روایتی از آمار و ارقام تلخ کشتهشدگان تصادفات جادهای در کشور:
این سکوی اولی جهان، اصلا افتخار ندارد!
«نخستین مصرف کننده نوشابههای گازدار در جهان»؛ این شاید تلخترین مقام اولی بود که به دست آوردیم و اصلا خوشایند هم نبود؛ اما اکنون مشکل چیزی نیست که مثلا معدهمان را از کار بیندازد و یا در درازمدت استخوانهایمان را پوک کند؛ دشمن به جان شیرینمان حمله کرده و گویا دست روی دست گذاشتهایم و نمیخواهیم بیرونش کنیم. آمار روی ناخوشش را به ما نشان داده و فعلا که خبری از عزم مقابله نیست!
سرویس اجتماعی ـ اواسط ماه گذشته بود که در یک تصادف زنجیرهای در اتوبان ام ـ پنج در جنوب غربی انگلستان، ۳۴ خودرو به هم برخورد کردند و ضمن کشته شدن ده نفر، شمار بسیاری نیز مجروح شدند؛ تصادفی شدید که ساعت ۸/۵ یک شب مه آلود و بارانی رخ داد و در بیست سال گذشته آن کشور بیسابقه بود؛ تصادف بزرگی که از دید رسانههای آن کشور، فاجعهبارتر از جنگ افغانستان تعبیر شد و شاهد مدعایشان این بود که سابقه نداشته در یک روز از این «جنگ» ده سرباز انگلیسی کشته شوند.

به فاصله دو هفته، خبر تصادف زنجیرهای دیگری روی خروجی خبرگزاریهای دنیا قرار گرفت که از برخورد ۵۲ اتومبیل در آلمان خبر میداد. حادثه دیگری در هوای مهآلود که در نزدیکی شهر گروناو در مرز هلند رخ داد و این بار سه کشته و ۳۵ مجروح بر جای گذاشت، در حالی که برخی سرپایی مداوا شدند و برخی حالشان وخیم گزارش شد.
چه بسا تصادفاتی از این دست، آنقدر بزرگ باشند که بتوانند آمارهای بد دو کشور را به روز (آپدیت) کنند، ولی هیچ یک به تلخی رخدادهای مشابه در کشورمان نیستند که ما هر روزه میشنویم و میخوانیم؛ تصادفاتی تلختر از زهر که نه در هوای مهآلود و غیر طبیعی رخ میدهند و نه گویا فاجعه به شمار میروند.

گویی اخباری چون تصادف هفته گذشته در محور ازنا ـ اراک، برایمان روزمره شده که تنها در حد یک خبر تلخ باقی میماند و یادمان میرود علت حادثه چه بوده است؛ انگار نه انگار که دو خانواده چهار نفره از دست رفتند و ... .
گوشها پر شده از آمار جانهایی که هر روز در جادههای کشورمان بیجان میشوند؛ آماری دردآور که حتی میتواند خدمات مسئولین مربوطه در پرجمعیتترین کشور دنیا را هم در فشار گذارد و متأسفانه برای ما تبدیل شده به شنیدن و خواندن یک خبر؛ «روزانه ۶۲ نفر در حوادث جادهای کشور کشته میشوند»؛ میانگین روزانهای که هرچند به نسبت مدت زمان مشابه در سال گذشته کاهش داشته، همچنان در محدوده غیر قابل قبول نمودار طی طریق میکند.
هر ۲۳ دقیقه یک نفر، روزانه ۶۲ نفر، ماهانه ۱۸۶۰ نفر و سالانه بیش از ۲۲۶۰۰ نفر از هموطنانمان در رخدادهای جادهای از دست میروند. این تازه روایت مثبت آمار است که از سوی سازمان بهداشت جهانی هم تأیید شده است. *
با نگاهی به آمارهای جهانی، بیشتر با عمق بحران آشنا میشویم: تقریبا ۲ درصد از یک میلیون و دویست هزار نفری را که سالانه در جهان بر اثر تصادفات جادهای کشته میشوند، ایرانیان تشکیل میدهند؛ آماری که با توجه به جمعیت کشورمان (کشور ما با ۷۵ میلیون نفر جمعیت، یک درصد جمعیت کل ساکنان کره خاکی را در خود جای داده است)، موجب شده که از لحاظ ریسک تصادفات جادهای در مقام نخست جهان بایستیم؛ چیزی نزدیک به بیست برابر میانگین جهانی! سکوی نخستی که اصلا غرور آفرین نیست و چه بسا بدترین مقام اولی باشد که به دست آوردهایم. **
این در حالی است که از نظر نرخ تصادفات، پس از کلمبیا، ونزوئلا و بنگلادش، مقام چهارم دنیا را در اختیار داریم؛ به عبارتی بهتر، به ازای هر ده هزار وسیله نقلیه در ایران، ۱۲۰ سانحه رانندگی رخ میدهد، در حالی که این رقم در کشورهایی مانند فرانسه و ژاپن دوازده تصادف است.
جنگ خارجی با دشمن واقعی یا جنگ داخلی با دشمن ...
