علت کم شدن لژیونرهای ایرانی در لیگهای اروپایی را باید علاوه بر بازیکن در بخش مربیان و داوران نیز جست و جو کرد. داور و مربی ایرانی را در کشورهای دیگر نمیبینیم ولی این همه مربی خارجی به کشور ما میآید. این هم مانند پروسه بازیکن است. ابتداییترین اصول مدیریت میگوید که اگر میخواهید در مسیر پیشرفت قرار بگیرید باید نیروی انسانی تربیت کنید.
اما در همین ابتداییترین مرحله مشکل داریم در تربیت نیروی انسانی سرمایههایمان را بیهوده هدر میدهیم. میلیاردها هزینه میکنیم و مربی و بازیکن بیکیفیت را جذب میکنیم. در حالی که اگر این سرمایه در جهت تولید و تربیت نیروی انسانی خودمان استفاده میشد میتوانستیم بهترین بازیکن ،داور و مربی را داشته باشیم. در حال حاضر در لیست تیم ملی وقتی بازیکن قدیمی را کنار میگذاریم، جایگزین نداریم. علتش هم این است که دیدگاهی که بخواهد تولید کند وجود ندارد. حتی یک مربی که این دیدگاه را دارد تنها میماند و در نهایت جریمه هم میشود. کسی پشت چنین مربیانی نمیایستد. در بخش پایه چقدر به این مربیان و به کار و معلومات افرادی که در این بخش کار میکنند بها میدهیم؟ این مسئله نشان میدهد که ما دیدگاهی در جهت تولید نداریم.
باشگاههای ما یا رده پایه ندارند و یا اگر هم داشته باشند خروجی ندارند. متاسفانه در فصل نقل و انتقالات میبینیم که گرانترین و پر سر و صداترین بازیکنان مسنترین آنها هستند و این مسئله نمیتواند چشمانداز خوبی برای آینده باشد. ما پس از جام جهانی 98 لژیونرهای زیادی داشتیم. آن زمان فوتبال محلات را داشتیم. فوتبال محلات زنده بود و از دل آن بازیکنان زیادی معرفی میشد. همه جا زمینهای خاکی وجود داشت. ضمن اینکه در بعضی از استانها مانند خوزستان فوتبال زنده بود. زمانی که فوتبال خوزستان و تهران از بین رفت بازیکنسازی هم از بین رفت. در حال حاضر انگیزه خوبی برای پیشرفت در بین بازیکنان جوان وجود دارد. اما این جوانان باید فضای رقابت پیدا کنند. در لیگما تیمهایی که به جوانان فضا میدهند کم هستند و در آخر هم میبینیم مربیانی که به جوانان بها میدهند تنها میمانند. بازیکنان ما امروز در بهترین حالت به لیگهای قطر و امارات راه پیدا میکنند. این مسئله به این دلیل است که به درستی راهنمایی نمیشوند و در نهایت به سطحی هم میرسند که با مدیر برنامه کار میکنند و در این شرایط هم مدیر برنامهها به دنبال این هستند که سود بیشتری ببرند. برای اصلاح روند فوتبال ایران من طرحی به نام فرهنگستان فوتبال ایران را پیشنهاد میکنم.
بر اساس این طرح راه پیشرفت فوتبال ایران باز میشود و در مسیر تولید قرار میگیرد و راهی جز این هم وجود ندارد. اگر تا 20 سال دیگر همین روند کنونی را ادامه دهیم و همچنان به عقب برگردیم باز هم مجبوریم که به انجام این طرح برگردیم. طرح فرهنگستان فوتبال ایران کاملا اجرایی است و هزینه آن هم به اندازه بودجه متوسط یک باشگاه است. این فرهنگستان میتواند جوانان زیادی را تحت پوشش قرار دهد. این طرح میتواند بسیار اثرگذار باشد اما پشتوانه مالی و اجرایی میخواهد.
اما در همین ابتداییترین مرحله مشکل داریم در تربیت نیروی انسانی سرمایههایمان را بیهوده هدر میدهیم. میلیاردها هزینه میکنیم و مربی و بازیکن بیکیفیت را جذب میکنیم. در حالی که اگر این سرمایه در جهت تولید و تربیت نیروی انسانی خودمان استفاده میشد میتوانستیم بهترین بازیکن ،داور و مربی را داشته باشیم. در حال حاضر در لیست تیم ملی وقتی بازیکن قدیمی را کنار میگذاریم، جایگزین نداریم. علتش هم این است که دیدگاهی که بخواهد تولید کند وجود ندارد. حتی یک مربی که این دیدگاه را دارد تنها میماند و در نهایت جریمه هم میشود. کسی پشت چنین مربیانی نمیایستد. در بخش پایه چقدر به این مربیان و به کار و معلومات افرادی که در این بخش کار میکنند بها میدهیم؟ این مسئله نشان میدهد که ما دیدگاهی در جهت تولید نداریم.
باشگاههای ما یا رده پایه ندارند و یا اگر هم داشته باشند خروجی ندارند. متاسفانه در فصل نقل و انتقالات میبینیم که گرانترین و پر سر و صداترین بازیکنان مسنترین آنها هستند و این مسئله نمیتواند چشمانداز خوبی برای آینده باشد. ما پس از جام جهانی 98 لژیونرهای زیادی داشتیم. آن زمان فوتبال محلات را داشتیم. فوتبال محلات زنده بود و از دل آن بازیکنان زیادی معرفی میشد. همه جا زمینهای خاکی وجود داشت. ضمن اینکه در بعضی از استانها مانند خوزستان فوتبال زنده بود. زمانی که فوتبال خوزستان و تهران از بین رفت بازیکنسازی هم از بین رفت. در حال حاضر انگیزه خوبی برای پیشرفت در بین بازیکنان جوان وجود دارد. اما این جوانان باید فضای رقابت پیدا کنند. در لیگما تیمهایی که به جوانان فضا میدهند کم هستند و در آخر هم میبینیم مربیانی که به جوانان بها میدهند تنها میمانند. بازیکنان ما امروز در بهترین حالت به لیگهای قطر و امارات راه پیدا میکنند. این مسئله به این دلیل است که به درستی راهنمایی نمیشوند و در نهایت به سطحی هم میرسند که با مدیر برنامه کار میکنند و در این شرایط هم مدیر برنامهها به دنبال این هستند که سود بیشتری ببرند. برای اصلاح روند فوتبال ایران من طرحی به نام فرهنگستان فوتبال ایران را پیشنهاد میکنم.
بر اساس این طرح راه پیشرفت فوتبال ایران باز میشود و در مسیر تولید قرار میگیرد و راهی جز این هم وجود ندارد. اگر تا 20 سال دیگر همین روند کنونی را ادامه دهیم و همچنان به عقب برگردیم باز هم مجبوریم که به انجام این طرح برگردیم. طرح فرهنگستان فوتبال ایران کاملا اجرایی است و هزینه آن هم به اندازه بودجه متوسط یک باشگاه است. این فرهنگستان میتواند جوانان زیادی را تحت پوشش قرار دهد. این طرح میتواند بسیار اثرگذار باشد اما پشتوانه مالی و اجرایی میخواهد.