گفت‌وگوی سبحانی با «تابناک»:
مشکلی که ما داریم، عمل نکردن به قانون بانکداری بدون رباست و بخشی از این مشکل، به ساختار بانک‌ها برمی‌گردد. اگر از اول افتتاح حساب‌های سرمایه‌گذاری را به بانک‌ها نمی‌دادند و مثلا مؤسسات ویژه‌ای برای سرمایه‌گذاری راه‏اندازی می‌کردند و افرادی را که متقاضی سرمایه‌گذاری هستند، به این مؤسسات هدایت می‌کردند، شاید بانک‌های ما مقداری از مشکلاتی را که امروز هست، به وجود نمی‌آوردند.
ارز نفتی بد خرج شد

در حالی در هفته‏های اخیر، سیر نزولی قیمت نفت با شتاب هر چه بیشتر ادامه دارد، در روزهای آینده، از یک سو شاهد ارایه لایحه بودجه به مجلس خواهیم بود و از سوی دیگر، دولت با ارایه طرح هدفمند کردن یارانه‏ها، چالشی دوگانه در ترسیم معادلات مالی و اقتصادی ایران به همراه داشته است.

دکتر حسن سبحانی در گفت‌وگو با «تابناک» در این باره اظهار داشت: معمولا در نظام سرمایه‌داری، هر چند وقت یک بار، بحرانی رخ می‌دهد و در این‏ باره باید گفت که تاریخ سرمایه‌داری، بحران‌های بسیاری را ثبت کرده است؛ بنابراین، این بحران پدیده جدیدی نیست، منتها نوع بحران‌ها در گذر زمان متحول شده و از بحران‌های کالایی به بحران‌های مالی رسیده است؛ یعنی چون جهانی شدن بیشتر با مسائل پولی و مالی رخ می‌دهد، افرادی از هر جای دیگر سهام بورس دیگری را خریداری می‌کنند و به اصطلاح رد و بدل کردن پول راحت‌تر هست، برای همین، نوع بحران‌ها از نظر سرچشمه متفاوت شده است.

بحران اخیر نیز هر چند از بازارهای مالی آغاز شد، اما پس از گذشت مدتی در بازارهای کالایی مثل بازار خودرو نمایان شده است. سرچشمه آنچه تاکنون رخ داده، نبود نظارت کافی و مدیریت ریسک بر میزان اعتبارات واگذارشده به بخشی همچون مسکن بوده است.

عامل بی‌اعتمادی به شدت در گسترش این بحران نقش داشته است؛ یعنی کسانی که از بازاری همچون بورس متضرر می‌شوند، این پیام را به دیگران می‌دهند که مبادا این وضع به جاهای دیگر نیز راه یابد؛ بنابراین، دیگران را محتاط‌تر می‌کند و احتیاط دوران دلواپسی برای آینده اقتصاد، زمینه رکود را فراهم می‌آورد.

ما کشوری هستیم که مثلا در بودجه سال 1387 حدود 65 دلار به نفت وابستگی داشتیم؛ یعنی بودجه دولت بر پایه این بود که از هر بشکه نفت، 65 دلارش را استفاده بکند. بدیهی است، اگر ما بخواهیم همین کیفیت اداره کشور به لحاظ برخورداری از پول نفت را در سال 1388 هم ادامه دهیم، دست‌کم باید به اندازه 65 دلار از هر بشکه نفت درآمد داشته باشیم.

فلسفه راه‏اندازی حساب ذخیره ارزی هم این بود که پول‌های اضافی که در سال‌های بالا بودن قیمت نفت به دست می‌آید، برای سال‌هایی که قیمت نفت کاهش می‌یابد، پس‌انداز شود که متأسفانه ما این کار را نکردیم؛ یعنی اگر مجالس ششم و هفتم یا دولت‌های هشتم و نهم بنا بر قوانین برنامه سوم و چهارم توسعه عمل می‌کردند و با اصلاح قوانین بودجه، مجوز خرج پول نفت صادر نمی‌شد تا آخر سال 1386، به اندازه 225 میلیارد دلار از محل فروش نفت پس‌انداز می‌کردیم.

منظور این نیست که بگویم این رقم غیر قانونی خرج شده است. به هر ترتیب، مجوزهای لازم صادر شده است، ولی باید گفت که قانونی ارز نفتی بد خرج شده است و همانگونه که می‏بینیم، این 225 میلیارد دلارامروز خیلی به کمک ما می‌آمد.

مشکلی که ما داریم، عمل نکردن به قانون بانکداری بدون رباست و بخشی از این مشکل، به ساختار بانک‌ها برمی‌گردد. اگر از اول افتتاح حساب‌های سرمایه‌گذاری را به بانک‌ها نمی‌دادند و مثلا مؤسسات ویژه‌ای برای سرمایه‌گذاری راه‏اندازی می‌کردند و افرادی را که متقاضی سرمایه‌گذاری هستند، به این مؤسسات هدایت می‌کردند، شاید بانک‌های ما مقداری از مشکلاتی را که امروز هست، به وجود نمی‌آوردند.

مردم عادت کرده‌اند پولشان را حتی اگر برای سرمایه‌گذاری به بانک‌ها می‌دهند، آخر ماه مبلغ مازادی دریافت کنند و همین باعث شده که بانک‌ها نیز به انحراف کشیده شوند و ارقامی بدهند که همان کارکرد بهره را دارد، وگرنه وقتی که بانک پولی را سرمایه‌گذاری کرده است، چگونه می‌تواند سر یک یا دو ماه به سرمایه‌گذاران خود سود بدهد؟

ورود به دستور دادن یا با قانون تعیین تکلیف کردن مبنی بر این‌که نرخ سود پایین بیاید یا بالا، برود منطقا نادرست است، چون در این قراردادها، نرخ سود باید متغیر باشد. وقتی برای سال‌های آتی گفته می‌شود که نرخ سود یک رقمی بشود، اگر مردم پولشان را در بانک گذاشتند و بانک آن پول را در یک فعالیتی سرمایه‌گذاری کرد که آن فعالیت 16 درصد سود داشت، برای چه به مردمی که پولشان 16 درصد سود کرده، یک رقمی سود پرداخت شود یا برعکس؟

قطعا نواقصی متوجه قانون مالیات بر ارزش افزوده است که از بین آن نواقص، شاید سختی اجرای آن در برخی از مشاغل را می‌توان برشمرد. برای جامعه‌ای که همه خرید و فروش‌هایش را ثبت ماشینی نکرده و صورت حسابی برای آن تنظیم نمی‌کند مثلا صدها هزار تن مغازه‌دار و خرده‌فروشی که در اقتصاد ایران فعال هستند، نیاز به دوره آموزشی و اطلاع‌رسانی کافی دارند، در حالی که یکی از ویژگی‌های اجرای این قانون، نیاز به آموزش آن است، منتها اتفاقاتی که پس از اجرا افتاد، متوقف کردن اجرای قانون است، البته به دلیل اعتراض برخی از افراد. بسیار جای شگفتی است که دولت اجرای قانون را متوقف می‌کند و در مجلس هیچ اعتراضی به این امر نمی‌شود. مگر می‌شود در یک مملکت اجرای قانونی را که این همه نیرو برای تنظیم آن صرف می‌شود، یک نفر ـ هر اندازه هم مقام بالایی داشته باشد ـ متوقف کند؟

مخالفت‌ها با اجرای این قانون از ناحیه صنفی آغاز شد که کالای لوکس می‌فروشند و مالیاتی که از این بابت می‌پردازند، از مصرف‌کننده نهایی دریافت می‌کنند. کوتاه آمدن دولت در این زمینه، درس عبرتی برای دولت و دیگران بود؛ برای دیگران از این جهت که در برابر کارهای مهم اگر مقاومت کنیم، پیش می‌بریم و این به ضرر تصمیمات بعدی اقتصادی است که می‌خواهد اصلاحاتی را صورت دهد؛ بنابراین، حقیقتا یک کار خوب وجه‏المصالحه سکوت مجلس و مصلحت‌سنجی‌های غیرقابل‌دفاع دولت شد و حتی اگر دولت دلایلی برای پذیرش این اعتراض‏ها داشته باشد، باید برای جامعه توضیح دهد؛ البته توقف قانون، هیچ توجیهی ندارد و مجلس باید پاسخگو باشد که چرا در برابر این کار غیر‌قانونی سکوت کرده است؟!

متن کامل را در ستون «گفت‏وگو» بخوانید.

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط
نظرات
کاربر مهمان -> 1387/10/30
پاسخ

با تمام احترامی که به جناب دکتر قائل هستم،باید به ایشان عرض کنم که ای کاش پیشنهاد ایجاد "مؤسسات ویژه‌ سرمایه‌گذاری " رازمان نمایندگی در مجلس می دادید. با آرزوی توفیق برای تمامی دلسوزان میهن اسلامی

