فرهنگ عمومی(1)؛
چرا مردم ایران همیشه از سیاست صحبت می کنند؟
اما دلیل حضور فراگیر و همه جانبه سیاست در امور روزمره مردم ایران چیست؟ چرا از استاد دانشگاه و دانشجو گرفته تا بقال و خیاط و کارمند و کارگر کارخانه، همه و همه، روزانه بخشی از مکالمات خود را به سخن گفتن درباره سیاست و حواشی آن اختصاص می دهند و چه بسا در برخی اوقات، تنش هایی هم میان افراد در این زمینه ایجاد می شود؟! این کار دلیل بسیار روشنی دارد...

سرویس فرهنگی ـ همواره یکی از موضوعاتی که به عنوان جنبه ای منفی در فرهنگ عمومی ایرانیان رخ نموده است، فراگیر شدن صحبت و گفت وگو درباره سیاست در میان همه ایرانیان است، به گونه ای که هیچ قشری از اقشار جامعه ایران نیست که درباره سیاست سخن نگوید.
به گزارش «تابناک»، از استاد دانشگاه و دانشجو گرفته تا بقال و خیاط و کارمند و کارگر کارخانه، همه و همه، روزانه بخشی از مکالمات خود را به سخن گفتن درباره سیاست و حواشی آن اختصاص می دهند و چه بسا گاه در این زمینه، تنش هایی هم میان افراد ایجاد می شود؛ تنش هایی که در برهه هایی و در شرایط خاص سیاسی و اجتماعی به اوج خود می رسد و حتی گاه، به شکل برخوردی حذفی و خشونت بار رخ می نماید.
اما دلیل حضور فراگیر و همه جانبه سیاست در امور روزمره مردم ایران چیست؟
رضا امیرخانی، از نویسندگان مطرح ایرانی در این باره تمثیل زیبایی دارد. وی برای توضیح علت حضور سیاست در میان همه اقشار جامعه ایرانی می نویسد: فرض کنید، شمار بسیاری مسافر، سوار بر اتوبوسی شده اند و در میان آنان، احتمالا کاسب، کارمند، کارگر، مهندس، دکتر، دانشجو و... باشند. تا هنگامی که اتوبوس به حرکت عادی خود ادامه می دهد، هر کس در عالم شخصی خود به عوالم و برنامه های خود مشغول است و یا نهایت درباره تخصص خود با دیگری سخن می گوید، اما هنگامی که راننده اتوبوس، کار خطرناکی انجام می دهد و برای نمونه، سبقت بیجا می گیرد و با وسیله نقلیه روبه رو به اصطلاح شاخ به شاخ می شود، صحبت همه مسافران با هر شغل و پیشه ای به شیوه رانندگی راننده اتوبوس پایان می یابد و همه بی گمان، درباره بد بودن شیوه رانندگی راننده اتوبوس سخن می گویند؛ در واقع، ناکارآمدی راننده اتوبوس یا کارکرد بد وی، موضوع صحبت همه مسافران با هر پیشه و شغل و تفکری می شود.![]()
بنابراین، سیطره سیاست در فرهنگ عمومی ایرانیان نیز بدین گونه است که اصحاب سیاست و یا برخی مسئولان، از آنجا موضوع سخن همه مردم هستند که وظایفشان را به درستی انجام نمی دهند و موضوع سخن مردم قرار می گیرند.
در واقع یک ناراحتی و تنش عمومی از ناحیه اصحاب رسانه برای همه مردم پدید می آید و به ناگهان، سیاست دغدغه همه مردم می شود و از اینجا، سیاست و گفتار و رفتار سیاسی وارد فرهنگ عمومی جامعه می شود و به دنبال آن، پیامدها و تنش های سیاست هم وارد زندگی عمومی مردم ایران می شود.
