در ایام بزرگداشت سیامین سالگرد ربوده شدن امام موسی صدر مطالب متنوع و جدیدی منتشر شد که از آن میان خاطرات آگوست، باخوس نماینده سابق مجلس لبنان برایم جالب بود. از آنجا که این مطلب در ایران منتشر نشده در ادامه خاطرات نابی که از شخصیتهای لبنانی ترجمه کرده بودم به دوستداران امام صدر تقدیم میکنم:
امروز مرور سیره عملی آن فرزانه مظلوم، بیش از هر کس برای روحانیت ضروری است تا بداند و ببیند کار پیروی طریق اهل بیت و نشر معارف الهی به عمل برمیآید، نه به سخندانی یا سخنرانی و گفتارها و کردارهای گاه یکسره متحجرانه و گاه یکباره منفعلانه و هر دو سبب شرمساری و تأسف و ... است. تجربه امام صدر به عنوان یک مجتهد شیعه در برقراری ارتباط با غیر مسلمانان یا غیر شیعیان و بازخورد این رفتار در آنان، حقیقتا ارزش مطالعه و اندیشیدن دارد.
سپس شروع کرد به نام بردن از خانوادههای شیعه آن مناطق و یکایک ایشان را درست میشناخت. او ادامه داد: ما همه باید دست به دست هم بدهیم و با هم برای خدمت مشترک به نزدیکی بین مذاهب و ایجاد زمینه زندگی مشترک میان آنها تلاش کنیم.
آنجا در حضور جمعیت فراوانی از شیعیان چنین گفت: امروز میخواهیم پول جمع کنیم، اما هر چه جمع شود برای ساختن این مسجد و کلیسای مارمارون نصف میکنیم.
این کار هوشمندانه او مرهمی بر زخم مسیحیان بود و به سرعت آرامش را به منطقه بازگرداند. چند وقت بعد هم معلوم شد کسی که این کار را کرده بود، یک مسیحی بوده که میخواسته فتنه بر پا کند.
ارتباطها و تماسهای ما ادامه یافت تا این که من برای نمایندگی مجلس از آن منطقه نامزد شدم. همه اهالی شیعه منطقه دور و برم جمع شدند و از من حمایت کردند و امام صدر من را نامزد شیعیان در منطقه نامید و همین باعث شد تا با رأی بالایی به عنوان کاندیدای مستقل به مجلس بروم و به عنوان رئیس تجمع نمایندگان جدید برگزیده شوم.
پس از آن بود که یک بار امام صدر را برای شام به خانهام دعوت کردم و بسیاری از نمایندگان مستقل هم جمع بودند. یادم هست همسرم نادیا، تابلوی صلیب را بالای در ورودی قرار داده بود. امام صدر که آمد، من را صدا زد و از عکاسها خواست از ما زیر صلیب عکس بگیرند. او خطاب به حاضران گفت: صلیب هم مال ماست و هم مال شما! و بعد شروع کرد درباره نزدیکی بین اسلام و مسیحیت برای نمایندگان مجلس صحبت کردن و آیاتی از قرآن برایشان خواند.
چندی بعد آگاه شدم که ایشان قرار است در کلیسای پدران کبوشی سخنرانی کند (سخنرانی معروف و تاریخی با عنوان ادیان در خدمت انسان که برای نخستین بار در تاریخ کلیسا، یک روحانی مسلمان در روز یکشنبه در محراب کلیسا برای مسیحیان موعظه کرد و عکس ایشان در زیر صلیب به شکل گسترده منتشر شد). من با او به آنجا رفتم. هنگامی که سخنرانی پایان یافت و میخواستیم برگردیم، یکی از کشیشها دستم را گرفت و گفت: این انسان امتداد روح مسیح است!
همواره در نشستها و گفتوگوهایمان احساس میکردم، او بسیار روح بزرگی دارد و در اوج است و در او تعصب نبوده و بین انسانها تفاوت قایل نیست. در سینه قلبی آکنده از محبت و برادری و بزرگواری و وطن دوستی دارد، همان گونه که آن پدر روحانی به من گفته بود و به این دلیل، معتقدم مسیحیان هم همان قدر با فقدان او ضرر کردند که شیعیان.