بیایید این اعداد و ارقام را از یک زاویه دیگر بررسی کنیم. بنا بر آمار، در حماسه هشت سال دفاع مقدس، ۲۱۳۲۵۵ نفر از غیورمردان این سرزمین که به جنگ دشمنی سراپا مسلح شتافته بودند، به فیض عظیم شهادت رسیدند؛ یعنی هر ساله به طور میانگین ۲۶۶۲۵ فرشته زمینی از میانمان پر کشیدند و رفتند، آن هم در مقابل دشمنی که با کمک همه جنایتکاران دنیا به وطنمان تجاوز کرده بود.
آماری غرورآفرین که از لحاظ کمیت، به شمار کشته شدگان سالانه حوادث جادهای تنه میزند؛ اما به راستی چرا باید شمار شهدای یک جنگ تمام عیار با شمار کشتههای سالانه تصادفات برابری کند؟!
البته این نکته یادآوری میشود که سالانه بیش از پنج میلیون نفر از مردم جهان در سوانح جادهای مجروح میشوند؛ موضوعی که به حق دستمایه نامگذاری بیستم نوامبر (۲۹ آبان) به «روز جهانی قربانیان تصادفات جادهای» شده است ** تا شاید گام کوچکی باشد برای حفاظت از امثال دانشجویانی که امروز (چهارشنبه) دچار نقص عضو شدند.
این در حالی است که به گفته کارشناسان «تراکم بالای خودرو در جادهها، نقص ایمنی خودروها، کمبود ظرفیت بزرگراهی، وجود بیش از دو هزار نقطه حادثهخیز در جادهها، کمبود خدمات ایمنی و امدادی و فرهنگ نادرست رانندگی»، از مهمترین عوامل تصادف جادهای در ایران به شمار میآید.
از میان عوامل اساسی نامبرده، وزن اصلی را به کدام عامل میدهید و اقدام اساسی از سوی چه کسانی ـ اعم از آحاد ملت یا مسئولین ـ باید انجام گیرد؟
این پرسشی است که پاسخ آن را به دیدگاههای شما وا میگذاریم.
* سازمان بهداشت جهانی در سال ۲۰۰۸، شمار ایرانیانی که سالانه در جادههای کشور کشته میشوند، ۲۳ هزار ذکر کرده و بنا بر برخی محاسبات دیگر، این آمار ۲۷ هزار هم نقل شده است.
** «بان کی مون»، دبیر کل سازمان ملل، در پیامی به مناسبت این روز، خواستار یاری همه نقش آفرینان شامل برنامه ریزان شهری، طراحان خودرو، سیاستگذاران و استفاده کنندگان از جادهها برای بهبود ایمنی جادهها شد. وی با اشاره به «دهه اقدام برای ایمنی جادهها (۲۰۲۰ ـ ۲۰۱۱)» که از امسال به منظور نجات جان پنج میلیون انسان آغاز شده است، افزود: در این طرح جهانی، چهارچوبی به دولتها، جامعه مدنی و بخش خصوصی برای همکاری با یکدیگر برای بهبود مدیریت جادهای، ارتقای ایمنی جادهها و خودروها، آموزش رانندگان، سرنشینان و عابران پیاده درباره رفتار ایمن ارایه میشود.

به فاصله دو هفته، خبر تصادف زنجیرهای دیگری روی خروجی خبرگزاریهای دنیا قرار گرفت که از برخورد ۵۲ اتومبیل در آلمان خبر میداد. حادثه دیگری در هوای مهآلود که در نزدیکی شهر گروناو در مرز هلند رخ داد و این بار سه کشته و ۳۵ مجروح بر جای گذاشت، در حالی که برخی سرپایی مداوا شدند و برخی حالشان وخیم گزارش شد.
چه بسا تصادفاتی از این دست، آنقدر بزرگ باشند که بتوانند آمارهای بد دو کشور را به روز (آپدیت) کنند، ولی هیچ یک به تلخی رخدادهای مشابه در کشورمان نیستند که ما هر روزه میشنویم و میخوانیم؛ تصادفاتی تلختر از زهر که نه در هوای مهآلود و غیر طبیعی رخ میدهند و نه گویا فاجعه به شمار میروند.

گویی اخباری چون تصادف هفته گذشته در محور ازنا ـ اراک، برایمان روزمره شده که تنها در حد یک خبر تلخ باقی میماند و یادمان میرود علت حادثه چه بوده است؛ انگار نه انگار که دو خانواده چهار نفره از دست رفتند و ... .
گوشها پر شده از آمار جانهایی که هر روز در جادههای کشورمان بیجان میشوند؛ آماری دردآور که حتی میتواند خدمات مسئولین مربوطه در پرجمعیتترین کشور دنیا را هم در فشار گذارد و متأسفانه برای ما تبدیل شده به شنیدن و خواندن یک خبر؛ «روزانه ۶۲ نفر در حوادث جادهای کشور کشته میشوند»؛ میانگین روزانهای که هرچند به نسبت مدت زمان مشابه در سال گذشته کاهش داشته، همچنان در محدوده غیر قابل قبول نمودار طی طریق میکند.
هر ۲۳ دقیقه یک نفر، روزانه ۶۲ نفر، ماهانه ۱۸۶۰ نفر و سالانه بیش از ۲۲۶۰۰ نفر از هموطنانمان در رخدادهای جادهای از دست میروند. این تازه روایت مثبت آمار است که از سوی سازمان بهداشت جهانی هم تأیید شده است. *
با نگاهی به آمارهای جهانی، بیشتر با عمق بحران آشنا میشویم: تقریبا ۲ درصد از یک میلیون و دویست هزار نفری را که سالانه در جهان بر اثر تصادفات جادهای کشته میشوند، ایرانیان تشکیل میدهند؛ آماری که با توجه به جمعیت کشورمان (کشور ما با ۷۵ میلیون نفر جمعیت، یک درصد جمعیت کل ساکنان کره خاکی را در خود جای داده است)، موجب شده که از لحاظ ریسک تصادفات جادهای در مقام نخست جهان بایستیم؛ چیزی نزدیک به بیست برابر میانگین جهانی! سکوی نخستی که اصلا غرور آفرین نیست و چه بسا بدترین مقام اولی باشد که به دست آوردهایم. **
این در حالی است که از نظر نرخ تصادفات، پس از کلمبیا، ونزوئلا و بنگلادش، مقام چهارم دنیا را در اختیار داریم؛ به عبارتی بهتر، به ازای هر ده هزار وسیله نقلیه در ایران، ۱۲۰ سانحه رانندگی رخ میدهد، در حالی که این رقم در کشورهایی مانند فرانسه و ژاپن دوازده تصادف است.
جنگ خارجی با دشمن واقعی یا جنگ داخلی با دشمن ...
بیایید این اعداد و ارقام را از یک زاویه دیگر بررسی کنیم. بنا بر آمار، در حماسه هشت سال دفاع مقدس، ۲۱۳۲۵۵ نفر از غیورمردان این سرزمین که به جنگ دشمنی سراپا مسلح شتافته بودند، به فیض عظیم شهادت رسیدند؛ یعنی هر ساله به طور میانگین ۲۶۶۲۵ فرشته زمینی از میانمان پر کشیدند و رفتند، آن هم در مقابل دشمنی که با کمک همه جنایتکاران دنیا به وطنمان تجاوز کرده بود.
آماری غرورآفرین که از لحاظ کمیت، به شمار کشته شدگان سالانه حوادث جادهای تنه میزند؛ اما به راستی چرا باید شمار شهدای یک جنگ تمام عیار با شمار کشتههای سالانه تصادفات برابری کند؟!
البته این نکته یادآوری میشود که سالانه بیش از پنج میلیون نفر از مردم جهان در سوانح جادهای مجروح میشوند؛ موضوعی که به حق دستمایه نامگذاری بیستم نوامبر (۲۹ آبان) به «روز جهانی قربانیان تصادفات جادهای» شده است ** تا شاید گام کوچکی باشد برای حفاظت از امثال دانشجویانی که امروز (چهارشنبه) دچار نقص عضو شدند.
این در حالی است که به گفته کارشناسان «تراکم بالای خودرو در جادهها، نقص ایمنی خودروها، کمبود ظرفیت بزرگراهی، وجود بیش از دو هزار نقطه حادثهخیز در جادهها، کمبود خدمات ایمنی و امدادی و فرهنگ نادرست رانندگی»، از مهمترین عوامل تصادف جادهای در ایران به شمار میآید.
از میان عوامل اساسی نامبرده، وزن اصلی را به کدام عامل میدهید و اقدام اساسی از سوی چه کسانی ـ اعم از آحاد ملت یا مسئولین ـ باید انجام گیرد؟
این پرسشی است که پاسخ آن را به دیدگاههای شما وا میگذاریم.
* سازمان بهداشت جهانی در سال ۲۰۰۸، شمار ایرانیانی که سالانه در جادههای کشور کشته میشوند، ۲۳ هزار ذکر کرده و بنا بر برخی محاسبات دیگر، این آمار ۲۷ هزار هم نقل شده است.
** «بان کی مون»، دبیر کل سازمان ملل، در پیامی به مناسبت این روز، خواستار یاری همه نقش آفرینان شامل برنامه ریزان شهری، طراحان خودرو، سیاستگذاران و استفاده کنندگان از جادهها برای بهبود ایمنی جادهها شد. وی با اشاره به «دهه اقدام برای ایمنی جادهها (۲۰۲۰ ـ ۲۰۱۱)» که از امسال به منظور نجات جان پنج میلیون انسان آغاز شده است، افزود: در این طرح جهانی، چهارچوبی به دولتها، جامعه مدنی و بخش خصوصی برای همکاری با یکدیگر برای بهبود مدیریت جادهای، ارتقای ایمنی جادهها و خودروها، آموزش رانندگان، سرنشینان و عابران پیاده درباره رفتار ایمن ارایه میشود.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
چرا ما نمیتونیم مثل اونا باشیم ماشین های استاندارد داشته باشیم
vaveyla chie intasadof
مشکل اصلی خودروهای بی کیفیت و جاده های افتضاح است
چرا هی میگید فرهنگ رانندگی و رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی اکثر افراد قوانین رو رعایت میکنن اون چیزی که رعایت نمیشه محدودیت هاست بعنوان مثال شما چند نفر رو دیدید که از چراغ قرمز ردشن یا چند نفر رو دیدید که سر چهار راه ماشینشو پارک کنه یا چیزای دیگه پس اون چیزی که رعایت نمیشه محدودیت هایه که به خاطر ضعف خودشون و جادهاشون و ماشین های منتاژی دهه 1980 وطنیه هست
آخه یکم انصاف هم خوب چیزیه آخه این درسته به طرف بگی یه ماشین بدی به طرف 3 الی 4 برابر قیمتی که پای خودت در میاد بعد به طرف بگی 85 تا بیشتر نری تو سر بالایی و سر پائینی هم 60 تا بیشتر نری چون این ماشین بدنش ضعیفه ، ایربگ نداره ، احتمال هر گونه نقص فنی شامل بریدن فرمان ،عمل نکردن ترمز ،به هم خوردن تعادل خودرو به علت رد شدن خودروی دیگر و.....وجود داره با این اوصاف شما 200 km مسیر رو تو 5 ساعت میریرد چون هر نیم ساعت باید بزنید کنار و یه نفس تازه کنید نیست بس صندلی ها راحته و فضای کابین هم آرام و بی سر و صدا ست تازه بعد از اینکه رسیدی باید به یه ارتوپد هم مراجعه کنی
این ها کوچکترین مشکلاتی بود که من گفتم به نظر شما با این اوصاف اعصابی واسه راننده باقی میمونه !!!!!!!!!!
فقط تورو خدا نگید شرایط سخته که از یه آدم مرد میسازه
چندین چیز باعث میشه که رانندگی بی خطری داشته باشیم :
1- مهارت فرد
تو این شکی نیست که ایرانی ها واقعا تو رانندگی آخرشن وقتی با پراید 170 km/h رانندگی میکنن و از هر 100 نفر یکیش تصادف میکنه دیگه حرفی بای نمیمونه
2-خودرو
چی بگم....
3-جاده
از ترس دستام مییلرررزززهههه.....
البته این آمار کشته شده ها اکثرا موتور سوارن
به جای این همه اظهار نظر بیایم درست رانندگی کردن را همین الان از خودمون شروع کنیم.
حاصل دوستی مترسک و کلاغ ویرانی مزرعه است .
به نظر من برای اینکه فقط مقداری از این آمار را کم کنیم باید وروده همه ی ماشین ها به داخل کشور باز شود تا شاید البته دوباره می گم شاید شاید رقابتی بین سازندگان خودرو انجام شود
یه چیزو یاداوری می کنم و اون اینه که :
تا خودمان درست نشیم هیچی درست نمیشه !!!!!!!!!!
فکر کردید چند درصد مردم رعایت می کنند ...ها ؟ چند درصد ؟
حتی خود افرادی که دید انتقادی دارند در این سایت ....
لطفاً قضاوت عادلانه داشته باشید ...
در ضمن من دکتر نیستم!
از سال 2003 تعدادی از ایرانیان خارج از کشور به همراه تعداد زیادی از متخصصین داخلی در این رابطه فعال بوده اند که علبرقم کارشکنی های مسولین و همکاری های با اکراه انها تا بحال سه کنفرانس تخصصی کاهش حوادث و تلفات رانندگی در دانشگاه تهران برگزار شده و چهارمی ان برای سال ایده در راه است. جالب است که اقای ریس جمهور که متخصص ترابری هم هستند و قرار بود در افتتاحیه اولین کنفرانس (در سال 84) شرکت کنند این سخنرانی را بعلت خستگی ملغی کردند و حتی برای یک ساعت هم به جلسه نیامندند ولی بک روز کامل را در کنفرانس هولوکوست در همان هفته صرف کردند. بالطبع این اولویتهای مسولین را در رسیدگی به مسایل نشان میدهد.
به هر حال عده کثیری از ایرانیان متخصص در خارج از کشور در این رابطه اظهار نگرانی کرده و نمایل خود را به همکاری به متخصصین داخلی برای حل این مساله اعلام داشته اند و بدنیال پی گیری های بسیار از دو طرف، مرکز تحفیقاتی در دانشگاه تهران تاسیس شده است که نیاز به تفویت دارد. علت شروع کار در دانشگاه تهران هم این است که حل این مساله نیاز به همکاری در زمینه های مختلف فنی، حقوقی، پزشکی، علوم انسانی، قانونی و اعمال قانون (پلیس)، اموزش عمومی، فرهنگ سازی، تبلیغات، و غیره دارد که در یک دانشگاه مادر یافت میشود. ولی باید به خاطر داشت که موفقیت در این زمینه نیاز یه اراده در مردم و مسولین و حمابت مالی و عملی دراز مدت دارد. از دوستانی که در این رابطه علاقه مند به همکاری هستند درخواست میشود که به مرکر تحقیقات مربوطه در دانشگاه تهران تماس بگیرند. بیاد داشته باشیم که قربانیان این حوادث به تلقات جانی محدود نبوده و تعداد زیادی معلولیتهای جسمی را هم بدنبال دارد که عمدتا در قشر جوان و مولد جامعه هستند. این خسارات فقط عدد و امار نیستندو بلکه انسانهایی هستند که حفظ سلامتشان برای همه الزام اور است و در واقع برادرو خواهر و پدر و مادر های ما و در یک کلام هموطن و پاره تن ما هستند. حتی یک کشته و مجروح هم زیاد است.
دوستان، هموطنان، همتی باید کرد و قدم اول این راه با احترام به جان و سلامت دیگران در حال رانندگی است.
موفق باشید
يكي اينكه ما ايرانيها از نظر روحي رواني تعادل نداريم.البته اكثر رو ميگم.ودوم وضع جاده ها و ماشينا مون كه خيلي خيلي عالي و استاندارد هستن!!!!!!!!!!!
