هر سال 150 هزار نفر از نخبگان ایران، کشور را ترک می کنند. یعنی ماهی 12 هزار و500 نفر و یا روزی 410 نفر از مغزهای کشور بدون قصد بازگشت به خارج سفر می کنند.
هر سال 150 هزار نفر از نخبگان ایران، کشور را ترک می کنند. یعنی ماهی 12 هزار و500 نفر و یا روزی 410 نفر از مغزهای کشور بدون قصد بازگشت به خارج سفر می کنند.
خبرآنلاین در ادامه گزارش خود نوشت: شاگرد اول دوره لیسانس رشته صنایع غذایی دانشگاه شهید بهشتی بوده و الان هفت سالی می شود که برای ادامه تحصیل، زندگی، کار و آینده از ایران خارج شده است. می گوید دوستانش هم مثل او همگی از کشور خارج شده اند و نمی خواهند دیگر برگردند. راضیه دلیل رفتنش را اینگونه بیان می کند: «میخواستم جایی برم که براشون مدرک و تخصص مهم باشه و مدرک گرایی الکی وجود نداشته باشه. جایی برم که به مدرک، تخصص و مهارت آدم احترام بذارند.»
چندی پیش رضا فرجی دانا، وزیر علوم اعلام کرد: « هر سال 150 هزار نفر از نخبگان ایران، کشور را ترک می کنند.» این یعنی ماهی 12 هزار و 500 نفر یا روزی 410 نفر از نخبگان کشور بدون قصد بازگشت به خارج سفر می کنند. سفر بدون بازگشتی که به گفته وزیر علوم، باعث می شود «سالانه 150 میلیارد دلار» به کشورهای دیگر کمک کنیم و خودمان ضرر ببینیم؛ یعنی برای هر یک دانش آموخته مهاجرت کرده، یک میلیون دلار. ضرری که باعث شده ایران در زمینه فرار مغزها در میان کشور های دنیا در رتبه دوم قرار گیرد.
بر اساس نتیجه تحقیقاتی که صندوق بین المللی پول در سال 1999 انجام داده است، ایران در میان کشورهای در حال توسعه بیشترین میزان مهاجرت نخبگان را به خود اختصاص داده است. به طوری که نزدیک به 150 هزار نفر از بهترین جوانان و نخبگان ایرانی هر سال کشور را ترک می کنند. این صندوق بین المللی همچنین در گزارش سال 2009 خود نیز اعلام کد ایران در میان 91 کشور توسعه یافته و توسعه نیافته بیشترین میزان فرار مغزها را به خود اختصاص داده است. به طوری که در حال حاضر 250 هزار مهندس و فیزیکدان ایرانی و بیش از 170 هزار ایرانی با مدارک علمی بالا در ایالات متحده آمریکا زندگی می کنند. حتی بر اساس تحقیقات نهاد ملی علوم 89 درصد از ایرانی هایی که به آمریکا پرواز کرده اند پس از اخذ مدرک دکترا در این کشور برای همیشه می مانند و اقامت می گیرند.
بر اساس آمارها همچنین در سال 2011 و 2012 هم در حدود 8/48 از کل دانشجویان فارغ التحصیل لیسانس، ایران را ترک کرده اند. از سویی دیگر موج جدیدی از مهاجرت ها درست دو سال بعد روی می دهد، زمانی که دانشجویان فوق لیسانس خود را گرفته و برای کسب دکترا از ایران خارج می شوند. خارج می شوند تا به کشورهای دیگر بروند. کشورهایی که در صدر آنها امریکا و کانادا قرار دارد و در این سویش هم دانشکده مهندسی دانشگاه شریف.
آزاده هم جزو همان دانشجویانی است که برای گرفتن مدرک دکترا کشور را ترک کرده است. او که مدرک کارشناسی ارشدش را از دانشگاه علامه طباطبایی گرفته است، می گوید: «بعد از آمدن صدرالدین شریعتی به دانشگاه علامه، اوضاع دانشگاه بهم ریخت. با اینکه بچه ها رتبه های خوبی توی کنکور دکترا می گرفتند، ولی دانشگاه علامه برای مصاحبه از آن ها دعوت نمی کرد. حتی چند بار، چند نفر از آنها برای اعتراض پیش شریعتی، رییس دانشگاه رفتند اما جوابی نگرفتند.» آزاده در ادامه می گوید: «حتی اگر اتفاقی می افتاد و چند نفر هم برای مصاحبه دعوت می شدند، ترکیب استادانی که برای مصاحبه دکترا حضور داشتند، همگی از نزدیکان به صدرالدین شریعتی بودند و به این ترتیب باز هم بیشتر بچه ها در مرحله مصاحبه رد می شدند.» در نهایت همه این مسایل باعث می شود که او برای گرفتن مدرک دکترای خود کشور را ترک کند و با هزینه شخصی به انگلیس برود.
به هرحال فرار مغازهای ایرانی از کشور و مهاجرت آنها به کشورهای دیگر درحدی است که باعث شد سه سال پیش حتی مجله نیوزویک هم گزارشی در مورد این گروه از ایرانیان منتشر کند. در بخشی از این گزارش نوشته شده: «مسوولان واحد مهندسی برق دانشگاه استانفورد با گروهی از دانشجویان خارجی مواجه شدند که بالاترین نمرات را در آزمون سخت دکترای این رشته به دست آورده اند. به گفته یکی از آن مسوولان آن دانشگاه، این دانشجویان از یک دانشگاه امریکائی یا دیگر موسسات آموزشی سایر کشورهائی که با موسسات امریکائی مرتبط هستند و تمایز خود را در چنین آزمونهائی نشان می دهند نیامده بودند، بلکه اکثر آنها ایرانیانی بودند که از دانشگاه صنعتی شریف فارغ التحصیل شده بودند. دانشگاه استانفورد محبوب ترین مقصد فارغ التحصیلان دانشگاه شریف برای ادامه تحصیلات عالی است. به گفته «بروس وولی» مدیر پیشین واحد مهندسی برق استانفورد، دانشگاه شریف دارای یکی از بهترین برنامه های آموزشی برای کارشناسی در رشته مهندسی برق است. سرآمدی این دانشگاه را نباید با داشتن رقیبانی چون ام.آی.تی امریکائی و کمبریج انگلیسی و دیگرانی چون چین دست کم گرفت.»