در پایان، باید افزود: این فرهنگ عمومی نیست که به خودی خود، سیاسی است، بلکه این سیاست است که به دلیل ناکارآمدی یا کارکرد ناقص، زندگی مردم را تحت الشعاع خود قرار می دهد؛ اما تکرار و ادامه روند ناکارآمدی و پرداختن به آن از سوی مردم، خواه ناخواه بدون توجه به ریشه آن، تبدیل به فرهنگ عمومی جامعه شده است.
ادامه دارد... .
به گزارش «تابناک»، از استاد دانشگاه و دانشجو گرفته تا بقال و خیاط و کارمند و کارگر کارخانه، همه و همه، روزانه بخشی از مکالمات خود را به سخن گفتن درباره سیاست و حواشی آن اختصاص می دهند و چه بسا گاه در این زمینه، تنش هایی هم میان افراد ایجاد می شود؛ تنش هایی که در برهه هایی و در شرایط خاص سیاسی و اجتماعی به اوج خود می رسد و حتی گاه، به شکل برخوردی حذفی و خشونت بار رخ می نماید.
اما دلیل حضور فراگیر و همه جانبه سیاست در امور روزمره مردم ایران چیست؟
رضا امیرخانی، از نویسندگان مطرح ایرانی در این باره تمثیل زیبایی دارد. وی برای توضیح علت حضور سیاست در میان همه اقشار جامعه ایرانی می نویسد: فرض کنید، شمار بسیاری مسافر، سوار بر اتوبوسی شده اند و در میان آنان، احتمالا کاسب، کارمند، کارگر، مهندس، دکتر، دانشجو و... باشند. تا هنگامی که اتوبوس به حرکت عادی خود ادامه می دهد، هر کس در عالم شخصی خود به عوالم و برنامه های خود مشغول است و یا نهایت درباره تخصص خود با دیگری سخن می گوید، اما هنگامی که راننده اتوبوس، کار خطرناکی انجام می دهد و برای نمونه، سبقت بیجا می گیرد و با وسیله نقلیه روبه رو به اصطلاح شاخ به شاخ می شود، صحبت همه مسافران با هر شغل و پیشه ای به شیوه رانندگی راننده اتوبوس پایان می یابد و همه بی گمان، درباره بد بودن شیوه رانندگی راننده اتوبوس سخن می گویند؛ در واقع، ناکارآمدی راننده اتوبوس یا کارکرد بد وی، موضوع صحبت همه مسافران با هر پیشه و شغل و تفکری می شود.
بنابراین، سیطره سیاست در فرهنگ عمومی ایرانیان نیز بدین گونه است که اصحاب سیاست و یا برخی مسئولان، از آنجا موضوع سخن همه مردم هستند که وظایفشان را به درستی انجام نمی دهند و موضوع سخن مردم قرار می گیرند.
در واقع یک ناراحتی و تنش عمومی از ناحیه اصحاب رسانه برای همه مردم پدید می آید و به ناگهان، سیاست دغدغه همه مردم می شود و از اینجا، سیاست و گفتار و رفتار سیاسی وارد فرهنگ عمومی جامعه می شود و به دنبال آن، پیامدها و تنش های سیاست هم وارد زندگی عمومی مردم ایران می شود.
در پایان، باید افزود: این فرهنگ عمومی نیست که به خودی خود، سیاسی است، بلکه این سیاست است که به دلیل ناکارآمدی یا کارکرد ناقص، زندگی مردم را تحت الشعاع خود قرار می دهد؛ اما تکرار و ادامه روند ناکارآمدی و پرداختن به آن از سوی مردم، خواه ناخواه بدون توجه به ریشه آن، تبدیل به فرهنگ عمومی جامعه شده است.
ادامه دارد... .