چند سال پیش شیراز زمانیکه پشت چراغ قرمز توقف کردم .دیدم راننده ماشینی که پشت ماشینم بود دستشو گذاشته روی بوق ومیگه حرکت کن..گفتم جناب چراغ قرمزه وشروع کرد به بد وبیراه گفتن ..اونجا بود که فاتحه ایران وایرانی رو برای همیشه خوندم
اگه تو اولین تصادفی ، نه دهمیش، نه صدمین تصادف که خودرو ساز مقصر بود، مردم اعتراض میکردن، جلو کارخونه تجمع میکردن، رسانه داشتیم داااااد بزنه، اوضا این نبود.
مشکل خودمونیم.
نکته آمار سالیانه تعداد کشته ها و مجروحان جاده ای از آمار سالیانه شهدا و مجروحان جنگ تحمیلی بیشتره یعنی انگار هنوزم داریم میجنگیم.
البته این تنها مورد منفی نیست که در آن رتبه یکم را داریم. در ارتباط با فرار مغزها نیز جزو برترین ها هستیم. بعلاوه از حیث نا امنی اجتماعی، اعتیاد، فساد، طلاق و ... نیز وضعیت مناسبی در کشور عزیزمان وجود ندارد. آنچه درد آورتر از همه این موارد است، عدم شفافیت در همه آمارها و انکار آنها از سوی مدیران نظام است. به نحوی که تا در ارتباط با این موضوعات بحث می شود، موضوع سیاه نمایی و ... مطرح می گردد. ای کاش امکان طرح شفاف دردهای اجتماع و عدم کارائی نظام های اجرایی و ... و خصوصا عملکرد مدیران یک شبه مشخص می شد در آنصورت مطمئنا نه تنها اعتماد مردم به نظام کمی نمی شد که در مدت کمی درمان دردها و بهبود وضعیت اجتماعی آغاز می گردید. لکن متاسفانه در جوامعی نظیر جامعه ما, هارمونی در همه سطوح وجود دارد و ...
به نطر من مهمترین عامل وقوع تصادفات رانندگی در ایران عدم رعایت قوانین و ضعف فرهنگی است
در کوتاه مدت تنها کار ممکن سرکوب رانندگان متخلف و ایجاد تبعیت از پلیس راهنمایی و رانندگی است . باید همه بدانند که تخلف رانندگی کاری بسیار خطرناک و جنایت علیه مردم است و شدیدا سرکوب می شود و دلسوزی بردار و شوخی نیست . شرایط باید چنان جدی و قاطع باشد که همه رانندگان قبل از زدن استارت ماشین از ترس برخورد پلیس و جریمه های سنگین یک لحظه حواسشان را کاملا جمع کنند . مانند فوتبالیستی که پشت ضربه پنالتی ایستاده است.
جزو معدود اخباری است که این همه بهش نظر دادن.
خودروسازی مشکل داره, جاده ها مشکل دارن, مسئولین مشکل دارن. اصلا بگین چی مشکل نداره
آمار تصادف با توجه به تصادفات ايام تعطيل كه تعداد سفر چند برابر مي شود واقعي به نظر نمي رسد. چرا در ايام تعطيلات تلفات تصادفات را براي 3 روز يا بيشتر 30 تا 50 نفر اعلام مي كنند در حاليكه آمار براي روزهاي عادي 60 نفر اعلام مي كنند پس جداً مبالغه است.
بنده هر روز در مسیر رفتن به محل کارم که در محمدیه ( 10 کیلومتر مانده به شهر قزوین) تمام طول آزادراه های کرج و قزوین را طی میکنم روزی نیست که چند تصادف نبینم برای من جالب آن است که این مسیر به صورت مستقیم آزاد راه 3 لاینه و در این ایام اخیر با ترمیم های صورت گرفته دست اندازی هم ندارد. من هنوز نفهمیده ام بعضی از این راننده ها بویژه راننده های کامیون در هنگام رانندگی کجا سیر می کنم. بارها تصادفاتی دیدم که یک طرف بیشتر ندارد مثلا یک تریلی شبانه بر اثر خواب آلودگی با سرعت بالا رفته در گارد ریل. پس داستان این جی پی اس و کنترل سرعت بیش از 8 ساعت چیست. من که هنوز نفهمیده ام.
چرا افتخار ندارد ؟ در هر صورت هرچه بکاری همان را درو می کنی و ما از درو محصول خود مفتخریم .
مي دانيد در جاده هاي ايران چه تعداد خودروي سنگين فرسوده كه مانند ارابه هاي مرگ هستند در حركت هستند؟ چرا دولت براي خودروهاي سبك فرسوده بودجه مي گذارد ولي براي كاميونها و تريلرها نه؟
با تولید پراید تقویت شده X100 و همچنین تبدیل کامیون هوو به فراز در آینده نزدیک شاهد کمتر از نصف شدن این آمار خواهیم بود.
ما همه چيزمون به هم مياد.......!!!
مديريت مون
جاده هامون
رانندگي مون
تصادفات مون
خودروها مون
پليس مون
توجه مسئولين مون
هواپيماها مون
قطارها مون
کارخانه هاي سازنده خودرو مون
تلويزيون مون
بانکها مون
کلا همه چيزمون
شما دست روي هر موضوعي که بگذاريد با همين مسايل يا شبيه اون روبرو هستيد.
