آخرین خبرسربازان آمریکا و اسرائیل دیگر ‌در امان نخواهند بود
12بازدید

«یه حبه قند» پدر سوخته چیز دیگری است!

بهروز افخمی کارگردان سینما پس از تماشای دوباره یک فیلم «یه حبه قند» یادداشتی را منتشر کرد.

به گزارش «تابناک» افخمی در این یادداشت آورده است: دیروز برای دومین بار در یک هفته با پای خودم به سینما رفتم و «یه حبه قند» را دیدم و عجیب این است که می‌خواهم هر چه زودتر( شاید فردا) آن را برای سومین بار ببینم.

من از این اخلاق‌ها ندارم و در سی سال گذشته برای دیدن هیچ فیلم ایرانی بیش از یک بار به سینما نرفته‌ام. پیش از انقلاب هم فقط برای «قیصر» و «گوزن‌ها» چند بار پول بلیت دادم و فقط همین دو فیلم را بیش از یک بار در سینما دیدم.

اما آن وقت‌ها چهارده سال و نوزده سال بیشتر نداشتم. حالا در پنجاه و پنج سالگی خودم هم حیران مانده‌ام که چرا این جوری شده‌ام و سر پیری عشق «یه حبه قند» به دلم افتاده است. راستی که این فیلم جان ما را جلا داد. نشان ما داد که حتی در روزهای افسوس و در این زمانه عسرت هنوز می‌شود فیلم‌های بزرگ و ماندگار ساخت.

هنوز می‌شود فیلم‌هایی ساخت که قدر سینما را بدانند و لیاقت آن پرده بزرگ سفید را داشته باشند. امسال البته فیلم‌های ایرانی خوب و دیدنی کم نبوده‌اند. من از میان چهار پنج فیلمی که امسال دیده‌ام «مرهم» و «اینجا بدون من» را دوست داشتم اما این «یه حبه قند» پدر سوخته چیز دیگری است.

نمی‌خواهم چیزی از داستان یا جزئیات فیلم تعریف کنم چون می‌ترسم برای شما لذت و حیرت تماشای فیلم لطمه بخورد. این فیلم را حتما باید در سینما ببینید. این از آن فیلم‌هایی نیست که روی صفحه تلویزیون یا سینمای خانگی بشود دید و فهمید.

بیشتر فیلم‌های خوب ایرانی روی صفحه تلویزیون وقتی که کوچک و خانگی می‌شوند بهتر به نظر می‌رسند، چون آنقدر جزئیات و ریزه‌کاری ندارند و پرده بزرگ و سالن سینما را کفایت نمی‌کنند. «یه حبه قند» اما فرق دارد و تجربه دیدنش روی پرده و در میان جمعیت حق مطلب را ادا می‌کند.
این را هم بگویم که اگر به سفارش من به سینما رفتید در چهل وپنج دقیقه اول حوصله کنید و به من بد و بیراه نگویید. چهل دقیقه اول فیلم ممکن است برای بعضی از تماشاگران کمی خسته کننده باشد اما یک ساعت آخر تلافی‌اش را در می‌آورد و اگر مثل من گرفتار و شیفته برای دفعه دوم به تماشا رفتید شاید دیگر نیمه اول هم خسته نشوید. نمی‌خواهم بیش از این چیزی را لو بدهم.

شرح مفصل و تجزیه و تحلیل را از همین حالا سر کلاس‌هایم شروع کرده‌ام و اگر فرصتی باشد در جایی چاپ خواهم کرد. فعلا می‌توانم به طور خلاصه بگوییم چیزی که «یه حبه قند» را تبدیل به یک فیلم بزرگ و ماندگار کرده آن است که سایه بلند پادشاه فیلمسازان خوب یعنی جان فورد بر آن افتاده است. «یه حبه قند» البته شبیه هیچ کدام از فیلم‌های فورد نیست و اصلا شبیه هیچ فیلم خارجی نیست.

این ایرانی‌ترین فیلمی است که من تا حالا دیده‌ام اما جان فورد کبیر هم خیلی ایرانی بود. اینکه او اصل ایرلندی داشت و در آمریکا به دنیا آمده بود ربطی به اصل مطلب ندارد. جان فورد روح و قریحه ایرانی داشت و اگر شما در این مورد با من اختلاف نظر دارید مطمئن باشید که من درست می‌گویم و شما اشتباه می‌کنید.

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

ناشناس۱۳۹۰/۰۷/۳۰ ۰۰:۴۶

ما که هنوز توی اصفهان داریم " ورود آقایان ممنوع " رو می بینیم . از فیلمهای خوب جدید هیچ کدوم اکران نشده. بعضی فیلمها هم که مثل "زندگی با چشمان بسته" اصلا اکران نشد یا مثل آلزایمر چند روز اکران و با فیلم "ورود زنده ها ممنوع " عوض شد. جالبه، خوبه پایتخت فرهنگی کشورمون هم هست خیر سرمون

ناشناس۱۳۹۰/۰۷/۲۹ ۲۰:۲۷

با خواندن این مطلب به دیدن فیلم رفتم از اول اشپزی کردن و پختن و خوردن اصلا ان چیز که ادعا شده نبود متاسفانه سناریو ضعیف بو با یک مشت تصویر زیبا نمی شود فیلم ساخت ما تا اخر منتظر بودیم و....همه پس رفته اند مگر خودشان از هم تعریف کنند

ناشناس۱۳۹۰/۰۷/۲۹ ۱۹:۵۱

من تا حالا 5بار این فیلم را دیدم

ناشناس۱۳۹۰/۰۷/۲۹ ۱۶:۲۱

من از همه لحظات فیلم لذت بردم

آرمان۱۳۹۰/۰۷/۲۹ ۱۴:۵۵

فوق العاده فیلم زیبایی است.من توصیه میکنم حتما این فیلم رو ببنید.یک فیلم به تمام معنا ایرانی که برای تماشاگرش احترام و شعور قائل شده

الناز۱۳۹۰/۰۷/۲۹ ۱۱:۲۴

از نظر منم عالی بود.بازم میخوام برم.نه چهره های آنچنانی داره نه تیپ های آنچنانی....ولی سراسر مفهومه.......

ناشناس۱۳۹۰/۰۷/۲۹ ۱۱:۱۲

ميگن وقتي ايرانيها ميخوان از يه چيزي تعريف كنند بهش فحش ميدن...
چشم اقاي افخمي...منكه اخرين فيلمي كه ديدم مارمولك بود از سينما...ولي اينم ميرم ببينم...

فرامرز۱۳۹۰/۰۷/۲۹ ۰۱:۲۳

اين تيتر مشابهت عجيبي با شعر ايرج ميرزا با مطلع "حب نبات است پدرسوخته" دارد.

ناشناس۱۳۹۰/۰۷/۲۹ ۰۱:۱۶

زیبا بود آقای میر کریمی؛ نه سیاه سیاه، نه سفید سفید!!
نه بوی تملق می داد، نه نشان ریا بر پیشانی داشت؛ زیبا بود آقای میر کریمی!!

مرداب وش۱۳۹۰/۰۷/۲۹ ۰۱:۰۳

آقا بما اگه پول بدن , بهتر از اینا تعریف میکنیم .
آقا اصن کاری میکنیم که پرفروشترین فیلم سال بشه.
چطوره ها.!!!!!
آقا پول؛ فقط هم پول.!!!!!!!

هموطن!۱۳۹۰/۰۷/۲۹ ۱۰:۵۶

انگار هیچ کی از خودش اختیار نداره!!!

خوشش اومده تعریف کرده ،،حالا توام برو ببین تعریف نکردی!!!

ناشناس۱۳۹۰/۰۷/۲۹ ۰۱:۲۱

اللهم اشف کل مریض .

علی۱۳۹۰/۰۷/۲۸ ۲۳:۳۷

نکنه کارگردان بهت پول داده.شیطون

ناشناس۱۳۹۰/۰۷/۲۹ ۱۱:۱۵

آقا شما از عوامل اخراجی ها نیستید !؟

ناشناس۱۳۹۰/۰۷/۲۹ ۰۰:۲۲

چه نگاه شریفی!!!!!

ناشناس۱۳۹۰/۰۷/۲۸ ۲۲:۰۰

چه جوریه که اینقدر ازین فیلم تعریف می کنید؟!

ناشناس۱۳۹۰/۰۷/۲۹ ۱۱:۱۶

خوب برو ببین

ناشناس۱۳۹۰/۰۷/۲۸ ۲۱:۵۹

فارغ از محتواش، نثر جالبی بود

حسن۱۳۹۰/۰۷/۲۸ ۲۱:۱۰

خیلی قشنگ بود

ناشناس۱۳۹۰/۰۷/۲۸ ۲۰:۴۳

khoda hefzetoon kone

omidvaram yek hamchin filmhai namayande Iran dar jashnvarehaie khareji bashad

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.