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
احسنت
لطفا
لطفاٌ بفرمائید درمورد چی نظر نمیدهیم؟
همه درباره همه چیز نظرمیدهند درآخر صلاحیت دیگری روهم زیر سوال میبرند
همه سرمون تو کار همدیگه است ولی ازکار خودمون غافلیم مثلا در ورزش درفرهنگ درتحصیل درسینما...هم همین مشکلات هست. بنظرحقیر مشکل ازنحوه مدیریت است مدیران بعلت کم سوادی ملاک درستی از ارزشیابی زیر دستان اختیار ندارند وفقط نظرات پیرامونی و جو عمومی ملاک کارشان است .مثلاٌ مدیری داشتیم که نحوه ارزشیابی قسمتهای مختلف زیردستش براساس خبرهایی بود که از آبدارچی وراننده وتایپیست اداره برایش برده میشد وخود ازمواجهه مستقیم بانیرو زیر دستش واهمه داشت...یامثلا روزنامه نگارورزشی براساس منافع خاص خودش ایرادات مسئولی را بزرگ ونکات مثبت وی را نادیده میگیرد.شاید شما هم این جمله را از بعضی از دانه درشت های ایشان شنیده باشیدکه "خودمان آوردیمش خودمان هم میبریم"
ولی اخیرا قشری که در باره همه چیز نظر میدهد وهمیشه هم دچار افراط وتفریط هستند جامعه مداح (البته برخی ازمداحان )هستند، ایشان ازعلاقه مردم به اهلبیت (ع)سوء استفاده کرده وبه اسم امر به معروف ونهی از منکر در هر مناسبت بعنوان دلسوزی نظرات جریان خاصی را مطرح و پروبال میدهند وبرعلیه جریانی دیگر موضع میگیرندو ایشان راتاحد شمرو یزید پایین می آورند وبه راحتی از آبروی افراد مورد نظر میگذرند .ازخدا هم نمیترسند زیرا خودرا بیمه شده میپندارند.
از دلایل عمده شرکت مردم در مباحث عدم آگاهی مسئولین، و نداشتن تخصص در زمینه های کاری است، بنابر این مسئولین با اشاعه یک زمینه نادرست بازخوردهائی از رفتار مردم دریافت نموده و آنچه در جهت رفاه است انجام نداده و عکس آنرا اجرا میکنند.
خيلي مثال جالبي بود و ديگر اينگه اون راننده در تمام زمان رانندگي مرتب و با صدايي بلند كه تمام سرنشينانش بشنوند از مهارتهاي خود در رانندگي ميگويد و اينكه هيشكي نميتونه مثل مو رانندگي كنه بعدش چپ و راست خرابكاري ميكنه
آنتونیو گرامشی این مطلب را 70 سال پیش گفته است
خوب بود
این نشانه کشور جهان سومیست که اخبار داخلیش 10 دقیقه است . اخبار خارحیش 1 ساعت چرا مردم سیاسی نشن؟اصلا چی کار بکنن از بی کاری ویس عاری
بیشتر پیش میرفتی توقیف میشدی ترسو
احزاب اجازه فعالیت داشته باشند که بتوانند مطالبات مردم را از دولت بگیرند وجوابگوی جامعه باشند وقتی این موارد فراهم شد دیگر مردم به فکر زندگی خودسان هستند.این بحث های سیاسی بین مردم چه آسیبهایی که به روح وجسم مردم وارد می کند
برای اینکه مردم در کشورهای پیشرفته نماینده انتخاب میکنند و انها برایشان دل میسوزانند و خودشان با دل راحت زنگی میکنند و بر اساس توانایشان و لیاقتشان شغل مناسب دارند و اگر ثروتمند شوند بر اساس هوش و توانایی شخصی بوده واکثرا از هیچ به همه چیز رسیده اند و همه زیر سوال از کجا اوردی میباشند به محض برداشت بیشتر از 1000 دلار یا یورو با پیامک میپر سند چه میکنی؟ از همه دنیاثروت ومنابع می مکند تا مردمشان رفاه داشته باشند. اینجا میلیاردها وام به خودشانی ها مدهند طرف میبرد خارج برای بچه هایش سرمایه گذاری میکند و موقع پرداخت اصلا به پشیزی بانک را حساب نمکند فقط لیست اسماشان در جیب اینها میماند . برعکس اینجا از جیگر مردم میکنند میدهند کشورهای دیگر که بگیم ما دلسوز جامعه جهانی هستیم . اینها را با همدیگر مرور نکنیم دق میکنیم.سیاسی نیستیم درد دل میکنیم . علت دیگر نیز تعداد با سوادها نیز بیشتر شده و بینش بالا رفته است.
وقتی احزاب ونهاد های مدنی درست وحسابی نداشته باشیم که این وظیفه را بدوش بکشند همه مردم بناچار به سیاست کشیده می شوند
به نظرم قياس خيلي مسخره اي است چون اگر راننده اتوبوس يك كار خارق العاده اي هم انجام دهد اين اتفاق مي افتد چه خوب چه بد .درحالت كلي هر ابتكاري چه خوب وچه بد اين مثال را شامل مي شود گرچه تابناك از ترس انحراف مردم تا الان حتي يك كامنت مرا هم نگذاشته ولي حداقل براي فهم مغزهاي كوچك خودشان هم خوب است كه كامنت بدم
این حرف ها چیزی جز جوک نیست چون خودتون می دونید که وقتی راننده نمی خواهد پذیرایی کند مردم را به حرف سرگرم می کند ویا صحنه های ساختگی
سلام یعنی شما متوجه نشدید که یک اگه یک راننده خوب رانندگی کنه باز هم مردم میگن که چه راننده خوبی مارو از مرگ حتمی نجات داد؟
1-نميدانم علت اصلي اينكه ما ايرانيها(از جمله خودم) دوست داريم در زمينههاي مختلف اظهار نظر كنيم چيست؟ در حالي كه امروزه بيشتر به نظرات كارشناسان و متخصصان هر امري رجوع ميشود و عامه مردم در همه زمينهها سخن نميگويند.اين موضوع نيازمند تحليل جدي از سوي متخصصان روانشناسي اجتماعي است.
2-فكر ميكنم سياسي بودن يا سياسي شدن مردم(اگرچه در دهه اول انقلاب يك ارزش محسوب ميشد) ارتباط نزديكي با نابساماني در اداره كشور،شهر،منطقه و حتي خانه دارد. من هم براي اين موضوع تمثيلي دارم كه از خيلي پيشتر با نزديكان مطرح ميكردم.تصور كنيد در خانه يا محل كارتان نشستهايد ناگهان جريان برق قطع ميشود.ابتدا براي دقايقي منتظر ميمانيد اما وصل نميشود. انتظار طولانيتر و غير متعارف ميشود. به تكاپو ميافتيد شايد مشكل پست برق منطقه جدي باشد.تماس ميگيريد و جواب سربالا ميشنويد. با ناراحتي سراغ مسئول بالاتر را ميگيريد و باز هم پاسخ قانع كنندهاي دريافت نميكنيد. شايد تا آن لحظه نميدانستيد وزير نيرو كيست؟ اما نام او را جستجو ميكنيد. بعد دستگيرتان ميشود وزير نيرو دانشآموخته رشتهاي غير از برق مثلا عمران است.آنگاه شروع ميكنيد به انتقاد از وزير و نصب كنندهاش.
اكنون شما فردي سياسي شدهايد و حرفهاي سياسي ميزنيد چون كه اين وزير در يك مناسبات پيچيده قدرت بر سر كار آمده و سخن گفتن در باره او ممكن است عليه جرياني سياسي تلقي شود و...
حال برگرديم به اول داستان. اگر برقتان قطع نشده بود باز هم ميدانستيد وزير نيرو كيست؟
باسمه تعالی
به نظر من اصلا مطلب علمی نبود و مثال هم مثال بسیار بی ربطی بود. ایا عملکرد دولتمردان اروپایی کاملا بی نقص است که در آنجا مردم خیلی به سیاست توجه نمی کنند.
حتی اگر مثال را درست هم فرض کنیم ایا همیشه مقصر راننده اوتوبوس است یا احتمال هم وجود دارد که مقصر طرف مقابل باشد.
از سایت وزین تابناک بعید بود شروع مطلب را این گونه آغاز کند.لطفا در مطالب دقت بیشتری به عمل آید
به نظر می رسد در دلایل سیاست زدگی مردم نخبگان و رسانه ها نقش بسیار مهمی ایفا می کنند
دانشجوی دکتری علوم سیاسی
ریشه علت فراگیر شدن گفتگو درباره سیاست در جامعه ایران نیازمند کار کارشناسی و تخصصی در حوزه جامعه شناسی و مطالعات فرهنگی است. اولاً آقای امیرخانی صرفاً یک نویسنده هستند. ثانیاً حرفی که ایشان زده اند صرفاً یک فرضیه است و نه چیز دیگری!!!
علت اصلياش اين است كه مردم تفريح كه ندارند، نصف وقتشون هم كه تو ترافيك صرف ميشه، پس بهترين سرگرمي بحث و گفتگوي داغ سياسي است.
واقعیت این است که مسولان ما جز با سیاست نمی توانند نوع دیگری مدیریت کنند و آنها مردم را به این وادی کشانده اند وگر نه مدیریت یک جامعه ده ها عرصه دارد به تعبیر دیگر رانندگان اتوبوس وشاگردانشان عمدا چنین می کنند تا روز بگذرد جالب است که هر روز هم سوژه جدید طراحی میشود ومردم را خیلی جالب سر گرم می کنند
وقتي نظام سياسي انگشت تو هر سوراخي مي كنه و در هر زمينه اي مي خواهد فعال ما يشاء باشه و خودش را تنها مرجع حل اختلافات اعم از خانوادگي تا سياسي ميدونه اوضاع بهتر از اين نمي شه. اما با نظر آقاي اميرخاني كاملا موافقم . در يك جامعه كه ناكامي در آن زياد شود و منابع همگي در دست دولتهايي ناكارآمد تجميع يابد طبيعي است كه مردم اينقدر به اوضاع سياسي نگاه كنند.
واقعیت این است که مسولان ما جز با سیاست نمی توانند نوع دیگری مدیریت کنند و آنها مردم را به این وادی کشانده اند وگر نه مدیریت یک جامعه ده ها عرصه دارد به تعبیر دیگر رانندگان اتوبوس وشاگردانشان عمدا چنین می کنند تا روز بگذرد جالب است که هر روز هم سوژه جدید طراحی میشود ومردم را خیلی جالب سر گرم می کنند
مردم همیشه باید در صحنه باشند . اگر درصحنه نباشند استکبار و دشمنان خارجی خیلی راحت از بی تفاوتی مردم سود جسته و به انقلاب اسلامی غلبه میکنند.لازمه حضور همه جانبه مردم در صحنه های اجتماعی داشتن آگاهی و بصیرت یا همان دید سیاسی است. رمز موفقیت 32 ساله انقلاب اسلامی همین دید سیاسی است که مردم دارن.خوشبختانه مسئولین وخادمین انقلاب از همان روزهای اول تاکنون اهمیت این موضوع را درک نموده و با همگانی کردن اطلاع رسانی و تحلیل سیاسی مردم را باین موضوع عادت داده اند.
تا وقتی که خطر استکبار بطورکامل از سر انقلاب اسلامی دفع نشده این روش ادامه خواهد یافت.
...در تائید اینکه مردم وقت بیکاری زیادی دارند....خدمتتون عرض کنم که اینجا مردم
اصلا با سیاست کاری ندارند...و میگن سیاستکاری را به سیاستمداراشون سپردن.
خون هرکسی وظیفه ای دارد و هیخکس بیکار نیست.
سلام
واقعا تحليل جالبي بود
ولي چرا همه در مورد فوتبال صاحب نظرن !!!!
در مورد احكام شرعي !!!!!!!!
در مورد
.
.
.
n
از بس صدا و سیما و جراید همه زار و زندگیشونوگذاشتند رو خبرهای سیاسی
همه بخشهای خبری در هر نوبت شونصدبار خبرای سیاسی رو پخش می کنه و برای اینکه مردم از خبرای سیاسی عقب نمونند ساعت 10 دوباره تکرار می شه جان خودم فک کنم تنها کشوری باشیم که اسم سیاست مدارای کشورهای آفریقایی وآمریکای جنوبی رو بلدیم و می دونیم الان تو فلان کوچه بورکینافاسو یه سنگ خورده تو سر یه جانوری از مملکت خودمون هم که فقط از انرژی هسته ای و قراردادنفت وگاز هند و ... خبرداریم آخ مردیم اینم یه راه سرگرم کردن مردمه دیگه تا فکر اقتصاد و دین و ...نباشن این روزا بعضیا !!! نمیدونن که ماه رمضونه ولی از اتفاقات لندن خوب خبر دارن
چون اینطور پرورش یافته ایم
عوامل پرورش عبارتند از :
صدا و سیما
مدرسه و دانشگاه
رسانه ها
خانواده
محیط
جهت اطلاع بايد بگويم كه اساسا"پرورش نيافته ايم.
ايراني فردي است كه شخصيت او در واكنش طبيعي به رويدادها شكل ميگيرد و هيچ سيستم و برنامه ايدر آن دخالت ندارد.
مطالب فوق خیلی خوب هست ولی دلیلش این هست که وقتی شعور ، آگاهی مردم از قانون مدنی کشور بیشتر باشد.
این مردم نیستند که از سیاست حرف می زنند شما یه روز وقتت رو بزار و پای رادیو و یا تلویزیون بشین،اون وقت می فهمی که چگونه به این امور افراطی پرداخته می شه
آخه بنده ی خدا همین شما ، اگه رسانه از سیاست صحبت نکنه فردا میای میگی معلوم نیست دارن چی کار می کنند و مردم رو تو جریان کارها قرار نمیدند
چندین سال پیش همزمان با انقلاب در ایران بنده در آمریکا بودم مردم آنجا اصلا" میلی به بحث سیاسی نداشتند زیرا زندگی مرفهی داشتند و تفریح آنها هم بموقع بود شاید امروز که کمی دچار بحران اقتصادی شده انددر مورد ان بحث کنند ضمنا"اگر درایران هم تمام کاسه و کوزه اقتصاد بد و بیکاری را نتوانند درمان کنند مسولین همه اش راجع به سیاست حرف میزنند که مردم با شکم گرسنه مشغولیات داشت باشند!!؟؟
1.از خصوصیت های انسان نیاز به اموزش است.
2.اموزش ها معمولا در دوران تحصیل فراگرفته می شود.درمواردی نیز در سازمان های اجتماعی.
3.فعالیت و رفتار صحیح سیاسی از جمله مسائلی است که نیاز به اموزش دارد.
4.بدون تردید وبدون هیچ اختلاف نظری تا بهمن 57 ازادی فعالیت سیاسی در ایران فراهم نبود.گرچه بعد از انقلاب دچار نوسان و حداقل برای برخی اقشار همرا بود.
4.نیز دریک مسئله نباید تردید داشت که مکان اموزش وتمرین کار سیاسی،احزاب سیاسی سالم هستند.
5.به نظر می رسد تمتم احزابی بعد از انقلاب شکل گرفته همه دراستانه انتخابات بوده وتا دور بعد کرکره ان پایین کشیده شده،به جبر یا اختیار.
6.ظاهرا به دلیل این مشکل حتی نخبگان جامعه تمرین رفتار سیاسی سالم را ندارند.لذا رفتارها انفعالی اس.
دلائل اینکه...
.
.
.
چرا مردم ایران همیشه از سیاست صحبت می کنند....!
.
.
.
1_ کمبود شدید برنامه ها و مراکز تفریحی
.
.
2_ گرانی و تورم
.
.
3_ کیفیت بد کالاهای تولیدی داخلی و وارداتی ان هم فقط از چین و روسیه
.
.
4_ سرگرم نمودن مردم توسط احزاب سیاسی از طریق پیامک و اینترنت در جهت منافع خودشان
.
.
5_نگرانی مردم از آینده وضعیت شغلی و مسکن و معاششان
.
.
6_ نگرانی مردم از وضعیت حال و آینده سیاسی و امنیتی کشور
.
.
7_ سیاسی عمل نمودن صرف رسانه های جمعی بویژه صداوسیما در بخش خبر
.
.
.8_ بی نظمی در امور مختلف کشور و در نتیجه ربط داده شدن صحیح و ناصحیح همه امور به سیاست
بسیار عالی ودرست . شما برو مصاحبه شجونی را با فرارو بخوان ببین اگر با صد نفر در موردش حرف نزنی دق میکنی
وقتي يه مداح با 4 كلاس سواد در مورد مسائل سياسي اظهار نظر مي كنه و به سياستمداران خط ميده مردم عادي كه اكثر سوادشون از اون بيشتر حق دارند اظهار نظر كنند
عالي بود واقعا مثال جالب و بكري بود.
مردم از چیزی صحبت میکنند که دغدغه اصلی آنهاست .... تو خود حدیث مفصل خوان زین مجمل!!!
اگر نظرات آقای میرخانی درست باشد آنگاه رفتار مردم کشورهایی که وضعیت سیاسی آنها مثل ماست ولی رفتار مردمشان مثل ما نیست چگونه تحلیل میشود؟؟؟!!!
ایشان احتمالا خیلی ساده به موضوع نگاه کرده اند والله اعلم
هدف نهايي سياست ,اقتصاد است.
اگر نفت نبود خيلي از اين سياسيون وجود نداشتند.
كار دولتمردان ما مديريت تقسيم پول نفت است و كار دولتمردان كشورهاي فاقد نفت مديريت كسب درآمد و ارز است.حالا مقايسه كنيد كار كي سختتره؟!
اميد دارن ...
مثال اتوبوس مثالي مناسب ودرستي نبود ونشان دهنده افكارمنفي ويكطرفه نويسنده ميباشد مثلا ميتوانست اينطورمثال بزند كه اين اتوبوس درمسيررفتن به يك جشن بزرك ومهماني زيباميباشد ومسافران همه باهرشغلي درمورداين جشن ومهماني صبحت ميكنند
كشورما هم اكنون درشرايطي قراردارد كه شايد تاكنون درتاريخ اين ممكلت كمترسابقه داشته است كشورايران درحال توسعه ورشد وموانع بسياري اعم ازسياست كشورهاي فرامنطقه اي ومنطقه اي روبرواست وباتوجه به بداخلاقي هاي فراوان ودشمني هاي زياد كه ميشود دراين كلام خلاصه نمود كه اهدافي بجزجلوكيري ازرشد وتوسعه كشورايران رابدنبال دارد بنابراين مردم به خاطراين مسله باهركسي باسليقه وعقايد خاص خويش قضاوت مينمايد 0
با نظر شما موافق مثال اتوبوس اشتباه هدفدار بود
ولی سیاست اینایی نیست که مردم میگن.
سیاست پدر و مادر نمیشناسه.
وقتي شادي- تفريح و ساير زمينه هايي كه مردم رو به ارتباط ميده در جامعه وجود نداره مردم هم راجع به چيزهايي كه دور وبروشون ميگذره حرف ميزنند
اکثریت مردم ایران سیاستمدار هستند.
حالا بابا بی خیال دور هم حرف میزنیم دیگه چرا گیر دادین اون آقای نویسنده هم که بنده خدا خیلی سطحی استدلال کرده واقعا با یک چوب همه را زده رفته این که درست نیست
بالاخره در تمام دنیا سیاست وجود دارد و جز زندگی همه هست
گل گفتی آی گل گفتی مثل یه بلبل گفتی. ناکارآمدی و بی مسئولیتی مسئولان و کارکنان و بالادستیها موجب نارضایتی و بحث و جدل در میان عوام مردمه. اما کی این مساله حل میشه الله اعلم. خدا به داد ما برسه با این اوضاع نابسامان جامعمون.
خيلي خيلي متشكريم در حد تيم ملي بود
ما که تو جمع فامیل وقتی دور هم هستیم همش درگیر مسائل سیاسی هستیم و تعدادی از فامیلها که استدلالهای الکی و یا طرفداری های غیر منطقی میارند باعث قطع رابطه مان شده
شاخصه جامعه ما در دنیا اسلام است و ما یک جامعه دینی!!!معرفی شده ایم..بزرگتر ها (پیشینیان)هم گفتند دیانت ما همان سیاست ماست..اخه قربونت برم..غیر از سیاست ما چی داریم؟اقتصاد..ورزش..تفریح..بقیه اش هم خودت بگو.(.میگی اما میدونم اینارو نمینویسی منم تا میتونم نظر میدم..)
گر شما در جامعه ايراني زندگي كنيد از صبح كه از خواب بيدار مي شويد آنقدر در رسانه ها مسائل سياسي مطرح مي شود كه واقعا به ستوه مي آييد. از سويي ديگر خود نظام نيز مردم را به دخالت در امور سياسي تشويق مي كند. مثلا ما در سال حداقل 3 راهپيمايي سياسي داريم. مناسبتهايي كه كاركردهاي سياسي دارند. ولي پرداختن به مسائل اجتماعي كه مي تواند باعث نشاط در جامعه شود بسيار كم داريم. مثلا عيد نوروز كه مناسبتي كاملا بومي و با كاركرد اجتماعي است. واقعا به جز برنامه هاي تلويزيوني چه برنامه هاي اجتماعي و مشاركتهاي اجتماعي در عيد نوروز يافت مي شود. از سويي ديگر از آنجا كه جامعه ايراني يك جامعه مقيد و متدين است و روزانه با مسائل ديني سر و كار فراوان دارد و چون نظام سياسي ايران از ديانت جدا نيست، نمي توان توقع داشت كه مردم ديانت داشته باشند ولي به سياست كاري نداشته باشند!
مسئله ديگري كه باعث گرايش مردم به صحبتهاي سياسي است ملي شدن بسياري از منابع سرشار كشور است. مثلا چون نفت كشور به دست سياسيون است و از آنجا كه مردم نفت را از آن خود مي دانند، هر روزه اين سوال در ذهن تك تك ايرانيان مطرح است كه پول نفت را سياسيون چه مي كنند. از سويي ديگر كل اقتصاد ايران بصورت سياسي اداره مي شود. مردم با مسائل اقتصادي نيز سر و كار زيادي دارند لذا به ناچار باز هم در سياست دخالت مي كنند.
در آخر اينكه سياسي كاري هاي بسياري از مديران و دخالت سياست در زندگي روزمره ايرانيان مردم را ناچار به صحبت سلسله وار در مباحث سياسي مي كند.
بديهي است پرداختن به اين موضوع از حوصله اين نگارش خارج بوده و براي بررسي همه جانبه آن، نگارش يك مقاله اجتناب ناپذير است.
مگه چیزی به جز این در مملکت وجود دارد؟ از خودتان بپرسید که همه را روانی و ناامید کرده اید. ما همیشه دشمن داریم.!! برانداز داریم!!! اسرائیل و آمریکا در کمین ما هستند !!! و... و ... و.... !!!!!
با تشکر از سئوال زیبای شما
آفرین به این تحلیل پس مرگ بر آمریکا
گربميرد عدو جاي خوشحالي نيست
كه زندگاني ما نيز جاوداني نيست
"گلستان سعدي"
بسیار نظر جامع و درستی است.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.