نخیر! به نظر میرسد مرغ مدیران وزارت ورزش فقط یک پا دارد و آنها، علیرغم شنیدن نظرات دلسوزان و کارشناسان به هیچ وجه حاضر نیستند دست از تصمیمهای مخاطره آمیزی که برای ورزش گرفتهاند بردارند.
متاسفانه برخی از ما تصور میکنیم که مدیریت یعنی پای تمام تصمیمهای خود ایستادن، حتی اگر این تصمیمها اشتباه باشد. به نظر میرسد ما نیازمند آن هستیم که به پارهای از مدیران خود تفاوت قاطعیت در تصمیمهای اصولی و اصرار بر تصمیمهای اشتباه را یادآوری کنیم. آقایان درست است که در کتابهای مدیریت و درسهای آن نکات بسیاری آورده شده است اما اصل رعایت مصالح و تدبیر در اجر است و در این هنگامه نشان داده میشود که چه کسی مدیر است و چه کسی فاقد توانایی آن. قبول کنیم که فقط با خواندن کتابهای اخلاقی کسی صاحب اخلاق پسندیده نمیشود و در عمل است که نشان داده میشود چه کسی با اخلاق است و چه کسی بیاخلاق.
در واقع تا روزی که آموختههای خود را به میدان عمل نیاوردهایم و از آنها در این وادی بهره نبردهایم نمیتوانیم مدعی شویم که صاحب آن شدهایم. گمان نمیکنم در هیچ کتاب مدیریتی آمده و یا در هیچ دانشکده مدیریتی آموزش داده شده باشد که تصمیمگیری غیرکارشناسانه و اصرار برآن از اصول مدیریت باشد. صاحب این قلم نه دانش آموخته رشته مدیریت است و نه مدعی آن، اما حداقل بدیهیات را میداند. اصلاً مدیریت به کنار آیا اخلاق وجوب بازگشتن از مسیر اشتباه را سفارش و تأکید نمیکند؟ واقعاً وقتی میبینیم کاری انجام دادهایم که نظر دلسوزان و کارشناسان خلاف آن است، دوستی با خودکردن در این است که به سخن اهل فن گوش دهیم یا آنکه با آمدن دهها دلیل سعی در توجیه و ارائه رفتار غیر متعارف خود داشته باشیم. دوستان باور کنید آوردن هزار دلیل برای یک کار اشتباه یعنی هزار و یک اشتباه و به هیچ وجه این دلایل کار را صحیح نخواهد کرد.
بعد ازآنکه با دخالت وزارت ورزش در چند فدراسیون تغییر و تحول ایجاد شد مجامع بینالمللی ورزش نسبت به این امر واکنش نشان دادند و کار به جایی کشید که زمزمههای تعلیق برخی رشتههای ورزشی ما به گوش رسید. به دلیل شرایط حساسی که در آستانه المپیک وجود داشت طرفین قدری شعله اختلاف را پایین آوردند و وزارت ورزش هم تصمیم گرفت تا پایان بازیهای المپیک واکنشی نشان نداده و انتخاباتی برگزار نکند. علیرغم این مسئله باز هم حضور برخی رشتهها و مدیران ورزشی ما در این مسابقات در هالهای از ابهام بود تا جائیکه حتی عدهای نتوانستند شرکت کنند و عدهای هم درآخرین لحظات با برخی ملاحظات موفق شدند به لندن سفر کنند.
نتایج قابل قبول کاروان ورزشی ایران در لندن اسبابی فراهم آورد تا این موضوع قدری به فراموشی سپرده شود. و همه خنده بر لب با فراموش کردن اختلافات شادی را به کام مردم شیرینتر کنند. اما برخی دوستان کم تجربه و بیتجربه باگمان اینکه این نتایج همانگونه که در داخل کشور موثر بوده در خارج هم موثر خواهد بود نظرات و نامههای مجامع بینالمللی را یک بار دیگر نادیده گرفتند و در همان لندن تصمیم گرفتند مجامع انتخاباتی را برگزار کنند.
