روزنامه «دنیای اقتصاد»، سرمقاله امروز خود را به قانون معلقه مالیات بر ارزش افزوده اختصاص داده و می‌نویسد:

صدور فرمان توقف اجرای قانون مالیات بر مصرف توسط رئیس‌جمهور محترم، تصمیمی سیاسی و لازم بود که عجالتا فضای کسب و کار را به سوی آرامش می‌برد.

اما این تصمیم تأثیر همیشگی و کامل بر جای نخواهد گذاشت، مگر این که اصل مصوبه مالیات بر ارزش افزوده، چگونگی آغاز اجرا و انگیزه‌های توقف اجرای آن از دید اقتصادی، مورد کنکاش و امعان نظر قرار گیرد و دانش‌ برآمده از این مطالعه، در تصمیم‌های اقتصادی بعدی به ویژه در زمینه وضع مالیات، لحاظ شود.

1 - بر اساس آنچه که تاکنون از حامیان اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده شنیده شده و آن‌گونه که تجربه ملل دیگر نشان می‌دهد، هدف این نوع مالیات‌گیری، اجرای عدالت در گرفتن مالیات است؛ یعنی اینکه هر کس کالا یا خدماتی مصرف می‌کند، خودش باید هزینه‌های مصرف خود از جمله هزینه‌های عمومی مترتب بر این مصرف را (که در قالب مالیات گرفته می‌شود) بپردازد، اما نحوه اجرای این قانون در ایران، آن را از هدف یاد شده دور می‌کند. نکول شمار قابل توجهی از فعالان بازارهای ایران از قانون جدید مالیات در واقع واکنش به آثار و عواقبی است که از دید آنان، ناعادلانه تشخیص داده شده است.

علت این نگرش منفی به مالیات بر ارزش افزوده یا مالیات بر مصرف‌ را می‌توان از این گفته عامیانه که این روزها پی در پی از زبان مردم شنیده می‌شود، فهمید: گفته می‌شود «مگر پول نفت که ثروت ملی ایرانیان است و یکجا به خزانه دولت می‌رود، مالیات نیست که دولت علاوه بر آن هم مالیات می‌گیرد؟» این پرسش که مخاطب آن هم قطعا دولت کنونی ایران نیست و اشاره به همه دولت‌ها دارد، پرسشی بنیادی است که طرح آن توسط توده‌های مردم از اهمیت آن نمی‌کاهد، زیرا این پرسش از پشتوانه‌های تئوریک نیرومندی برخوردار است و اقتصاددانان هم با زبانی متفاوت آن را طرح و برایش پاسخ‌هایی هم ارایه کرده‌اند. بنا بر آموزه‌های اقتصاد آزاد، نفت ثروتی خدادادی است که دولت با استفاده از پول مردم آن را به کالاهای باارزشی تبدیل می‌کند و می‌فروشد و نیازهای هزینه‌ای دولت که به صورت معمول و در همه دوره‌ها و همه کشورها از راه مالیات تأمین می‌شود، از راه فروش نفت، مرتفع می‌شود.

در نتیجه وقتی دولت، هزینه‌های اداره کشور را پیشاپیش از شهروندان گرفته است، برای گرفتن مالیات باید دلایل و توجیهات قانع‌کننده‌ای داشته باشد. علم اقتصاد، می‌تواند دولت را به پاسخی قانع‌کننده مسلح کند، مشروط به اینکه دولت هم به چهارچوب‌های نظری و قواعد عملی علم اقتصاد پایبند باشد.
پاسخ علم اقتصاد این است که دولت نخست از آزادسازی و خصوصی‌سازی آغاز کند، دارایی‌های مردم از جمله عایدات نفت را به آنها بازگرداند، فضای آزاد و رقابتی را برای کسب و کار آنها فراهم کند و خود به جای آنکه رقیب بخش خصوصی شود، به قاعده‌ساز ناظر تبدیل شود و آنگاه از هر کس بنا بر خدماتی که از دولت می‌‌گیرد، مالیات بگیرد. در این چهارچوب عادلانه بعید است کسی مخالف پرداخت مالیات باشد، زیرا تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان که هر یک در گوشه‌ای از بازار بزرگ ایران، مصرف‌کننده پاره‌ای کالاها و خدمات هستند، پرداخت مالیات را نیز بخشی از هزینه‌های کار و زندگی خود تلقی می‌کنند و با رضا و رغبت آن را می‌پذیرند.

2 - فراتر از بحث مقطعی و موردی قانون مالیات بر ارزش افزوده که به هر حال دولت برایش راه‌حلی خواهد یافت، مقوله مالیات به عنوان یک ابزار سیاسی ـ اقتصادی، جای بحث فراوان دارد. امروزه در نظام‌های اقتصاد آزاد که نوعا در کشورهای صنعتی و پیشرفته جاری است، احزاب و شخصیت‌های سیاسی در هنگام انتخابات از اهرم کاهش مالیات برای به دست آوردن محبوبیت استفاده می‌کنند. مبنای استدلال هم این است که هر حزب یا سیاستمداری که بتواند به ازای ارایه خدمات بهتر، مالیات کمتری بگیرد، تواناتر شمرده می‌شود و رأی‌دهندگان آن را برای زمامداری برمی‌گزینند. گرایش عمومی در جهان امروز به سوی کاهش مالیات است و این گرایش موجب کاهش هزینه‌های دولت‌ها و افزایش کارآمدی آنها شده است. مدافعان کاهش مالیات، با اشاره به تجربه‌های عملی، پاره‌ای احتجاجات تئوریک هم ارایه می‌کنند.

به عقیده آنها، افزایش مالیات موجب افزایش حجم اقتصاد زیرزمینی و ناشفاف شدن فعالیت‌های اقتصادی می‌شود؛ میل به سرمایه‌گذاری، کاهش و تمایل به مصرف افزایش می‌یابد و در نتیجه، روند تشکیل سرمایه و سرمایه‌گذاری مختل می‌شود و در پی این تحولات، تقاضا برای نیروی کار کاهش می‌یابد و با کم شدن ساعات و روزهای کار در بازار تولید و تجارت، از حجم اقتصاد یا همان تولید ناخالص داخلی کاسته می‌شود.

از مباحث بالا می‌توان نتیجه گرفت، اکنون که دولت اجرای شتابزده قانون مالیات بر ارزش افزوده را متوقف کرده است،‌ لازم است پیش از هر کاری، درباره ماهیت مالیات و سود و زیان‌های آن برای اقتصاد کشور مطالعه کرده و پس از مشورت‌های کارشناسی با اقتصاددانان، برای معضل مالیات راه چاره‌ای علمی بجوید که مصلحت دولت و سود ملت را در بر داشته باشد.

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط
نظرات
کاربر مهمان -> 1387/07/21
پاسخ

بنده اقتصاد نخوانده ام اما محاسبه درصد را می دانم!! در ماههای گذشته از مجموع حقوق و مزایا و ... پرداختی به من هفت و شش دهم درصد مالیات کسر گردیده است. با این قانون سه درصد هم موقع خرید باید مالیات بدهم یعنی بنده کارمند و امثال من باید بیش از ده درصد حقوقمان را به عنوان مالیات بپردازیم. چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟ اگر قرار است مصرف کننده پای صندوق مالیات بدهد چرا از حقوق دریافتی هم باید مالیات کسر شود؟

کاربر مهمان -> 1387/07/21
پاسخ

باسلام متاسفانه همیشه ابتدا کاری را انجام می دهند بعد می نشینند فکر می کنند کاری که انجام داده اند درست است یا خیر؟ بدانید که ایجا ایران است و هر کشوری شرایط خودرادارد

کاربر مهمان -> 1387/07/21
پاسخ

بنده سوالی برایم مطرح شده که چرا این بازاریان دلسوز تا حالا که جنس هاشون رو دولا پهنا با خلق الله حساب می کردند ناراحت مردم نبودند اما حالا دلشان به درد آمده .خداوکیلی تا این بحث مالیات در مملکت ما درست نشود هیچ مشکلی حل نخواهد شد وتا قیامت باید از جیب بخوریم .از متولیان محترم سایت تابناک خواهشمندم بحثی را نیز راجع به مالیات و خمس در حکومت اسلامی باز کنند که بسیار مهم است چندی پیش آقای دکتر رحیم پور ازغدی بحثی را در این خصوص باز کردند که متاسفانه ادامه نیافت این مطلب بسیار حیاتی است و می تواند گره بسیاری از مسائل اقتصادی و رفع فقر در جامعه ما باشد.لطفا چاپ کنید.

کاربر مهمان -> 1387/07/21
پاسخ

من یک حقوق بگیر دولت هستم چرا باید هم مالیات مستقیم بدهم و هم مالیان بر کالا پس همه حقوق می شود مالیات چه برای ما با این تورم می ماند که بخوریم و بپوشیم؟

کاربر مهمان -> 1387/07/21
پاسخ

با سلام واقعا" جای تاسف است قانونی که چندین سال از تصویبش گذشته یکشبه فعال و چند شبه متوقف میشود تا کی اینگونه تصمیم های لحظه ای و غیر کارشناسی در این مملکت ادامه خواهد یافت ؟؟؟؟؟!!!!!

کاربر مهمان -> 1387/07/21
پاسخ

من یک کارمند هستم و مطابق حقوقی که می گیرم ماهیانه حدود 200000 تومان مالیات می دهم که در سال حدود 4800000 تومان می شود این در حالی است که کل در آمد ناخالص من در سال 18000000 می شود ومن بایستی از این مبلغ 30 در صد آن را مالیات بدهم ولی یک بازاری که سالیانه چندین برابر من درآمد دارد شاید خیلی کمتر از من مالیات بدهد لذا اگر این سیستم مالیات را دقیقا جاری کند و پرداخت مالیات را از فیش حقوق کارمندان وکارگران زحمتکش حذف کند بسیار خوب است وهرکسی هر جنسی را می خرد مالیات آن راهم می دهد

کاربر مهمان -> 1387/07/21
پاسخ

در اینجا یه سوال مطرح میشه اگر تا به حال تولید کنندگان و توزیع کنندگان کالاهای شامل مالیات بر ارزش افزوده مالیات میدادند و مقدار مالیات را بر روی کالاهایشان سر شکن میکردند چرا بعد از اجرای این قانون قیمت اجناس کاهش نیافته تا پس از اخذ مالیات به قیمت واقعی برسد مگر از یک قلم کالا چند نوع مالیات دریافت می شود. و اگر هم تاکنون تولید کنندگان و توزیع کنندگان کالاهای شامل مالیات بر ارزش افزوده مالیات نمی دادند پس جواب این کارمندان و کارگران را چه کسی باید بدهد که هنوز حقوق دریافت نکرده مالیات آن کسر می گردد.

کاربر مهمان -> 1387/07/21
پاسخ

حقوق بگیران اولین کسانی هستند که قبل از دریافت حقوق مالیات از حقوقشان کسر می شود و هیچ توجهی به هزینه انها نمیشود این مالیات بر ارزش افزوده هم قانونی به انها منتقل میشود دلیل نگرانی بازاریان محترم این است که ممکن است به این وسیله حجم معاملات انها افشا شود ولی نباید نگران باشند برای انهم راه حلی پیدا مشود ولی برای حقوق بگیر راه حلی وجود ندارد

کاربر مهمان -> 1387/07/21
پاسخ

این مالیات ارزش افزوده به نفع اجتماع ودراخر باعث ارزانی میشود را اگر دولت بتواند دربرابر قطبهای ثروت دوام بیاوردوسر خم نکند یکی ازدستاوردهای بزرگ دوره ی خدمت خودراانجام داده است

کاربر مهمان -> 1387/07/21
پاسخ

ما سال گذشته با 4 شریک 1 میلیارد جنس وارداتی را با کمتر از 50 ملیون سود فروختیم حالا چطور 30 ملیون آنرا باید به عنوان مالیات بدهیم؟

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین