1 ) علی دایی در فوتبال ایران، در زمره آدمهای خوش اقبال دسته بندی می شود. مسلم است که «بخت بلند» منافاتی با توانایی های فرد ندارد و در افق شایستگی های افراد قرار می گیرد.
به نوشته قدس، در 15 سال گذشته، بارها رگه های پررنگی از خوش شانسی در زندگی حرفه ای دایی قابل رصد بوده و البته رقابت اخیر ایران و کره جنوبی یکی از آخرین نمونه های این موضوع است.
2 ) در چهارمین مسابقه ایران در مرحله مقدماتی جام جهانی آفریقای جنوبی، علی دایی خوش شانس بود، نه به این خاطر که مهاجم کره جنوبی ضربه سر شیرجه ای اش را به تیر دروازه ما کوبید و یا متخصص مجربی همچون جواد نکونام، با یک ضربه ایستگاهی خارق العاده، سرپوش روی ناتوانایی های گسترده فنی ایران گذاشت. پیشانی دایی بلند بود، چون همه اخبار و حواشی مربوط به دیدار ایران و کره جنوبی، تحت الشعاع رویداد بزرگی همچون شهرآورد تهران قرار گرفت. اگر متحمل شدن سومین تساوی (یک - یک) تیم ملی ایران با رقبایش مورد پرسش منتقدان واقع نشد، اگر نمایش فنی آشفته کشورمان در برابر کره با مسامحه مردم و کارشناسان رو به رو شد و اگر کسی به خاطر اشتباهات تاکتیکی دایی در حفظ سه امتیاز ارزشمند خانگی بر وی خرده نگرفت، ریشه همه اینها را باید در همجواری تاریخ برگزاری این بازی ملی و شهرآورد تهران جستجو کرد.
3 ) اینک اما، شهرآورد 66 به سیاق اسلافش به تاریخ پیوسته و فارغ از هیاهوهای متداول این بازی لیگی، آنچه برای فوتبال ایران باقی مانده حس مرکبی از حسرت و خطر باز ماندن از حضور در جام جهانی آفریقای جنوبی است. باز هم ما مانده ایم و هزار سؤال بی جواب که شاید هنوز هم علی دایی صلاح نمی داند راجع به آن برایمان توضیح بدهد. اینکه مهرزاد معدنچی به عنوان بهترین بازیکن ایران مقابل امارات در این مسابقه کجا بود؟ اینکه مهدی مهدوی کیا در قامت ستاره اول میدان در مصاف با کره شمالی، چطور به بازی با کره جنوبی فراخوانده نشد؟ و از همه مهمتر اینکه چرا باید هنرنمایی های علی کریمی با 48 ساعت تأخیر و در پلانی بسیار کوچکتر، به جای نبرد مرگ و زندگی در بازی با کره جنوبی، خرج یک مسابقه باشگاهی داخلی مثل شهرآورد شود؟ !
4 ) بله! هنوز یادمان نرفته که او از مسابقات ملی خداحافظی کرده، اما دست بر قضا این را هم به یاد می آوریم که علی دایی با همان پرستیژ مقتدرانه اش چطور کلی پیغام و پسغام فرستاد دنبال کریم باقری و در نهایت هافبک پرسپولیسی ها را به تیمش باز گرداند. سؤال بزرگ این است؛ چرا نباید چنین پروسه ای در مورد علی کریمی تکرار شود؟ !
5 ) ببینید، تعارف را باید کنار بگذاریم. اوایل فروردین ماه سال آینده تیم ملی کشورمان در شرایطی به مصاف عربستان می رود که بازی با ما آخرین فرصت عربهاست و محال است که به سادگی همه امتیازها را برای تیم دایی رها کنند. دست بر قضا دقیقاً بازی با امارات هم در چنین شرایطی پیش روی فوتبال ما قرار گرفت که البته از آن آزمون نتوانستیم سربلند بیرون بیاییم. همه اینها یعنی آنکه بازی با عربستان در تهران برایمان بسیار دشوار است و اگر در پی کوچکترین لغزشی پوئن های مصاف با این همسایه قدرتمند را هم از کف بدهیم، شانس صعودمان به جام جهانی چیزی در حد صفر خواهد بود. جدال با کره جنوبی و شمالی در سئول و پیونگ یانگ را فراموش کرده اید؟ !
6 ) حقیقت آن است که تیم ما در شرایط بسیار دشواری قرار گرفته. در برهه کنونی قطعاً ضرورت دارد که از همه ظرفیتهای موجود فوتبال ایران بهره بگیریم و علی کریمی قطعاً مهمترین آنهاست. تیم ما تا اینجا پنج گل در مقدماتی جام جهانی به ثمر رسانده که همه آنها را بازیکنان میدان دیده و با تجربه مان زده اند. نکونام (دوبار)، باقری، مهدوی کیا و شجاعی مردان بزرگی بودند که برای فوتبال ایران در این مصافهای حیاتی مرگ و زندگی کارگشا واقع شده اند. تردیدی وجود ندارد که علی کریمی یکی از سوپر استارهای خارق العاده فوتبال ماست که هم اکنون یک تنه «نعش پرسپولیس» را به دندان می کشد. چرا او نباید جایی در تیم ملی داشته باشد؟ فقط به خاطر بغض های شخصی؟ !
7 ) فردا دیر است. شما را به خدا باز هم همه چیز را به لحظه آخر نسپارید و بیرق ایجاد وحدت و حماسه ملی را زمانی بلند نکنید که کار از کار گذشته است. کریمی، پسر این فوتبال است، او را دوباره دریابید.
به نوشته قدس، در 15 سال گذشته، بارها رگه های پررنگی از خوش شانسی در زندگی حرفه ای دایی قابل رصد بوده و البته رقابت اخیر ایران و کره جنوبی یکی از آخرین نمونه های این موضوع است.
2 ) در چهارمین مسابقه ایران در مرحله مقدماتی جام جهانی آفریقای جنوبی، علی دایی خوش شانس بود، نه به این خاطر که مهاجم کره جنوبی ضربه سر شیرجه ای اش را به تیر دروازه ما کوبید و یا متخصص مجربی همچون جواد نکونام، با یک ضربه ایستگاهی خارق العاده، سرپوش روی ناتوانایی های گسترده فنی ایران گذاشت. پیشانی دایی بلند بود، چون همه اخبار و حواشی مربوط به دیدار ایران و کره جنوبی، تحت الشعاع رویداد بزرگی همچون شهرآورد تهران قرار گرفت. اگر متحمل شدن سومین تساوی (یک - یک) تیم ملی ایران با رقبایش مورد پرسش منتقدان واقع نشد، اگر نمایش فنی آشفته کشورمان در برابر کره با مسامحه مردم و کارشناسان رو به رو شد و اگر کسی به خاطر اشتباهات تاکتیکی دایی در حفظ سه امتیاز ارزشمند خانگی بر وی خرده نگرفت، ریشه همه اینها را باید در همجواری تاریخ برگزاری این بازی ملی و شهرآورد تهران جستجو کرد.
3 ) اینک اما، شهرآورد 66 به سیاق اسلافش به تاریخ پیوسته و فارغ از هیاهوهای متداول این بازی لیگی، آنچه برای فوتبال ایران باقی مانده حس مرکبی از حسرت و خطر باز ماندن از حضور در جام جهانی آفریقای جنوبی است. باز هم ما مانده ایم و هزار سؤال بی جواب که شاید هنوز هم علی دایی صلاح نمی داند راجع به آن برایمان توضیح بدهد. اینکه مهرزاد معدنچی به عنوان بهترین بازیکن ایران مقابل امارات در این مسابقه کجا بود؟ اینکه مهدی مهدوی کیا در قامت ستاره اول میدان در مصاف با کره شمالی، چطور به بازی با کره جنوبی فراخوانده نشد؟ و از همه مهمتر اینکه چرا باید هنرنمایی های علی کریمی با 48 ساعت تأخیر و در پلانی بسیار کوچکتر، به جای نبرد مرگ و زندگی در بازی با کره جنوبی، خرج یک مسابقه باشگاهی داخلی مثل شهرآورد شود؟ !
4 ) بله! هنوز یادمان نرفته که او از مسابقات ملی خداحافظی کرده، اما دست بر قضا این را هم به یاد می آوریم که علی دایی با همان پرستیژ مقتدرانه اش چطور کلی پیغام و پسغام فرستاد دنبال کریم باقری و در نهایت هافبک پرسپولیسی ها را به تیمش باز گرداند. سؤال بزرگ این است؛ چرا نباید چنین پروسه ای در مورد علی کریمی تکرار شود؟ !
5 ) ببینید، تعارف را باید کنار بگذاریم. اوایل فروردین ماه سال آینده تیم ملی کشورمان در شرایطی به مصاف عربستان می رود که بازی با ما آخرین فرصت عربهاست و محال است که به سادگی همه امتیازها را برای تیم دایی رها کنند. دست بر قضا دقیقاً بازی با امارات هم در چنین شرایطی پیش روی فوتبال ما قرار گرفت که البته از آن آزمون نتوانستیم سربلند بیرون بیاییم. همه اینها یعنی آنکه بازی با عربستان در تهران برایمان بسیار دشوار است و اگر در پی کوچکترین لغزشی پوئن های مصاف با این همسایه قدرتمند را هم از کف بدهیم، شانس صعودمان به جام جهانی چیزی در حد صفر خواهد بود. جدال با کره جنوبی و شمالی در سئول و پیونگ یانگ را فراموش کرده اید؟ !
6 ) حقیقت آن است که تیم ما در شرایط بسیار دشواری قرار گرفته. در برهه کنونی قطعاً ضرورت دارد که از همه ظرفیتهای موجود فوتبال ایران بهره بگیریم و علی کریمی قطعاً مهمترین آنهاست. تیم ما تا اینجا پنج گل در مقدماتی جام جهانی به ثمر رسانده که همه آنها را بازیکنان میدان دیده و با تجربه مان زده اند. نکونام (دوبار)، باقری، مهدوی کیا و شجاعی مردان بزرگی بودند که برای فوتبال ایران در این مصافهای حیاتی مرگ و زندگی کارگشا واقع شده اند. تردیدی وجود ندارد که علی کریمی یکی از سوپر استارهای خارق العاده فوتبال ماست که هم اکنون یک تنه «نعش پرسپولیس» را به دندان می کشد. چرا او نباید جایی در تیم ملی داشته باشد؟ فقط به خاطر بغض های شخصی؟ !
7 ) فردا دیر است. شما را به خدا باز هم همه چیز را به لحظه آخر نسپارید و بیرق ایجاد وحدت و حماسه ملی را زمانی بلند نکنید که کار از کار گذشته است. کریمی، پسر این فوتبال است، او را دوباره دریابید.