قبل از آغاز مجامع باز هم نامهای دیگر واصل شد که در آن تأکید شده بود به هیچ وجه تا تصحیح اساسنامهها نباید انتخاباتی برگزار شود و اگر دولت دخالتی کند یا انتخاباتی شود شاید خطر تعلیق ورزش کشورمان را تهدید کند. همه دلسوزان هشدار دادند که کار مجامع بینالمللی با تعارف و کدخدامنشی قابل حل شدن نیست و اگر کسانی سخنی گفتهاند وعده کمکی را دادهاند فقط در دایره مقررات است. اما گویا دوستان برخی سخنانی را که در عرف دیپلماتیک ردو بدل میشود حمل بر صحت گرفته و گمان بردهاند که مشکلات حل شده است.
حالا وزارت ورزش علیرغم آن نامهها و تهدیدها و هشدارها بر طبل خود کوبید و انتخاباتی به ظاهر آزاد برگزار کرد تا کسانی را که به عنوان سرپرست تعیین کرده بود به عنوان رئیس فدراسیون برگزیده شوند.
با این کار حالا شرایط حساستر شده است. عدم شرکت نماینده کمیته ملی المپیک در انتخابات به خوبی نشان دهنده درجه اهمیت و حساسیت کار است.
اما در مورد دلایل تصمیم وزارت ورزش مبنی بر برگزاری مجامع انتخاباتی نظرات مختلفی بیان میشود که اهم آنها عبارتند از :
1- عدهای که از منظر سیاسی مسائل را تجزیه و تحلیل میکنند اعتقاد دارند فشار از بالا باعث شده است تا وزیر ورزش علیرغم نظر کارشناسان دست به چنین کاری زده و ورزش کشور را با ریسک خطرناکی مواجه کند اما در مورد دلایل فشار از بالا آرای متفاوتی اظهار میشود. عدهای به اختلافات پنهان مجلس و دولت وعدهای هم به این که امسال سال آخر دولت است و این مشکلات برای بعدیها باقی میماند اشاره میکنند. عدهای دیگر هم با توجه به بحرانهایی که در عرصه ارز و اقتصادو گرانی و .... پیش آمده این موضوع را هم بخشی از آن جریان دانسته و میان آنها پیوستگی قائل هستند.
البته دامنه این تحلیلها وسیع است و چون صاحب این قلم را هیچگاه سودای سیاست در سر نبرده به همین اشاره اکتفا کرده و بحث مستوفای آن را به صاحبنظران واگذار میکند. اما چه این نظرات صحیح باشد و چه صحیح نباشد یک نکته قطعی به نظر میرسد و آن هم چنانکه جناب آقای سیدمهدی هاشمی نماینده محترم مجلس و رئیس فدراسیون تیراندازی تأکید کردهاند جدی تر شدن بحث استیضاح وزیر ورزش و کم انگیزهشدن مدافعان ایشان است و متضرر شدن جناب عباسی
2- عدهای هم معتقدند که به دلیل عدم آشنایی کافی وزیر ورزش با اساسنامههای کمیته بینالمللی المپیک، ایشان گمان کردهاند با توجه به نتایج ایران در این بازیها و پایان مسابقات المپیک در واقع میتوانند مجامع بین المللی را مقابل کار انجام شده قرار دهند. نظر برخی از اطرافیان وزیر که گمان میکردند وقتی کمیته بینالمللی المپیک رشته ورزشی را تحریم کنند این موضوع فقط در المپیکهاست و شامل مسابقات جهانی و آسیایی و... نمیشود دلیلی است بر این امر. به هر حال هر چه که باشد این تصور که مدالهای کسب شده میتواند سرپوشی برماجرا بگذارد تصوری اشتباه است و اگر تعلیقی حاصل شود باز هم در کارنامه آقای عباسی ثبت خواهد شد
3- عدهای هم از توافقات پشت پردهای سخن میگویند که آقای عباسی از آن بیاطلاع هستند. آنها اعتقاد دارند که پارهای از مدیرانی که حضورآقای عباسی را بر نمیتابند در وزارت ورزش و دیگرنهادهای ورزشی با یکدیگر کنار آمدهاند تا مسیری نادرست را به آقای وزیر نشان دهند. اینها میدانند که در زمان حضور دکتر عباسی و یا در دولت بعدی جایگاهی ندارند و بهترین فرصت برای تثبیت خودشان خلأ چندماههای است که در اثر استیضاح وزیر پیش میآید تا بتوانند جایگاه خود را محکم تر کنند. اینکه اکثر کسانی که اخیراً منصوب میشوند به یک طیف خاص وابستگی دارند از جمله دلایل مهم این گروه است. در واقع آنها میگویند آقای دکترعباسی وجه المصالحه برخی توافقات پشت پرده قرار گرفتهاند.