من مالزی زندگی میکنم کشوری نه چندان پیشرفته ،اما ۲ مقایسه ایران با مالزی در تصادفات میتونه جالب باشه .
۱.آرامش مردم ،مردم مالزی همچین مرفه هم نیستن، اما آرامش دارند ، بارها پیش اومده پشت چراغ قرمز ،یا ترافیک سنگین رفتارشون رو دیدم ،حتا ی بوق هم نمیزنن ،اینرو با ایران مقایسه کنید ،که چه قدر بوق میزنیم .حالا ی سوال اساسی خوب بعد از اینهمه عجله به کجا میخای برسی و چی کار میخای بکنی .
۲ .فرهنگ خصوصی سازی
برای تمام محورهای مواصلاتی هم جاده با کیفیت پایین هست .هم اتوبان با این تفاوت که جاده قدیمی مجانی ،و اتوبان به ازا هر ۱۰۰ کیلومتر حدود ۴ هزار تومان باید پرداخت بشه .تو این اتوبان ها هر ۵۰ کیلومتر امکانات رفاهی از قابل استراحتگاه ،نمازخونه ،و دشتشویی تمیز و منظم هم به صورت رایگان فراهم .
با سلام
واقعا فاجعه است.
نیاز به:
* آموزش صحیح قوانین رانندگی
* اطلاع رسانی از عواقب ناشی از عدم رعایت قوانین
*همه و همه و همه باید در حین رانندگی هوشیار و صبور و ملاحظه کنیم
*
تصادفات در ایران ریشه در چند عامل دارد 1ایمن نبودن جاده ها (کم عرض بودن پیچهای خطرناک عدم نبود تکنولوژی کنترل) 2 رعایت نکردن استانداردهای جهانی برای خودرو مثل ترمز ضد قفل ایربگ کمربند ایمنی وسیستمهای پایداری اتوموبیل 3تولید و واردات اتومبیلهای ارزان ولی بی کیفیت چینی و ایرانی مثل هوو و وانت نیسان و پیکان وانت 4 گران بودن اتوموبیل های ایمنتر 5 تعرفه واردات سرسام اور ورود خودروی مرغوب وایمن 6نبود فرهنگ رانندگی
باسلام
بنده نه اموزشگاه دارم ونه تعلیم رانندگی می کنم ونه پلیس راهنمایی هستم .ضمن یاد اوری غیر استاندارد بودن خودروهای وطنی وگذر بندی های شهری وجاده های بین شهری که بالای پنجاه درصد عوامل ایجاد تصادفات می باشند .عامل مهم بدی رانندگی هم وطنان عزیز راغیر اصولی بودن اموزش رانندگی وغیر اصولی بودن مدل اخذ گواهی نامه رانندگی می دانم زیرا که متکی به حافظه است ومهمتر از همه این دوکار مهم سر سری گرفته می شود .علاج کار فرا خوان همه گواهی نامه داران هست برای اموزش مجدد وازمون دوباره .بنده اطمینان دارم که هفتاد درصد مشگل حل می شود ومطما باشید که این کار سرمایه گذاری است نه هزینه .موفق باشید
ایرانی ها هرچی سرشون بیاد حقشونه .
مرگ حقه ولي اينجور مردن فقط تو ايران حق شده مثل مردن به خاطر آلودگي هوا.همه اين حوادث برميگرده به فرهنگمون.خدا بيامرزه همه ماهايي كه قراره تو جاده ها فوت كنيم يا به خاطر آلودگي هوا بميريم ولي شايد حقمون اين نباشه.مطمئناً تو ايران خيلي داره بهمون ظلم مي شه.
در کشوری که "وقت" هیچ ارزشی نداره همه "عجله" دارن
این مهمترین دلیل تصادفات ماست: "فرهنگ طلبکاری از دیگران"
بعضی ها که تو مصاحبه هاشون میگن اگه 2 بچه بیارید جمعیت ثابت می مونه ....خوب حساب این مرگ و میر ها رو می کنن ، فکر می کنید بدون حساب کتاب آمار می دن ؟
اي دريغ و حسرت هميشگي. ناگهان چه زود\بي خبر/در راه هيچ ارزشي و بي جهت كشته مي شويم.
2 برابر نه 20 برابر ؟
تمام موارد اظهار شده خیلی بجا است اما:
من خودم بارها شاهد اشتباهات هموطنان در این زمینه بوده ام واگر از آنها انتقاد کرده ام یا در مقام مجادله بر آمده ان ویا به تمسخر ،عکس العمل نشان داده اند بعنوان مثال:در بیشتر نقاط حساس، دخالت پلیس در امر ترافیک غیر کارشناسانه میباشد وباعث ترافیک بیستر میشود.ازجمله : 1-ورودی اتوبان مدرس به اتوبان صدر 2-تقاطع آفریقا و دستجردی 3- انتهای اتوبان صیاد شیرازی و.....
در این رابطه رانندگانی که به اجبار پشت ترافیک مانده اند پس از رهایی میخواهند جبران مافات کنند که این امر باعث تصادف میگردد.
همانطور که خیلی از دوستان درج نموده اند نقص در سیستم خودروها از اهم دلایل تصادفات منجر به جرح وفوت میشود وکسی گوشش بدهکار نیست، در این زمینه،چند وقت پیش در یک سایت خارجی خواندم که یکی از شرکتهای خودرو ساز ،به علت اینکه در سه مورد تصادف بنا به گزارش پلیس ،عامل نقص سیستم ترمز گزارش شده است(آنهم تصادفی که فقط خسارت مالی داشته و منجر به جرح و فوت هم نشده)فراخوان 40 هزار خودروی تولیدی آن مدل را برای کنترل ورفع نقص داده بود و از این بابت کلی هم خسارت دیده بود، اما سال بعد با فروش بیشتر خسارات وارده را جبران کرد.
كيفيت پايين خودرو در كنار رعايت نكردن قانون و جاده هاي ناامن به ترتيب بيشترين نقش را در تصادفات دارند. كساني كه تا چند سال قبل پيكان مدل49 كه تخت گاز از 90كيلومتر بيشتر نميرفته سوار ميشدند حالا به لطف خودرو سازان وطني سوار پژو و پرايد شدند و ميخوان تا ميتونن گاز بدن. نكته ديگر اعصاب خراب مردم هست. تو خيابون و پشت رول همه مي خوان باهم كشتي بگيرن. چند روز پيش تو ترافيك سنگين بودم و وقتي سر بريدگي خواستم دور بزنم صداي بوق بيجهت ماشين پشت سري رو شنيدم كه بهش توجه نكردم. وقتي دور زدم يههو ديدم راننده مزداوانت پياده شد و با لگد به درب ماشينم كوبيد. و شروع كرد به فحاشيواقعا هيچ جاي دنيا ميشه اين چيزارو ديد؟
کشتار توی جاده ها از آن چیزهائی است که نمیتوان با دروغ و ادعا ماهیتش را قلب کرد. اگر امکان ماست مالی جریان با دروغ و ادعا وجودداشت، از این هم خبردار نمیشدیم. جاده چالوس عجیب آزمایشگاهی است برای امتیاز توحش از تمدن.
با سلام-من فكر ميكنم صرف نظر از همه عواملي كه در بالا بودن آمار تصادفات در كشور ذكر شده مهمترين عامل (كه متاسفانه دوست نداريم بپذيريم) فرهنگ رانندگي درايران است.رانندگي تنها چيزيست است كه ما ايرانيها اجازه نميدهيم در آن كسي حقمان را ضايع كند .اگر راننده مقابل كوچكترين اشتباهي مرتكب شود همانجا ميخواهيم اشد مجازات رابرايش در نظر بگيريم.واقعا اگر شخصي دچار اشتباه محااسباتي شود وسبقتي بگيرد اگر برايش راه را باز نگهداريم چه اتفاقي خواهد افتاد. آيا واقعا مقابل وي كم آورده وبازي را باخته ايم .به خدا اينگونه نيست.
خون تمام كساني كه در جاده ها تصادف ميكنند به گردن مسئولين مملكته.
جاده ها خراب، ماشينهاي با ايمني پايين، مردمي كه زير باز فشار مشكلات بي اعصاب شدهاند و ...
آرزوی خیلی ها از بین رفتن مردم ایران است. با این کار آنها به آرزوی خود میرسند
هنوز از زمانی که انگلیسیها افغانستان و بحرین را از ایران جدا کردند خیلی نگذشته . دایی جان ناپلئون خیلی هم بیراه نمی گفت .
انگلیسیا بابام جان !از طرف دایی جان ناپلئون!
مثلا کیا؟
در کنار عوامل اصلی (کیفیت نازل خودروها و جاده های درب و داغون) یک چیز دیگه هم هست: ما همیشه رانندگانی رو که حماقت میکنن (مثلا وسط اتوبان لایی میکش یا ترمز دستی میکشن که دور 180 درجه بزنن) تحسین میکنیم اما راننده ای رو که قانونمداره مسخره میکنیم. حتی عابرهایی رو هم که قانون رو رعایت میکنن مسخره میکنیم. خود من بارها شده که وقتی دیدم چراغ قرمزه پشت چهارراه وایسادم یا اگه جایی پل عابر پیاده هست راهم رو دورتر کردم که از پل رد بشم اما مردم انگار نه انگار. اصلا به این فکر نمیکنن ممکنه: 1) راننده تازه کار باشه و نتونه به موقع واکنش بده؛ 2) ترمز مشکل پیدا بکنه و....
فرهنگ رانندگی در کشور ما درست نشده و فکر نمیکنم حالا حالاها درست بشه نتیجه اش همینه که متاسفانه شاهدش هستیم
اینقدر مایوس و تسلیم بدبختی نباشید . به خودتان حرکت بدهید تا ببینید چگونه مشکلات حل می شوند . ما فقط مرثیه خوانی بلدیم و لی بقیه دنیا برای حل مشکلات عمل می کنند و موفق هم می شوند
در این دو کارخانه خودرو سازی را تخته کنند و تا مردم ماشینهای ایمن دنیا را سوار شوند ، اونوقت خواهید دید که چقدر آمار کاهش می یابد. البته رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی با هر اتومبیلی باید رعایت شود و حرفی در این خصوص نیست.
پس ان یک میلیون تومان را از کجا بیاورند .میدونی که بی پولی چیه.
به عنوان یک هم وطنی که به واسطه شغلم در جاده ها زیاد رانندگی میکنم خدمتتون عرض میکنم در کنار همه عواملی که مطرح کردید مسئله و عامل مهمی رو از قلم انداختید متاسفانه رافت و دلسوزی بیمورد ماموران محترم پلیس راه مزید علت مهمی شده است. من خود بارها شاهد بودم که این عزیزان برای خلاف های خیلی خطر آفرین مانند سرعت غیر مجاز و سبقت خطرناک و عدم رعایت فاصله در بزرگراه ها در مقابل فقط اندکی خوش و بش و یا التماس رانندگان خلافکار کوتاه آمده و جریمه لازمه را نمیکنند و فقط با توصیه ای کوتاه آنها را راهی میکنند و یا حداکثر با یک جریمه خیلی کم مانند جریمه نبستن کمر باعث جری تر شدن این رانندگان میشوند از این عزیزان تقاضا دارم از این به بعد که خوشبختانه باز دارندگی جریمه ها نیز بیشتر شده بدون اغماض به جریمه رانندگان خاطی اقدام کنند تا انشاالله این بلای خانمان سوز در کشور ما کاهش یابد.
ممنونم از توجه شما
دکتر محمدی از تبریز
البته شاید اون رافت چندان هم کم هزینه نبوده است!!!
در گذشته گواهینامه ها رو راهنمایی ورانندگی شخصا تائید میکرد اما الان برای رقابت وبقا این آموزشگاه هایی که با ملاقه گواهینامه صادر میکنند بیشمار هستن اگه بخواهیم جلوی این رانندهایی که وقتی سوار خودرو میشن فکر میکنند سوار دوچرخه شدن و هر جایی که دوست دارن خلاف میکنند رو ادب کنند باید از درون شهر با انها برخورد بشه.اگر درون شهر با رانندگان متخلف برخورد شدید ونظارت بسیار بالایی راهنمایی ورانندگی همراه باشه یعنی حتی کوچک ترین خلاف ماشین انها به پارکینگ انتقال داده بشه رانندگی سالم برای همه فرهنگ سازی میشه وراننده عادت میکنه ناخودآگاه هم قانون رو رعایت کنه وهم هنگام رانندگی تمام توجه خودش رو به مسیر بسپاره در رانندگی فعلی 70%رانندگان به همه چی دقت میکنند الا رانندگی
ايران سالانه حدود 1.5 ميليون خودرو توليد ميكند و فقط 60 هزار آن صادر ميشود. همسايه مان تركيه تقريبا همين توليد را دارد اما 500 هزار آن يعني يك سوم آن را صادر ميكند. اضافه كنيد ميزان توسعه جاده سازي در ايران و تركيه يا هر كشور ديگر به اضافه درصد خروج خودروهاي فرسوده به اضافه كيفيت و ايمني خودروهاي ايران به اضافه دولتي بودن و انحصاري بودن اين صنعت به اضافه ...
مساله ديگر تلفات تصادفات است كه نبايد به آن سرسري نگاه كرد. چه مغزهايي كه سرمايه اصلي اين مملكت بودند و با يك تصادف از دست رفتند. نقص عضوها و قطع نخاع هايي كه هريك دست كم زندگي 3 نفر را فلج ميكند. مرده هايي متحرك با عزاداراني دائمي... اين است كه بايد دست مديران دولتي و سياستمداران را طلا گرفت و پس از 2 سال فعاليت، مادام العمر به آنان حقوق داد.
تو همه جای دنیا سوانح جاده ای هست ولی به علت استاندارد بودن جاده ها و ماشین هاشون تعداد کشته هاشون کمه...
تو هیچ جای دنیا اینقدر سوانح رانندگی نیست.
ول ش کن آقا جون مردم در اين مملکت ارزش ندارد صحبت از سه هزار ميلياردي کن وتا نوبت بعدي سه هزار ميلياردي
به نظر من بزرگترین مشکل فرهنگ عمومی است . به عنوان مثال کشوری که مردم آن ساده ترین اصل رانندگی یعنی بستن کمربند ایمنی را رعایت نمی کنند، یا با سبقت های غیر مجاز جان خود و دیگران را به خطر می اندازند چه توقعی می توان داشت!!!!!
از ماست که بر ماست
مشکل فرهنگی را هم باید درست کرد . راهش هم همکاری رسانه ها ، اعمال جریمه های سنگین ، سختگیری در دادن گواهینامه ، اخذ آزمون مجدد از دارندگان گواهینامه هر چند سال یکبار ، آموزش در مدارس و دانشگاهها و پادگانها ، استفاده از نیروهای بازنشسته راهنمایی و رانندگی و افراد معتمد برای افزایش نظارت بر رانندگان ، راه اندازی سامانه نظارت مردمی بر تخلفات رانندگی جهت اخذ اطلاعات مردمی از موارد نقض قوانین رانندگی به صورت تلفن گویا یا سایت اینترنتی و مواردی از این دست است
تو رو بخدا حرف افزایش فرهنگ رو به میان نکشید باید قبول کنیم بعضی نمی خواهند فرهنگ داشته باشند قانون برای همین ها نوشته و اجرا میشود
ضمنا خیلی ها فرهنگ عبور از باند خودشون (بین دو خط چین ) رو دارند اما برایشان امکان داره که در باند خودشان رانندگی کنند؟
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.