خواهم مردم نرخ نامردی را بدانند.

کاربر مهمان -> 1390/01/24
پاسخ

باسلام؛واقعا دستتان درد نکند؛نقد خوبی بر این فیلم و فضای سیاسی جامعه کردید؛واقعا ده نمکی هم نقد خوبی بر حواشی فضای کذایی جامعه سیاسی کرده؛فقط از خداوند متعال میخواهم که عاقبت ما را ختم بخیر فرماید؛و البته از ده نمکی هم باید کفت که کمتر از خودت در بین منتقدانت دفاع کن؛زیرا تعدادمخاطبان فیلمت خودشان از تو دفاع کرده و خواهند کرد؛

کاربر مهمان -> 1390/01/24
پاسخ

نقد منصفانه ای بود. البته بنده فکر میکنم اگر آقای دهنمکی زمان بیشتری را برای پخته تر شدن فیلم صرف میکردند، ارزشش را داشت.ایشان یکی از بحرانی ترین مقطع تاریخ کشور را برای فیلم خود انتخاب کرده بودند و بهتر بود با تمانینه بیشتری به این موضوع می پردختند.

کاربر مهمان -> 1390/01/24
پاسخ

محمد قادری دست بردار بابا! بگو که بلیط مجانی دادن رفتی. بهر حال یه جورایی اصفهانی حساب میشی دیگه! از چیزی که به قول خودت سر رشته نداری ننویسی بهتره. سعی کن بغض‌هات رو در این زمینه فر بخوری تا بیرون بریزی. نقد فیلم در تابناک همیشه افتضاح بوده. بگید یکی بیاد براتون نقد حسابی بنویسه.

abu -> 1390/01/24
پاسخ

من نمی دونم چرا همیشه ما بدترین منظور ممکن را می گیریم؟ کسی نگفته دباغ حتماً موسوی و سید مرتضی هم حتماً احمدی نژاده! بابا ترو خدا انقدر تند نرین!

امیر -> 1390/01/24
پاسخ

خوب نوشتی

مهرداد -> 1390/01/25
پاسخ

دوست عزیز، آنچه که نوشتید را نمی‌توان نقد فیلم دانست. این متن را حتی می‌توانست خود آقای ده‌نمکی نیز در تبیین فیلمش بنویسد. طرح موضوعات فوق به این شکل شاید در یک بحث خیابانی می‌توانست کاربرد داشته باشد ولی باور کنید برای طرح آن در یک فیلم در این سطح، به دانایی و توانایی بسیار بیشتر از آنچه که دیدیم نیاز داشت. به‌عبارتی فیلم در حال حاضر به مجموعه‌ای از شعارهای سطحی تصویری شده تنزل پیدا کرده است.

ایرمان -> 1390/01/25
پاسخ

با درود این نقد در خور این فیلم است .در ان بحثی نیست .میدانید که در اینجا این مملکت این زمان در و تخته برای هم جور میشود ،یک اخبار ساعت 20 خوب برای یک خبر در جهان امروز.یک میز گر سیاسی خوب برای یک تنش سیاسی مفید .یک فیلم خوب ..یک نتیجه خوب .یک نقد خوب ..یک فیلم خوب. یک رئیس جمهور خوب ..یک عالمه مردم خوب.پس تا بوده همین بوده ایا میشود خوبها را کنار بدها قرار داد.؟|

کاربر مهمان -> 1390/01/25
پاسخ

به این جمله توجه کنید: "به هر حال، باید مصداق یابی این آدم ها را به عهده بیننده گذاشت؛ ...." هر فیلم داستانی نگاه سازنده نسبت به جامعه است، چرا فکر می کنیم حتما مصداق دارد؟

کاربر مهمان -> 1390/01/25
پاسخ

حاج گرینوف نماد پیروزی تزویر

کاربر مهمان -> 1390/01/25
پاسخ

اینی که تو گفتی خیلی فیلم قشنگی بود اما با اخراجی های 3 خیلی فاصله داره به نظر من بچه های جنگ و جبهه رو بیشتر تمسخر کرده بود تا تعریف

کاربر مهمان -> 1390/01/25
پاسخ

حتما"سیدمرتضی درنقش اقای رضائی بازی کرده!

ا.نبوی -> 1390/01/25
پاسخ

به نقد منصفانه جناب قادری عزیز احترام می ذارم. اما معتقدم فیلم در لایه های سطحی تری از این نقد قرارگرفته بود.

............ -> 1390/01/25
پاسخ

نویسنده محترم کاش میگفتند فضای سیاسی واقعی چند قطبی است؟؟؟؟؟

ناشناس -> 1390/01/25
پاسخ

می گویید ماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

امید -> 1390/01/25
پاسخ

عبارت "در همان آغاز، وقتی ده نمکی آمد و مرا دید، نمی دانم به جدی یا شوخی به یکی از دوستان حاضر گفته بود، فلانی آمده تا فیلم را ببیند و فردا پنبه فیلم را در «تابناک» بزند، ولی به هر حال با هم خوش و بشی کردیم" غیبت نیست؟ از کجا معلوم درست باشد ؟

کاربر مهمان -> 1390/01/25
پاسخ

حالا این حاجی گرینوف نماد کیه ؟؟احمدی نژاد؟

ارشین -> 1390/01/26
پاسخ

بارک الله

کاربر مهمان -> 1390/01/27
پاسخ

آقای تابناک زبان فیلم برای تمام افراد مشترک است، این چه فیلمی است که تاکنون خود شما چندین بار تفسیر و نقدش کردین هیچ کس هم سر در نمی آورد! ضعیف است آقا جان. نکش خودتو، اصلا چرا از فیلمهای دیگه چیزی نمینویسی؟؟؟

یاسر -> 1390/01/27
پاسخ

واقعاً نقد زیبایی بود بسیار لذت بردم

کاربر مهمان -> 1390/01/27
پاسخ
کاربر مهمان -> 1390-01-24 13:59:20

محمد قادری دست بردار بابا! بگو که بلیط مجانی دادن...

