محمد قادری
از آن وقت که تو پاشنه غربت را کشیدی و پای در سفر غیبت گذاشتی، من هنوز در حسرت نگاهت، در چهارراه حیرانی چشم به راه مانده‌ام تا شاید با آمدنت، پاییز دلم، بهاری دوباره را تجربه کند؛ پاییزی که با رفتنت، دامان خود را در کوچه پس‌کوچه‌های تاریخ گستراند و رنگ از رخ اعصار برگرفت؛ پاییزی که پر از سرگشتگی و تهوع است؛ پاییزی که قلب عاشقان را منجمد می‌کند، کلید نجابت زمین را به دست بادهای هرزه و توفان‌های شهوت‌زده می‌سپارد، گرسنگی گنجشک‌ها را جشن می‌گیرد و جوانه صداقت را نفرین می‌کند.
اما من به امید آمدنت مانده‌ام، در دشتی به وسعت ابدیت، به آوارگی مجنون و در کرانه‌ای به پهنای چشم لیلی. منتظرت مانده‌ام تا با آمدنت، همه از خزانه خورشید یکسان بهره‌مند شوند، آب‌ها آواز بخوانند، کشتی‌ها در کرانه نوح پهلو بگیرند، واژه‌ها فوران معنا بگیرند و انسان از پس این همه ظلمت و تاریکی و از کوه‌هایی که رد پای پیامبران را دارند، به زمین‌های استوایی فطرت برگردد و آسمان فریاد برآورد که هر کس خدا را می‌خواهد، زیر ابرهای اجابت شولای نیایش بیفکند که روز موعود فرا رسیده است.
آقای من!
بشریت منتظر است تا دورترین نقاط جهان را به برکت ظهورت، قالیچه‌ای از جنس حضور بگستراند و چشمان افسانه‌ای خدایان زر و روز و تزویر را با نرگس مستت معاوضه کند و ناکجاآباد بیابان‌های حیرت را از شفیره شراب هدایتت سیراب گرداند.
آری، امروز به میمنت آغاز ولایتت، تعهدهای تسبیح در آسمان فراز شده‌اند تا در سحرگاه نگاهت، هوای حقیقت را در شرجی سواحل سردرگمی فریاد کشند و تب‌های موهوم منیت و خودپرستی را در مقبره دل آدمیان مدفون کنند تا شاید امروز که دیگر هیچ راهی برای نجات چکاوک نیست و انسان رفته است تا در گوشه‌ای از اوهام خویش، عزلت درماندگی بگزیند و در چمنزار بلند تغافل، خویشتن خویش را فراموش کند، صدای تو بر فراز همه تاریخ، گوش جان بشریت را بنوازد و ندای «أنا المهدی» بر بلندای کعبه آمال، فطرت‌های خدایی را آرامشی ابدی بخشد و جاودانگی وجود انسان را به او بشارت دهد.
و چه زیباست آن هنگام که در مأذنه شهر، صیحه آسمانیت گوش فلک را کر کند و الماس تلاوتت دست پینه‌بسته مادر تاریخ را صیقل دهد تا ما کودکان مدرسه بندگی، سرمست از حلاوت ظهورت، در خیابان‌های انکار نعره بکشیم که او می‌آید... .

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط
نظرات
کاربر مهمان -> 1387/12/17
پاسخ

اللهم عجل لولیک الفرج یا مهدی جان عاشقانت امیدوارند که:شاید این جمعه بیایدشاید..

کاربر مهمان -> 1387/12/17
پاسخ

به امید روزی که با ظهور حضرتش جان به کالبد منتظرانش دمیده شود

کاربر مهمان -> 1387/12/17
پاسخ

آقای من، حالیا دست کریم تو برای دل ما سر پناهی است در این بی سر و سامانیها

کاربر مهمان -> 1387/12/18
پاسخ

درود بر این نگارش زیبا. "شفیره شراب هدایتت سیراب گرداند".برادرم هدایت با استناد به قران فقط از جانب خداوند است. پیامبر(ص) و ائمه (ع) الگو و راهنما هستند و ارشاد کننده. عزیزم اینگونه ننویسیم که وهابیان فریاد بر آرند که ما مشرک بوده، هدایت را منتسب به غیر خدا کرده و خلاف قول صریح قران عمل می کنیم. تابناک را بنازم که از بیان نظرات من یکسره تار می شود اما امیدوارم لااقل نظرم را به شما بزرگوار منعکس کند. یادمان باشد تنها گناهی که هرگز بخشوده نمی شود شرک است.

کاربر مهمان -> 1387/12/18
پاسخ

به امید انتظار فرج آقا امان زمان (عج) . . .

کاربر مهمان -> 1387/12/19
پاسخ

درست است که خدا هدایت میکند (یهدی من یشاء)اما این هدایت از طریق ائمه میباشدوبرای همین هادی و مهدی هستند و راه آنها صراط مستقیم است.وقتی معصوم (ع) را مفترض الطاعه بدانیم قطعا هدایت تکوینی و تشریعی امام حل خواهد بود.

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین