پیش از سال 2003 میلادی و پس از چند برخورد قبیلهای بین قبایل «الزغاوه» و «المسالیت» و قبایل دیگر دارفور، دولت مرکزی سودان تلاش کرد تا چشم فتنه را کور کند و تا حدودی موفق شد تا اینکه با آغاز سال 2003 میلادی، جنگجویان قبیلهای در بلندیهای کوه مره مسلح شدند و در ماه هشتم آن سال به شهر کتم دومین شهر شمال دارفور حمله کردند و دو ماه بعد، منطقه مورنی درغرب دارفور را مورد هجوم قرار دادند و اوج این نابسامانیها، هنگامی بود که مخالفان دولت مرکزی به فرودگاه شهر فاشر حمله و شش هواپیما و باند فرودگاه را نابود کردند و فرمانده نیروهای هواپیمایی آن منطقه یعنی سرتیب ستاد ابراهیم البشری را ـ از اهالی همان منطقه ـ پس از کشتن پاسدارانش و در حالی که از خانه عازم فرودگاه بود، ربودند.
پس از اینکه اوضاع به شدت در منطقه شمال و غرب دارفور ناامن شد، حکومت مرکزی با میانجیگری دولت چاد به ویژه رئیسجمهور آن کشور ادریس دیبی، قرارداد آتش بس با نیروهای مخالف به رهبری مناوی و عبدالواحد امضا کرد. سپس در ماههای چهارم و پنجم سال 2004میلادی، در شهرهای «انجمینا» و «آدیس آبابا»، پایتختهای چاد و اتیوپی، دو قرارداد آتشبس و ایجاد نیروی پاسدار صلح در منطقه دارفور بین دو طرف به امضا رسید و سرانجام در نهم نوامبر 2004میلادی پس از امضای معاهده ابوجا، پایتخت نیجریه حکومت سودان موظف شد تا نیروهای غیر دولتی طرفدار حکومت مرکزی را خلع سلاح کند و زمینه بازگشت آوارگان را به خانههایشان آماده سازد. همچنین زندانیان حوادث دارفور نیز آزاد شوند و با توجه به اعلام عفو عمومی رئیسجمهور سودان، بسیاری از مسلحان، سلاح خود را تحویل دادند. این وضعیت به دلیل نبودن همکاری و التزام گروههای مخالف دولت مرکزی سودان که قرارداد ابوجا را امضا نکردند و دخالتهای کشورهای خارجی بینتیجه شد، بار دیگر اوضاع منطقه ناامن گشت.
تحرکات مخالفان در جنوب دارفور
اما مخالفان حکومت در بخش جنوبی دارفور، نخست به شهر عدیله حمله کردند و گروهی از این نیروهای مهاجم، تأسیسات راهآهن یعنی یکی از مهمترین مراکز وسایل حمل و نقل و لجستیک این شهر را به آتش کشیدند. همچنین راه زمینی بین دو شهر «نیالا»، مرکز ولایت دارفور جنوبی و «زالنجی»، یکی از شهر مهم این منطقه، صحنه تاخت و تاز مخالفان بود. آنها به اتوبوسها و وسایل نقلیه حمله و شریان تجاری منطقه را قطع کردند. همچنین نیروهای پلیس آنجا نیز از سوی گروههای مخالف مورد هجوم قرار گرفتند و عدهای از آنها کشته و زخمی شدند و سپس به شهر غبیش حمله کردند و یکی از چاههای نفت آنجا را به آتش کشیدند. در آن هنگام احمد هارون، وزیر مشاور در وزارت کشور آن زمان و وزیر کمکهای انساندوستانه کنونی که یکی از متهمان دادگاه لاهه نیز هست، اعلام کرد که دولت مرکزی تا حد توان از خود خویشتنداری نشان میدهد و تنها برای دفاع از جان خود با مخالفان وارد جنگ میشود. این حوادث در جنوب دارفور به گونهای پیش میرفت که هر فرد دانایی، آینده شومی را برای این منطقه درآینده متصور میشد، ولی راه و روش صلح جویان حکومت مرکزی که ابتدای روی کار آمدن درسال 1989م تاکنون در رابطه با دارفور، در پیش گرفته در آرامسازی اوضاع آن منطقه مؤثر بوده است. برای مثال، نخستین کنفرانس بررسی اوضاع دارفور، دو هفته پس از آغاز حکومت البشیر برگزار شد و پس از آن حکومت مرکزی سودان برای حل اختلاف و نزاع بین قبیله الزغاوه و قبایل عربی شمال دارفور در اکتبر 1994 کنفرانس صلحی را بین این قبایل در شهر کتم برگزار کرد و در نوامبر 1996، مارس و دسامبر 1997کنفرانسهای صلح بین قبایل منطقه در جنوب دارفور و شهر نیالا، مرکز این ایالت برگزار شد که این کنفرانسهای صلح متعدد، نشان دهنده روش و منش صلحطلبانه دولت مرکزی با قبایل این منطقه است.
اما از سوی دیگر، تجار غیر قانونی اسلحه به صورت مخفیانه اختلافاتی بین قبایل منطقه ایجاد کرده، هر یک را علیه دیگری میشوراندند و هر یک از این قبایل گمان میبرد که طرف مقابل، قرارداد صلح را زیر پای گذاشته و مستوجب عقوبت است و همین امر سبب میشود پس از مدتی آرامش بار دیگر، نزاعهای قبیلهای شدت پیدا میکند و این سؤال باقی میماند که این مسئله و مشکل اساسی سودان یعنی نزاعهای دارفور، کی و به دست چه کسی حل خواهد شد؟
دخالتهای کشورهای غربی
این اوضاع ناامن سبب شد تا سازمان ملل برای بررسی سه موضوع (گفتوگوی صلح، آتش بش و نیروهای پاسدار صلح در دارفور) از دبیرکل سابق خود یعنی کوفیعنان بخواهد که جلسهای با حضور اتحادیه آفریقا و اتحادیه عرب و سودان به ریاست شخصی کوفی عنان در آدیس آبابا، پایتخت کشور اتیوپی تشکیل دهد و در رابطه با هر سه موضوع فوق، توافقاتی حاصل شد، اما با دخالتهای دو کشور آمریکا و انگلیس که پشتیبانان واقعی صدور قطعنامه شماره 1706 نتایج این جلسه نیز بیاثر شد. این قطعنامه که از سوی دولت سودان رد شد، تصریح دارد که نیروهای پاسدار صلح دارفور از نیروهای آفریقایی به نیروهای بینالمللی تغییر ماهیت دهدکه این امر با قرارداد صلح ابوجا مخالفت صریح و آشکار دارد و صدور همین قطعنامه باعث پدید آمدن جوّ بی اعتمادی بسیار بدی بین دولت سودان و سازمان ملل شد که به دنبال آن، کشورهای آمریکا و انگلیس، سودان را به مجازاتهای بینالمللی و جنگ تهدید کردند.
نقش عربستان در یافتن راهکار
در این هنگام، دولت عربستان و شخص عبدالله بن عبدالعزیز وارد صحنه شد و پس از برگزاری کنفرانس رؤسای کشورهای عربی در ریاض، پادشاه عربستان جلسه سران پنج جانبهای با حضور عمر البشیر رئیسجمهور سودان، بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل، عمرو موسی دبیرکل اتحادیه عرب و پورفسور آنها عمر کوناری، رئیس آژانس اتحادیه آفریقا که ریاست این اجلاس پنج جانبه را نیز شخص پادشاه عربستان به عهده گرفت و مهمترین نتیجه مهم این اجلاس، علاوه بر یافتن راهکارهایی برای اجرای قرارداد صلح ابوجا توسط کمیته سهگانه سودان ـ سازمان ملل و اتحادیه آفریقا حل اختلافات بین سودان و سازمان ملل بود.
توقف روند صلح در دارفور
برگزاری این کنفرانسها و اجلاسها و امضای این قراردادها درکنار تلاشهای دو کشور همسایه سودان یعنی اریتره و لیبی میرفت که نتیجه مطلوب را در دارفور حاصل نماید، اما مخالفت گروههای مخالف که از امضای قرارداد ابوجا خودداری کرده بودند، این روند را متوقف کرد، به ویژه گروه مخالف العدل و المساوات به رهبری دکتر خلیل ابراهیم که به تازگی با پشتیبانی یکی از کشورهای همسایه سودان با هجومی جنون آمیز به شهر امدرمان، دومین شهر بزرگ سودان که فاصله اش تا خارطوم، پایتخت سودان تنها یک پل که روی رود نیل ساخته شده، است، بار دیگر شرایط ناامنی در منطقه به وجود آورد. البته این گروه مخالف در این حمله به شدت به دست نیروهای دولتی و نیروهای داوطلب مردمی سرکوب شد و به تازگی نیز شهت نفر از رهبران این گروه با حکم دادگاه خارطوم به مرگ محکوم شدند.
در پایان میتوان نتیجه گرفت که مشکل دارفور سودان، همان گونه که تاریخ طولانی جنگ جنوب این کشور نشان داد و بنا بر گفته رئیسجمهور سودان عمرالبشیر که در هفتمین بند سخنرانی خود در روز افتتاحیه چهارمین دوره مجلس ملی سودان اعلام نمود که «مشکل دارفور تنها و تنها به دست مردم سودان باید حل میشود» و تا موقعی که دخالت کشورهایی مانند انگلیس و آمریکا وجود داشته باشد، رسیدن به راهکار نهایی برای رفع اختلاف بین قبایل منطقه دارفور و به وجود آمدن امنیت پایدار در این منطقه حساس و مهم، بسیار بعید مینماید.
پس از اینکه اوضاع به شدت در منطقه شمال و غرب دارفور ناامن شد، حکومت مرکزی با میانجیگری دولت چاد به ویژه رئیسجمهور آن کشور ادریس دیبی، قرارداد آتش بس با نیروهای مخالف به رهبری مناوی و عبدالواحد امضا کرد. سپس در ماههای چهارم و پنجم سال 2004میلادی، در شهرهای «انجمینا» و «آدیس آبابا»، پایتختهای چاد و اتیوپی، دو قرارداد آتشبس و ایجاد نیروی پاسدار صلح در منطقه دارفور بین دو طرف به امضا رسید و سرانجام در نهم نوامبر 2004میلادی پس از امضای معاهده ابوجا، پایتخت نیجریه حکومت سودان موظف شد تا نیروهای غیر دولتی طرفدار حکومت مرکزی را خلع سلاح کند و زمینه بازگشت آوارگان را به خانههایشان آماده سازد. همچنین زندانیان حوادث دارفور نیز آزاد شوند و با توجه به اعلام عفو عمومی رئیسجمهور سودان، بسیاری از مسلحان، سلاح خود را تحویل دادند. این وضعیت به دلیل نبودن همکاری و التزام گروههای مخالف دولت مرکزی سودان که قرارداد ابوجا را امضا نکردند و دخالتهای کشورهای خارجی بینتیجه شد، بار دیگر اوضاع منطقه ناامن گشت.
تحرکات مخالفان در جنوب دارفور
اما مخالفان حکومت در بخش جنوبی دارفور، نخست به شهر عدیله حمله کردند و گروهی از این نیروهای مهاجم، تأسیسات راهآهن یعنی یکی از مهمترین مراکز وسایل حمل و نقل و لجستیک این شهر را به آتش کشیدند. همچنین راه زمینی بین دو شهر «نیالا»، مرکز ولایت دارفور جنوبی و «زالنجی»، یکی از شهر مهم این منطقه، صحنه تاخت و تاز مخالفان بود. آنها به اتوبوسها و وسایل نقلیه حمله و شریان تجاری منطقه را قطع کردند. همچنین نیروهای پلیس آنجا نیز از سوی گروههای مخالف مورد هجوم قرار گرفتند و عدهای از آنها کشته و زخمی شدند و سپس به شهر غبیش حمله کردند و یکی از چاههای نفت آنجا را به آتش کشیدند. در آن هنگام احمد هارون، وزیر مشاور در وزارت کشور آن زمان و وزیر کمکهای انساندوستانه کنونی که یکی از متهمان دادگاه لاهه نیز هست، اعلام کرد که دولت مرکزی تا حد توان از خود خویشتنداری نشان میدهد و تنها برای دفاع از جان خود با مخالفان وارد جنگ میشود. این حوادث در جنوب دارفور به گونهای پیش میرفت که هر فرد دانایی، آینده شومی را برای این منطقه درآینده متصور میشد، ولی راه و روش صلح جویان حکومت مرکزی که ابتدای روی کار آمدن درسال 1989م تاکنون در رابطه با دارفور، در پیش گرفته در آرامسازی اوضاع آن منطقه مؤثر بوده است. برای مثال، نخستین کنفرانس بررسی اوضاع دارفور، دو هفته پس از آغاز حکومت البشیر برگزار شد و پس از آن حکومت مرکزی سودان برای حل اختلاف و نزاع بین قبیله الزغاوه و قبایل عربی شمال دارفور در اکتبر 1994 کنفرانس صلحی را بین این قبایل در شهر کتم برگزار کرد و در نوامبر 1996، مارس و دسامبر 1997کنفرانسهای صلح بین قبایل منطقه در جنوب دارفور و شهر نیالا، مرکز این ایالت برگزار شد که این کنفرانسهای صلح متعدد، نشان دهنده روش و منش صلحطلبانه دولت مرکزی با قبایل این منطقه است.
اما از سوی دیگر، تجار غیر قانونی اسلحه به صورت مخفیانه اختلافاتی بین قبایل منطقه ایجاد کرده، هر یک را علیه دیگری میشوراندند و هر یک از این قبایل گمان میبرد که طرف مقابل، قرارداد صلح را زیر پای گذاشته و مستوجب عقوبت است و همین امر سبب میشود پس از مدتی آرامش بار دیگر، نزاعهای قبیلهای شدت پیدا میکند و این سؤال باقی میماند که این مسئله و مشکل اساسی سودان یعنی نزاعهای دارفور، کی و به دست چه کسی حل خواهد شد؟

دخالتهای کشورهای غربی
این اوضاع ناامن سبب شد تا سازمان ملل برای بررسی سه موضوع (گفتوگوی صلح، آتش بش و نیروهای پاسدار صلح در دارفور) از دبیرکل سابق خود یعنی کوفیعنان بخواهد که جلسهای با حضور اتحادیه آفریقا و اتحادیه عرب و سودان به ریاست شخصی کوفی عنان در آدیس آبابا، پایتخت کشور اتیوپی تشکیل دهد و در رابطه با هر سه موضوع فوق، توافقاتی حاصل شد، اما با دخالتهای دو کشور آمریکا و انگلیس که پشتیبانان واقعی صدور قطعنامه شماره 1706 نتایج این جلسه نیز بیاثر شد. این قطعنامه که از سوی دولت سودان رد شد، تصریح دارد که نیروهای پاسدار صلح دارفور از نیروهای آفریقایی به نیروهای بینالمللی تغییر ماهیت دهدکه این امر با قرارداد صلح ابوجا مخالفت صریح و آشکار دارد و صدور همین قطعنامه باعث پدید آمدن جوّ بی اعتمادی بسیار بدی بین دولت سودان و سازمان ملل شد که به دنبال آن، کشورهای آمریکا و انگلیس، سودان را به مجازاتهای بینالمللی و جنگ تهدید کردند.
نقش عربستان در یافتن راهکار
در این هنگام، دولت عربستان و شخص عبدالله بن عبدالعزیز وارد صحنه شد و پس از برگزاری کنفرانس رؤسای کشورهای عربی در ریاض، پادشاه عربستان جلسه سران پنج جانبهای با حضور عمر البشیر رئیسجمهور سودان، بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل، عمرو موسی دبیرکل اتحادیه عرب و پورفسور آنها عمر کوناری، رئیس آژانس اتحادیه آفریقا که ریاست این اجلاس پنج جانبه را نیز شخص پادشاه عربستان به عهده گرفت و مهمترین نتیجه مهم این اجلاس، علاوه بر یافتن راهکارهایی برای اجرای قرارداد صلح ابوجا توسط کمیته سهگانه سودان ـ سازمان ملل و اتحادیه آفریقا حل اختلافات بین سودان و سازمان ملل بود.
توقف روند صلح در دارفور
برگزاری این کنفرانسها و اجلاسها و امضای این قراردادها درکنار تلاشهای دو کشور همسایه سودان یعنی اریتره و لیبی میرفت که نتیجه مطلوب را در دارفور حاصل نماید، اما مخالفت گروههای مخالف که از امضای قرارداد ابوجا خودداری کرده بودند، این روند را متوقف کرد، به ویژه گروه مخالف العدل و المساوات به رهبری دکتر خلیل ابراهیم که به تازگی با پشتیبانی یکی از کشورهای همسایه سودان با هجومی جنون آمیز به شهر امدرمان، دومین شهر بزرگ سودان که فاصله اش تا خارطوم، پایتخت سودان تنها یک پل که روی رود نیل ساخته شده، است، بار دیگر شرایط ناامنی در منطقه به وجود آورد. البته این گروه مخالف در این حمله به شدت به دست نیروهای دولتی و نیروهای داوطلب مردمی سرکوب شد و به تازگی نیز شهت نفر از رهبران این گروه با حکم دادگاه خارطوم به مرگ محکوم شدند.
در پایان میتوان نتیجه گرفت که مشکل دارفور سودان، همان گونه که تاریخ طولانی جنگ جنوب این کشور نشان داد و بنا بر گفته رئیسجمهور سودان عمرالبشیر که در هفتمین بند سخنرانی خود در روز افتتاحیه چهارمین دوره مجلس ملی سودان اعلام نمود که «مشکل دارفور تنها و تنها به دست مردم سودان باید حل میشود» و تا موقعی که دخالت کشورهایی مانند انگلیس و آمریکا وجود داشته باشد، رسیدن به راهکار نهایی برای رفع اختلاف بین قبایل منطقه دارفور و به وجود آمدن امنیت پایدار در این منطقه حساس و مهم، بسیار بعید مینماید.