حمایت پررنگ پیشکسوتان و دانهدرشتهای پرسپولیس از سرمربیگری افشین پیروانی همانقدر غیرمنتظره بود که ترک ناگهانی ایران توسط افشین قطبی جامعه فوتبال ایران را غافلگیر کرد.
به نوشته کارگزاران، تنها ساعاتی پس از انتخاب پیروانی، لقب سرمربی موقت، حمید استیلی به عنوان جدیترین اهرم فشار علیه قطبی از این اتفاق استقبال کرد و گفت: «به نظر من پیروانی شناخت کاملی از پرسپولیس دارد و میتواند تیم را از بحران خارج کند.» م
بالغه او اما زیر حجم تمجیدهای اغراقآمیز داریوش مصطفوی از انتخاب تازهاش مدفون شد. آقای مدیرعامل که پس از انصراف ناگهانی قطبی از سرمربیگری پرسپولیس شکست بزرگی را تجربه کرده بود حالا دقیقا عباراتی را که پیش از آغاز فصل به سرمربی مستعفی نسبت میداد در توصیف افشین پیروانی به کار میبرد تا شاید با استفاده از یک مربی کمهزینه از تیررس نگاه انتقادآمیز سازمان تربیتبدنی به حاشیههای فربه پرسپولیس خلاص شود. «باید به پیروانی زمان بدهیم.
او یک مربی خوشفکر، جوان، کاربلد و دورهدیده است.» شاید خود پیروانی هم گمان نمیکرد پس از تصاحب ناباورانه نیمکت پرسپولیس با چنین فضای پشتیبان و موافقی مواجه شود. منتقدان پر و پا قرص افشین قطبی که اکثریت آنها را بازیکنان شناخته شده حول و حوش دهه 60 پرسپولیس مثل فرشاد پیوس، حمید درخشان، رضا شاهرودی و مجتبی محرمی تشکیل میداد، به قدری از زمین خوردن او در میانه راه خوشحال شدند که در واقع حساسیتی روی نام و توانمندیهای جانشین داخلی او نداشتند.
آنها خوب میدانستند اگر به پیروانی- یا هر مربی دیگری که روی صندلی قطبی مینشست- هم حمله کنند با اتهام دندان تیز کردن برای نیمکت پرسپولیس و بها دادن به منافع شخصی مواجه میشوند و طبیعی بود که موضع سیاستمدارانهای را در قبال جابهجاییهای اخیر اتخاذ کنند.
در پنجمین روز سرمربیگری افشین پیروانی، مدیرعامل پرسپولیس او را سرمربی دائمی این تیم تا پایان فصل لقب میدهد و علی پروین هم که همیشه حساسیتهای ویژهای در خصوص موضعگیریهایش وجود داشته با چند حمله مهر تایید به پیشانی شاگرد سابقش میزند. «افشین پسر باهوشی است. او در همین مملکت رشد کرده و چون کنار پرسپولیس بزرگ شده نیازهای تیم را درک میکند. قضاوت درخصوص عملکرد افشین پیروانی را باید حداقل به هفت تا هشت هفته آینده موکول کرد اما آنچه در شرایط فعلی بیش از هر چیز برای سرمربی تازهکار پرسپولیس خطرناک است همین فضای مملو از تعریف و تمجیدی است که برای او ساختهاند.»
برنارد شاو میگوید: «بهترین روش برای نابود کردن افراد ضعیف این است که مدام به آنها بگویی آفرین، تو کارت را به بهترین شکل انجام میدهی.»
افشین پیروانی شاید مربی ضعیف یا حتی متوسطی نباشد اما مسلم است که مدعیان نیمکت پرسپولیس فعلا از جانب او احساس خطر نمیکنند. امیر قلعهنویی در نقطه آغاز کارش در استقلال ـ لیگ 83-82 ـ حمایت بزرگ جامعه پیشکسوتان این باشگاه را پشت سر خود احساس میکرد. جامعهای که در بستن چمدان رولند کخ آلمانی موفق عمل کرد و حالا حمایت از یک استقلالی تازه از راه رسیده را بر خود واجب میدانست اما وقتی اولین نشانههای موفقیت و تمامیتخواهی در سرمربی تازهوارد ظاهر شد، حامیانی که کنارش ایستاده بودند در مقابلش قرار گرفتند و نبرد تازهای را آغاز کردند.
افشین پیروانی روزی میتواند به پیشرفت کاری و مانور قدرتمندانه روی نیمکت پرسپولیس فکر کند که امثال پیوس، درخشان و... در جبهه مخالف او قرار بگیرند. غریب و مایوسکننده است اما فوتبال و بسیاری از عرصههای دیگر زندگی ما همیشه همینطور بوده.
به نوشته کارگزاران، تنها ساعاتی پس از انتخاب پیروانی، لقب سرمربی موقت، حمید استیلی به عنوان جدیترین اهرم فشار علیه قطبی از این اتفاق استقبال کرد و گفت: «به نظر من پیروانی شناخت کاملی از پرسپولیس دارد و میتواند تیم را از بحران خارج کند.» م
بالغه او اما زیر حجم تمجیدهای اغراقآمیز داریوش مصطفوی از انتخاب تازهاش مدفون شد. آقای مدیرعامل که پس از انصراف ناگهانی قطبی از سرمربیگری پرسپولیس شکست بزرگی را تجربه کرده بود حالا دقیقا عباراتی را که پیش از آغاز فصل به سرمربی مستعفی نسبت میداد در توصیف افشین پیروانی به کار میبرد تا شاید با استفاده از یک مربی کمهزینه از تیررس نگاه انتقادآمیز سازمان تربیتبدنی به حاشیههای فربه پرسپولیس خلاص شود. «باید به پیروانی زمان بدهیم.
او یک مربی خوشفکر، جوان، کاربلد و دورهدیده است.» شاید خود پیروانی هم گمان نمیکرد پس از تصاحب ناباورانه نیمکت پرسپولیس با چنین فضای پشتیبان و موافقی مواجه شود. منتقدان پر و پا قرص افشین قطبی که اکثریت آنها را بازیکنان شناخته شده حول و حوش دهه 60 پرسپولیس مثل فرشاد پیوس، حمید درخشان، رضا شاهرودی و مجتبی محرمی تشکیل میداد، به قدری از زمین خوردن او در میانه راه خوشحال شدند که در واقع حساسیتی روی نام و توانمندیهای جانشین داخلی او نداشتند.
آنها خوب میدانستند اگر به پیروانی- یا هر مربی دیگری که روی صندلی قطبی مینشست- هم حمله کنند با اتهام دندان تیز کردن برای نیمکت پرسپولیس و بها دادن به منافع شخصی مواجه میشوند و طبیعی بود که موضع سیاستمدارانهای را در قبال جابهجاییهای اخیر اتخاذ کنند.
در پنجمین روز سرمربیگری افشین پیروانی، مدیرعامل پرسپولیس او را سرمربی دائمی این تیم تا پایان فصل لقب میدهد و علی پروین هم که همیشه حساسیتهای ویژهای در خصوص موضعگیریهایش وجود داشته با چند حمله مهر تایید به پیشانی شاگرد سابقش میزند. «افشین پسر باهوشی است. او در همین مملکت رشد کرده و چون کنار پرسپولیس بزرگ شده نیازهای تیم را درک میکند. قضاوت درخصوص عملکرد افشین پیروانی را باید حداقل به هفت تا هشت هفته آینده موکول کرد اما آنچه در شرایط فعلی بیش از هر چیز برای سرمربی تازهکار پرسپولیس خطرناک است همین فضای مملو از تعریف و تمجیدی است که برای او ساختهاند.»
برنارد شاو میگوید: «بهترین روش برای نابود کردن افراد ضعیف این است که مدام به آنها بگویی آفرین، تو کارت را به بهترین شکل انجام میدهی.»
افشین پیروانی شاید مربی ضعیف یا حتی متوسطی نباشد اما مسلم است که مدعیان نیمکت پرسپولیس فعلا از جانب او احساس خطر نمیکنند. امیر قلعهنویی در نقطه آغاز کارش در استقلال ـ لیگ 83-82 ـ حمایت بزرگ جامعه پیشکسوتان این باشگاه را پشت سر خود احساس میکرد. جامعهای که در بستن چمدان رولند کخ آلمانی موفق عمل کرد و حالا حمایت از یک استقلالی تازه از راه رسیده را بر خود واجب میدانست اما وقتی اولین نشانههای موفقیت و تمامیتخواهی در سرمربی تازهوارد ظاهر شد، حامیانی که کنارش ایستاده بودند در مقابلش قرار گرفتند و نبرد تازهای را آغاز کردند.
افشین پیروانی روزی میتواند به پیشرفت کاری و مانور قدرتمندانه روی نیمکت پرسپولیس فکر کند که امثال پیوس، درخشان و... در جبهه مخالف او قرار بگیرند. غریب و مایوسکننده است اما فوتبال و بسیاری از عرصههای دیگر زندگی ما همیشه همینطور بوده.