آخرین خبرعکس: زیباترین مناطق گردشگری جهان در ایران!
3بازدید
۶۴

فرهنگ عمومی(5)؛

چرا «صداقت» در رفتار جامعه و حاکمان کمرنگ شده است؟

در فرهنگ عمومی ایرانیان، معذرت خواهی، طلب بخشش و تلاش برای جبران اشتباهات و ناکامی ها ضعف و ناتوانی تلقی می شود و عموما ایرانیان، کار و فعالیت خود را جزیی ناگسستنی از هویت و بودن خود و عملکرد خود را جزو ثوابت بنیان وجودی خود می‌دانند که...

چرا «صداقت» در رفتار جامعه و حاکمان کمرنگ شده است؟
سرویس فرهنگی ـ یکی از موارد مهم در جامعه کنونی ایران و در فرهنگ عمومی مردم و طبعا مسئولان و سیاستمداران، کمرنگ شدن صداقت و شفافیت است، به گونه ای که در برخی موارد، هاله‌ای از ابهام و تردید درباره مسائل اصلی زندگی مردم در میان خود مردم و در ارتباط آنان و مسئولان ایجاد کرده است.

به گزارش «تابناک»، در فرهنگ عمومی ایرانیان از مردم عادی گرفته تا مسئولان، رفتار بر پایه صداقت و شفافیت به دلایلی پا نگرفته و این هم دلایلی دارد.

بر این اساس، یکی از دلایل عدم شفافیت و صداقت، «تمایل عجیب ایرانیان برای زندگی کردن در ابهام و کشیدن حالتی از ابهام پیرامون زندگی و فعالیت های افراد است». این تمایل به زندگی در ابهام نوعا در بین مسئولان کشور هم دیده می شود و حتی مسئولان هم با علم به اینکه، ابهام در فعالیت ها بی اعتمادی مردم را به وجود می آورد، همچنان فعالیت ها، سیاست ها و عزل و نصب های خود را در ابهام نگه می دارند، این در حالی است که یکی از مولفه های ذهنی ایرانیان برای همکاری با اشخاص، صداقت، شفافیت و به اصطلاح رو راست بودن آنان است؛ شرطی که اگر برای ایرانیان فراهم نباشد، به تحقیق می توان گفت که هیچ همراهی و همکاری از سوی آنان صورت نخواهد گرفت.

یکی دیگر از دلایل نبود صداقت و شفافیت، «ترس و نگرانی از آشکار شدن شکست ها و عیوب و نقص هاست»؛ بنابراین، عموم ایرانیان آشکار شدن شکست ها و یا ناتوانی خود را دال بر ناتوانی خود دانسته و تا جایی که می‌شود، می کوشند که نه خبری از شکست ها و ناکامی های آنان  منتشر شود و نه کسی به خاطر شکست، آنان را بازخواست کند.

این در حالی است که مجموعه فعالیت‌های انسان، آمیزه ای از کامیابی‌ها و ناکامی‌هاست، اما در ایران به ویژه در دورانی که افراد در قدرت هستند، کمتر از شکست‌ها و ناکامی‌های آنان خبری شنیده می شود و عموما اخبار کشور برگرفته از خبر موفقیت‌های روز افزون آنان است و تنها پس از ترک قدرت است که اخبار ناکامی‌ها در حجمی گسترده در میان افکار عمومی منتشر و به بی اعتمادی افکار عمومی منجر می شود.

این مسأله در بعدی به اشخاص برمی‌گردد و در بعدی دیگر به قضاوت اجتماع، به کسی که صادقانه و مخلصانه به شکست و ناکامی خود اعتراف می کند. در واقع سیستم ارزیابی در ایران، تنها پیروزی‌ها را می‌بیند و عملکرد افراد بر پایه مجموعه ای از شکست و پیروزی‌ها ارزیابی نمی‌شود؛ چه بسا مدیری که ده‌ها کار ارزنده انجام دهد، به دلیل یک شکست از کار برکنار شده و در مقابل شخصی با انفعال و فقط پیروزی در یک کار، به نحو شگفت‌آوری ارتقا می‌یابد.