چرا از اصفهانی ها مایه گذاشتی؟ چون ناشناسی و اصل و نسبت معلوم نیست

علی -> 1390/01/27
پاسخ

عزیز دل ما آقای قادری فهم این مسائل نیازی به گفتن آقای ده نمکی در فیلم اخراجی ها ندارد ما دانشجویان سالها پیش این مسائل را گفتیم اما گفتند شما جوانید نمیفهمید دارید نظام را تضعیف می کنید حال که یکی از دوربین و بازیگر و طنز و سینما خوشش آمده و در خلأ وجود فیلمسازان قهار حرفه ای میدان دار فیلم حزب اللهی شده، می گویید مطلب را خوب بیان کرده ما همان زمان که روحانیت مبارز و روحانیون مبارز و کارگزاران و ... تبلیغات می کردند این حرفها را گفتیم ولی چون جدی بود کسی آن را بر نتابید حالا چون به زمان شوخی و خنده گفته می شود آن هم پس از طوفان سال گذشته شماها قبول می کنید نمی دانم چه باید گفت حالا که مردم همه چیز را می فهمند این فیلمها بیشتر مایه تمسخر و خنده است تا تنبه و بصیرت

واقع بین -> 1390/01/27
پاسخ

به هیچ عنوان اسم متن نوشته شده را نقد نمیشه گذاشت، نقد خیلی با این موارد فاصله داره. همه تلاش آقای نویسنده این بوده که بگن نقش سید جواد هاشمی مصداق آقای رضایی هستش.

احمد -> 1390/01/27
پاسخ

غیر از یه فیلم سفارشی هیچی نداشت

کاربر مهمان -> 1390/01/27
پاسخ

زیبا بود مثل همیشه قلم نافذ سردبیر محترم تابناک ستودنی است

کیوان -> 1390/01/28
پاسخ

بابا ده نمکی جان مگه مجبوری بری فیلم به این پر مغزی و پر محتوایی بسازی که این بنده خدا مجبور شه زنو بچرو یه شب ببره سینما (حالا مجانینوش جونش)، کلی بغض کنه، فرداشم بیاد تو تابناک مغز فیلمنامتو بشکافه!

محمد -> 1390/01/28
پاسخ

به نظر من بعضی واقعیت ها را نباید عریان کرد. عوارضش بیش از منافعش می باشد. در هر صورت جانبازان در انزوا خواهند بود و خواهند رفت. آنچه می ماند این است که با نشان دادن اینگونه فیلم ها ، عدم اعتماد مردم به مسئولین تشدید می شود. من نه برای نظام کاری کرده ام ونه ادعایی دارم . به عنوان یک شهروند معمولی عمری را در این مملکت گذرانیده ام ، و به عنوان یک بی طرف فیلم را دیدم و نظر شخصی ام این است.ممکن است درست باشد و ممکن است غلط قضاوت با شماست.

سامان -> 1390/01/28
پاسخ
کاربر مهمان -> 1390-01-24 01:06:02

باسلام؛واقعا دستتان درد نکند؛نقد خوبی بر این فیلم ...

به نظر من سری اخراجیها هر چه پیش تر می ره بی کیفیت تر میشه.اخراجیها 1 نسبتا خوب بود و 2 کمتر.اخراجیها 3که دیگه از آشفتگی شدیدی رنج می بره. جاهایی انگار اصلا رشته فیلمنامه از دست نویسنده هم در رفته

کاربر مهمان -> 1390/01/29
پاسخ

"چون خیلی از لحاظ فنی و تکنیکی سر رشته ای از سینما ندارم" شما که سر رشته نداری برای چی مینویسی؟ اگه درد و دل برو تو سایت شخصیت بنویس برادر. چرا به عنوان یه تحلیل شخصی یا خاطره ات رو میاری تو سایت خبری و تحلیلی. البته سایت خبری و تحلیلی تابناک کلا خبر و تحلیلاش در همین حد برادر

کاربر مهمان -> 1390/01/29
پاسخ
چند؟ -> 1390-01-24 00:03:03

چند گرفتید و این نقد آبکی را در سایت گذاردید؟می خو...

من با اینکه ضد نقدهای تابناکم. ولی اینو خوب گفته. شفاف گفته. برو فیلمو ببین بعد اعتراض کن

مجتبی -> 1390/01/29
پاسخ
abu -> 1390-01-24 18:43:03

من نمی دونم چرا همیشه ما بدترین منظور ممکن را می گ...

این فیلم خوب پرداخت نشده، به نظر من ویژگی تمام سه نامزد مطرح انتخابات گذشته در دو نفر جنجالی این فیلم خلاصه شده بود و سید مرتضی یک نامزد آرمانی به حساب می آید که به همان دلیلی که در فیلم گفته شد معمولا در انتخابات ها شرکت نمی کنند.

مجتبی -> 1390/01/29
پاسخ

به نظر من حرف اصلی فیلم رو حاج آقا آخر فیلم وقتی چفیه را از گردن گرینف می کشه میزنه و میگه که "شما پشت این قایم نشید هر کاری می خواهید بکنید."

سید -> 1390/01/30
پاسخ

خاک بر سر شما

سعیدجون -> 1390/01/31
پاسخ

دمت گرم نقدجالبی بود

بهنام -> 1390/01/31
پاسخ

این کشور طرحی نو می خواهد از همتون خسته ایم از ظاهرسازها و باطن سازها

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار