الهام حیدری
و دین بهانه خوبی است برای با تو نشستن، ای امیر
این‌که دو مقام عالی‌رتبه از دو کشور در حاشیه یکی از اجلاس‌های مجمع عمومی سازمان ملل در مهمانی شامی بر سر یک میز بنشینند، نمی‌تواند موضوع جنجال‌ برانگیز و آنچنانی برای مطبوعات و رسانه‌ها باشد، اما اگر یکی از آنها سمبل و پرچم عقاید مطلق دینی اسلامی و از آن مهمتر، رهبر با نفوذ اعراب یعنی امیر عبدلله، پادشاه عربستان باشد و دیگری شیمون پرز، رئیس جمهور رژیم صهیونیستی اسرائیل، موضوع به شکل خاصی قابل تأمل و بررسی است، چرا که در مرحله نخست، پیش از هر چیز در عرف دیپلماتیک هر رفتار نشانه و دال بر معنایی مشخص و معین است؛ مثل برافراشتن پرچم یک کشور هنگام استقبال از مقام رسمی یا بلند پایه کشور دیگر که به معنای ادای احترام وافر و ابراز علاقه‌مندی برای گسترش روابط و... است و یا هر حرکت کوچک و ظریف کم اهمیت همچون دیر حاضر شدن در یک جلسه گفت‌وگو و یا ترک کردن میز مذاکره و... در عرف دیپلماتیک معنای خاص و تعریف شده‌ای دارد؛ همان‌گونه که نشستن دو مقام رسمی و عالی‌رتبه بر سر یک میز هرگز بی معنا نمی‌تواند باشد.
این موضوع آشکارا بیانگر گردش و تحول قریب‌الوقوع روابط اعراب و اسرائیل خواهد بود، چرا که مقامات سعودی پیش از این، همواره هنگام سخنرانی هر یک از مسئولان اسرائیل، همایش‌های بین‌المللی را ترک می‌کردند اما این بار امیر عبدالله، امیر غیر منعطف عرب با کسی سر یک میز شام نشست که از سال 1948 یعنی از زمان تشکیل ر‍‍ژیم صهیونیستی دشمن اصلی و عامل مؤثری برای اتحاد اعراب به شمار می‌رود.

بحث مطلق‌گرایی دینی امیر عبدلله که زبانزد عام و خاص است، از این دید قابل توجه است که این ضیافت شام در خلال نشست اجلاس گفت‌وگوی ادیان برگزار شده و این اجلاس به نوبه خود، پاسخ به ابتکار شاه عربستان در زمینه تلاش برای پیشرفت گفت‌وگوی میان ادیان است.
قضیه چندان هم پیچیده نیست. در واقع، به یکباره نرم و منعطف و نسبی‌گرا شدن پادشاه عربستان و تلاش صادقانه‌اش برای پیشبرد گفت‌وگوی میان ادیان (!) تکه آخر پازلی است که با چسباندن آن به روندهای قبلی تصویر منحصر به فردی از واقعیت شکل می‌گیرد که می‌تواند راهنمای دیپلماسی منطقه‌ای ایران باشد.
یک روند واقعی مبنی بر مثلث اعراب، آمریکا و عراق، از زمان سفر خاورمیانه‌ای بوش و پس از آن، سفرهای منطقه‌ای نوری المالکی به کشورهای عربی آغاز شده که در راستای انزوای ایران است و کارگردان غیر حرفه‌ای این نظم نوین نیز کسی جز آمریکا نمی‌تواند باشد.
یکی از دلایل آشکار غیر حرفه‌ای بودن این کارگردان نیز تحت تأثیر تمام و کمال بودن دستیار ضعیف و تحت الحمایه خود اسرائیل است، زیرا این اولمرت بود که اذعان داشت برای دستیابی به صلح، راهی جز بازگشت به مرزهای سال ۱۹۶۷ وجود ندارد و از همین روی، بهتر است به جای تمرکز بر گفت‌وگو با فلسطینی‌ها، طرح صلح ملک عبدالله را با سران عرب به مذاکره گذاشت.
در واقع، بر پایه ابتکار او، در صورت بازگشت اسرائیل به مرزهای پیش از جنگ شش روزه در ژوئن سال ۱۹۶۷ و حل «عادلانه» مشکل آوارگان فلسطینی، همه کشورهای عرب روابط دیپلماتیک کامل با اسرائیل برقرار خواهند کرد و اکنون ابتکار پادشاه سعودی دو بار از سوی کشورهای عضو اتحادیه عرب به تصویب رسیده است و این‌گونه فاز بعدی پروژه آقای آمریکا و دستیارش اسرائیل به مرحله اجرا درمی‌آید؛ عادی‌سازی روابط اسرائیل با اعراب و در نتیجه انزوای بیشتر ایران و تضمین حضور آمریکا و همراهانش در گلوگاه انر‍ژی آینده جهان در نتیجه انزوای بیشتر ایران.
هنگامی که جورج بوش در سفر خاورمیانه‌ای ماه ژانویه 2008 خود در مرکز مطالعات استراتژیک ابوظبی سخنرانی می‌کرد و خواستار ایجاد ائتلافی علیه ایران در منطقه بود، داشت، نخستین گام‌ها را برای پی‌ریزی نظام نوین امنیتی منطقه برمی‌داشت.
وجود چنین دستور کاری و اعلام آن در خلیج فارس آن هم در نزدیکترین نقطه به سواحل ایران و در کشوری که بالاترین حجم تجارت را با ایران دارد، آشکارا تعریف کننده و شکل دهنده نقش جدید کشورهای خلیج فارس نسبت به حوزه خاورمیانه در سیاست خارجی آمریکا بود.
بوش هدف دوم خود در راستای سفر به خاورمیانه را فعال کردن مذاکرات موسوم به حل و فصل نهایی بین اسرائیل و فلسطین خواند که در آناپولیس بر آن توافق شده بود.
اما این هدف دوم، خود در راستای تحقق هدف اولی ماهیت و معنی می‌یابد. این‌که یک رئیس‌جمهور آمریکا، آن هم بوش آتش‌افروز و جنگ طلب، برای نخستین بار، از ایجاد یک دولت مستقل فلسطینی یاد کند و همچنین موضوع آوارگان فلسطینی را با نام جبران خسارت آوارگان در دستور کار قرار بدهد، جز ادای دین به اعراب منطقه برای جلب رضایت آنان در ائتلاف علیه ایران چیز دیگری می‌تواند باشد؟
این در حالی است که بوش همواره مورد انتقاد اعراب بود که چرا وی بر خلاف پدرش و کلینتون، ابتکاری برای صلح خاورمیانه نداشته است؟!
همان‌گونه که مجری زیرک تلویزیون الجزیره در برنامه تحلیلی سفر بوش به خاورمیانه به آن اشاره کرد و این جریان را سناریویی مشابه سال 1991 خواند که جورج بوش پدر، پس از آن که از حمایت کشورهای عضو پیمان دمشق (شورای همکاری، مصر و سوریه) در جنگ دوم خلیج فارس برای آزادسازی کویت مطمئن شد، کنفرانس مادرید را به اعراب هدیه داد.
و خرید 63 میلیارد دلار اسلحه از وزرای خارجه و دفاع آمریکا، هزینه‌ایی بود که کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس با طیب خاطر پرداختند تا آمریکا به حفظ امنیت رژیم‌های سنتی عربی متعهد باشد.
درگیری‌ها و تنش‌های بین ایران و اعضای شورای همکاری خلیج فارس در بیانیه‌ای که از سوی اجلاس سران این شورا صادر شد و نسبت به احتمال آلودگی آب‌های خلیج فارس از فعالیت آینده نیروگاه بوشهر ابراز نگرانی کردند، به خوبی نمایان است. و همچنین در تصمیمی که در اجلاس سال 2007 مبنی بر آغاز مطالعه برنامه هسته‌ای صلح آمیز خود گرفتند که پاسخی به برنامه هسته ای ایران باشد.
عربستان با حضور پررنگ و یکجانبه آمریکا و گشودن چتر امنیتی در منطقه موافقت کامل ندارد و از سویی، مخالف قدرتمند شدن و یکه‌تازی ایران در منطقه است، چرا که ایران تنها رقیب عربستان در فلسطین، عراق، لبنان خلیج فارس، افغانستان و همه جهان اسلام است؛ در همه جاهایی که عربستان نفوذ دارد و بازیگری می‌کند، ایران نیز ذی‌نفوذ و بازیگر است.
صرف نظر از تنش ایران با کشورهای عربی منطقه بر سر جزایر سه‌گانه، اعراب از شکل‌گیری هلال شیعی در منطقه نگرانند و آمریکا توانسته است با استناد بر احتمال قدرتمند شدن شیعیان و اکراد در عراق و قدرتمندی این دو کشور در کنار یکدیگر، کشورهای کوچک منطقه را از شکل‌گیری هلال شیعی و پیامدهای بعدی آن بترساند؛ بنابراین، این نکته که اعراب از ورود به همکاری‌های جدی با ایران ـ که باعث تثبیت و ارتقای جایگاه ایران می‌شود ـ خودداری می‌کنند، طبیعی و قابل پیش‌بینی است، اما افکار عمومی عرب که ائتلاف علیه کشور منطقه‌ای ایران را درست نمی‌داند و خود بدبینی دولتمردان نسبت به سیاست‌های آمریکا در منطقه و ترس از رویارویی نظامی آمریکا با ایران که یک فاجعه در منطقه می‌آفریند، موجب می‌شوند که بر سر یک سیستم امنیت جمعی در منطقه اجماع و توافق نظر نباشد.
در اجلاسی که ماه ژوئیه گذشته نیز بر محور گفت‌وگوی بین‌المللی بین ادیان در مادرید و به پیشنهاد پادشاه عربستان برگزار شد، از ضرورت تلاش مشترک ضد تروریسم، حجاب دختران در مدارس و بحث کاریکاتورهای پیامبر در روزنامه‌های کشورهای غربی بحث شد، اما در این اجلاس، این‌گونه به نظر می‌رسد که جهت‌گیری کلی و غایت مورد انتظار از برگزاری این نشست، رسیدن به یک تفاهم شکسته و بسته میان سران رژیم صهیونیستی و اعراب است؛ هرچند این اجلاس به دلایلی که گفته شد، خروجی روشنی نمی‌توانست داشته باشد، اما جسارت شکستن یک تابوی بزرگ و آن نشستن امیر عربستان و پرز بر سر یک میز را داشته و این، می‌تواند نقطه عطفی در تغییر و چرخش سیاست‌ها از سال 1948 تا کنون باشد.
بنابراین، آشکار است کنفرانسی که در آن اغلب سران کشورهای سکولار ـ که معتقد به جدایی دین از سیاست هستند ـ شرکت می‌کنند، نمی‌تواند ربط مستقیمی به دین و دغدغه تفاهم و گفت‌وگوی میان ادیان داشته باشد. همان‌گونه که در این کنفرانس، رؤسای‌جمهور و نخست وزیران حدود شصت کشور جهان از جمله پادشاه اسپانیا، رؤسای جمهور فیلیپین، پاکستان، لبنان، روسیه و جورج بوش حضور داشتند و هیچ‌کدام از این افراد نماینده و کارشناس یک جریان دینی نبودند و قریب به اتفاق آنان را افرادی تشکیل می‌دادند که مدتها برای منافع سیاسی به رایزنی پرداخته‌اند، اگر به راستی، دغدعه و هدف این کنفرانس، آشتی و صلح و تفاهم میان ادیان بود، باید از یهودیان ضد صهیونیستم که در آمریکا نیز حضور چشمگیری دارند و تعدادشان کم نیست، دعوت می‌شد تا به نمایندگی از دین یهود در آن شرکت کنند.
اظهارات دبیر کل سازمان ملل به عنوان یک نهاد مدافع حقوق ملت‌ها، مبنی بر تلاش برای «ارتقای تفاهم میان اعراب و اسرائیل»، آشکارا بیانگر موضع واقعی این قبیل نشست‌هاست و متأسفانه، بیهوده نیست که مدت‌هاست، ایده‌آل‌گرایان در ایده‌آل‌های خود، از یک سازمان بین‌المللی تجدید نظر کرده و دریافته‌‌اند، هر نهادی به منابع مالی نیاز دارد و بناچار از تأثیرپذیری و پیروی و اطاعت از تأمین‌کنندگان منابع مالی سازمان خود گریزی ندارد و این یک واقعیت است.
• کارشناس ارشد دیپلماسی و سازمان‌های بین‌المللی

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط
نظرات
کاربر مهمان -> 1387/09/01
پاسخ

واقعا عالی تحلیل کردید

کاربر مهمان -> 1387/09/01
پاسخ

با تشکر از نویسنده محترم... نکته قابل ذکر اینکه کشور عربستان دارای نظام پادشاهی است لذا اطلاق نام امیر به حاکم این کشور اشتباه می باشد وصحیح آن ملک عبداله است. نظام کشورهایی همچون کویت وامارات وسابقا بحرین دارای نظام امارتی هستند وبه حکام آنان امیر گفته می شود.

کاربر مهمان -> 1387/09/01
پاسخ

امیدوارم موفق باشید

کاربر مهمان -> 1387/09/02
پاسخ

ضمنا من در شبکه سی ان ان دیدم درجلسه حاشیه پادشاه عربستان نوشیدنی هم دستشان بود و چه جام زیبائی هم بود. به سلامتی عرب ها و مسلمانها و البته یهودیان

کاربر مهمان -> 1387/09/02
پاسخ

ضمنا من در شبکه سی ان ان دیدم درجلسه حاشیه برخی سران کشورهای اسلامی نوشیدنی هم دستشان بود و چه جام زیبائی هم بود!!

کاربر مهمان -> 1387/09/02
پاسخ

اگر مذاکرات با بسم الله شروع شود البته بسم الله قلبی هیچ مشکلی نیست همیشه بسم الله پیروز است پیامبر هم بارها و بارها با یهودیها مذاکره میکرد حتی مذاکره اعتقادی

کاربر مهمان -> 1387/09/03
پاسخ

اصلا به ما چه؟ بگذارید با هم صلح کنند. ما چرا کاسه داغتر از آشیم.

کاربر مهمان -> 1387/09/03
پاسخ

اگر اینکار امیر عبدالله بد است ادعای دوستی مردم اسرائیل چطور است؟

کاربر مهمان -> 1387/09/03
پاسخ

▪ ضمنا من در شبکه سی ان ان دیدم درجلسه حاشیه برخی سران کشورهای اسلامی نوشیدنی هم دستشان بود و چه جام زیبائی هم بود!!

کاربر مهمان -> 1387/09/04
پاسخ

باید برای عربستان برنامه بلند مدتی اندیشید چون این کشور به ظاهر دوست و برادر نقشه ها برای ایران دارد نباید غافل بود

کاربر مهمان -> 1387/09/04
پاسخ

با سلام، آیا این درست است؟ اجلاس ها!! در سطر اول. اجلاس خودش جمع است و عربی. آن را با ها ی فارسی بازهم جمع کردید. کمی دقت لطفاً

کاربر مهمان -> 1387/09/05
پاسخ

موفق باشی

کاربر مهمان -> 1387/09/05
پاسخ

با سلام و تشکر از قلم فرسایی نویسنده : اما چند نکته قابل تامل است: 1. امیر عبدالله بر خلاف تصور نویسنده نه مطلق گرای دینی و نه غیر منعطف است 2. کشورهای سکولار به معنی بی دینی نیستند. به طور مثال کشور قبرس، شیلی کشورهایی سکولار استند ولی بالاترین وابستگی مذهبی را در میان اکثر کشورهای جهان دارند. 3. اجلاس گفتگوی ادیان در ادامه ی تلاش عربستان از سال گذشته که ایران نیز به آن کمک کرد، انجام گرفت و هر چند منافع تبلیغات حقوق بشری را نیز از آن عربستانی ها کرد.

کاربر مهمان -> 1387/09/05
پاسخ

یعنی اگر آقای احمدی نزاد دعوت میشد نمیرفت؟

کاربر مهمان -> 1387/09/05
پاسخ

به حقیقت که با این رفتار پادشاه عربستان ، معنی واقعی اشداء علی الکفار و رحماء بینهم را فهمیدیم ؟؟؟

کاربر مهمان -> 1387/09/05
پاسخ

اولا اسمش پادشاه عبد الله (که امیر 4-5 سال پیش) . این تحلیل فقط در ذهنیت ایرانیها است که همیشه میخواهد حریف عربستان سعودی در منطقه ولی منطمئن باش شما ها حریف انها نیستید. پادشاه عربستان به خود امریکایی ها گفت من اصلا نمی خواهم این برز را ببینم ولی چون این کار سیاسی نیست اشکال نداره که بیاید ولی کوشش نکند سلام کند. در یک موضوع دیگر انتقاداتی در باره روزنامه السیاسیه کویتی که اسم وزیر سابق اطلاعات به جای اسم وزیر جدید به کار برد وشما ها اینجا در یک اشتباهی بزرکتر آن بیفتید

کاربر مهمان -> 1387/09/05
پاسخ

اینکه نویسندۀ مقاله گفته اند:" بحث مطلق گرایی دینی امیر عبدالله زبانزد خاص و عام است." به هیچوجه صحیح نیست؛ بلکه بالعکس ایشان در کشور خودش به خاطر روحیۀ تسامح، مورد نکوهش روحانیان بنیادگرا قراردارد. ملک عبدالله منعطف ترین پادشاه از آل سعود می باشد. از این حیث شاید ملک خالد، که دوران پادشاهی بسیار کوتاهی داشت، با او قابل قیاس باشد. ضمناً رهبران عرب از همان سالهای تشکیل اسرائیل (1948) با یهودیان اشغالگر روابط مخفیانه داشته اند؛ و این موضوع جدیدی نیست.

کاربر مهمان -> 1387/09/07
پاسخ

لکم دینکم ولی الدین

کاربر مهمان -> 1387/09/07
پاسخ

از نویسنده محترم به دلیل داشتن نگاه متفاوت به موضوعات ممنونم اما تحلیل سرکار یک تحلیل سویه دار است و خواستید که هر طور شده این اقدام را محکوم نمایید.

کاربر مهمان -> 1387/09/07
پاسخ

البته که بسیار خوب تحلیل شده که از یک خانم ایرانی بعید است اما اینکه هر حرکتی که در منطقه می شود بگوییم در جهت دشمنی با ایران است غیر واقعی هست به نظر من.

کاربر مهمان -> 1387/09/07
پاسخ

واقعیت این است که اگر اسرائیل به مرزهای سال 67 برگردد و کشور فلسطین تشکیل شود بهانه ای برای دشمنی نمیماند.ما نباید کاسه داغتر از آش باشیم و هر روز با یک بهانه جدید در برابر دنیا بایستیم.تمام کشورهای عربی به دنبال خروج از این وضع و تشکیل فلسطین هستند اما ما بیشتر در پی ادامه این شرایط و بهره برداری از آن به خصوص در داخل ایران می باشیم.بیش از این نباید با منافع ملی بازی کرد.

کاربر مهمان -> 1387/09/09
پاسخ

ایران بایستی مواظب مصر و عربستان و اردن باشد چون این کشورها بسان گرگ در لباس گوسفند می باشند چون اعمال آنها اثبا ت شده است در زمان جنگ تحمیلی و پس از آن تاکنون (حمایت از گروههای ضد انقلاب و منافقین و صدام-ارتباط نز دیک با اسراییل دشمن مسلمین جهان)

کاربر مهمان -> 1387/09/09
پاسخ

آنهائی که آهننین مشتند دشمنان را به دوستی کشتند عدو را می بایست به ذوالفقار سپرد همین وبس

کاربر مهمان -> 1387/09/11
پاسخ

با سلام یکی از خوانندگان نوشته اند اجلاسها غلط است چون اجلاس کلمه جمع است میخواستم تذکر بدهم اجلاسها درست است چون جلس در باب افعال اجلاس است مفرد کلمه جلسه است که جمع ان جلسات می باشد با تشکر

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین