خبرنگار «تابناک» برای یافتن پاسخ این پرسش و خبر از حال آنان، تصمیم گرفت سری به چند آسایشگاه جانبازان زده و از نزدیک پای صحبت آنها بنشیند، اما دریغ از اجازه ورود به این اماکن.
در این گزارش آمده است: حتی با هر بار ورود به آسایشگاه یا بیمارستان با این پرسش روبهرو میشدم: «علت دیدار شما از آنها چیست؟ باید با بنیاد شهید هماهنگ کنید.» که هر بار در دل از خودم میپرسیدم: مگر آنها که برای دفاع از وطن و کوتاه کردن دست طمع دشمنان از سرزمینمان شجاعانه و بیدرنگ به میدان جنگ رفته و سینه سپر کردند، از کسی اجازه گرفتند و با کسی هماهنگ کردند!
برخی از آنها میگویند، مسئولان اجازه نمیدهند مشکلات خود را بیان کنیم، انگار ما مانعی بر سر راهشان هستیم، ما را در گوشههایی دور از چشم مردم نگاه داشتهاند تا بمیریم و رفته رفته نظارت و حمایت از ما در حال کمرنگ شدن است.

همسر درد کشیده او میگوید: «ما هیچ توقعی برای افزایش درصد نداریم، اما تنها نیازهای درمانی ما را برآورده کنند. بسیاری از هزینههای درمانی او مثل داروهای خارجی، اسپری تنفسی و هزینههای آمبولانس را خودمان پرداخت میکنبم و این در حالی است که وضع مالی خوبی نداریم و مدتهاست که درخواست وام داده، اما هیچ پاسخی نگرفتهایم.
او میگوید: بیست روز است همسرم بستری است، اما تا کنون، حتی یک نماینده از بنیاد شهید برای بازدید نیامده است. ماههاست که میآییم و میرویم؛ ما فراموش شدهایم.
او همچنین میگوید: بنیاد، وضعیت شیمیایی همسرم را نمیپذیرد و با توجه به بازگشت عوارض متعدد آن در سالهای اخیر همچون اختلال ذهنی، زیر بار شیمیایی شدن او نمیرود.
جانباز دیگری میگوید: روز اول ازدواجم داوطلبانه به جبهه رفتم و اسیر شدم در این مدت به دلیل نبود بهداشت ونیز نبود آب آشامیدنی سالم و پزشک، دچار بیماری هپاتیت و عوارض متعددی شدم. کبدم در حال تخریب است، معده، چشم، قلب و گوشم صدمه دیده است، اما حالا بنیاد میگوید ثابت کنید بیماری را از آنجا گرفتهاید و من هم میگویم شما عکس آن را ثابت کنید.
