آخرین خبرعکس: پنجره‌ای به گذشته؛ شهید لاریجانی در کنار سرلشگر محسن رضایی
12بازدید

به مناسبت روز بزرگداشت مولوی؛

جبر جغرافیایی مولانایمان را ربوده یا کاهلی ما؟

هنگامی که عطار با جلال‌الدین شش ساله روبه‌رو می‌شود، اینقدر آینده او را روشن می‌بیند که نقل این ماجرا تا به امروز از سر زبان‌ها نمی‌افتد؛ کودکی که بعد‌ها عارفی بنام شده و با دیدن شمس تبریزی، چنان آتشی به جانش می‌افتد که هنوز شعله‌هایش از تک تک بیت‌هایش زبانه می‌کشد، ولی دریغ از ما که ‌گاه به گشودن کتاب هم که شده، سراغش را نمی‌گیریم؛ راستی خبر دارید که وزیر فرهنگ ترکیه ادعا کرده که مولانا...

جبر جغرافیایی مولانایمان را ربوده یا کاهلی ما؟
پائولو کوئیلو، نویسنده معروف که با «کیمیاگر» خود را به جهانیان معرفی کرد، در شرح این کتاب به نکات جالبی اشاره می‌کند؛ این که سال‌های بسیاری داستان آن را در ذهن پرورانده و سرانجام آن را در پانزده روز نگاشته است. ریشه نوشتن این کتاب هم چیزی نیست، جز آشنایی وی با ادبیات ایران باستان که از «حکیم خیام» آغاز شده تا بعد‌ها به «مولانا» رسیده و یکی از داستان‌های مثنوی‌اش را دستمایه نوشتن کیمیاگر می‌کند.

به گزارش «تابناک»، به جز هشتم مهر ماه سال هشتاد و شش که سالروز بزرگداشت مولانا با سال جهانی مولانا مصادف شده بود، کمتر نشانی از بزرگداشت شاعر پرآوازه پارسی زبان در سال‌های گذشته و حتی در روز گذشته، روز نامگذاری شده به نام وی، در دست است؛ عارفی بلند آوازه که در بلخ به دنیا آمده و در قونیه چشم از جهان بسته است؛ دو نقطه‌ای که در جغرافیای امروز ایران قرار نگرفته‌اند، ولی بی‌گمان، مولانا بیش از اینها ایرانی به شمار می‌آید که برای اثباتش به مقبره نیاز باشد.

اکنون کافی است به رسانه‌های گوناگون، برنامه‌های اماکن فرهنگی و حتی پیامک‌های دریافتی تلفن همراهمان نگاه کنیم تا به عمق فراموش‌کاریمان پی ببریم، چراکه‌ گاه مسائلی را با پیامک به یکدیگر یادآور می‌شویم که جنبه ملی و میهنی دارند، ولی آیا این توفیق، قابل سرایت دادن به یادآوری روز بزرگداشت یکی از مشاهیر ملی نیست؟

هشتصدو پنجمین سالروز تولد جلال‌الدین محمد بلخی (ششم ربیع‌الاول سال ۶۰۴ هجری قمری که در تقویم خورشیدی، مصادف با هشتم مهر ماه بوده) از راه رسید و گذشت؛ اما نه مسئولان تدارک خاصی برایش فراهم دیده بودند، نه رسانه‌ها، نه هنرمندان و شعرا و نه حتی مردم عادی؛ گویی همین ما‌ها نیستیم که تا می‌شنویم ترکیه ادعا دارد که مولوی از مشاهیر دیارشان است، یا ادعا دارد که نوادگان وی در قونیه سکونت دارند و این اثباتی بر ترک بودن وی است، یا...، رگ گردن بلند کرده و کارشان را زشت می‌انگاریم.


برای کسی که آشنایی مختصری با معماری ایرانی دارد، نیم نگاهی به گنبد سبز مقبره مولانا، کافی است تا همه ادعاهای به ناحق ترک‌ها رنگ ببازد.

بدین ترتیب، در حالی که کارهای گوناگون ترک‌ها را در راستای جعل تاریخ و جذب توریست ارزیابی کرده و بحق بر پارسی بودن آثار وی تأکید می‌ورزیم، خودمان نسبت به ماجرا موضع انفعال گرفته و حتی از کوچک‌ترین کاری در این زمینه دریغ می‌ورزیم؛ برای نمونه، در حالی که به گواه آمار و ارقام، روز به روز بر شمار دوستداران این نابغه جهانی در آمریکا و دیگر کشورهای غربی افزوده شده و حتی بسیاری از مستشرقان هم به نفوذ کلام وی در سرزمین‌های خاوری کشورمان اذعان دارند و هر روز شمار بیشتری شیفته و مجذوب کلام جادویی این شاعر پارسی زبان می‌شوند، آیا هرگز شده از خودمان بپرسیم که چگونه مولانای شرقی به غرب راه یافته و به مردمان آن دیار معرفی شده است؟!

آیا سهمی از ما در این میان بوده که مغفول مانده و احیانا نا‌دیده انگاشته شده که تا کشوری از مولانا بگوید، برافروخته می‌شویم؟

در چنین شرایطی است که گویا تنها دلیل مدعای ترک بودن مولانا، وجود مدفن وی در شهر قونیه (کُنیا در ترکیه امروزی) نبوده، بلکه تلاش‌های اقتصادی کشور همسایه‌مان ـ که دست‌کم از زاویه تجاری درست به ماجرا نگریسته ـ در ماجرا دخیل بوده و به عبارتی بهتر، ظاهرا ترک‌ها در کنار بهره بردن از موهبتی که نصیبشان شده، نقش بسزایی در معرفی این عارف به جهانیان داشته‌اند.

اما در نقطه مقابل، ما به ازای کاری که تقریبا انجام نداده‌ایم، توقع داریم که مردم جهان متوجه حقیقتِ پس ماجرا شده و لابد بدانند که مولانا ایرانی بوده و حتی شمس تبریزی در شهرستان خوی مدفون شده و مقبره وی در قونیه، جعلی است؛ اینقدر که نوادگان ترک مولانا هم بر این امر صحه گذاشته و شهروند افتخاری خوی هم به شمار می‌‌روند!


این هم تصویری از آرامگاه مولانا که از فرط شباهت‌های بصری، ممکن است با آثار به جای مانده در گوشه و کنار کشورمان قابل تفکیک نباشد.

باید گفت، پای محاسبه‌ای ساده و دو دو تایی در میان است که فارغ از اینکه کدام یک از دو طرف درگیر در غائله آن پیروز میدان لقب خواهند گرفت، محصولی مشترک برای عرضه به جهان تدارک دیده و شاید هر دو طرف ـ حتی می‌توان افغان‌ها و شاید تاجیک‌ها را هم به ماجرا راه داد و از چند طرف درگیر در این غائله سخن به میان آورد!‌ ـ به دنبال مطمع نظری در حاشیه این امر هم باشند؛ چیزی مانند غرور ملی، تاریخ پر افتخار و مسائلی از این دست.

درست همین نقطه است که خیلی‌هایمان ترجیح می‌دهیم جهت پیکان انتقادات را به سمت دولتمردان و مسئولان رده‌های گوناگون برگردانده و کم کاری ایشان را عامل بروز این رخدادها بدانیم؛ انتقادی که چه بسا تا اندازه‌ای وارد هم باشد؛ اما بی‌گمان، وقتی من و شما به این امر کوچکترین حساسیتی نشان نمی‌دهیم، چگونه توقع خواهیم داشت که اگر روزی به سمتی رسیده و در زمره مسئولان قرار گرفتیم، تغییر رویه داده و مولانا دوست شویم؟

به عبارتی بهتر، مگر می‌شود مولانا را نشناخته و آثارش را نخوانده باشیم، ولی داعیه دوست‌داری‌اش را داشته و در سالروز ولادتش شادی کرده و دیگران را هم سهیم کنیم؟ آیا توقع داریم که مسئولیت گرفتن یک فرد منجر به مولاشناسی‌اش شود؟

این درست که مقبره این شاعر بزرگ در ترکیه واقع شده و میزبانان وی به غایت کمال از این مهم بهره برده و حتی‌ گاه مضامین اشعار وی را از ترکی (پس از یک بار ترجمه از زبان فارسی به ترکی استانبولی) به فارسی ترجمه کرده (!) و در بروشورهای راهنما قید کنند، اما هیچ دقت کرده‌ایم که گنجینه بزرگ به جای مانده از وی به زبان فارسی و رسم‌الخط امروزی آن [برگرفته از عربی و به گونه‌ای بسیار متفاوت با رسم‌الخط امروزی ترک‌ها] بوده و مزیت بزرگی نصیبمان کرده است؟

اکنون بد نیست از خودمان بپرسیم: آیا جبر جغرافیایی سبب مهجور ماندن مولانا از کشورمان شده یا کاهلی ما؟!


راز جاودانگی مولانا هر چه باشد، به زبان «فارسی» نگاشته شده است؛ همان زبانی که تنها برای ما قابل درک است، چرا که اگر یک خارجی به لغات آن هم آشنا باشد، درک لحن و آهنگ خالق آن برایش بسیار دشوار بوده و حتی نا ممکن می‌نماید!

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

مهران۱۳۹۹/۰۵/۳۰ ۲۲:۴۲

بیایید کلاهمان را قاضی کنیم.
ما مقبره کدام شاعر ایرانی را در ایران از قرنهای سابق نگهداری و مرمت کرده ایم؟

ناشناس۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۹:۲۵

يكي بيكويد بلخ باستان دركجاهست

حسین۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۹:۲۲

هر کسی از ظن خود شد یار من
از درون من نجست اسرار من

ناشناس۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۹:۱۹

اولا مولانا شعر تركي هم دارد .و پسرش نيز اشعار فراواني به تركي دارد .
دوما معماري مقبره اسلامي است نه ايراني يا تركي .
سوما . مولانا چه ترك باشد چه فارس تركيه اي ها به او احترام ميذارند و بزرگداشتش را هزاران مرتبه بهتر از ايرانيها برگزار ميكنند .
چهارما . اگر مولانا به اميد همت ما ايرانيها ميماند شايد اكنون شاعري گمنام بود كه كمتر كسي اورا ميشناخت همچنانكه شعراي زيادي را گمنام گذاشته ايم .
پنجما . در انزمان نه ايراني معني داشت نه تركيه اي و نه هندي انچه همه خود را به ان منتسب ميكردند اسلام بود نه مليت
پس بايد بگيم مولانا شاعر مسلمان قرن هفتم

بهبود۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۹:۱۰

به نظرم خود مولانا جواب این بحث های کم فایده را قبلا حدس زده: ای بسا هندو وترک همزبان ای بسا دو ترک چون بیگانگان

خسته۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۸:۵۴

دوستان از اینکه اینطور به جان هم افتاده اید جای تآسف است حضرت مولانا تمام بحثش روی انسانیته نه اینکه ترک باشی فارس باشی دوستان اینکه حکومت مدارهای ما به فکر مفاخر ملی ما نیستند شکی نیست اما به جای این بحثها بیایم به اصل حرف مولوی بپردازیم و شیوه تفکر این انسان بزرگ رو درون زندگیمون پیاده کنیم.ای افسوس اگر کمی تفکر مولوی برای ما الگو می شد..

حد وسط۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۸:۵۱

ترکان پارسی گوی بخشنده گان عمرند
ساقی بده بشارت رندان پارسا را
حضرات ابن سینا، فارابی ،ابوریحان بیرونی ،شیخ شهاب الدین سهرودی ،نظامی،خاقانی ،صائب تبریزی ،رضاعباسی ،نظامی گنجوی مولوی و شمس تبریزی و......... جملگی ترک هستند فارق از ان که در ایران مدفونند یا در ترکیه یا در بلاد عرب و .......
بهتر است مشکل را با جغرافیایی سیاسی حل نمود هر شخصی در هر کشوری مدفوناست اهل آنجاست لذا ابن سینا کهدر ایران مدفون است با اینکه ترک است ایرانی است ومولوی کهدر ترکیه مدفوناست ترک ترکیه ای است و سنایی غزنوی که در غزنین مدفون است فارس افغانی است و.......

