علی ثابت
منظومه روندها و تحولات خاورمیانه به نام «بهار عربی» یا «بیداری اسلامی» را باید به دقت بررسی کرد و در آن، موضوع و محمول و رابطه را بدون تقدم حکم پیش از ادراک دقیق، مورد توجه قرار داد.
یکی از این حلقه‌های منظومه تغییرات و تحولات، رخدادهای هشت ماهه اخیر سوریه و از واحدهای بسیار مهم در موقعیت حساسی است.
سوریه پس از هشت ماه حوادث خونین، طرح و ایده و پیشنهاد اتحادیه عرب را پذیرفت. تجزیه و تحلیل و بررسی دقیق این اقدام و اقبال سوریه در این برهه از زمان بسیار قابل اهمیت است، لیکن پیش از پرداختن به این اقدام (غیرمنتظره) بیان چند نکته ضروری است:
رفتارشناسی سوریه
1 ـ نخست باید دانست سوریه از جمله واحدهای سیاسی در خاورمیانه بوده که همواره در کانون بحران و تحولات پس از رخدادهای تقسیمات امپراتوری عثمانی و دولت‌های پسااستعماری است.
2 ـ رژیم سوریه، دولت کودتایی است و از منظر فرآیند دولت ـ ملت سازی، از کمترین استانداردهای متداول برخوردار است و حاکمیت اقلیت علوی بر اکثریت سنی از آغاز این واحد سیاسی را در موقعیت شکننده‌ای امنیت و ژله‌ای گذارده است.
3 ـ مفهوم شناسی منابع قدرت و خود قدرت در اندیشه ورزان و نظام کارگزاری آن، تقدم مقوله قدرت، امنیت در داخل و دفاع، امنیت در حوزه خارجی است که در این راستا، دامنه تعریف «قدرت» برای امنیت مفهومی غیر توسعه یافته و به همراه مکتب حزب بعث قابل تعریف است.
همچنین انگاره دولت و دولت سرزمینی و الزمات آن، در عقلانیت عربی سوری بسیار ابتدایی بوده و دامنه استعمال ادبیات و دانش واژه‌های توسعه یافته در انگاره پردازی دولت سرزمینی، بسیار محدود و نادر است.
4 ـ تأمین قدرت و کاویدن منابع آن برای این واحد سیاسی، ماهیتاً بن‌مایه‌های آن از درون و بیرون تأمین شدنی نیست و یا دست‌کم، بسیار محدود و نادر است؛ بنابراین، اقتضائات موقعیتی و نیز ژئوپلتیکی این رژیم در وضعیت بهره‌برداری از فرصت‌های اقتضایی به تولید منابع قدرت ـ که به نوعی او را در معادلات راهبردی می‌‌گذارد ـ بستگی دارد، از جمله:
ـ منازعه قدیمی اعراب و رژیم صهیونیستی،
ـ رقابت‌های منطقه‌ای درون سیستمی ‌(خاورمیانه و...)،
ـ بازیگران هوشمند غیر دولتی حزب‌‌الله، حماس، جهاد اسلامی،
ـ عراق پس از سقوط صدام،
ـ و انگاره‌های راهبردی و عملیاتی دولت‌ها و بازیگران فرامنطقه‌ای.
در واقع، بازیگری و تأمین منابع و کسب منابع قدرت توسط سوریه را می‌توان از دید نظریه ساختار، کارگزار مورد پایش و خوانش قرار داد؛ به یک معنا، این کشور در یک کنسرسیوم از این دست، بازیگران خود را سامان می‌دهد.
با توجه به مقدمه بالا، باید دید پذیرش طرح اتحادیه عرب توسط سوریه چگونه ارزیابی می‌شود!
نخست باید دانست عقب سوری ‌(عقلانیت سوری‌ها) در ضمن عقل عربی‌ (به تعبیر الجابری) است و به دلایل گوناگون، سوری‌ها با نظام هندسه تصمیم‌گیری بسیار کند و با صبر و حوصله و روتین و سنگین روبه‌رو هستند و این مقوله، باعث فرصت سوزی‌های فراوانی برای سوریه شده است.
این کشور در حالی طرح اتحادیه عرب را می‌پذیرد که شرایط منطقه در یک وضعیت پویا و گذار است و چرایی پذیرش سوریه، بستگی تام و تمام به پایش و خوانش این وضعیت در محاسبات سوری دارد. از جمله:
1 ـ وضعیت جبهه مقاومت در منطقه

ـ ایران تحولات داخلی جاری و آتی آن‌ (درونی و بیرونی)،
ـ مناسبات ایران و آمریکا، اروپا،
ـ مناسبات ایران وکشورهای منطقه،
ـ و موازنه محاسبه گرایانه ‌(مقاومت و رژیم صهیونیستی نسبت به یکدیگر).
2 ـ وضعیت رقابت‌های درون سیستمی و خاورمیانه
3 ـ روابط دولت‌ها و قدرت‌های فرا منطقه‌ای درباره سوریه
در واقع این مجموعه از موضوعات در ذهنیت و برداشت قدرت، سوریه را در طراز بازیگری در  متن قاعده‌مندی به بقامندی و ثابت‌سازی در معادله بازی بزرگ قرار می‌دهد.

ارزیابی طرح اتحادیه عرب
محافل رسانه‌ای و سیاسی با ادبیات گوناگون نسبت به طرح اتحادیه عرب از خود واکنش‌های گوناگونی نشان داده‌اند، به گونه‌ای که برخی این طرح را نجات سوریه نامیدند ‌(روزنامة السفیر) و نظام سوریه را در مقابل امتحان بزرگ و اجرایی کردن طرح دانسته و برخی با پذیرش بدون تحفظ و امثال اینها به استقبال طرح اتحادیه رفتند، لیکن باید گفت این طرح از چند دید قابل ملاحظه است:
1 ـ طرح از درون سیستم منطقه و در چهارچوب منطق عربی مطرح شد.
2 ـ این طرح مورد توافق معارضین داخلی و خارجی سوری و نظام قرار گرفت و از سوی، این طرح که با خود اجماع عربی را به همراه داشت، باعث شد که دولت‌های فرامنطقه‌ای نیز برخی تصریحاً و برخی با اکراه به پذیرش طرح مبادرت ورزیدند.
3 ـ وجود نفس این طرح و مفاد آن، موضوع تحولات درونی سوریه را از دخالت تک صدایی (مونولوگ)، به حالت دیالوگ رساند و به تعبیری، وزن معارضه داخلی به ویژه وجود «ارتش آزاد سوریه» معادله موازنه قدرت را برای نظام سوریه و تصعید آن در آینده را قابل ریسک و مدیریت آن را نیز قابل ارزیابی ساخت.
4 ـ ادبیات سوری‌ها در قبال این طرح نشان می‌دهد که این اقدام عربی را با دید مثبت دیده و معتقد به نقش عربی مبتنی بر وجود ظرفیت به منظور استقرار و آرامش در سوریه است.
5 ـ معارضین سوریه، این طرح را گام نخست برای برداشتن گام‌های بعدی دانسته‌اند، چرا که این امر می‌تواند موقعیت دو طرف را در ابعاد گوناگون در سطوح داخلی و جهانی و منطقه‌ای روشن و شفاف‌تر ‌سازد و همچنین در آینده، قدرت بازیگری طرفین به ویژه معارضه سوری را تقویت ‌کند.
اما یک پرسش جدی باقی است و آن این که آیا این کار و پذیرش طرح اتحادیه عرب از سوی سوری‌ها، اقدام و گزینش رهبردی است، یا تاکتیک؟ و نیز هر کدام از این دو وضعیت چه ابعادی را می‌تواند برای منطقه داشته باشد؟
سوری‌ها از دیرباز معروف به بازیگری هوشمند بر پایه نظریه ساختار کارگزارند و هنر عملیاتی فراوانی برای کش دادن و طنازی سیاسی در منطقه داشته‌اند، لیکن باید دانست وضعیت رو به گذار منطقه، قدرت تصمیم‌گیری و بازی با کارت‌های سیار موجود را به شدت برای ‌سوری‌ها،  کاهش داده و برای همین، قابل سرمایه‌گذاری جدی نیست.
سوری‌ها در برابر خوانش و پایش وضعیت منطقه (شرایط منظومه‌ای آن) در یک انتخاب و تصمیم حساس قرار گرفته‌اند و برای همین، گویا می‌توانند در چند وضعیت زیر توصیف شوند:
الف) ورود به استراتژی درون سیستمی سنتی با پایه‌گذاری آمریکا،
ب) ماندن در استراتژی درون سیستمی جبهه مقاومت و انتظار آینده حداقل مبهم و پر دردسر،
پ) و ورود به استراتژی مبادله و تهاتر استراتژیک در مقابل بقامندی و ثبات سازی.
در اینجا باید گفت که هر کدام از این وضعیت‌ها، می‌تواند برای همه اطرافیان و بازیگران خرد و کلان منطقه، پیامد داشته باشد و مدیریت ریسک هر کدام را تحت تأثیر قرار دهد.
بنابراین، باید دانست که پرونده سوریه برای ما، پرونده‌ای حساس، راهبردی و بخش مهمی از یک معادله در استراتژی بزرگ است و درک، ورود، مدیریت اقتضایی برای چنین پرونده‌ای، اقتضای واقعی این پرونده نیست، بلکه این موضوعی ملی است.

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین