روزنامه جوان نوشت:
صنعت کتاب و کتابخوانی در کشورهای دیگر آن قدر جان و ریشه دارد که در این کشورها به واسطه استقبال شدید مردم از کتاب و فرهنگ کتابخوانی، تخلفاتی نظیر سرقت کتاب نیز به وقوع میپیوندد.
کتاب آن چنان از جایگاه والایی در فرهنگ عامه مردمی کشورهای غربی برخوردار است که معمولاً بهای کتابها که به صورت پک سربسته در فروشگاهها به فروش میرسند، در خور توجه است. به دنبال ارزش رو به فزونی کتاب نزد فرهنگ عامه غرب و نیز افزایش بهای کتابها، سارقان در این کشورها حتی سرقت کتاب را در کنار سایر اقلام ارزشمند، هدف سرقتشان در لیست خود میگنجانند. جالب است که همچون نسخههای سیدی و دیویدی فیلمهای هالیوودی که در پیش از آغاز تیتراژ درباره جرائم مربوط به کپیبرداری هشدار میدهند، اکثر کتابهای اورجینال که این روزها در دنیای غرب منتشر میشوند، بر جلد داخلی خود هشداری مبنی بر مراقبت از صنعت انتشار کتاب و جلوگیری از نفوذ سارقان در این حیطه را با خود حمل میکنند.
در این هشدار معمولاً چنین میآید: «اگر کتابی که هم اکنون در دست دارید بدون پک و خارج از بستهبندی بود، بدانید که این کتاب یک مال مسروقه محسوب میشود و ممکن است نگهداری آن برای شما نیز پیگرد قانونی داشته باشد.» در واقع کتاب و کتابخوانی به رغم دنیای کوچکی که از نظر سرانه مطالعه و شمار کتابخوانها در کشورمان دارد بر بسیاری از صنایع درآمدزای مفرح غرب حکمرانی میکند. این صنعت اگر که از صنعت فیلم و سینمای هالیوود جلوتر نباشد اما از آن عقبتر هم نیست. بسیاری از والدین در غرب از همان سنین کودکی، کتاب را به یکی از اسباب سرگرمی و تفریحی کودکانشان تبدیل میکنند.
کودک از سنین پایین کتاب را به عنوان جزئی از ملزومات زندگی و ابزار اوقات سرگرمی خود میپذیرد و همگام با رشد عقلانی و جسمانیاش با کتابهای جدیدی از دنیای کتابهای متنوع حوزههای مختلف آشنا میشود. اگرچه ممکن است که میزان گرایش به کتاب در سنین مختلف رشد او نوسان داشته باشد اما از کودکی تا سنین میانسالی و کهنسالی کتاب به مقوله جدا نشدنی از فرهنگ زندگی مردم غرب تبدیل میشود. در این بین با آگاهی از میزان استقبال مردمی از فرهنگ کتابخوانی در غرب و توجه به گرایش اندک مردم کشورمان به کتابجای مقایسهای باقی نمیماند؛ چراکه کتابخوانی در کشورمان حتی هنوز به یک فرهنگ عمومی نیز تبدیل نشده و حتی به اندازه سیدیها و دیویدی فیلمهای بیکیفیت کف پیادهروها نیز از محبوبیت برخوردار نیست.
به راستی دلیل پایین بودن سرانه مطالعه کتاب در ایران آن هم به عنوان کشوری که از نظر نشر سالانه کتاب در رتبه هفتم جهانی قرار دارد، چیست؟ جالب توجه است که ایران از نظر آمار سالانه کتابهای منتشر شده در زمینه الهیات در رتبه دوم، در زمینه علم زبانشناسی در رتبه سوم، در زمینه علوم در رتبه هفتم، در زمینه فلسفه در رتبه سیزدهم و در زمینه هنر و سرگرمی در رتبه هجدهم جهان قرار دارد و با در اختیار داشتن رتبه سوم جهان در زمینه بیشترین تعداد دانشجوی ثبتنامی در دانشگاهها، ظرفیتهای خوبی برای پرورش فرهنگ کتابخوانی در میان مردم وجود دارد. اینکه عدم استقبال مردم کشورمان از فرهنگ کتاب و کتابخوانی به عدم پاسخگویی نویسندگان به نیاز مردم در آثارشان مربوط است یا گم شدن این فرهنگ در لا به لای سرگرمیهای جدید و متعدد عصر تکنولوژی، بیشک امروز هیچ سارقی در کشورمان روی کتابها به عنوان کالاهای با ارزش و گرانقیمت حساب باز نمیکند!