4- پارهای هم معتقدند که اهالی وزارت ورزش به دور از چشم کمیته ملی المپیک خود با مسئولان کمیته بینالمللی المپیک به توافقاتی رسیده و از سوی آنها چراغ سبزی نشان داده شده است که این ضعیفترین احتمال است.
البته تحلیلهای دیگری هم وجود دارد که میتوان آنها را در قالب این چهارگزینه مطرح کرد اما هرچه که هست به نظر میرسد که آقای دکتر عباسی دست به ریسک خطرناکی زدهاند و وارد میدان همه یا هیچ شدهاند.
با شناختی که در سفر لندن از ایشان پیدا کردم (که آن را در گزارشهای المپیک خواهم نوشت) بعید میدانستم فردی با آن خصوصیات دست به چنین اقدامی بزند. حالا نمیدانم من اشتباه کردم یا جناب عباسی در اثر اطلاعات نادرست اشتباه کردند. اما هرچه که هست امیدوارم روزی ایشان متوجه پوست خربزهای که زیر پایشان گذاشته نشوند که کار از کار گذشته باشد و ببینند که متضرر و اقعی ورزش ما بوده که این زیان به دلیل عدم آگاهی یا یکدنگی بیهوده توسط ایشان رقم خورده است
متاسفانه برخی از ما تصور میکنیم که مدیریت یعنی پای تمام تصمیمهای خود ایستادن، حتی اگر این تصمیمها اشتباه باشد. به نظر میرسد ما نیازمند آن هستیم که به پارهای از مدیران خود تفاوت قاطعیت در تصمیمهای اصولی و اصرار بر تصمیمهای اشتباه را یادآوری کنیم. آقایان درست است که در کتابهای مدیریت و درسهای آن نکات بسیاری آورده شده است اما اصل رعایت مصالح و تدبیر در اجر است و در این هنگامه نشان داده میشود که چه کسی مدیر است و چه کسی فاقد توانایی آن. قبول کنیم که فقط با خواندن کتابهای اخلاقی کسی صاحب اخلاق پسندیده نمیشود و در عمل است که نشان داده میشود چه کسی با اخلاق است و چه کسی بیاخلاق.
در واقع تا روزی که آموختههای خود را به میدان عمل نیاوردهایم و از آنها در این وادی بهره نبردهایم نمیتوانیم مدعی شویم که صاحب آن شدهایم. گمان نمیکنم در هیچ کتاب مدیریتی آمده و یا در هیچ دانشکده مدیریتی آموزش داده شده باشد که تصمیمگیری غیرکارشناسانه و اصرار برآن از اصول مدیریت باشد. صاحب این قلم نه دانش آموخته رشته مدیریت است و نه مدعی آن، اما حداقل بدیهیات را میداند. اصلاً مدیریت به کنار آیا اخلاق وجوب بازگشتن از مسیر اشتباه را سفارش و تأکید نمیکند؟ واقعاً وقتی میبینیم کاری انجام دادهایم که نظر دلسوزان و کارشناسان خلاف آن است، دوستی با خودکردن در این است که به سخن اهل فن گوش دهیم یا آنکه با آمدن دهها دلیل سعی در توجیه و ارائه رفتار غیر متعارف خود داشته باشیم. دوستان باور کنید آوردن هزار دلیل برای یک کار اشتباه یعنی هزار و یک اشتباه و به هیچ وجه این دلایل کار را صحیح نخواهد کرد.
بعد ازآنکه با دخالت وزارت ورزش در چند فدراسیون تغییر و تحول ایجاد شد مجامع بینالمللی ورزش نسبت به این امر واکنش نشان دادند و کار به جایی کشید که زمزمههای تعلیق برخی رشتههای ورزشی ما به گوش رسید. به دلیل شرایط حساسی که در آستانه المپیک وجود داشت طرفین قدری شعله اختلاف را پایین آوردند و وزارت ورزش هم تصمیم گرفت تا پایان بازیهای المپیک واکنشی نشان نداده و انتخاباتی برگزار نکند. علیرغم این مسئله باز هم حضور برخی رشتهها و مدیران ورزشی ما در این مسابقات در هالهای از ابهام بود تا جائیکه حتی عدهای نتوانستند شرکت کنند و عدهای هم درآخرین لحظات با برخی ملاحظات موفق شدند به لندن سفر کنند.
نتایج قابل قبول کاروان ورزشی ایران در لندن اسبابی فراهم آورد تا این موضوع قدری به فراموشی سپرده شود. و همه خنده بر لب با فراموش کردن اختلافات شادی را به کام مردم شیرینتر کنند. اما برخی دوستان کم تجربه و بیتجربه باگمان اینکه این نتایج همانگونه که در داخل کشور موثر بوده در خارج هم موثر خواهد بود نظرات و نامههای مجامع بینالمللی را یک بار دیگر نادیده گرفتند و در همان لندن تصمیم گرفتند مجامع انتخاباتی را برگزار کنند.
قبل از آغاز مجامع باز هم نامهای دیگر واصل شد که در آن تأکید شده بود به هیچ وجه تا تصحیح اساسنامهها نباید انتخاباتی برگزار شود و اگر دولت دخالتی کند یا انتخاباتی شود شاید خطر تعلیق ورزش کشورمان را تهدید کند. همه دلسوزان هشدار دادند که کار مجامع بینالمللی با تعارف و کدخدامنشی قابل حل شدن نیست و اگر کسانی سخنی گفتهاند وعده کمکی را دادهاند فقط در دایره مقررات است. اما گویا دوستان برخی سخنانی را که در عرف دیپلماتیک ردو بدل میشود حمل بر صحت گرفته و گمان بردهاند که مشکلات حل شده است.
حالا وزارت ورزش علیرغم آن نامهها و تهدیدها و هشدارها بر طبل خود کوبید و انتخاباتی به ظاهر آزاد برگزار کرد تا کسانی را که به عنوان سرپرست تعیین کرده بود به عنوان رئیس فدراسیون برگزیده شوند.
با این کار حالا شرایط حساستر شده است. عدم شرکت نماینده کمیته ملی المپیک در انتخابات به خوبی نشان دهنده درجه اهمیت و حساسیت کار است.
اما در مورد دلایل تصمیم وزارت ورزش مبنی بر برگزاری مجامع انتخاباتی نظرات مختلفی بیان میشود که اهم آنها عبارتند از :
1- عدهای که از منظر سیاسی مسائل را تجزیه و تحلیل میکنند اعتقاد دارند فشار از بالا باعث شده است تا وزیر ورزش علیرغم نظر کارشناسان دست به چنین کاری زده و ورزش کشور را با ریسک خطرناکی مواجه کند اما در مورد دلایل فشار از بالا آرای متفاوتی اظهار میشود. عدهای به اختلافات پنهان مجلس و دولت وعدهای هم به این که امسال سال آخر دولت است و این مشکلات برای بعدیها باقی میماند اشاره میکنند. عدهای دیگر هم با توجه به بحرانهایی که در عرصه ارز و اقتصادو گرانی و .... پیش آمده این موضوع را هم بخشی از آن جریان دانسته و میان آنها پیوستگی قائل هستند.
البته دامنه این تحلیلها وسیع است و چون صاحب این قلم را هیچگاه سودای سیاست در سر نبرده به همین اشاره اکتفا کرده و بحث مستوفای آن را به صاحبنظران واگذار میکند. اما چه این نظرات صحیح باشد و چه صحیح نباشد یک نکته قطعی به نظر میرسد و آن هم چنانکه جناب آقای سیدمهدی هاشمی نماینده محترم مجلس و رئیس فدراسیون تیراندازی تأکید کردهاند جدی تر شدن بحث استیضاح وزیر ورزش و کم انگیزهشدن مدافعان ایشان است و متضرر شدن جناب عباسی
2- عدهای هم معتقدند که به دلیل عدم آشنایی کافی وزیر ورزش با اساسنامههای کمیته بینالمللی المپیک، ایشان گمان کردهاند با توجه به نتایج ایران در این بازیها و پایان مسابقات المپیک در واقع میتوانند مجامع بین المللی را مقابل کار انجام شده قرار دهند. نظر برخی از اطرافیان وزیر که گمان میکردند وقتی کمیته بینالمللی المپیک رشته ورزشی را تحریم کنند این موضوع فقط در المپیکهاست و شامل مسابقات جهانی و آسیایی و... نمیشود دلیلی است بر این امر. به هر حال هر چه که باشد این تصور که مدالهای کسب شده میتواند سرپوشی برماجرا بگذارد تصوری اشتباه است و اگر تعلیقی حاصل شود باز هم در کارنامه آقای عباسی ثبت خواهد شد
3- عدهای هم از توافقات پشت پردهای سخن میگویند که آقای عباسی از آن بیاطلاع هستند. آنها اعتقاد دارند که پارهای از مدیرانی که حضورآقای عباسی را بر نمیتابند در وزارت ورزش و دیگرنهادهای ورزشی با یکدیگر کنار آمدهاند تا مسیری نادرست را به آقای وزیر نشان دهند. اینها میدانند که در زمان حضور دکتر عباسی و یا در دولت بعدی جایگاهی ندارند و بهترین فرصت برای تثبیت خودشان خلأ چندماههای است که در اثر استیضاح وزیر پیش میآید تا بتوانند جایگاه خود را محکم تر کنند. اینکه اکثر کسانی که اخیراً منصوب میشوند به یک طیف خاص وابستگی دارند از جمله دلایل مهم این گروه است. در واقع آنها میگویند آقای دکترعباسی وجه المصالحه برخی توافقات پشت پرده قرار گرفتهاند.
4- پارهای هم معتقدند که اهالی وزارت ورزش به دور از چشم کمیته ملی المپیک خود با مسئولان کمیته بینالمللی المپیک به توافقاتی رسیده و از سوی آنها چراغ سبزی نشان داده شده است که این ضعیفترین احتمال است.
البته تحلیلهای دیگری هم وجود دارد که میتوان آنها را در قالب این چهارگزینه مطرح کرد اما هرچه که هست به نظر میرسد که آقای دکتر عباسی دست به ریسک خطرناکی زدهاند و وارد میدان همه یا هیچ شدهاند.
با شناختی که در سفر لندن از ایشان پیدا کردم (که آن را در گزارشهای المپیک خواهم نوشت) بعید میدانستم فردی با آن خصوصیات دست به چنین اقدامی بزند. حالا نمیدانم من اشتباه کردم یا جناب عباسی در اثر اطلاعات نادرست اشتباه کردند. اما هرچه که هست امیدوارم روزی ایشان متوجه پوست خربزهای که زیر پایشان گذاشته نشوند که کار از کار گذشته باشد و ببینند که متضرر و اقعی ورزش ما بوده که این زیان به دلیل عدم آگاهی یا یکدنگی بیهوده توسط ایشان رقم خورده است