بسیاری معتقدند که مدیریت هنر است، یک مدیر کارآمد و باهوش میتواند، سازمان تحت اداره خود را به اوج برساند. خلاقیت یکی از مهمترین فاکتورهایی است که یک مدیر باید داشته باشد اما، آیا مدیران تربیت بدنی کشور خلاقاند؟ چه موانعی بر سر راه بروز خلاقیت مدیران وجود دارد؟
به گزارش ایسنا، فریدون منافی، مهرزاد حمیدی، محمد کشتیدار و بهشته اقبالی در تحقیق خود به این سوال پاسخ دادهاند. در این تحقیق آمده است: هرگاه با تامل در مجموعه دستاوردهای فرهنگی بشر و اشیاء و وسایلی که لوازم زندگی وی را تشکیل داده است، نظری بیندازیم، به آسانی درمییابیم که حتی سادهترین لوازم مورد استفاده بشر محصول خلاقیت و نوآوری او بوده است و در طول سالها با پردازش اندیشهها، نظریهها و ابتکارها به شکل امروزین خود درآمده است.
عصر ما، عصر سرعت و تحول در فنآوری است. امروزه خلاقیت در بیشتر کشورهای جهان مورد مطالعه قرار گرفته است. همچنین نشان داده شده که ارتباط مثبت و موثری بین توانایی ارتباط رهبران و نوآوری کارمندان وجود دارد. سازمانهای امروزی نیز از تحول و فنآوری به دور نبوده و به طور روزمره در حال تجربه کردن آن هستند.
در این عصر، برای بقاء و پیشرفت و حتی برای حفظ وضع موجود باید جریانی نو و جدید را در سازمان به وجود آورد و به آنها تداوم بخشید تا از رکود و تباهی آن جلوگیری شود. خلاقیت و نوآوری واژههایی متفاوت اما، بسیار مرتبط هستند. خلاقیت به معنی توانایی و قدرت ارایه نظرها و فکرهای جدید و نو است، در صورتی که نوآوری به کارگیری نظرها و فکرهای حاصل از خلاقیت است.
بنابراین، با توجه به تفاوت بین خلاقیت و نوآوری میتوان خلاقیت را پیش نیاز نوآوری دانست. مدیران خلاق در سازمانها، منبع جوشش و مرکز شروع خلاقیت در کل سازمان هستند. مدیران سازمانهای ورزشی نیز به عنوان نوعی از سازمان، از این مقوله جدا نبوده و با خلاقیت و نوآوری خود زمینه توفیق و کامیابی گروهها و سازمانهای ورزشی را فراهم میآورند.
خلاقیت، نوآوری و کارآفرینی هر کدام مباحثی از مدیریت هستند که به بهبود سطح ارتقاء کمی و کیفی سازمانها کمک شایانی میکنند. با توجه به لزوم بها دادن به تفکرات نوین و نوآور در سازمانها در چند دههی اخیر، ضروری است که عوامل یا موانعی را که به هر نحو ممکن بر خلاقیت مدیران ورزشی تاثیرگذار هستند، شناسایی شوند.
بدیهی است که شناخت این عوامل و تلاش در جهت حذف موانع، توان مدیران را در رویارویی با تحولات متغیر محیطی، افزایش میدهد. برخی از موانع ابتکار و خلاقیت مدیران به محیط خارج از محدودهی کاری آنها مربوط است و برخی دیگر از موانع ناشی از ویژگیها و نگرشهای خود مدیران است.
برخی از تحقیقات تحصیلات بالای مدیران را علت ابتکار و نوآوری میدانند (مطالعات اهایو). برخی دیگر توان ذاتی مدیران را عامل اصلی میدانند (مطالعات میشیگان).
تحقیقات جدید علمی مختلف بروز خلاقیت را منوط به چند ویژگی شخصی مدیران میدانند که عبارتند از: اعتماد به نفس، خطرپذیری، عدم ترس از انتقاد، احساس تعلق گروهی، استفاده بهینه از مجردات ذهنی، قدرت تجزیه و تحلیل نظام یافته.
با توجه به اهمیت موضوع خلاقیت در سازمانها و به ویژه در سازمانهای ورزشی، شناخت موانع خلاقیت نیز به عنوان یکی ازمقولههایی که به مدیران در امر برنامهریزی و سازماندهی کمک میکند، مدنظر قرار میگیرد. آگاهی از موانع خلاقیت و میزان دخالت هر یک از آنها در مسیر تلاش و جنبش مدیران، امکان ایجاد زمینه کنترل و اتخاذ تصمیمات مناسب را فراهم آورده، زمینه را برای ایجاد بازخورد در مسیر روبه رشد مدیران فراهم میکند.
شناخت و آگاهی از موانع بروز خلاقیت و نوآوری مدیران تربیت بدنی، امکان ایجاد سیستم بازخوردی را برای برنامهریزان مدیریت منابع انسانی مهیا میکند. ادارههای تربیت بدنی کانون و نقطه بروز فعالیتهای فوق برنامه ورزشی دانشگاهها و نقطه عطف پیشرفت و توسعه ورزش دانشگاهها در سطح کشور هستند. شناخت وضع موجود خلاقیت مدیران و موانع بروز خلاقیت، امکان طراحی سیستم خود کنترلی را برای حذف و یا تقلیل این موانع بوجود میآورد. لذا این پژوهش در پی آن بوده تا وضعیت موجود نگرش خلاقانهی مدیران ادارههای تربیت بدنی دانشگاهها را مورد بررسی قرار داده و به این موضوع دست یابد که چه دسته عواملی بیش از بقیه به عنوان بازدارندههای خلاقیت مدیران تربیت بدنی مطرح هستند. همچنین پژوهش حاضر درصدد یافتن پاسخ به این پرسش است که آیا بین مشخصات فردی مدیران تربیت بدنی دانشگاهها و موانع مرتبط بر خلاقیت ارتباطی وجود دارد؟
روش پژوهش حاضر از نوع توصیفی و پیمایشی بوده و جامعهی آماری پژوهش را مدیران ادارههای تربیت بدنی دانشگاههای وابسته به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی تشکیل میدهند. جامعه و نمونه آماری تحقیق با یکدیگر برابر بوده و همهی اعضای جامعه به عنوان نمونه آماری در نظر گرفته شدند. تعداد نمونهها در مجموع برابر با ۵۹ نفر بود.
این تحقیق مدیران ادارههای تربیت بدنی دانشگاهها را مورد بررسی قرار داده و به این موضوع رسیدگی میکند که چه دسته عواملی بیش از بقیه به عنوان بازندارندههای خلاقیت مدیران تربیت بدنی مطرح است.
همچنین پژوهش حاضر درصدد یافتن پاسخ به این پرسش است که آیا بین مشخصات فردی مدیران تربیت بدنی دانشگاهها و موانع مرتبط بر خلاقیت ارتباطی وجود دارد؟
روش پژوهش حاضر از نوع توصیفی و پیمایشی بوده و جامعهی آماری پژوهش را مدیران ادارههای تربیت بدنی دانشگاههای وابسته به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی تشکیل میدهند. جامعه و نمونه آماری تحقیق با یکدیگر برابر بوده و همهی اعضای جامعه به عنوان نمونه آماری در نظر گرفته شدند. تعداد نمونهها در مجموع برابر با ۵۹ نفر بود.
براساس دادههای بدست آمده از نمونه آماری مشخص شد که ۷/۲۳ درصد از مدیران تربیت بدنی دارای سن بین ۳۰ تا ۳۴ سال بوده و ۳/۲۰ درصد نیز بیش از ۵۰ سال سن داشتهاند. همچنین ۷/۴۵ درصد مدیران تربیت بدنی دارای مدرک لیسانس، ۳/۴۲ درصد مدیران فوق لیسانس و فقط ۰۸/۵ درصد دارای مدرک تحصیلی دکتری هستند.
براساس اطلاعات جمعآوری شده، ۱/۲۷ درصد مدیران بیش از ۲۰ سال سابقه کار مدیریتی داشته و ۴/۲۵ درصد ۹-5 سال و ۳/۲۰ درصد از آنها نیز ۴-1 سال سابقه کار مدیریتی داشتهاند.
مقایسه تبیین میانگین نمرات بدست آمده برای موانع مرتبط به خلاقیت و نوآوری مدیران تربیت بدنی دانشگاهها نشان داد که میانگین نمرات مرتبط با تجزیه و تحلیل نظام یا فته و موفقیت کاری، بالاتر از سایر موانع بود و میانگین نمرات اعتماد به نفس و خطرپذیری در مدیران ادارههای تربیت بدنی دانشگاهها نسبت به سایر موانع پایینتر است.
نتایج آزمون فرضیههای تحقیق، درمورد بررسی ارتباط بین مشخصات فردی مدیران ادارههای تربیت بدنی دانشگاه (سن، سابقه کار و مدرک تحصیلی) با زیر فاکتورهای شش گانه موانع مرتبط بر خلاقیت نشان داد که بین موانع مرتبط با اعتماد به نفس و خطرپذیری با سن همیشگی منفی معنیدار بدست آمده است. به این معنی که هر چقدر سن مدیران ادارههای تربیت بدنی دانشگاهها افزایش مییابد، از میزان احساس خطرپذیری آنها کاسته میشود. همچنین بین سه مشخصهی موانع اعتماد به نفس و خطرپذیری، نیاز به تطبیق و استفاده از مجردات ذهنی، همبستگی مثبت و معنادار بدست آمده است. به این معنی که هر چقدر مدیران تربیت بدنی دانشگاهها از تحصیلات بالاتری برخوردار بودهاند در زمینه موانع خلاقیت مرتبط با خطرپذیری، نیاز به تطبیق و استفاده از مجردات ذهنی احساس ضعف بیشتری داشتهاند.
نتایج بدست آمده از تحقیق نشان میدهد که در خلاقیت مدیران تربیت بدنی دانشگاههای وزارت علوم، تحقیقات و فناوری استفاده از تجربه و تحلیل نظام یافته و مجردات ذهنی دچار نقصان و کمبودی است و از دید مدیران به عنوان عوامل موثر در موانع خلاقیت آنها محسوب میشده است.
براین اساس آموزش تجزیه و تحلیل بحران و حل مشکلات برای مدیران و فعال نمودن تفکرات انتزاعی آنها در حل مسایل میتواند کلید بروز خلاقیت باشد. بدین منظور میتوان برای ارتقاء خلاقیت مدیران بر روی ایجاد تفکرات تجزیه و تحلیل نظام یافته برای حل مشکلات و پرورش مجردات ذهنی آنها برنامهریزیهای بلندمدتی را در نظر گرفت.
بنابر نظریات مدیران ادارههای تربیت بدنی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مبنی بر موانع بروز خلاقیت، میتوان به احساس تجزیه و تحلیل نظام یافته و نیاز به تطبیق اشاره نمود. فقدان موارد فوق، سبب کمبود در بروز خلاقیت در مدیران فوق الذکر شده است. محققان مذکور، عوامل تجزیه و تحلیل نظام یافته و نیاز به تطبیق را به عنوان عوامل اساسی در بروز خلاقیت تلقی نمودهاند.
لذا این عوامل از سوی مدیران ادارههای تربیت بدنی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی احساس شده است که میتوان در برنامهریزیهای کلان و آموزشی از منابع و محرکهای محیطی مناسب در تقویت این مشکلات بهرهمند شد تا مدیران ادارههای تربیت بدنی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی هر چه موثرتر بتوانند به حل بحران از طریق تفکرات خلاقانه بپردازند.
به گزارش ایسنا، فریدون منافی، مهرزاد حمیدی، محمد کشتیدار و بهشته اقبالی در تحقیق خود به این سوال پاسخ دادهاند. در این تحقیق آمده است: هرگاه با تامل در مجموعه دستاوردهای فرهنگی بشر و اشیاء و وسایلی که لوازم زندگی وی را تشکیل داده است، نظری بیندازیم، به آسانی درمییابیم که حتی سادهترین لوازم مورد استفاده بشر محصول خلاقیت و نوآوری او بوده است و در طول سالها با پردازش اندیشهها، نظریهها و ابتکارها به شکل امروزین خود درآمده است.
عصر ما، عصر سرعت و تحول در فنآوری است. امروزه خلاقیت در بیشتر کشورهای جهان مورد مطالعه قرار گرفته است. همچنین نشان داده شده که ارتباط مثبت و موثری بین توانایی ارتباط رهبران و نوآوری کارمندان وجود دارد. سازمانهای امروزی نیز از تحول و فنآوری به دور نبوده و به طور روزمره در حال تجربه کردن آن هستند.
در این عصر، برای بقاء و پیشرفت و حتی برای حفظ وضع موجود باید جریانی نو و جدید را در سازمان به وجود آورد و به آنها تداوم بخشید تا از رکود و تباهی آن جلوگیری شود. خلاقیت و نوآوری واژههایی متفاوت اما، بسیار مرتبط هستند. خلاقیت به معنی توانایی و قدرت ارایه نظرها و فکرهای جدید و نو است، در صورتی که نوآوری به کارگیری نظرها و فکرهای حاصل از خلاقیت است.
بنابراین، با توجه به تفاوت بین خلاقیت و نوآوری میتوان خلاقیت را پیش نیاز نوآوری دانست. مدیران خلاق در سازمانها، منبع جوشش و مرکز شروع خلاقیت در کل سازمان هستند. مدیران سازمانهای ورزشی نیز به عنوان نوعی از سازمان، از این مقوله جدا نبوده و با خلاقیت و نوآوری خود زمینه توفیق و کامیابی گروهها و سازمانهای ورزشی را فراهم میآورند.
خلاقیت، نوآوری و کارآفرینی هر کدام مباحثی از مدیریت هستند که به بهبود سطح ارتقاء کمی و کیفی سازمانها کمک شایانی میکنند. با توجه به لزوم بها دادن به تفکرات نوین و نوآور در سازمانها در چند دههی اخیر، ضروری است که عوامل یا موانعی را که به هر نحو ممکن بر خلاقیت مدیران ورزشی تاثیرگذار هستند، شناسایی شوند.
بدیهی است که شناخت این عوامل و تلاش در جهت حذف موانع، توان مدیران را در رویارویی با تحولات متغیر محیطی، افزایش میدهد. برخی از موانع ابتکار و خلاقیت مدیران به محیط خارج از محدودهی کاری آنها مربوط است و برخی دیگر از موانع ناشی از ویژگیها و نگرشهای خود مدیران است.
برخی از تحقیقات تحصیلات بالای مدیران را علت ابتکار و نوآوری میدانند (مطالعات اهایو). برخی دیگر توان ذاتی مدیران را عامل اصلی میدانند (مطالعات میشیگان).
تحقیقات جدید علمی مختلف بروز خلاقیت را منوط به چند ویژگی شخصی مدیران میدانند که عبارتند از: اعتماد به نفس، خطرپذیری، عدم ترس از انتقاد، احساس تعلق گروهی، استفاده بهینه از مجردات ذهنی، قدرت تجزیه و تحلیل نظام یافته.
با توجه به اهمیت موضوع خلاقیت در سازمانها و به ویژه در سازمانهای ورزشی، شناخت موانع خلاقیت نیز به عنوان یکی ازمقولههایی که به مدیران در امر برنامهریزی و سازماندهی کمک میکند، مدنظر قرار میگیرد. آگاهی از موانع خلاقیت و میزان دخالت هر یک از آنها در مسیر تلاش و جنبش مدیران، امکان ایجاد زمینه کنترل و اتخاذ تصمیمات مناسب را فراهم آورده، زمینه را برای ایجاد بازخورد در مسیر روبه رشد مدیران فراهم میکند.
شناخت و آگاهی از موانع بروز خلاقیت و نوآوری مدیران تربیت بدنی، امکان ایجاد سیستم بازخوردی را برای برنامهریزان مدیریت منابع انسانی مهیا میکند. ادارههای تربیت بدنی کانون و نقطه بروز فعالیتهای فوق برنامه ورزشی دانشگاهها و نقطه عطف پیشرفت و توسعه ورزش دانشگاهها در سطح کشور هستند. شناخت وضع موجود خلاقیت مدیران و موانع بروز خلاقیت، امکان طراحی سیستم خود کنترلی را برای حذف و یا تقلیل این موانع بوجود میآورد. لذا این پژوهش در پی آن بوده تا وضعیت موجود نگرش خلاقانهی مدیران ادارههای تربیت بدنی دانشگاهها را مورد بررسی قرار داده و به این موضوع دست یابد که چه دسته عواملی بیش از بقیه به عنوان بازدارندههای خلاقیت مدیران تربیت بدنی مطرح هستند. همچنین پژوهش حاضر درصدد یافتن پاسخ به این پرسش است که آیا بین مشخصات فردی مدیران تربیت بدنی دانشگاهها و موانع مرتبط بر خلاقیت ارتباطی وجود دارد؟
روش پژوهش حاضر از نوع توصیفی و پیمایشی بوده و جامعهی آماری پژوهش را مدیران ادارههای تربیت بدنی دانشگاههای وابسته به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی تشکیل میدهند. جامعه و نمونه آماری تحقیق با یکدیگر برابر بوده و همهی اعضای جامعه به عنوان نمونه آماری در نظر گرفته شدند. تعداد نمونهها در مجموع برابر با ۵۹ نفر بود.
این تحقیق مدیران ادارههای تربیت بدنی دانشگاهها را مورد بررسی قرار داده و به این موضوع رسیدگی میکند که چه دسته عواملی بیش از بقیه به عنوان بازندارندههای خلاقیت مدیران تربیت بدنی مطرح است.
همچنین پژوهش حاضر درصدد یافتن پاسخ به این پرسش است که آیا بین مشخصات فردی مدیران تربیت بدنی دانشگاهها و موانع مرتبط بر خلاقیت ارتباطی وجود دارد؟
روش پژوهش حاضر از نوع توصیفی و پیمایشی بوده و جامعهی آماری پژوهش را مدیران ادارههای تربیت بدنی دانشگاههای وابسته به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی تشکیل میدهند. جامعه و نمونه آماری تحقیق با یکدیگر برابر بوده و همهی اعضای جامعه به عنوان نمونه آماری در نظر گرفته شدند. تعداد نمونهها در مجموع برابر با ۵۹ نفر بود.
براساس دادههای بدست آمده از نمونه آماری مشخص شد که ۷/۲۳ درصد از مدیران تربیت بدنی دارای سن بین ۳۰ تا ۳۴ سال بوده و ۳/۲۰ درصد نیز بیش از ۵۰ سال سن داشتهاند. همچنین ۷/۴۵ درصد مدیران تربیت بدنی دارای مدرک لیسانس، ۳/۴۲ درصد مدیران فوق لیسانس و فقط ۰۸/۵ درصد دارای مدرک تحصیلی دکتری هستند.
براساس اطلاعات جمعآوری شده، ۱/۲۷ درصد مدیران بیش از ۲۰ سال سابقه کار مدیریتی داشته و ۴/۲۵ درصد ۹-5 سال و ۳/۲۰ درصد از آنها نیز ۴-1 سال سابقه کار مدیریتی داشتهاند.
مقایسه تبیین میانگین نمرات بدست آمده برای موانع مرتبط به خلاقیت و نوآوری مدیران تربیت بدنی دانشگاهها نشان داد که میانگین نمرات مرتبط با تجزیه و تحلیل نظام یا فته و موفقیت کاری، بالاتر از سایر موانع بود و میانگین نمرات اعتماد به نفس و خطرپذیری در مدیران ادارههای تربیت بدنی دانشگاهها نسبت به سایر موانع پایینتر است.
نتایج آزمون فرضیههای تحقیق، درمورد بررسی ارتباط بین مشخصات فردی مدیران ادارههای تربیت بدنی دانشگاه (سن، سابقه کار و مدرک تحصیلی) با زیر فاکتورهای شش گانه موانع مرتبط بر خلاقیت نشان داد که بین موانع مرتبط با اعتماد به نفس و خطرپذیری با سن همیشگی منفی معنیدار بدست آمده است. به این معنی که هر چقدر سن مدیران ادارههای تربیت بدنی دانشگاهها افزایش مییابد، از میزان احساس خطرپذیری آنها کاسته میشود. همچنین بین سه مشخصهی موانع اعتماد به نفس و خطرپذیری، نیاز به تطبیق و استفاده از مجردات ذهنی، همبستگی مثبت و معنادار بدست آمده است. به این معنی که هر چقدر مدیران تربیت بدنی دانشگاهها از تحصیلات بالاتری برخوردار بودهاند در زمینه موانع خلاقیت مرتبط با خطرپذیری، نیاز به تطبیق و استفاده از مجردات ذهنی احساس ضعف بیشتری داشتهاند.
نتایج بدست آمده از تحقیق نشان میدهد که در خلاقیت مدیران تربیت بدنی دانشگاههای وزارت علوم، تحقیقات و فناوری استفاده از تجربه و تحلیل نظام یافته و مجردات ذهنی دچار نقصان و کمبودی است و از دید مدیران به عنوان عوامل موثر در موانع خلاقیت آنها محسوب میشده است.
براین اساس آموزش تجزیه و تحلیل بحران و حل مشکلات برای مدیران و فعال نمودن تفکرات انتزاعی آنها در حل مسایل میتواند کلید بروز خلاقیت باشد. بدین منظور میتوان برای ارتقاء خلاقیت مدیران بر روی ایجاد تفکرات تجزیه و تحلیل نظام یافته برای حل مشکلات و پرورش مجردات ذهنی آنها برنامهریزیهای بلندمدتی را در نظر گرفت.
بنابر نظریات مدیران ادارههای تربیت بدنی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مبنی بر موانع بروز خلاقیت، میتوان به احساس تجزیه و تحلیل نظام یافته و نیاز به تطبیق اشاره نمود. فقدان موارد فوق، سبب کمبود در بروز خلاقیت در مدیران فوق الذکر شده است. محققان مذکور، عوامل تجزیه و تحلیل نظام یافته و نیاز به تطبیق را به عنوان عوامل اساسی در بروز خلاقیت تلقی نمودهاند.
لذا این عوامل از سوی مدیران ادارههای تربیت بدنی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی احساس شده است که میتوان در برنامهریزیهای کلان و آموزشی از منابع و محرکهای محیطی مناسب در تقویت این مشکلات بهرهمند شد تا مدیران ادارههای تربیت بدنی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی هر چه موثرتر بتوانند به حل بحران از طریق تفکرات خلاقانه بپردازند.