به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک، به جز یک بازیکن سابق فوتبال ملی و باشگاهی داخل کشور که به نشانه اعتراض به تماشاچیان، یک بار شرت فوتبالش را پایین کشیده بود که یکی از دلایل بیاخلاق خواندن این بازیکن چنین رفتارهایی است، با وجود جستجو در منابع داخلی و خارجی، موردی مشابه رفتار بازیکن آفریقایی ابومسلم یافت نشد که بتوان برخوردهای صورت پذیرفته با آن را در میادین ورزشی و فوتبالی و همچنین عکس العملی که در خصوص آن صورت پذیرفته باز گو کرد.
بر این اساس به احتمال فراوان، برای نخستین بار در ورزش، یک ورزشکار پس از اخذ اجازه از داور برای ترک زمین در حین یک مسابقه، در کنار زمین مسابقه و برابر دیدگان تماشاگران، اقدام به ادرار کردن می کند. این رفتار غیراخلاقی که علیالظاهر از چشم داور این مسابقه دور ماند، عکسالعملهای متعددی را به همراه داشت که به نظر میرسد از بیتفاوتی به چنین رفتارهایی حکایت دارد!
آنچه مسلم است حتی در قبایل آفریقایی نیز چنین رفتارهایی حداقل در برابر دیدگان جمعیتهای کثیر صورت نمیپذیرد و بدین سان نمی توان این حرکت را با باورهای فرهنگی عمومی آن کشور مرتبط کرد چرا که در این صورت میبایست پیش از این نیز بازیکنان آفریقایی حاضر در لیگ فوتبال ایران و یا در سایر رقابتهای ورزشی دنیا، دست به حرکات مشابهی میزدند.
با این شرایط به نظر میرسد اکنون پیش از گذشته نسبت به جذب بازیکن خارجی دقت کرد و مدیران باشگاهها فقط به بازارگرمی عدهای دلال گوش فراندهد.
اکنون، بحثی که بیش از گذشته مطرح میشود، بحث دلالها و واسطههایی است که ضعیفترین بازیکنان از دورافتادهترین شهرهای اروپای شرقی، آمریکای جنوبی و حتی آفریقا را به ایران میآورند و در طول فصل با استفاده از نفوذ خود، آنها را راهی تیمهای باشگاهی می کنند و در سطح نخست حرفهایگری ورزش ایران که لیگ برتر فوتبال نام دارد، بدین شکل به فعالیتشان در کمال آرامش و بدون کوچکترین دغدغهای ادامه می دهند.

در این میان بازیکنان خارجیای که بسیاری از آنها به لحاظ سطح فنی در حد بازیکنان ارزان قیمت لیگ برتر فوتبال نیز نیستند، حتی برخی از آنها آثار و سوغات ضدفرهنگی سویی نیز با خود به کشورمان میآورند و کار تا آنجا پیش میرود که اکنون کلسکسیونی از رفتارهای ضداخلاقی، جنسی و خلاف عرف جامعه ایران که دقیقاً مفهوم ضدفرهنگ را تداعی میکند و آخرین رفتار از این دست، اتفاقی بود که در ورزشگاه ثامن مشهد به وقوع پیوست. البته برخی رفتارهای این کلکسیون غیراخلاقیات را می توان در برخی ورزشکاران خارجی فعال در رقابتهای حرفهای سایر رشتههای ورزشی کشورمان نیز مشاهده کرد.
اکنون با تعدد یافتن این قبیل حرکات غیراخلاقی از سوی ورزشکاران خارجی انتظار میرود مسئولان ورزش کشور ترتیبی اتخاذ کنند تا حداقلهای فرهنگ و اجتماعی ایران را با ورزشکاران و مربیان خارجی حاضر در لیگهای ورزشی و تیمهای ملی کشورمان در میان گذاشته شده و بدین شکل از تکرار چنین رفتارهای زننده و مشابهات آن جلوگیری شود، چرا که به نظر میرسد احساس ضرورتی برای چنین برنامههایی نشده است.
کما اینکه رفتارهای غیراخلاقی و فوقالعاده زنندهای توسط مربیان و ورزشکاران داخلی در سالهای اخیر به کرات به وقوع پیوسته و تنها با مرتکبین این رفتارها، برخوردهای تنبیهی یا نهایتاً حذفی صورت پذیرفته است.
برخوردهایی که تنها نسخه موقتی برای کم کاریهای حوزه فرهنگی ورزش کشور بوده و با وجود این راهکارهای ساده، هیچ گاه سراغ برنامههای بلندمدت و کارآمد فرهنگی را برای بهبود ملموس شرایط فرهنگی و اخلاقی در دستگاه ورزش و زیرمجموعههای آن گرفته نشده است.
مطمئناً ساماندهی این وضعیت نابسامان که علیالظاهر تاکنون گامی موثر و بلند در جهت تغییر آن برداشته نشده، به مراتب پراهمیت تر از توسعه مراکز ورزشی است آن است که با مسکوت گذاشتن آن، بعضاً شاهد رفتارهایی فاقد حداقلهای اخلاقی باشیم، چرا که در این صورت نسلی که با چنین منشی در ورزش شکل خواهد گرفت که مقلد چنین رفتارهایی در میادین ورزشی نیز خواهد بود و قطعاً در این خصوص با صراحت باید این دغدغه را بیان کرد که شکلدهی یک نسل ورزشی مدالآور اما فاقد اخلاق حرفهای و اخلاق فردی، حداقل در کشورمان و بسیاری از نقاط جهان نه تنها ارزشمند نبوده، بلکه مورد تقبیح نیز قرار می گیرد.
بدین سبب حتی اگر لازم باشد، مدیریت کلان ورزش و علی الخصوص فوتبال، بخشی از انرژی متمرکز در مباحث عمرانی را صرف پیگیری موضوعات فرهنگی کند، چیزی از دست نداده است اما در صورت بیتوجهی، بعید نیست حتی رفتارهایی زننندهتر از این به عمد یا از سر ناآگاهی صورت پذیرد اما در صورت انتخاب روش دوم، میبایست اقدامات پیشگیرنده همچون ساخت دستشویی در پشت نیمکت بازیکنان دو تیم رقیب، پشت دروازهها و چهار گوشه میدان را در نقشههای ساخت ورزشگاهها در نظر گرفت تا بدین شکل خلاء های فعالیتهای فرهنگی از نظر دور بماند!
حال میبایست بررسی کرد آیا نقد این موضوع که عموماً با طنزی تلخ به واسطه کیفیت اقدام صورت پذیرفته همراه شد، تلنگری به مسئولان دستگاههای فرهنگی، تبلیغی و ورزشی کشور بالاخص معاونت فرهنگی سازمان ورزش، کمیسیون فرهنگی کمیته ملی المپیک و کمیتههای فرهنگی فدراسیونهای ورزشی از جمله فدراسیون فوتبال خواهد بود تا از خواب پاییزی برخیزند و در پی یک حرکت نظاممند علمی برای تغییر فضای فرهنگی ورزش و اماکن ورزشی به ویژه در سطوح قهرمانی و حرفهای باشند یا از کنار این گونه معضلات نیز همچون اعتراض لفظی یک بازیکن به داور با همان برخوردهای موردی خواهند گذشت.