پس عموما به خاطر ترس از تخفیف و سرزنش، شکست‌ها و ناکامی‌ها پنهان می‌شود و کسی خبری از آنها نمی‌شنود.

از دلایل دیگر عدم صداقت و شفافیتنه ترس از آشکار شدن شکست‌ها، بلکه «تعدد شکست‌ها و ناکامی‌ها» در اجرای کارها و فعالیت‌های شخصی و حکومتی است و در حقیقت انجام نشدن کارها و امورات شخصی و عمومی به صورت نادرست به دلایل گوناگون است. زمانی که افراد بدون داشتن تخصص لازم در پست‌های مختلف گماشته می شوند؛ این خود آغاز پنهان کاری است، چون طبیعتا افراد فاقد تخصص اشتباهات و ناکامی‌های بسیار بیشتری از افراد متخصص دارند؛ بنابراین، از زمان انتصاب یک فرد غیر متخصص، باید انتظار داشت که پنهان کاری و عدم شفافیت آغاز شود و هیچ خبر درستی از فعالیت‌ها، موفقیت‌ها و شکست‌ها به گوش مردم نرسد.

در واقع این یک سیاست‌گذاری نادرست است که باعث پنهان کاری و عدم شفافیت در جامعه می شود. 

افزون بر این «نبود روحیه معذرت خواهی» از دیگر دلایل نبود شفافیت و صداقت در بین مردم و مسئولان است.

در فرهنگ عمومی‌ایرانیان، معذرت خواهی، طلب بخشش و تلاش برای جبران اشتباهات و ناکامی‌ها ضعف و ناتوانی تلقی می‌شود و عموما ایرانیان کار و فعالیت خود را جزئی ناگسستنی از هویت و بودن خود می‌دانند و عملکرد خود را جزو ثوابت بنیان وجودی خود می‌دانند که گویا اعتراف به اشتباه بودنش از یک سو، شأن و شخصیت آنان را فرو می‌کاهد و از سوی دیگر، گویی خللی در بنیان وجودی آنان ایجاد می‌کند و بدین گونه است که جامعه تمایل دارد در ابهام و بدون شفاف سازی عملکردها، مواضع و سیاست‌ها پیش رود.

به راستی، چه دلایل دیگری برای نبود صداقت و شفافیت در میان مردم و مسئولان ایرانی می‌توان احصاء کرد؟ گویا مشارکت شما در این بحث، بتواند برای ترسیم آینده‌ای روشن راهگشا باشد.

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۱۱ ۲۲:۳۲

خب، حالا با همون آی پی معمولیم گرفتمت! اینه که دیگه بهت فش نمیدم.

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۱۱ ۲۱:۲۹

وقتي مسيولين و مخصوصا دولت با مردم صادق نيستند از بقيه چه انتظاري بايد داشت؟

علی۱۳۹۰/۰۶/۱۱ ۲۰:۲۴

این خیلی بده که دروغ میگن و خیلی وقتها بر دروغشون اصرار هم می کنند!!!!

از تنگستان۱۳۹۰/۰۶/۱۱ ۱۸:۵۶

کی صادق بودند که حالا کم رنگ شده

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۱۱ ۱۲:۲۱

من اگر از یک خصلت یانکی ها خوشم بیاد، همین رک و صریح بودنشونه. ، مثلا ژنرال آمریایی گفته بود ما در جنگ افغانستان شکست خوردیم،یا مقاماتش وجود بحران اقتصادی و افزایش بیکاری را ،به جای تکذیب کردن ،با مردم کشورشان در میان می گذارند.

احمدی۱۳۹۰/۰۶/۱۱ ۰۸:۱۲

مسلمان هر موقع اشتباه کرد و به اشتباه خود پی برد و اقرار کرد مايه مباهات و افتخار جامعه خود می ميباشد متأسفانه از روی غرور و تکبر و لجوجيت سعی ميکند آن اشتباه را درست توجيه کند

محمد۱۳۹۰/۰۶/۱۱ ۰۲:۵۲

جالبه وقتی یک نفر به تابناک می تازه تابناک نظر تازنده رو میذاره بعد خودش و عواملش رای منفی که کاری نداره بارگذاری می کنه که یعنی سایر نظرات با شما علیه تابناک یکی نیس این هم از صداقت تابناکه می گی نه الان همین رو می ذاره تا ثابت کنه اینطور نیست؟

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۱۰ ۱۹:۵۳

تعجب میکنم که چرا یکنفر از این ادمهائی که نظر دادن ننوشتن که.بابا اخر این همه زشتی ها ووو میدونید چی میشه.میشود سقوط..باور نمیکنید.این رو تاریخ میگه.

محمد۱۳۹۰/۰۶/۱۰ ۱۷:۲۶

علت اصلی بی صداقتی در مسئولان ریشه در این موضوع دارد که آنها براساس شایسته سالاری انتخاب نشد اند یا حداقل توان انجام امور محوله در حد و اندازه آنها نیست بنابر این دچار اشتباهات زیادی می شوند و اگر قبول کنند که مرتکب اشتباهات زیادی شده اند پس باید صندلی مسئولیت را ترک کنند که البته تمایلی به اینکار ندارند فلذا هیچگاه اشتباهات خود را قبول نمی کنند

مهدی۱۳۹۰/۰۶/۱۰ ۱۶:۳۶

سلام
مسائل انسانی را بهتر است با چشم انسان شناس نگاه کنیم تا جامعه شناس.
ترویج مادی گری، آسان شدن مسیر طی مدارج علمی و سبک شدن حجم کتابهای درسی، ترویج مباحث پوچ مانند غرورقومی، معصوم جلوه دادن انسانهای عادی و عادی جلوه دادن معصومین، مدیریت افراد مغرور و خود نشناخته، فاصله گرفتن از مکتب اصیل الهی اسلام و پناه بردن به مکاتب دست ساز غربی، فاصله گرفتن از تربیت و مشاور دینی و اعتماد به مشاورین درون تهی کلاسیک. سریالها و فیلمهایی که هیچ قاعده ای را در انسان سازی و زندگی اجتماعی محترم نمیشمرند و به طرو جامع ندانم کاری های فردی و اجتماعی تعداد معدودی از عوامل تربیت نسلی می شوند که نقص های خود را هم خصوصیتی ممتاز می داند.
ریشه را باید از الگو زدایی و مذهب زدایی و حس گرایی رسانه ها و مربیان هدفدار جستجو کرد.
جای خالی مربیان و علمای "تربیت شده" حس می شود.
علم بدون تزکیه این خروجی را به دنبال دارد.

فرید۱۳۹۰/۰۶/۱۰ ۱۲:۰۹

به نظر من یکی از دلایل مهم این مسئله نهادینه شدن دورویی در جامعه ایرانیست. سالهاست که بدلیل سیاستهای حاکم بر کشور، افراد جامعه از دوران کودکی یاد میگیرند که در محیط شخصی به گونه‌ای زندگی کنند و در انظار عمومی خود را به نحو دیگری جلوه دهند.

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۱۰ ۱۱:۴۹

با تشکر از تابناک که موضوعات خوبی در رابطه با فرهنگ عمومی جامعه مطرح می کنند مانند ،صداقت ،کار وسخت کوشی،تاثیر فرهنگ عشیره ای در انتخابات و....

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۱۰ ۰۹:۴۳

درجامعه امروزی من وهمکارانم که نیروهای قدیمی دراداره ای می باشیم بلحاظ این که سرپرستمان یک نیروی شرکتی می باشد مانیروهای قدیمی راکنارگذاشته وازنیروهای که مثل خودش می باشد بکارمیگیردوان نیروها نه کارمی کنند ونه چندان تجربه کاری دارندوتنهاچیزی که یاددارند چاپلوسی میباشد واکثرنیروهای قدیمی این اداره به جهت داشتن صداقت انها را از بیشتر صحنه ها وکارمحروم کرده اندبه امیدروزی که صداقت مثل قدیم جایگاه خودش را بدست اورد انشاءالله

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۰۹ ۲۲:۴۳

صداقت از جامعه ما رخت بربسته و همه اینها بخاطر دو رویی و منفعت طلبی مسئولین است .

غ۱۳۹۰/۰۶/۰۹ ۲۱:۵۰

به نظر من تابناک کم کم دارد بعضی واقعیت ها را بصورت ریشه ای مورد ارزیابی عموم قرار می دهد که باید از آن استقبال کنیم تا فرهنگ رسانه ای درست در جامعه حاکم شود.

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۰۹ ۱۹:۵۵

علت اصلی این نوع رفتار شاید این باشد که ما حاضر نیسیم هزینه چیزی را که میخواهیم بدهیم و این را زرنگی میدانیم .
قران میفرماید لم تقولون ما لا تفعلون

سام۱۳۹۰/۰۶/۰۹ ۱۹:۳۳

در زمان هخامنشیان بدترین گناه دروغگویی بود وشدیترین مجازات را داشت .ولی امروزه زرنگی محسوب میشو د.بویژه در سیاست به امید روزی که ما هم بدترین گناه را عدم صداقت بدانیم ومجازات سنگین برای ان داشته باشیم .

یعقوب باقرزاده۱۳۹۰/۰۶/۰۹ ۱۸:۱۸

سلام تابناک عزیز نویسنده محترم این مورد
در بررسی موضوعی منطقی نیست که همه جامعه را محکوم به آن نمود جامعه ای که پس از پیروزی انقلاب اسلامیمان در بسیاری از آزمون های الهی با سربلندی بیرون آمده است اما می خواهم عرض کنم که بخشی از جامعه ما همچون شما به بیماری مزمنی مبتلا شده است که آن بخش علیرغم سرتا پا عیب داشتن و بیمار بودن فقط و فقط سعی دارند که دیگران را بیمار و مثلا دروغگو و غیره تلقی کنند اینان هستند که پس از سی و دو سال جمهوری اسلامی از حاکمیت آداب و رسوم و فرهنگ غنی اسلامی و از تشویق و ترغیب جامعه و نسل های امروز به آنها جلو گیری نموده اند راستی بیا اگر شما خود صادق هستید بنویسید که در این گونه موضوعات آیا اول از خود شروع کنیم بهتر نخواهد شد در این صورت دیگر مسئولان و مردم هم از هم جدا نمی شوند چون آنان نیز از مردمند که برای مدتی محدود پست و مقام را از مردم به امانت گرفته اند لذا پیشنهاد این حقیر این است که همواره از خود شروع کنیم چون می توانیم خود را تغییر دهیم اما به تنهایی از تغییر جامعه ناتوان هستیم

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۰۹ ۱۷:۴۲

ملعمي داراي لکنت زبان طلبه اي را در س مي داد مي گفت من ميگم تاف تو نگو تاف تو بگو تاف .
حاکمان و جامعه لکنت صداقت دارند بايد بستر و از اساس عامل ايجاد صداقت يا نابودي آن را درمان واصلاح کرد. شما از خودتان شروع کنيد
ضمنا تذکر بيننده محترم در ارتباط با جابجائي کلمه جامعه و حاکمان بجا و صحيح است . هنوز در ادبيات يک جمله مشکل داريم براي فرهنگ جامعه تز ميديم
فقط فرهنگ يک جالب بود بنظرم در هرموضوعي اول نظرات را جمع کنيد و چکيده آن را با تفسير مختصر ارائه دهيد. هم مفيد خواهد بود هم چنين اشکالات ابتدائي نخواهد داشت.

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۰۹ ۱۵:۴۲

lمگر صداقتی بود که از کم رنگ شدنش دم می زنید؟؟

مجید۱۳۹۰/۰۶/۰۹ ۱۴:۰۳

با سلام
جانم چرا وسعت دید خود را تنگ گرفته ای صداقت در رفتار جامعه و حاکمان از بین رفته است نه کم رنگ شده است بهتر در جامعه و رفتارها افراد و حاکمان دقت کنید تا انچه دیدنی است ان بینید !!!!!!