همچنین در این گزارش نوشته شده که دانشگاههای دیگری در کانادا و استرالیا که از مقررات آسانتری برای اعطای روادید برخوردارند از رونق چشمگیر دانشجویان ایرانی در کشورهای خود سخن می گویند. در حالی که آمارهای دانشگاه های کانادا نسبت به سال ۱۹۸۵ با جهش ۲۴۰ درصدی دانشجویان ایرانی مواجه شده است، رسانه های استرالیا هم از پنج برابر شدن تعداد دانشجویان ایرانی در پنج سال گذشته و رسیدن آنها به مرز ۱۵۰۰ نفر خبر می دهند.
هر سال حدود یک میلیون نفر از فارغ التحصیلان دبیرستان های کشور در آزمون ورودی موسسات آموزش عالی شرکت می کنند ولی تنها ده در صد از آنها موفق به ورود به دانشگاههای دولتی شده و فقط یک در صد از آنها بخت راهیابی به موسسات آموزشی عالی چون شریف را پیدا می کند. به این ترتیب، روال گزینشی در ایران، با هوش ترین، پر انگیزه ترین و کوشاترین دانشجویان کشور را در اختیار موسسات آموزش عالی سرآمدی، چون دانشگاه شریف قرار می دهد. از سوی دیگر هم یکی از علل موفقیت دانشجویان ایرانی در دانشگاه های خارج از کشور را می توان در سیستم آموزشی دوره تحصیلات متوسطه در ایران جستجو کرد. در این سیستم دروسی تدریس می شود، که دانش آموزان در امریکا تا رسیدن به مقطع کالج از آن بهره ای نمی برند. این روش آموزشی پیشرفته به مقاطع بالاتری چون لیسانس نیز تعمیم دارد. محمد منصوری و سایر دانش آموختگان در مصاحبه با مجله نیوزویک گفته اند که «در مقطع لیسانس در ایران مواردی به ما تدریس می شد که در امریکا، تنها به مقاطع بالاتری چون فوق لیسانس اختصاص دارد.»
به هرحال، تمام این مشکلات و شرایط باعث شده تا از هر 125 دانش آموز المپیادی ایران، 90 نفر در دانشگاههای آمریکا تحصیل کنند و از هر 96 دانشجوی اعزامی به خارج، تنها 30 نفر به ایران باز گردند. همین طور ۶۰ هزار دانشجوی ایرانی هم در خارج از کشور تحصیل ‌کنند. طبق آمارهای رسمی نسبت خروج فارغ التحصیلان از ایران به تعداد کل این افراد، ۱۵ درصد است. طبق آمار منتشره از سازمانها و نهادهای دولتی مثل هفته نامه سازمان مدیریت و برنامه ریزی، ۹۰ نفر از ۱۲۵ دانش آموزی که در سه سال گذشته در المپیادهای جهانی رتبه کسب کرده‌اند، هم اکنون در دانشگاه‌های آمریکا تحصیل می‌کنند و بسیاری از آنان هرگز به ایران برای زندگی دائم باز نمی‌گردند. طبق آمار رسمی اداره گذرنامه، در سال ۸۷ روزانه ۱۵ کارشناس ارشد، ۳/۲ دکترا و در مجموع ۵۴۷۵ نفر لیسانس از کشور مهاجرت کرده اند.
براساس گزارش صندوق بین‌المللی پول هر سال 15 درصد از سرمایه‌های انسانی فرهیخته ایران به آمریکا و 25 درصد به کشورهای عضو سازمان توسعه و همکاری اقتصادی اروپا مهاجرت می‌کنند. علاوه بر این، بیش از 5 میلیون ایرانی خارج از کشور زندگی کنند که حدود دو میلیون نفر آن ها یعنی بیش از 40 درصد مقیم آمریکا هستند. همچنین دو هزار نفر از استادان دانشگاه ها در امریکا ایرانی هستند و 5 هزار ایرانی در امریکا مدرک دکترا دارند. بر اساس آمار ها با سواد ترین اقلیت مهاجر در جامعه آمریکا را ایرانیان تشکیل می دهند.
راضیه هم یکی از این اقلیت های باسواد ایرانی در امریکاست. او بعد از اینکه در سال 2006 ایران را ترک می کند، فوق لیسانس و دکترایش را در رشته فناوری زیست شناسی و بازاریابی دارویی در هند می گذارند و از سال 2011 به امریکا می رود، ازدواج می کند و الان تحلیلگر بازاریابی و کسب و کار است.
او می گوید: «سال 2006 تا 2008، کل هزینه فوق لیسانسم شد شش میلیون تومان. دکترا هم مجانی خوندم. البته اون موقع یه سری پروژه دانشگاهی از استادام می گرفتم و خرج زندگیم راحت در می اومد. الان هم به خاطر اینکه بچه ام تازه به دنیا اومده، نیمه وقت کار می کنم و حقوقم ماهی نزدیک به سه هزار دلار است.» راضیه ادامه می دهد که برای اینکه می خواسته با کیفیت بهتر و به زبان انگیسی درس بخواند با اینکه رشته دوره فوق لیسانش را دانشگاه هایی مانند دانشگاه تهران و دانشگاه صنعتی شریف داشته اند، ایران را ترک کرده است، حتی با اینکه سال آخر دوره لیسانش در دانشگاه شهید بهشتی قانونی تصویب می شود که نفر اول دوره لیسانس می تواند بدون کنکور وارد دوره فوق لیسانس شود در او انگیزه ای به وجود نمی آید تا کشور را ترک نکند. راضیه در حالی دکترایش را در هند مجانی خوانده است که در حال حاضر دانشجویان دوره دکتری دوره های شبانه در دانشگاه های دولتی باید هزینه ای حدود 45 میلیون تومان بپردازند.
با این که مغزها از کشور فرار می کنند و آمار های ملی و بین المللی هم این موضوع را تایید می کند، اما محمود احمدی‌نژاد، رئیس دولت دهم گفته بود که ایران مطلقا فرار مغزها ندارد و اصلا تعبیر «فرار مغزها» تعبیر نادرستی است. کامران دانشجو، وزیر علوم دولت احمدی نژاد هم به پیروی از رییس کابینه گفته بود: «فرار مغزها را قبول ندارم» و فرار مغزها اصلا «واژه» درستی نیست. در ادامه حتی ارسلان قربانی شیخ نشین، معاون وزیر علوم، هم گفته بود که واژه «فرار مغزها» را صحیح نمی داند و معتقد به «گردش مغزها» است. البته با توجه به آمار، گردش مغزها در ایران یک طرفه بوده است اتفاقی که در دیگر کشورها از جمله چین، هند و کره جنوبی نیفتاده است. دانش آموختگان این کشورها که در سال های گذشته برای ادامه تحصیل به دانشگاههای اروپا و آمریکا رفته اند با حفظ ارتباط با کشور مادر توانسته اند در توسعه صنعتی و علمی کشورشان مشارکت فعالی داشته باشند. اما آنچه در ایران می گذرد، فرار مغز هاست، نه مهاجرت. چرا که آنها بعد از خروج از کشور هیچ ارتباطی در زمینه توسعه صنعتی و علمی با کشور ندارند.
دلایل فرار مغزها
سعید از جمله فارغ التحصیلان دوره کارشناسی ارشد دانشگاه شریف بوده و الان هم برای ادامه تحصیل در مقطع دکترا به دانشگاه بستون امریکا رفته است. او می گوید: «برای چی نباید ایران رو ترک می کردم. الان در یکی از بهترین دانشگاه های دنیا در حال درس خواندن هستم. بهترین امکانات هم در اختیار دارم. بورس شده ام و حتی دانشگاه بابت درس خواندن به من حقوق هم می دهند. کجای ایران چنین امکاناتی وجود دارد. یا کجای ایران تضمین آینده شغلی خوب هست که بشه بهش امید بست و به اون دلیل ایران رو ترک نکرد.»
مجله نیوزویک در بررسی دلایل مهاجرت نخبگان ایرانی گفته است که ایران با مشکلات و بیماریهای گوناگونی چون تورم مزمن، در جا زدن دستمزدها و بخش خصوصی بی بنیه ناشی از مدیریت ناکارآمد اقتصادی، روبرو است. بر اساس ادعای این نشریه، اساتید دانشگاه ها در ایران به ندرت به حقوقی که کفاف زندگی آنها را بدهد دسترسی دارند و بدین سبب ناچارند به شغل دومی چون رانندگی تاکسی و خرده کاسبی دست بزنند. تحریم های سیاسی نیز مزید بر علت شده و تاخیر در واردات تجهیزات علمی، وضع را مشکل تر کرده است.
به هرحال دلایلی متعددی وجود دارد که ایران را در رتبه دوم فرار مغزها قرار داده است. از جمله اینکه در کشور توجه خاصی به جایگاه علم و دانش نمی شود. برای مثال انقدر که در رسانه ها مثلا خوانندگان، هنر پیشه ها، وزشکاران، تجلیل می شوند، به چهره های ماندگار علمی، استادان برجسته و مبتکران و مخترعان و یا المپیاد ها احترام گذاشته نمی شود. از سوی دیگر هم به رشد کیفی، تحقیق و پژوهش بهایی داده نمی شود. یکی از عواملی که دانشجویان بسیاری را به کشور آمریکا می کشاند، امکانات تحصیلی، تحقیقی، کامپیوتری و اعطای کمکهای تحصیلی رفاهی و بورسیه ها است که در ایران خبری از آنها نیست. همین طور، درسال های اخیر تعداد دانشگاه های داخل کشور بدون هیچ گونه برنامه مدونی و یا تناسب رشته ها با مشاغل گسترش یافته اند و توجه بیشتر به ارزشهای کمی و کیفی بوده است به طوری که روش های تدریس بسیاری از کلاس ها صرفا مبتنی بر تئوری ها و حفظیات قدیمی و سنتی است. به روز نبودن اطلاعات، استفاده از روش های سنتی و قدیمی و ابزار های غیر استاندارد، پایین بودن میزان تحقیق و پژوهش در مراکز علمی و عدم هماهنگی بین تحقیقات و کار برد آنها و تخصیص بودجه نا کافی به امر تحقیق و پژوهش، ترویج و گسترش مدرک گرایی، از عوامل دیگری هستند که بیشترین نا رضایتی را در بین دانشجویان به دنبال داشته است. مسایل اقتصادی که شامل حقوق و مزایا برای آینده شغلی است، مسایل سیاسی و قانونی، اجتماعی، عدم شایسته سالاری، انحصار دولتی، امید به آینده، همه و همه باعث شده تا مغزهای کشور فرار کنند و اصلا به برگشتن خود فکر هم نکنند.
البته به گفته دکتر فرجی دانا، وزارت علوم با بنیاد ملی نخبگان برنامه ای درباره کاهش مهاجرت دانش آموختگان تهیه کرده است و در این برنامه از سیاستهای کشور چین استفاده شده است. به هرحال، دولت یازدهم بیشتر از دولت دهم به فکر بازگرداندن مغزهای فرار کرده از کشور است، با اینکه بسیاری از دانش آموختگانی مانند راضیه معتقدند هیچ وقت به برگشتن به ایران فکر نمی کنند.

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط
نظرات
کاربر مهمان -> 1393/02/29
پاسخ

به موارد بالا وضعیت نامناسب اجتماعی و بی قانونی و عدم وجود امنیت اجتماعی را هم باید افزود.

رامین -> 1393/02/29
پاسخ

وقتی حقوق یک استاد دانشگاه در خوشبینانه ترین حالت یک سوم درامد یک دلال مسکن یا هر دلال دیگه ای هست که زحمت دیپلم گرفتن رو هم به خودشون ندادن وقتی دانشجوی دکترا پول تهیه ی کتاباش رو هم نداره و باید چشم به جیب خانواده بدوزه نبایدم انتظار داشته باشیم که مغزها و متفکرهای ما به فکر فرار نباشن....

کاربر مهمان -> 1393/02/29
پاسخ

کسی دلواپس نیست؟

معلم -> 1393/02/29
پاسخ

مهم ترین دلیلش برای همه معلوم و روشنه ... وجود دلواپسانی که فقط و فقط به فکر منافع خودشون هستند و اجازه فعالیت و شکوفایی به مغزهای این سرزمین را نداده و نمی دهند.... باور کنید اصلی ترین علتش همینه....

کاربر مهمان -> 1393/02/29
پاسخ

از ترس سربازی و تلف کردن دو سال عمرم میخوام فرار کنم برم. داداشم داره چند هزار یورو میگیره و درس میخونه. من باید چند میلیون خرج کنم تا درس بخونم. بعد اگه تموم شد بخاطر سربازی هیچوقت برنمی گردم.