کاربر مهمان -> 1387/10/30
پاسخ

بنظر من مهمترین مشکلی که در رابطه با دیدگاه بالا وجود دارد /همانطوریکه خود مقاله اشاره کرده نبود اطلاعات و عدم اگاهی مردم میباشد/در غرب اساس سیستم بر مبنای مالیات میباشداگر چردکه بیاندازی متوجه میشوی که هر چه براساس کار میگیری تماما مالیات میشود.....اما با انکه دها سال است که مردم باین سیستم عادت کرده اند اما باز هم میبینیم که تقریبا هر هفته یک بار بعناوینی پرداخت مالیات و مزایای انرا یاداوری میکنند.یعنی مرتب اکاهی میدهندو متاسفانه این عدم اگاهی باعث میشود که مردم نسبت به مسئولین بدبین شوند.اینکه مجرمین اقتصادی را نمیشود پای میز محاکمه کشید یکی هم همین سیستم غیر مالیاتی میباشدمثلا کی رفته سرمایه گذاری کرده سود کلان هم برده این جرم نیست اما سهم دولت که نماینده مردم میباشد و امنیت سرمایه را تامین میکند کجا رفته......اینجاست که مردم از نماینده خود سئوال میکنند پس چه شد و نتیجه میگرند گه ملت هم هم دست با انها میباشد .این مردم از کجا بدانند که تقصیر دولت نیست باید بمردم اگاهی داد سستم مالیاتی ما اشکال دارد.و..........

کاربر مهمان -> 1387/10/30
پاسخ

بالاخره بعد از مدتها یک نقد کاملا تخصصی بابت مسائل اقتصادی مطرح شد از تابناک و دکتر سبحانی متشکریم

کاربر مهمان -> 1387/10/30
پاسخ

کدام مورد را سرجایش درست خرج کرده ایم که این دومی اش باشد!!!؟

کاربر مهمان -> 1387/10/30
پاسخ

1- لطف کنید کلمه "توجیح" در سطر یکی مانده به آخر را به "توجیه" تغییر دهید. از شما بعید است. 2- یکی از مشکلات اساسی که به نظر من کارایی و اثربخشی اکثر فعالیتهای دولت نهم را به چالش کشیده است، نسنجیده و شتابزده عمل کردن و ارزش قائل نشدن برای تحقیق و کار کارشناسی است که کل زحماتی که قطعا با نیت خیر برای تحقق هدفهایی که به مصلحت مردم باشد، کشیده شده است را ضایع و بی ارزش می کند اگر این ایراد نبود قطعا عملکرد دولت نهم می توانست بسیار متفاوت باشد.

کاربر مهمان -> 1387/10/30
پاسخ

ریس جمهور که میگویید یک ریال هم نمی تواند بدون تصویب و اجازه مجلس خرج کند پس این 225 میلیارد چگونه خرج شده است امیدواریم نفت بشود یک ریال تا خیال همه راحت شود که مملکت را باید درست اداره کرد قانون افزایش پلکانی معکوس حقوق کارمندان چنان ضربه ای به سیستم مدیریت کشور وارد کرده است که سالها هم نمی توان جبران کرد . چرا؟ بدلیل کشتن انگیزه کار در متخصصین و من امیدوارم نفت بشود صفر ریال چون دیگر انسان است که ارزش پیدا میکند نه قانون استکباری افزایش پلکانی معکوس که حقوق یک راننده اداره با کارشناس ارشد آن اداره یکی شود

کاربر مهمان -> 1387/10/30
پاسخ

واقعا جای تاسف دارد که از نظرات کارشناسانه و عالمانه جناب آقای دکتر سبحانی توسط مسئولان کشور کمتر استفاده می شود. یکی پاسخ دهد که باید تا چه زمانی هزینه عدم بهره برداری مناسب از سرمایه های انسانی مان را بپردازیم.

کاربر مهمان -> 1387/10/30
پاسخ

با سلام من متاسفم که نظام ما از این عزیز ارزشمند در مجلس بی بهره است

کاربر مهمان -> 1387/10/30
پاسخ

وقتی مردم مالیات دهند دیگر راضی نخواهند شد که پولی که پرداخته اند به کارمندی که کار مفیدش چند دقیقه است به عنوان حقوق و عیدی پرداخت شود و یا مدیران نالایق دولتی آن را حیف کنند. تکیه بر پول مالیات همراه با کوچک کردن دولت و جوابگو شدن آن به ملت خواهد بود که الان برعکس است یعنی دولت به مردم می پردازد وچون قیم ایشان عمل می کند. دولت مبتنی بر پول مالیات باید خدمت گذار مردم باشد و مردم هم نظارت دقیق بر چگونگی خرج پولشان را خواهند داشت پس باید دارای مطبوعات آزاد و نهاد های مدنی فعال هم باشیم که جلوی انحراف را بگیرند و در نتیجه باید قوه قضاییه نیز قوی باشد. همانگونه که می بینید بدون یکی از این ارکان سیستم درست نمی شود.

کاربر مهمان -> 1387/10/30
پاسخ

خداراشکر که این بانکها هستند که هر کسی هراشتباهی میکنه به اسم بانکها تموم کنه مگه بانکها با اراده خودشون وامهای زودبازده را دادند که مملکت به این روز بیفته و.......

کاربر مهمان -> 1387/10/30
پاسخ

شما اقایان یانقد میکنید یانظریه میدهید راهکار عملی واجرایی بدهید که بافرهنگ اقتصادی مردم ایران هماهنگ باشد

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین