به انگیزه شرکت اسکی بازان ایران در مسابقات جهانی؛
مسابقات اسکی آلپاین ( کوهستانی) قهرمانی جهان ۲۰۰۹ در والدیزر فرانسه جریان دارد و روز یکشنبه ۲۷ بهمن به پایان می رسد.
به نوشته ایران، ایران نیز دو تیم مردان و زنان را به آنجا گسیل داشته و هدف کسب سهمیه های حضور در المپیک زمستانی بعدی ( ۲۰۱۰ ونکوور کانادا) از طریق به دست آوردن رتبه هایی قابل قبول در والدیزر ذکر شده است.
با این حال از یک سو کسب چنان سهمیه هایی بسیار سخت است و از جانب دیگر نیل احتمالی به آنها نیز رتبه ای را در المپیک ۲۰۱۰ نوید نمی دهد. این نکته هم فراموش شده است که مسابقات اسکی آلپاین قهرمانی جهان اعتبار ویژه خود را دارد و مدال های آن چندان پایین تر از المپیک ها نیست و در بر دارنده عنوان قهرمانی جهان است و این که ما به والدیزر برویم که فقط سهمیه المپیک را بگیریم بدون اینکه رتبه ای قابل ذکر در والدیزر و یا ونکوور مدنظر ما باشد، نیز مسئله ای است که توضیح ویژه خود را می طلبد و عجیب می نماید. اگر اصولا رتبه ای برای ما متصور نیست، برای چه می رویم زیرا با همان منوال و روال و حتی با شدت و حدتی بیش از آن، رسیدن به مدال المپیک دشوارتر خواهد بود.
تیم اعزامی ایران به والدیزر را علیداد ساوه شمشکی، پوریا ساوه شمشکی، امید تیر و حسین ساوه شمشکی در قسمت مردان و فاطمه کیا در بند سری، میترا کلهر و مرجان کلهر در بخش زنان تشکیل می دهند و همان طور که از قبل قابل پیش بینی بود، نتایج قابل توجهی نصیب اسکی بازان ما در آن سامان نشده و در جمعی که بهترین های دنیا هم در آن حاضرند، ورزشکاران ما در رده های پایین لیست جای گرفته و عنوانی در خور را کسب نکرده اند.
مثل گذشته
این چهلمین دوره مسابقات اسکی آلپاین قهرمانی جهان است و ما در ادوار قبلی هم به رتبه و مقامی نرسیده بودیم که برای دوره جاری چیزی اضافه بر آن و یا در همان سطح را انتظار بکشیم، اما اسکی تحت هر شرایطی مشکلات خاص خود را در ایران داشته است. قشر مرفه و کم شماری که در ایران به این ورزش می پردازند، اصولا بر طبق پیشینه و فرهنگ قهرمانان بزرگی را تحویل این ورزش نمی دهند و بنابراین ملی پوشان اسکی معمولا از میان همان خانواده های کم شماری برمی خیزند که در اطراف دیزین و شمشک زندگی می کنند و با اسکی بزرگ می شوند.
از همین تیم اعزامی به فرانسه سه نفر از خاندان ساوه شمشکی هستند و کلهر، دو عضو در تیم اعزامی و خانواده کیا شمشکی را نیز در این ارتباط داریم و همین طور خانواده کیا دربندسری را و حتی رئیس فعلی فدراسیون اسکی نیز از همین خانواده ها سر بر آورده است.
هر چند این اسکی بازان با این ورزش رشد کرده و درمنطقه زیست خود به آن نیاز داشته و بنابراین در آن کارآمد شده اند اما عدم پخش این ورزش در سطح کشور و منحصر شدن آن به روند و افرادی که گفتیم، کار رشد آن را نیز ناقص ساخته است. اصولا، اسکی ورزش ویژه توده ها و مردم عادی در کشورمان نبوده است. گرانی کمرشکن وسایل این رشته هم مزید بر علت شده و تعداد اندکی را در سطح کشور به پرداختن به این ورزش مفرح و سازنده قادر ساخته است.
ایرادی وارد نیست
نمی توان به نتایج حاصله تیم اعزامی به والدیزر ایراد گرفت، زیرا توش و توان آنها همین قدر و کلاس و توان اسکی بازان جهان چیزی متفاوت است، اما می توان به فدراسیون های فعلی و قبلی اسکی کشورمان ایراد گرفت و آنها کام کار و قانع خواند زیرا در سال ۲۰۰۹ در ارتباط با مسابقات جهانی و المپیک ها همان موضوع و جایگاه ضعیفی را داریم که مثلا ۲۰ سال پیش داشتیم.
آیا در این دو دهه اسکی در کشور ما حرکتی هم داشته و اگر داشته، چرا ثمر بزرگی را بر جای ننهاده و چرا سقف پرواز ما در این رشته همچنان محدود و کوتاه است؟ فرض کنیم که به المپیک ۲۰۱۰ راه یافتیم، آیا گرهی گشوده خواهد شد و آیا قادر به کسب رتبه هایی قابل توجه در چنان صحنه هایی خواهیم بود و یا فقط به دنبال شرکت صرف در این صحنه ها هستیم؟

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین