در تهران، قلب مملکت، همهروزه، در سر هر گذر و خیابان و چهارراه، چند نفر کودک سرگردان خیابانی میبینید؟ بچههایی که در عالم کودکانه خود فارغ از دنیا و هرچه در آن هست بهدنبال یکدیگر میدوند و بازی میکنند و گهگداری دست نیاز بهسوی عابران یا رانندگان اتومبیلها دراز میکنند یا فال حافظی یا آدامسی یا بادبادکی و شبیه این چیزها را جلو چشمشان میگیرند و ملتمسانه از آنها میخواهند که آنها را از او بخرند... کودکانی که هر روز تعدادشان متاسفانه از روز پیش بیشتر میشود.
این کودکان از کجا میآیند؟ چه کسانی آنها را ساماندهی میکنند؟ پدر و مادرشان کیست؟ و صدها سوال مشابه دیگر. طبق برآورد یونیسف در ایران 90درصد این کودکان دارای پدر و مادر هستند و در خانوادههای پرجمعیت زندگی میکنند. آنچه مسلم است این کودکان که اکثرا دچار سوءتغذیه هستند.
در رابطه با مسایل مبتلا به این نوع کودکان مقالات فراوانی نوشته شده، بهخصوص کسانی که دغدغه حقوق کودک را دارند و نگران وضعیت آنان هستند در این زمینه بررسیهای مختلفی انجام دادهاند و هر یک بهنوعی راهکاری برای برونرفت آنان از این وضعیت ارایه کردهاند.
متاسفانه باوجود همه این مسایل کمتر دیدهایم که در عمل قدمی برای برخورد با این مشکل اجتماعی برداشته شود. کدام سازمان یا نهاد یا وزارتخانه مسوول رسیدگی و ساماندهی به این وضعیت است؟ از منظر قانونی اگر به موضوع نگاه کنیم ماده 173 قانون مجازات اسلامی تصریح داشته است هر کس طفل صغیر یا غیررشیدی را وسیله تکدی قرار دهد یا افرادی را به این امر بگمارد به سه ماه تا دو سال حبس و استرداد کلیه اموال که از طریق مذکور به دست آورده است محکوم خواهد شد.
بنابراین و از این منظر، همهروزه شاهد جرایم مشهودی هستیم که از مصادیق بارز این ماده است اما در عمل تاکنون تا چه اندازه ضابطین قوهقضاییه با این بزه مشهود برخورد کردهاند؟ و اگر اقدامی در این رابطه بهعمل آوردهاند سایر مسوولان ذیربط قدم بعدی را چگونه برداشتهاند؟ آیا سازمان بهزیستی و شهرداری میتوانند یکتنه از پس این معضل اجتماعی برآیند؟ قطعا پاسخ منفی است و شاهد ادعا در جیب.
بهقول یکی از دوستان همکارم هر یک از این کودکان خیابانی که همه آنها مطابق قانون اساسی دارای حقوقی هستند و باید وفق قانون بهجای ولگردی و آوارگی در خیابانها و مورد سوءاستفاده قرار گرفتن افراد، در سر کلاسهای درس حاضر باشند، متاسفانه به بمب ساعتی تبدیل شدهاند که سرانجام روزی منفجر خواهند شد- شرایط نابسامان این کودکان روزی از آنها قاچاقچی موادمخدر یا قاتل و سارق و شیاد و زورگیر خواهد ساخت. آیا هنوز باید شاهد افزایش کودکان خیابانی باشیم و بیتفاوت و خونسرد از کنار آنها بگذریم؟ اگرچه فعالیتهای خیرخواهانه پارهای از انجمنهایی که حامی حقوق کودک هستند و بعضا سازمانهای دولتی به حکم وظیفهای که دارند را نمیتوان نادیده گرفت اما واقعیت این است که اگر عواقب منفی و زیانبار این پدیده آنچنان که باید و شاید جدی گرفته نشود در آینده نهچندان دور دود ناشی از انفجار این بمبهای ساعتی به چشم همه خواهد رفت.
* حقوقدان
منبع: شرق
این کودکان از کجا میآیند؟ چه کسانی آنها را ساماندهی میکنند؟ پدر و مادرشان کیست؟ و صدها سوال مشابه دیگر. طبق برآورد یونیسف در ایران 90درصد این کودکان دارای پدر و مادر هستند و در خانوادههای پرجمعیت زندگی میکنند. آنچه مسلم است این کودکان که اکثرا دچار سوءتغذیه هستند.
در رابطه با مسایل مبتلا به این نوع کودکان مقالات فراوانی نوشته شده، بهخصوص کسانی که دغدغه حقوق کودک را دارند و نگران وضعیت آنان هستند در این زمینه بررسیهای مختلفی انجام دادهاند و هر یک بهنوعی راهکاری برای برونرفت آنان از این وضعیت ارایه کردهاند.
متاسفانه باوجود همه این مسایل کمتر دیدهایم که در عمل قدمی برای برخورد با این مشکل اجتماعی برداشته شود. کدام سازمان یا نهاد یا وزارتخانه مسوول رسیدگی و ساماندهی به این وضعیت است؟ از منظر قانونی اگر به موضوع نگاه کنیم ماده 173 قانون مجازات اسلامی تصریح داشته است هر کس طفل صغیر یا غیررشیدی را وسیله تکدی قرار دهد یا افرادی را به این امر بگمارد به سه ماه تا دو سال حبس و استرداد کلیه اموال که از طریق مذکور به دست آورده است محکوم خواهد شد.
بنابراین و از این منظر، همهروزه شاهد جرایم مشهودی هستیم که از مصادیق بارز این ماده است اما در عمل تاکنون تا چه اندازه ضابطین قوهقضاییه با این بزه مشهود برخورد کردهاند؟ و اگر اقدامی در این رابطه بهعمل آوردهاند سایر مسوولان ذیربط قدم بعدی را چگونه برداشتهاند؟ آیا سازمان بهزیستی و شهرداری میتوانند یکتنه از پس این معضل اجتماعی برآیند؟ قطعا پاسخ منفی است و شاهد ادعا در جیب.
بهقول یکی از دوستان همکارم هر یک از این کودکان خیابانی که همه آنها مطابق قانون اساسی دارای حقوقی هستند و باید وفق قانون بهجای ولگردی و آوارگی در خیابانها و مورد سوءاستفاده قرار گرفتن افراد، در سر کلاسهای درس حاضر باشند، متاسفانه به بمب ساعتی تبدیل شدهاند که سرانجام روزی منفجر خواهند شد- شرایط نابسامان این کودکان روزی از آنها قاچاقچی موادمخدر یا قاتل و سارق و شیاد و زورگیر خواهد ساخت. آیا هنوز باید شاهد افزایش کودکان خیابانی باشیم و بیتفاوت و خونسرد از کنار آنها بگذریم؟ اگرچه فعالیتهای خیرخواهانه پارهای از انجمنهایی که حامی حقوق کودک هستند و بعضا سازمانهای دولتی به حکم وظیفهای که دارند را نمیتوان نادیده گرفت اما واقعیت این است که اگر عواقب منفی و زیانبار این پدیده آنچنان که باید و شاید جدی گرفته نشود در آینده نهچندان دور دود ناشی از انفجار این بمبهای ساعتی به چشم همه خواهد رفت.
* حقوقدان
منبع: شرق