کاوه۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۸:۴۶

حضرت مولانا متعلق به تمام دنیا و بشریت میباشد و بزرگ تر از ان است
که در تصرف یک ملت دراید
ضمنا اقایون پارسی زبان در طول سال
چندتاسمینار در باره مولانا یا اشعارش
ویا مرامش برگذار کردند
استی شما هم بهتر است بیش از این
از مولوی و دینش حرفی نزنی ممکن است متهم به تکفیر و بی دینی شوید
و با عرض تبریک به برادران ترک که به حق جایگاه رفیع این عارف بزرگ را شناخته و در شناساندن افکار و اشعار
ایشان سعی و تلاش ارزنده نموده متشکریم

بینام دودی۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۸:۴۲

هر کشور و ملتی که بیشترین استفاده را از مولانا برده حالا دیگر واقعا" متعلق به اوست . تا آنجا که میدانم نوشته های ایشان به زبان فارسی است و اکثر هموطنان روشنفکر خودمان خیلی از اشعار اورا در سینه دارند و ترکیه امانت دار است . ای کاش میشد مقبره اورا به کشورش بازگرداند!:

عادل۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۸:۳۳

مولانا به کنار این همه برنامه های مختلف رو دولت ترکیه برای مولانل انجام میده حافظ و سعدی وفردوسی و خیام وعطار و......
که در ایران هستند همشون هم بالاتر از مولانا نباشند کمتر نیستند برای اون ها در ایران جه کار کردیم

ناشناس۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۸:۰۸

جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه
چون نديدند حقيقت ره افسانه زدند

خرم دین۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۸:۰۲

تاریخ و جغرافیا را بخوانید تا بدانید و نگزارید به این راحتی همه چیز ما را بگیرند . بحث های انحرافی ، باعث فراموشی اصل موضوع می شود. مولانا، نظامی گنجوی، پور سینا، غزالی همه ایرانی بودند. ایران. و مردمش زبان های گوناگون دارند ولی همه در فلات بزر گ ایران زندگی می کردند. گناه از مسو لان و اموزش و پرورش ما است که جوانان ما را نا اگاه از تا ریخ ن گاه می دارند. از تابناک سپاسگزارم برای باز کردن این موضوع.

حسن۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۷:۵۵

بوعلی وفارابی و...ایرانی اندزبان علم ان زمان عربی بوده مثل الان که انگلیسیه .مولاناشاعرپارسی گوی ایرانیه مثل بیدل دهلوی که شاعرپارسی گوی ایرانی مدفون درهنده.برید کمی ادبیات بخونیدخودتون می فهمید چرامقبره ی مولاناجای ایران توترکیس

ناشناس۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۹:۲۶

البته بیدل پارسی گوی بوده ولی هندی بوده نه ایرانی
برادر ما ایرانیها آنقدر فرهیخته و دانشمند داریم که نیاز نداشته باشیم شاعر دزدی کنیم و بیدل را ایرانی بدانیم. پس بمانند پان ترکانی که تاریخ نخوانده و ندانسته همه را ترک میدانند داوری نکنید

ناشناس۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۷:۳۸

مولانا فارس نیست چونکه او مردی است دور از ریاکاری و جعل و دغل !!

دوست۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۷:۳۶

فقط کاهلی ما

ناشناس۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۷:۳۵

با این حساب ، شما نظامی گنجوی و محمدحسین شهریار را چون بفارسی شعر گفته اند ، فارس می انگارید ؟؟؟ هنوز که هنوز است بیش از نیمی از ساکنان بلخ ترک زبانند.

مجید۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۷:۱۶

اگر مولانا امروز بود و این جدال ما رو میدید به نظر شما چی میگفت ؟؟ بابا اصل مطلب رو بچسبین ضمنا باید احسنت گفت به مولانا که هر گروهی میخواد اون رو از خودش بدونه. این سخن معروف رو به یاد داشته باشید حقیقت آیینه ای است تکه تکه . بیایید بجای آن را در سر هم بزنیم این تکه ها را کنار هم بگذاریم تا نوری رو که مولانا قصد داشت به ما نشون بده در اون ببینیم.

ناشناس۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۷:۰۸

من صدرصد مي گويم پائولو هم پارسي بوده است

ناشناس۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۶:۵۹

خجالت بکشید از این همه تعصب، مولانا متولد بلخ است، در سفری به همراه پدرش چند روزی از ایران عبور کرد و در ترکیه ساکن شد، بنا براین مولانا مال همه مسلمانان از عرب، فارس وترک و دیگر طوائف مسلمانان است، زیرا مولانا از برکت و از سایه فرهنگ و تمدن اسلامی به اوج وقله رسید،

ایراندخت۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۶:۵۵

ان کسی که نوتشته که پارسی زبان و نشانه پرسش گذ اشته و ان کسی که گفته ایرانی پس از یورش تازی ها یا همان عربها و ترک های عثمانی بوده . پاسخ به شما این است که بروید جغرافیا و تاریخ بخوانید و بدون تعصب داوری کنید. در نقشه هایی که در موزه ها و کتاب خانه های جهان نگه داری می شود در ان زمان نه افغا نستانی بوده و نه تر کیه. ترکیه ان زمان روم شرقی خوانده می شده. در زمان مولانا هم بلخ جزو خاک ایران بوده. انگلیسی ها هرات و بسیاری از شهر های انجا را جدا کردند. انجا جزو خراسان بزرگ بوده. موضوع فارس و ترک نیست هممیهن گرامی. شما بدانید که تاریخ ورود زبان ترکی به دلایلی که فرصتش اینجا نیست وارد زبان اذر بایجان عزیز ما شره. پیش از این زبان این خطه تاتی بوده که ریشه های ان به زبان پهلوی می رسد. شهریار هم ایرانی بوده و این تعصب ها را نداشته. ایا شما می پذیرید که چون شادروان شهر یار به زبان ترکی شعر می گفته که البته به زبان فارسی هم گفته، به کشور ترکیه تعلق دارد. ? دوست دیگر هم گفته مولوی مال همه است، اگر این گونه است پس چرا ترکیه او را مصادره کر ده ? و موافقم که از ماست که بر ماست.

احمد۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۶:۴۷

تقریبا همه کامنت ها رو خوندم و بعنوان یک ایرانی میگم . واقعا شرم آوره که عده ای به ظاهر ایرانی به این صفحه آمده و از عمل ترکیه در این تاراج و جعل فرهنگی و ترک جا زدن شاعر پارسی گوی زاده بلخ حمایت میکنند.
همه میدانند که تمام دنیا یک تاریخ را میخوانند ولی پانترک ها تاریخ ساختگی خود را دارند .

رضا۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۸:۴۰

ببخشید پان فارسها چه تاریخی را می خوانند؟

ناشناس۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۶:۳۹

آن زمان نه ترکیه ای بوده نه عثمانی

ناشناس۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۶:۳۴

ای بابا
اگه به ما باشه ممکنه صد سال دیگه مولانا رو کسی نشناسه
پس بهتر نیست بگذاریم یکی دیگه مدعیش باشه شاید که این اتاق نیفته
مگه ما یا شما تا بحال چکار کردیم خود شما که الان این نظر رو می خونید چقدر از اشعار مولانا رو بلدید؟ از فردوسی چقدر ؟
کاش یکی هم پیدا میشد میگفت فردوسی هم مال اوناست

استاد۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۶:۳۴

به این سایت وارد شوید:

http://en.wikipedia.org/wiki/Molavi

استاد۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۶:۳۲

شهریار شاعر توانای خطه ی قهرمان پرور تبریز و آذزی است و ایرانی است دوستان صحبت از آذزی و فارس و ... نیست صحبت از ایران عزیزمان است.

مهدی۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۶:۳۱

یکی از اون ترکیه ای ها بپرسه کدوم شعر مولانا به زبان ترکیه ای بوده ؟ که حالا ادعای پشمکی دارن

ابوالفضل۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۶:۰۹

مولانا در شعرهایش عنوان کرده من فقط دو کلمه ترکی بلد است یکی سور یعنی آب و دیگری کیم سن یعنی تو کی هستی . شاید مولانا می خواسته بگوید در سرزمینی که غریبه باشی و کسی را نمی شناسی زیاد می پرسی تو کی هستی و انسان بدون غذا چند روزی را زنده می ماند ولی بدون آب نه. پس به اجبار این کلمه را آموخته است

ناشناس۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۶:۰۹

استان قونیه تا چند سال دیگه به مام میهن ملحق میشه.

ناشناس۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۶:۰۸

فعلا يكي پپدا بشه بزنه تو دهن اين محمد مرسي بي هويت كه خودش عرب نيست و در اثر حمله اعراب زبانش كلا از بين رفته و درنوكري اعراب پيشتاز شده و اسم خليج فارس را در سازمان ملل متحد تحريف مي كنه و با هيچگونه اعتراضي از طرف مقامات كشورروبرو نمي شه و هيچ تذكري هم از طرف سازمان ملل بهش داده نمي شه . طرفه اينكه ما همه جا از تعلق فلسطين به اعراب حرف مي زنيم ودر تمام صحنه هاي بين المللي تلاش داريم كه سرزمينهاي اعراب رو بهشون برگردونيم در عوض اعراب هم دارند ايران رو مصادره مي كنند !

عاشق ایرانم۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۸:۳۷

درسته این مرسی با وقاحت در صحن عمومی سازمان ملل خلیج فارس رو خلیج ع.ر.ب خواند

ناشناس۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۶:۰۱

اقبال لاهوزی یک بار هم ایران نیامده بود ولی تقریبا تمام شعرهایش به زبان فارسی بوده است آی باید او را ایرانی بدانیم؟ اصلا حوزه زبان نشانگر صف ملیت نیست. چقدر تنگ نظری است جدل بر سر اینکه حضرت مولانا کجائی است. آیا میشود حافظ مولانا سعدی شکسپیر بایزید فردوسی نیچه بتهوون عطار و..... را در حصار تنگ ملیت محدود کرد؟

ناشناس۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۶:۰۱

مولانا میراث مشترک مردم همه سرزمین های ایران بزرگ است نه ایران امروز
یعنی مردم ایران افغانستان تاجیکستان آسیای میانه و بخشی از ترکیه امروز

ناشناس۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۶:۰۰

شاعر پارسي زبان !!!!!
واقعا خندم میگیره.
شهریار هم فکر کنم فارس بوده!!!!
آخه چرا ما فارس زبان ها این همه تعصب الکی نشون می دیم؟
چرا نباید واقعیت ها رو قبول کرد. چرا باید خودمونو قول بزنیم و تاریخ رو تحریف کنیم. آدم میتونه همه رو گول بزنه ولی وجدانشو نه.

ناشناس۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۹:۲۲

شهریار را سیره نویسان و تاریخنویسان اشاره کرده اند که ایرانی و آذری بوده و زبان مادریش ترکی آذری
اما مولانا زاده بلخِ ایرانی و پارسی است و به پارسی شعر سروده است و تاریخ نویسان وی را ایرانی و فارس میدانند نه ترک یا تورک

ابوالفضل۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۵:۵۹

با سلام. روزی انوری ابیوردی در بازار ابیورد می گشت . مردی را دید که شعرهای اورا می خواند . پرسید ای مرد چرا شعرهای انوری را می خوانی ؟ مرد گفت چه می گویی من خود انوری هستم . انوری گفت جالب است شعر دزد دیده بودم شاعر دزد ندیده بودم.خدایا ترا سپاس می گوییم که در سرزمینی زندگی می کنیم که اینقدر از نظر داشتن ادیب و عارف بزرگ غنی است که مجبور نیستیم برای داشتن هویت و تمدن فرهنگی نداشته دست به سرقت شخصیتهای فرهنگی کشور همسایه بزنیم

استاد۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۵:۵۴

دوستان واقعا چه افتخار آفرین است این نکته که ایران دریایی از اندیشه و عرفان و مفاخر است که هر کشوری به آب و آتش میزند تا قدحی از آن را داشته باشد.حال ممکن است قدح از خودش باشد اما محتوای آن را بایستی با آب آن دریا پر کند!

ناشناس۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۵:۴۹

شاعر پارسي زبان !!!!!
واقعا خندم میگیره.
شهریار هم فکر کنم فارس بوده!!!!
آخه چرا ما فارس زبان ها این همه تعصب الکی نشون می دیم؟
چرا نباید واقعیت ها رو قبول کرد. چرا باید خودمونو قول بزنیم و تاریخ رو تحریف کنیم. آدم میتونه همه رو گول بزنه ولی وجدانشو نه.

ناشناس۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۷:۵۱

نه بابا...پس چرا مولوی یه بیت شعر ترکی نداره...البته قبل از ساکن شدن درترکیه؟

احمد۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۶:۵۹

آقای با منطق

تشریف ببر یه توکه پا ویکی پدیای انگلیسی ، اونوقت میبینی که قومیت مولانا فارس بوده

امیر۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۶:۲۸

یعنی خیلی عجیبه یک شاعر فارسی متولد بلخ فارس زبان مدفنش در ترکیه امروزی باشد . اونهم شاعری که حتی یک بیت به ترکی نسروده

ناشناس۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۵:۳۶

بياييد به قضيه به طور معكوس نگاه كنيم. اگر مولانا تابعيتي ترك داشت و مقبره او بعدها جزئي از خاك ايران مي شد، آيا آن را دو دستي به ترك ها مي داديم؟ آيا مي گفتيم اين ميراث متعلق به ما نيست؟؟؟

استاد۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۵:۳۱

بهتر است یه لحظه وارد سایت ویکی پدیا انگلیسی شوید و همه چیز را درباره ی این مرد بزرگ ایران زمین بخوانید شاعری ایرانی با اندیشه های جهانی جای بحث نداره دوستان خورشید نیاز به اثبات نداره اگه برید کتاباشو بخونید مخصوصا مثنوی رو دیگه این فکرای الکی و حساسیتهای بیخودی را نخواهید داشت.

ناشناس۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۹:۲۰

به غیر از ویکی پدیا تمام مراجع و دائره المعارفهای غربی حالا یه نگاهی به ویکی انگلیسی هم بندازی بد نیس

ناشناس۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۶:۰۶

من هم مي تونم امروز تو ويکي پديا بنويسم فردا همونو دليل بيارم!
بغير از ويکي چي داري بيار ميدان

ناشناس۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۵:۲۶

چقدر هم مسوولین از این گرانی ها نگرانند. چقدر به مردم و درد مردم اهمیت می دهند. این همه خدمتگزاری رو از کجا آورده اند!

ما از یه طرف دچار فقر فرهنگی و از طرف دیگر دچار تورم و رکود اقتصادی هستیم. خدای من به فریاد برس!

ناشناس۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۵:۲۲

از کاهلی نبود از بی عرضگی بود

اسلام۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۵:۱۴

هرچندکه هیچ وقت نظرهایم دراین سایت منتشرنشده امابازهم می نویسم که آب زلال دانش می تواند دل سنگ را نیز بشکافد اما در سعی هزارم!!!!!!!!!!!!توجه کرده اید که ابوعلی سینا کتاب هایش را به زبان عربی کتابت کرده است!!!!!!!!!!!!!!!!!پس ایشان الان طبق گفته دوستان پارسی زبان(!!!)بایدعرب باشند و عربستان ادعا کندکه .............

بهزاد۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۵:۰۹

چرند نگوئيد اين دعوا را قبلا افغانستان برده .

علي۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۴:۵۸

اي بابا! خوابت خوش !!! اينم رو بقيه!
....... رو لولو برد!!!!
كي شعر تر انگيزد خاطر كه حزين باشد؟؟

hoseyn۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۴:۴۵

آقا بی خیال . مگه واسه زنده ها چی کار کردین که حالا به اون مرحوم گیر دادین......

ناشناس۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۴:۳۸

برای شیخ بسطام و شیخ خرقان چه کردهایم ؟

عاشق ایرانم۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۴:۳۳

خیر جبر جغرافیایی نیست . کاهلی ما به انضمام فقر فرهنگی کشورهای همسایه ما مثل همین ترکیه که بدلیل بحران هویت ، درست مثل دزد شاعر ایرانی فارسی گوی را میخواهد برباید . ایکاش همسایگانی با پرنسیو مثل سوئیس داشتیم . اما کشور عزیز ما در ناحیه ای واقع شده که همسایگان به فرهنگ هم که خوب است ، به خاک هم چشم طمع دوخته اند .

ناشناس۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۴:۳۱

از ماست که بر ماست

تغابن۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۴:۲۶

از قدیم وندیم گفتند:
ارزش امام زاده به متولیش است.ما قدر
نمینهیم.یاد نمیکنیم و...سوگمندانه و شور بختانه شاهد به یغما رفتن میراث با ارزش ادبی و فرهنگی و...توسط دیگرانیم
باز خداپدر ومادر آنها را بیامرزد.
چون اگر آنها هم قصور کنند دیگر نامی ازمولانا و شیخ الاجل و...در تاریخ باقی نمیماند.
*حتما فرداهم افغانستان یا تاجیکستان یا خالستان یا کوفتستات مدعی می شوند حافظ و ابوعلی و بابا طاهرو
نظامی گنجوی و...متعلق به آنهاست!؟
چه کردیم !؟که این شد!؟وای بر...

گیو۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۴:۲۲

این تورم و گرانی دیگه مجالی برای چیزهای دیگه نمی ده مردم فقط دلهره و اضطراب فراد صبح دارند تا ببینند که قیمتها چند برابرشده . اونوقت بیان دنبال مولانا و عطار و ....

ناشناس۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۴:۲۲

حضرت مولانا شخصیتی جهانی دارد و مهم تر از آن اگر آثارش را نویسنده محترم دقیق و عمیق مطالعه فرموده باشند بایستی سیاست تبلیغ و بزرگداشت افکار و اشعار فردوسی را نقد میفرمودند!

ای بسا هندو و ترک همزبان
ای بسا دو ترک چون بیگانگان
پس زبان محرمی خود دیگر است
همدلی از همزبانی خوشتر است

ناشناس۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۶:۵۳

آفرین. درد کل بشریت همینه. ترک و عرب و فارس و انگلیسی باشه ولی پارسا و خداشناس باشه و اهل دل و عشق حقیقی اون آدم شایسته همنشینی است.تنها شاعری بود مولانا که ابدا به دربار پادشاه برای جاه و مقام شعر نسرود و طعم خوش و گوارای عشق حقیقی را چشید. روحش شاد و راهش پر رهرو باد

ونو شه۱۳۹۱/۰۷/۰۹ ۱۴:۱۶

کا هلی و باج دادن های ما باعث شدهداست. مسو لان ما می توانند از راه قانونی و با مستندات تاریخی و جغرافیایی ثا بت ک نند که مو لانا ایرانی بوده و در زمان او ، نه افغانستانی بوده و نه تر کیه ای. در اذربایجان جعلی انور مرز ما شعر های نظامی گنجوی را که به زبان پارسی بوده د ارند به ترکی بر می گردانند که به گویند او مال انجا بوده.

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.