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۰۹ ۱۳:۲۴

ماهی از سر گندیده گردد نی ز دم !

حسن۱۳۹۰/۰۶/۰۹ ۱۲:۱۵

زمانی که قانون اجرا نشود وضعیت بدین صورت تبدیل خواهد شد

راستگو۱۳۹۰/۰۶/۰۹ ۱۰:۱۴

به قول همین آقای احمدی نژاد : دروغگو ترسو است. هیچ دروغی نیست که از ترس منشا نگرفته باشد. ترس از مواخذه- از دست دادن میز و مقام و منافع سرشار و مفت .......

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۱۱ ۱۷:۲۹

به ایشان بفرمایید،توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند!!!

ahmadmoradi۱۳۹۰/۰۶/۰۹ ۱۰:۰۷

من تصمیم داشتم هیچوقت نظری در تابناک ننویسم چون این چندمین بار است که من نظراتم را می نویسم و چاپ نمی شود تا جائی که فکر می کنم این نظرات را هم خوانندگان شما نمی نویسند، بلکه خودتان به نام نویسندگان چاپ می کنید این نامه را هم ننوشتم که چاپ کنید، فقط خواستم بگویم خجالت بکشید،تا همین درجه هم صداقت ندارید، اول صداقت را از خودتان شروع کنید،بعد از دیگران بخواهید ،مثلا وقتی خوتان پست و مقامی داشته باشید غیر از این رفتار می کنید.

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۰۹ ۰۹:۰۹

یه سوزن به خودت بزن جوالدوزی هم به دیگران .خود تابناک از اون سایت های بی صداقته ک من مدتها بود کنسلش کرد بودم.فقط و فقط منافع خودتون

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۱۱ ۱۲:۰۰

حالا اگر هنوز بی صداقته، چرا اون کنسلیتو هم کنسل کردی!!!

سارا۱۳۹۰/۰۶/۰۹ ۲۳:۵۴

برو یه جای دیگه پس

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۰۹ ۰۸:۰۰

روایتی از مولا علی خواندم:

اگر میخواهی خوشبخت زندگی کنی، پنهان زندگی کن.

تا زمانی که فقط منافع مادی محور و هدف زندگی باشد، صداقت ابزاری زنگ زده است.

نيما۱۳۹۰/۰۶/۰۹ ۰۴:۴۲

به نظر من چند راه حل مي تونه داشته باشه:
1.انتقاد كردن ازاد بشه (منظورم بعد از انتقاد)
2. جلسات مناظره واقعي و صادقانه كه به دور از منافع گروهي ادما است و مشكلات عميق جامعه را به چالش بكشه برگزار بشه.
3. قوانين وسيستم مان به روز بشود وقوه قضائئ توانمند وقانونمند بشود
4.روزنامه هاي منتقد و تلويزيون هاي خصوصي و شبكه هاي اينترنتي ازادانه ودر چهار چو ب قوانين نوشتاري فعاليت كنند نه قوانين سليقه اي
5. توليد وتخصص ارزش گذاري براي عامه مردم باشد نه بيشتر پول داشتن اونم از هر راهي
... با تشكر

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۰۹ ۰۳:۲۳

دل خوش از آنيم که حج ميرويم
غافل از آنيم که کج ميرويم

کعبه به ديدار خدا ميرويم
او که همينجاست کجا ميرويم

حج بخدا جز به دل پاک نيست
شستن غم از دل غمناک نيست


دين که به تسبيح و سر وريش نيست
هرکه علي گفت که درويش نيست

صبح به صبح در پي مکر و فريب
شب همه شب گريه و امن يجيب

نيما۱۳۹۰/۰۶/۰۹ ۰۱:۱۵

به نظر من چند راه حل مي تونه داشته باشه:
1.انتقاد كردن ازاد بشه (منظورم بعد از انتقاد)
2. جلسات مناظره واقعي و صادقانه كه به دور از منافع گروهي ادما است و مشكلات عميق جامعه را به چالش بكشه برگزار بشه.
3. قوانين وسيستم مان به روز بشود وقوه قضائئ توانمند وقانونمند بشود
4.روزنامه هاي منتقد و تلويزيون هاي خصوصي و شبكه هاي اينترنتي ازادانه ودر چهار چو ب قوانين نوشتاري فعاليت كنند نه قوانين سليقه اي
5. توليد وتخصص ارزش گذاري براي عامه مردم باشد نه بيشتر پول داشتن اونم از هر راهي
... با تشكر

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۰۹ ۰۱:۱۳

زیرا اکثر ما ایرانیها انسانهای بسیار بیخودیم و به فکر پیشرفت جامعه نیستیم و هیچ کاریمون حساب و کتاب نداره و از همین مردم حاکمان انتخاب میشوند.

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۰۹ ۰۰:۳۸

باید به صداقت و بیان حقیقت هرچند تلخ و ناخوشایند به عنوان یک ارزش و شهامت فردی بیش از پیش بها داد و این اتفاق نخواهد افتاد مگر آنکه مسولان و مدیران این امر را از خود شروع کرده و به مرور به تمامی اقشار جامعه تسری پیداکند.

حسن۱۳۹۰/۰۶/۰۹ ۰۰:۰۸

چون مسئولین با مردم صادق نیستند

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۰۸ ۲۳:۱۵

دو گدا در خیابانی نزدیک واتیکان کنار هم نشسته بودند. یکی صلیب گذاشته بود و دیگری ستاره داوود... مردم زیادی که از آنجا رد می شدند، به هر دو نگاه می کردند و فقط در کلاه اونی که پشت صلیب نشسته بود پول می انداختند.

کشیشی از آنجا می گذشت، مدتی ایستاد و دید که مردم فقط به گدایی که صلیب دارد پول می دهند و هیچ کس به گدای پشت ستاره داوود چیزی نمی دهد. رفت جلو و گفت: رفیق بیچاره من، متوجه نیستی؟ اینجا مرکز مذهب کاتولیک است. پس مردم به تو که ستاره داوود گذاشتی پول نمی دهند، به خصوص که درست نشستی کنار یه گدای دیگری که صلیب دارد. در واقع از روی لجبازی هم که باشد مردم به اون یکی پول میدهند نه تو.

گدای پشت ستاره داوود بعد از شنیدن حرفهای کشیش رو کرد به گدای پشت صلیب و گفت: هی "موشه" نگاه کن کی اومده به برادران "گلدشتین*" بازاریابی یاد بده؟

* مراقب باشید به لجبازی با یکی، سکه تان را در کلاه دیگری نیاندازید، یا رای تان را در صندوق دیگری نیاندازید!

فرید۱۳۹۰/۰۶/۱۰ ۱۲:۰۲

داستان بامزه‌ای تعریف کردی ولی چه ربطی به موضوع داشت؟

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۱۰ ۱۱:۴۳

خیلی باحالی دمت گرم

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۰۹ ۱۳:۵۳

تمثیل جالبی بود

محمد۱۳۹۰/۰۶/۰۸ ۲۳:۰۸

به دلیل آن است که یک رسانه ای مانند تابناک از امکانات بسیار خوب برخوردار است و خود منشا آموزش نا امیدی دلسردی و دروغ افکنی در جامعه است شب در رسانه ملی سخن از صداقت دارد و به دنبال آن سایت تحت نظرش به مردم دنیا بی اعتباری و دروغگویی ملت مسلمان و روزه دار ایرانی را شایع می کند به کدام هدف و مقصد خدا و مردم می دانند ولی آقای محسن رضایی نمی داند. چند نفر دروغگو وقتی تمام وقت در تماس باهم باشند تصور ذهنی خودشان را به همه نسبت می دهند . گلوهایشان پراز خاک باد. عید سعید فطر بر ملت شریف ایران که در تمام صحنه ها با اطاعت از فرامین ولی فقیه زمان خود حماسه های انقلاب اسلامی را آفریده اند مبارکباد . کورتر باد آنها که تصور می کردند جوانان عاشق اسلام مانع سر راه آن ها هستند و باشهادت آنها نان را به نرخ روز خوردند و هنوز قصد های باطل فرماندهی دماغشان را بزرگ کرده است . خدا یا اگر قابل هدایتند هدایت و اگر نیستند همچون صهیونیست ها که در حال اضمحلالند نابودشان کن . این نظر را برای خود دست اندرکاران تابناک نوشتم تا روز حشر نگویند لقمه نانی می خواستیم و هرچه رییس گفت نوشتیم . شاید رییس هم بگوید همین را در نمایش بگذارید تا ثابت کنیم مارا نمی گوید طرف صحبت دروغگویانند ما که راستگوییم؟

کورش۱۳۹۰/۰۶/۱۰ ۲۳:۵۸

همین منفی ها برای گرفتن جواب یاوه گویی هات کافیه

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۰۸ ۲۲:۵۸

این یک بحث عمیق روانشناسانه, جامعه شناسانه و تاریخی است. شاید نیاز باشد که بحثهای عمیق در قالب سمینارها و برنامه های تلویزیونی آغازگر پیدا کردن راه حل ها باشد. با اینحال ساید بتوان از دو شخصیتی بودن ایرانی ها و احساس نیازی که به این روش دارند و نیز کمک شایانی که دو شخصیتی بودن به ما می کند شروع کنیم.

فرهاد۱۳۹۰/۰۶/۰۸ ۲۲:۴۶

وقتی که مامیگیم یه کشوری مثل ژاپن پیشرفت کرده نه تنها از علم وکارتوانسته بلکه از قبولی اشتباهات عدم تکرار وصداقت به مردم ناشی میشود.

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۰۹ ۱۲:۴۶

آفرین میدونید چند روز پیش نخست وزیر ژاپن تنها به خاطر اینکه نتونست در جریان سونامی خوب عمل کنه استعفا داد. از این نمونه ها در ژاپن بسیار است

amar۱۳۹۰/۰۶/۰۸ ۲۲:۴۲

کاش یه روزی بیاد که صداقت و صراحت و شفافیت حاکم بر جامعه ما باشد آن زمان می توانیم ادعای مسلمانی کنیم

ram۱۳۹۰/۰۶/۰۸ ۲۲:۳۴

دلیل اول :
قدرت
دلیل دوم:
قدرت
دلیل سوم:
قدرت

علی۱۳۹۰/۰۶/۰۸ ۲۱:۵۹

با سلام
در جامعه ای که قبح و زشتی دروغ گویی کمرنگ شده باشد ناگزیر راحت ترین راه برای پاک کردن خطاها و توجیح نمودن اشتباهات دروغ گویی و حاشا کردن است که به وفور در بین مردم ومسعولین دیده میشود .

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۱۰ ۱۸:۴۷

مسئولين درست مجيد جان

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۱۰ ۱۲:۰۱

توجیه درسته گلم

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۰۸ ۲۱:۵۸

اضافه بفرمایید دروغ و ریا مسوولین - توهین به شخصیت انسانها بخاطر اعتقادشون و ....

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۰۸ ۲۱:۴۰

۲۳   
نقل است؛  "شاه عباس صفوی"  رجال کشور را به ضیافت شاهانه  میهمان کرد، دستور داد تا درسرقلیان ها بجای تنباکو، ازسرگین اسب استفاده نمایند. میهمان ها مشغول کشیدن قلیان شدند!  ودود و بوی پهنِ اسب فضا را پر کرد، اما رجال - از بیم ناراحتی‌ شاه -  پشت سر هم بر نی قلیان پُک عمیق زده و با احساس رضایت دودش را هوا می دادند!  گویی در عمرشان، تنباکویی به آن خوبی‌ نکشیده اند!

شاه  رو به آنها کرده و گفت: «سرقلیان ها با بهترین تنباکو پر شده اند، آن را حاکم همدان برایمان فرستاده است »

همه از تنباکو و عطر آن  تعریف کرده و گفتند:« براستی تنباکویی بهتر از این نمی‌توان یافت»

شاه به رئیس نگهبانان دربار - که پک‌های بسیار عمیقی به قلیان می زد-  گفت: « تنباکویش چطور است؟ »

رئیس نگهبانان گفت:«به سر اعلیحضرت قسم، پنجاه سال است که قلیان می‌کشم، اما تنباکویی به این عطر و مزه ندیده ام!»

شاه با تحقیر به آنها نگاهی‌ کرد و گفت:  « مرده شوی تان  ببرد که بخاطر حفظ پست و مقام، حاضرید بجای تنباکو، پِهِن اسب بکشید و بَه‌‌‌ بَه‌‌‌‌‌‌  و چَه چَه کنید !»

ای کاش رجال سیاسی امروز ما به اندازه شاه عباس می فهمیدند و قدری پهن بار متملقین و چاپلوسان می کردند، تا بدانند که همه این دست بوسی و پابوسی و نقل کرامات و معجزات برای پست و مقام است و لا غیر!

داود۱۳۹۰/۰۶/۰۸ ۲۰:۵۹

احسن بر شما .... خدا را شاهد می گیرم که کاملا درست اشاره فرمودید... این موضوع درد بسیار شایع در اکثر ادارات و بخصوص در دانشگاهاست......!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

خسته۱۳۹۰/۰۶/۰۸ ۱۹:۴۶

چرا وااقعا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! :دی

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۰۸ ۱۹:۲۰

چون به خدا و روز قيامت و جواب پس دادن هيچ اعتقادي ندارن پس سوار شدن بر خر مراد تو اين دنيا ميشه هدف و براي رسيدن به اين هدف هر عملي حلاله

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۰۹ ۱۷:۴۰

هیچ ربطی نداره. مهم اخلاقیاته!

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۰۸ ۱۹:۱۷

من شخصا چند باری اشتباه کردم و با بیان عذر خواهی و تلاش برای جبران ،، متاسفانه چیزی جز فحش و مسخره شدن و اینکه زیر آبم زده شد چیزی ندیدم ..
.
متاسفانه تو فرهنگ ما ، سو استفاده از صداقت و بدست آوردن منفعت از راه تخریب شیرین تر و جیگر خنک کن تر از دادن فرصت برای جبران و احترام به ارزش های انسانیه .
.
گویی خیلی از ما عقده فحش دادن و به گند کشیدن هموطنمون واسمون یک نیاز شدید روحی شده ..!!

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۱۱ ۱۲:۰۴

ای ول! من هم صادقانه به کارآموزم گفتم این مطلب را نمی دانم، نامرد آشنایی مدیر کل بود و بدجوری زیرآبم را زد. متاسفانه خیلی ها دنبال آتو گرفتن و خود شیرینی اند و ظرفیت پذیرش راستی و درستی را ندارند.

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۰۸ ۱۹:۰۲

کاش این سخن حکیم فردوسی
در اندیشه مردم همیشه میماند که فرمود:

اگر خواهی به هردو سرا آبروی
راستی پیشه کن و راستگوی

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۰۸ ۱۸:۵۸

با تشکر ظاهرا در تیتر خبر باید جای کلمات (جامعه ) و (حاکمان) با یکدیگر عوض شود.

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۱۱ ۲۱:۴۱

نه نبايد عوض بشه چون جامعه حاكمان رو انتخاب ميكنن تو انتخاب هاي كه بوده ببينين كيا راي اوردن كيا راي نياوردن

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۰۸ ۱۸:۵۷

الناس علی دین مولکهم

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۰۹ ۱۲:۴۱

آقایی که توهین میکنی می دونی این سخن فرمایش مولا علی است.

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۰۸ ۱۸:۳۷

ها این صداقت که وگفتی یعنی چه؟!

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.