مصطفی -> 1393/02/29
پاسخ

بنده خودم هم که هر دو دوره کارشناسیم رو مکانیک شریف بودم و الانم آخرای فوق لیسانس ام بی ای تو همین دانشگاه هستم، قصد دارم بعد از پایان تحصیل و انجام کارهای خدمت یه دو سه سالی تو بازار ایران کار بکنم و دست به مهاجرت شغلی به استرالیا و یا کانادا بزنم. در اواخر دوره کارشناسی همچین تصمیمی نداشتم اما بعد از ورود به بازار کار و دیدن اوضاع خراب این تصمیم رو گرفتم. میخوام ازدواج کنم و گرفتار یه قرون دوزار هستم. وقتی شروع زندگی اینقدر سخته ادامش و بچه دار شدن دیگه ببین چقدر سخت خواهد بود. از اون طرف احترام خاصیم برام قائل نیستن تو جامعه و مردم کلا دانشجو رو به شکل کسی میبینن که حقشونو خورده. من با تلاش خودم به همه چیزایی که دارم رسیدم و حتی یه کلاس کنکورم نرفتم. دلم میخواد برای زن و بچم زندگی خوب و راحت ایجاد کنم و احترام داشته باشم، و خیلی وقته مطمئن شدم این مملکت درست بشو نیست حالا حالاها تا مردمش نخوان. و این دوسال فهمیدم مردم نمیخوان ببخشید سرتون رو درد آوردم

کاربر مهمان -> 1393/02/29
پاسخ

اینم سوال بود .الان هرکسی که بتونه داره میره

milad -> 1393/02/29
پاسخ

سلام من خودم الان دانشجوی دکتری هستم. هر چی فکر می کنم که کجا باید برم سر کار البته منظورم کاری است که به دکترا گرفتنم بخوره و از سطح علمی متناسبی برخوردار باشه چیزی پیدا نمیشه. ناگزیر باید برم فقط هیئت علمی دانشگاه بشم که اونم دولتی که هیچ و فقط میمونه آزاد. وقتی حرفهای دوستان خارج رفته را که آوردید اینجا می خوندم واقعا حسرت خوردم که من چرا نرفتم. برای تز دکتری چند موضوع به استادم پیشنهاد دادم که جنبه کاربردی داشت و میتونست برای مملکت مفید باشه و بشه سرآغاز یک رشته کاری و درآمد برای بعد تحصیل ولی چون ازش مقاله ممکن بود کم در بیاد موافقت نکرد و یک موضوع الکی و سرکاری شده تز بنده فقط برای مقاله...... با چه امیدی زندگی کنم؟ شما بگید؟؟

کاربر مهمان -> 1393/02/29
پاسخ

در همین اخبار تابناک در مورد کاندیدهای مدیریت دانشگاه تهران چند نفر نظر داده بودند که لزومی بین ارتباط تخصص آن افراد و پست مورد نظر نیست و هر کسی میتواند لیاقت احراز را داشته باشد خصوصا عده ای تصور میکردند که با هر درجه از تخصص و دانش می توانند از پس همه ی مشکلات بر بیایند. کما اینکه این افراد با این دانش غیر متعارف خود تا کنون کشور را به این درجه از پیشرفت و توسعه رسانده اند! تا نگرش هایی از این قبیل وجود دارد و برای تخصص و زحمت دیگران ارزشی قائل نمیشوند و معیارهای انتخاب و پیشرفت چیز دیگری جز تحصیل و کسب علم است روند خروج نخبگان و غیر نخبگانی که به شایسته سالاری اعتقاد دارند فراهم است.

کاربر مهمان -> 1393/02/29
پاسخ

چند روز پیش بایکی از برادران مجاهد در جنگ نرم که کلمه "خواهر "را " خاهر " نوشته بود بحث میکردم , ایشان فرمودند " اگر سواد می خواهی برو حوزه " اینجا( فیس بوک) به سواد نیازی نیست , اینجا جای مجاهدت و جنگه . بقیه داستان پیش کش

کاربر مهمان -> 1393/02/29
پاسخ

وقتی به فرزند دبیرستانی من که تمام تابستانش را خراب کرد و از وقت فراغت برای ارائه طرحش در جشنواره خوارزمی مایه گذاشت بعد آخر سر بگویند که برو فعلا وقت داری تا بعد و هیچ کس هم بعدا سراغی از او نگیرد می خواهید چه اتفاقی بیفتد؟

کاربر مهمان -> 1393/02/29
پاسخ

از فرار متخصصین هم گزارشی تهیه کنید، در چند سال اخیر بسیاری از مهندسین با سابقه و حرفه ای نیز به جمع مهاجرین پیوسته اند.

شهاب -> 1393/02/29
پاسخ

تا وقتی بالاترین دغدغه مجلس و سیاست گذاران کلان کشور مباحث ظاهری و کم عمق است و وقت و سرمایه ملت با چرا فلانی چنین گفت، چرا فلانی چنان گفت هدر می دهند، بی شک اون کسی که دستش می رسد و ارزش زمان و عمر خودش رو درک می کند، زندگیش رو هدر نمی دهد. اینکه می گن ارزش مدرک و دانش درک شود، جایی این اتفاق می افتد که استراتژی های توسعه ای و جایگاه های افراد و تخصص ها روشن باشد. معلوم باشد کی به کیه بالاخره و قراره به کجا برسیم. در ضمن نخبگان خارج از کشور هم خیلی در رفاه و آسایش و بهشت معبود نیستند. بسیار بسیار ناراحتی ها، نگرانی ها، سختی ها و بی پولی ها را به جان می خرند تا خودشون رو به جایی برسونن و زنده نگه دارند. زندگی در خارج از مملکت خود آدم خیلی سخته آقاجان. ّبعله!!!

محمدرضا -> 1393/02/29
پاسخ

دلیلش عدم امنیت شغلی و مسائل اجتماعی و از این قبیل هست من با چند نفرشون صحبت کردم همین رو عنوان کردند

fallah -> 1393/02/29
پاسخ

مبارکه- خدا فبول فرمایند - خسته نباشید - دست همه درد نکنه ........

عضو هیئت علمی دانشگاه -> 1393/02/29
پاسخ

این بنده های خدائی که نام بردید و امثال اینها کسانی هستند که با هزینه شخصی برای ادامه تحصیل مهاجرت میکنند. در وزارت بهداشت کشور ما ، از بین صدها عضو هیدت علمی دانشگاه های علوم پزشکی به پزشک عمومی بورس خارج میدهند و آقایان از فرصت استفاده میکنند و با پول بیت المال درس میخوانند و به کشور بر نمی گردند. متاسفانه افرادی که به اینها بورس داده اند همچنان در وزارت بهداشت جولان میدهند و هیچ اقدامی در مورد آنها نمی شود. به نوعی خود مسئولین برای خروج نخبگان راه گریز تعریف می کنند.

نوید -> 1393/02/29
پاسخ

چرا داره ؟؟ چون اهمیت نمیدن .. چون توجه نمیکنن .. اونوقت وقتی نخبه ها میرن خارج از کشور و حمایت میشن و پیشرفت میکنن و به مقامات بالاتر میرسن اعتراضات اقایون بلند میشه که اینها دارن برای غرب کار میکنن و از این حرفا .. من جوانترین داوطلب کنکور 93 دکتری هستم .. با 21 سال سن ترم اخر کارشناسی ارشد هستم .. 2 تا مقاله ی بین المللی ارائه کردم .. با همه ی این اوصاف و رزومه من ادعا دارم که میتونم مشکل کمبود آب را در جهان حل کنم .. حاضرم به خاطر ادعام هر ضمانتی بدم ..فقط تو رو خدا بذارید ثبتش کنم .. من تنها خواسته ام اینه که طرح به نام خودم به ثبت برسه .. تا به حال هیچ مسئول و وزارت خانه و نهادی حاضر نشده به من تضمین بده تا من طرحم رو بیان کنم .. من تا به حال برای ثبت این ادعا به کنفرانس های زیادی دعوت شدم .. در وزارت نیرو و یا دانشگاه صنعتی شریف ... ولی هیچکس حاضر نیست به من اطمینان بده که طرحم به اسم خودم ثبت میشه ... تابناک تو رو خدا این رو به گوش مسئولین برسون ..

کاربر مهمان -> 1393/02/29
پاسخ

چرا نخبگان ایرانی می‌روند؟ چون عقل دارند.

مارکو -> 1393/02/29
پاسخ

بنام یزدان پاک هم اکنون دانش پزوهان جوان شرکت کننده در کلاسهای انتخابی المپیادهای جهانی برای دریافت هزینه های آژانس تاکسی تلفنی که خودشان برای تردد به مراکز علمی خارج از مرکز آموزشی با مشکل مواجه هستند. سازمان استعداد های درخشان 2 سال هست که به علت عدم وجود بودجه و اعتبار از برگزاری جشن پایان دوره و اهدای مدال ناتوان هست. دانش آموزان المپیادی کتابهایی را برای موفقیت و کسب مدالهای رنگین مطالعه میکنند که فوتبالیستهای ما از حمل آن کتابها هم ناتوان هستند به رسد به مطالعه و درک آنها . اما این جوانان کجا و ...... کجا. پس تا زیر ساخت فراهم نشود و به نخبه ها بها داده نشود امکان ممانعت از فرار مغزها فراهم نمیشود .به این جمله تاسف بار که چند روز پیش در همین سایت طی یک خبر درج شد ، توجه کنید تا متوجه عمق فاجعه شوید:"قائم مقام معاون تحقیقات و فناوری وزارت بهداشت می‌گوید: حدود ۵۰ درصد دانشجویان نخبه گروه پزشکی کشور بعد از فارغ التحصیلی از کشور می‌روند و اکثر آ‌نها بر نمی‌گردند، اگر این روند ادامه پیدا کند،کشور دچار فقر ژنتیکی از ژن افراد نخبه می‌شود."

کارشناس -> 1393/02/29
پاسخ

تا زمانیکه عدالت علمی به معنی واقعی در کشور برقرار نباشد این مشکل حل نخواهد شد. ممکن است گروهی هم باشند که از کشور خارج نمی شوند ولی نارضایتی از این بی عدالتی بر قرار است. برای قبولی در یک رشته در یک دانشگاه خوب از هفت خوان باید گذشت ولی در بعضی از دانشگاهها فقط در ازمون شرکت کنید، قبول هستید. افراد درس خوان، اهل تملق و چاپلوسی و دودربازی نیستند و نقطه اتکاء آنها توان علمی است که به آنهم اهمیت داده نمی شود. امیداریم همه این عزیزان پس از کسب تجربه علمی بالا برای خدمت به کشور عزیز ما برگردند.

ناش -> 1393/02/29
پاسخ

انسان ذاتا کمال طلب هست، همه دوست دارند خوب زندگی کنند و مورد احترام قرار بگیرند، درآمد بالا و اعصاب راحت داشته باشند، به نظر شما در ایران می توان به این چیزها رسید؟ این نخبگان در ایران جایگاهی ندارند اگر داشتند شک نکنید که برای میهن عزیزشان دلسوزتر از همه هستند، همانطور که در خارج از ایران و در عرصه های مختلف علمی پرچم ایران را بالا نگه داشتند.

بهرام -> 1393/02/29
پاسخ

بودن یا نبودن نکته در این است؟!!!!!!

سید -> 1393/02/29
پاسخ

صد البته که اگر مدیران نخبه این مملکت هستند دستور به تعطیلی یا تضعیف دانشگاه شریف را صادر میکنند و اینگونه نخبه ای برای مهاجرت باقی نمی ماند.

هادی -> 1393/02/29
پاسخ

ما 100 نفر ورودی لیسانس بودیم که حدود 50 نفر بعد از ارشد مهاجرت کردن. جالبه که اکثر شاگرد اوّلها اینجا موندیم. مثل من که دارم دکترا میخونم و مثل .... پشیمونم چرا مثل بقیه دوستام نرفتم. راستی بنیاد نخبگان هم فقط یه شوخیه. کجای دنیا نخبه رو بر اساس معدلش تشخیص میدن؟ حدود 60 نفر از دوستان من بورسیه بهترین دانشگاههای آمریکا هستن که هیچ کدوم در قالب ضوابط بنیاد نخبگان، نخبه محسوب نمیشن؟

کاربر مهمان -> 1393/02/29
پاسخ

چرا نروند؟

حسین -> 1393/02/29
پاسخ

یکی از دلایل عدم بازگشت دانشجو به ایران، عدم اطمینان از یافتن شغل مناسب هست. البته قابل ذکر است که کار پیدا کردن در امریکای شمالی برای دارندگان مدراک فوق و دکتری بسیار سخت تر از ایران است ولی به دلیل حضور دانشجو در کشور مقصد شانس کار پیدا کردن بسیار بیشتر از ایران خواهد بود. نتیجه کسی حلوای نقد را به گردوی نسیه نمی فروشد.

ali -> 1393/02/29
پاسخ

خدا وکیلی تمام مطالب این مقاله درست بود کاش من هم رفته بودم.اشتباه کردم که نرفتم پشیمانم پشیمان

کاربر مهمان -> 1393/02/29
پاسخ

وقتی دانشگاه های معتبر آمریکا و اورپا به راحتی دانشجویان را با شرایط بسیاری عالی بورس می کنند ، به آنها بابت تحصیل کمک هزینه پرداخت می شود ، پروژه های دانشجویی که اساتید در اختیار دانشجویان می گذارند ما به ازای مالی برای دانشجو دارد وقتی شما در آمریکا برای تحصیل در دانشگاهی به طور مثال در ایالت ویرجینیا ماهانه 1500 تا 2000 دلار کمک هزینه دریافت کنید و به توان با همین پول مختصر حداقل زندگی بهتر از ایران ایجاد کرد ! پس چرا نروند دانشجویانی که با هزاران زحمت درس خوانده و فارغ التصیل شده اند وقتی در اینجا وارد بازار کار می شوند اولین نتیجه ای که حاصل می کنند این است که چرا درس خوانده اند و اگر به جای 8 یا 10 سال درس خواندن در دوره های عالی آموزشی به خرید فروش مشغول می شدند بیشتر نتیجه می گرفتند ، چرا باید بمانند من خود فارغ التحصیل کارشناسی ارشد در یک رشته مهندسی هستم و بیش از 10 سال سابقه کار حرفه ای دارم ، در بهترین شرایط در ماه بیش از 1000 دلار نمی توانم دربیاورم هر چند معادل ریالی آن شاید حقوق بالای باشد ولی قدرت خرید آن بسیار کم و بی ارزش است حال اگر شما در کشوری کار کنید به طور مثال آمریکا که با اطلاعات موثقی که من دارم شخصی با شرایط مشابه من بالغ بر سالی 50000دلار درآمد دارد آیا نباید احساس بیهودگی در من ایجاد شود درآمد چند ده هزار دلاری در کنار تورم نزدیک به صفر قطعا آینده مطمئنی را برای من و خانواده ام ایجاد خواهد کرد. . .

کاربر مهمان -> 1393/02/29
پاسخ

من مهندس هستم و اکثر همکارانم که برخی کم نظیر بودند به خارج رفتند. آنها پیشرفت علمی خود را بهانه می کنند اما بیشتر آنها برای آزادیها و امکانات مادی بیشتر و عده کمی هم برای بی بند و باری و لذت طلبی مهاجرت کردند. البته به نظر من برخی امکانات رفاهی و تفریحات سالم را می توان در ایران توسعه داد. برخی بی نظمی ها و سوء مدیریت ها را هم می توان حذف کرد.

کاربر مهمان -> 1393/02/29
پاسخ

چند سال پیش صدای امریکا با یکی از کارمندان با سابقه اداره مهاجرت امریکا مصاحبه میکرد می گفت در زمان رژیم (خائن)گذشته بیش از99 درصد ایرانیهای که برای تحصیل میرفتن امریکا بر میگشتن ولی حالا اصلا حاضر نیستن برگردن و بعد تحصیل دنبال گرفتن اقامت کامل هستن

کاربر مهمان -> 1393/02/29
پاسخ

خیلی باحالید. تا میتونید از این مقالات بنویسید :)

کاربر مهمان -> 1393/02/29
پاسخ

یک دلیلش هم خود سایت تابناک است که آنقدر برای حذف بورسیه دانشجویان خارج تبلیغ کرد و به وزارت علوم فشار آورد که برخی از دانشجویان بورسیه تصمیم گرفته اند برنگردند چراکه افرادی که اخیرا برگشته اند با مشکلات زیادی از طرف وزارت علوم و دانشگاهها مواجه شده اند. و اعلام نیازشان از طرف دانشگاهها منتفی شده است!!

کاربر مهمان -> 1393/02/29
پاسخ

سلام-علت ترک وطن این است که در اینجا به چاپلوسی انسانها ارزش زیادی داده میشود و به دانش و مهارت انسان هیچ ارزشی داده نمیشود و به قول یکی از مدیران سازمان ما که یکبار از او سوال کردم که در این سازمان کار بلدی و دانش مهمتر است یا اخلاق؟ و او پاسخ داد کار و دانش هیچ ارزشی ندارد بلکه اخلاق مهمتر است و البته منظور انها از اخلاق همان حرف شنوی و چاپلوسی بود.

کاربر مهمان -> 1393/02/29
پاسخ

چرا به تخلفات شریعتی رسیدگی نمیشه.

کاربر مهمان -> 1393/02/29
پاسخ

یکی از دوستان من از نخبگان دانشگاه امیر کبیر بود . رفت کانادا برای دکترا . گفتم بر میگردی ؟ گفت اینجا با پول معادل یه پراید ، میتونم بنز سوار شم بیام که ماشین 5 میلیونی رو با 30 میلیون سوار شم؟

کاربر مهمان -> 1393/02/29
پاسخ

یعنی ما این همه نخبه داشتیم و خودمان خبر نداشتیم؟مگر تعداد افرادی که روزانه از فرودگاه امام به کشور های پیشرفته سفر میکنند چند نفر هستند که 410 نفر از آنها نخبه های مهاجر می باشند در ضمن انکه در کشور های پیشرفته آنچه برای کارفرمایان مهم است مهارت نبوغ و تجربه می باشد و نه مدرک تحصیلی بنحوی که در زمان استخدام و حتی ادامه تحصیل هیچ کس تقاضایی برای مشاهده مدرک تحصیلی شما نخواهد کرد.

کاربر مهمان -> 1393/02/29
پاسخ

من وقتی با مدرک فوق لیسانس به سربازی اجباری برده میشم، طبیعتا خدمتم رو به جامعه ارائه دادم و جامعه دیگه چیزی از من طلبکار نیست. و در واقع این مشکل جامعه هست که نتونسته از من درست استفاده کنه، بنابراین دیگه به کسی مربوط نیست که من به کجا برم. یه روز میگفتم وایسم و ایرانو درست کنیم، امروز میبینم که نمیشه...

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار