بخورید و بیاشامید هر چه دل تنگتان می‌خواهد؛ هیچ هم نگران افزایش وزن خود نباشید. در یخچال را که باز می‌کنید نسیم خنک بهاری آن بر وجودتان می‌وزد؛ جز این نسیم دلنواز می‌توان چند تخم‌مرغ، یک بسته نان بیات، یک قوطی رب کپک زده و دو عدد سیب چروکیده هم یافت. هیچ ظرف تمیزی نمانده... روزنامه، چای و صدای زنگ ممتد تلفن‌، تا هر زمان که دوست دارید شب زنده‌داری کنید.
مجردها چگونه زندگی می‌کنند؟
جام جم در گزارشی نوشت:
زندگی مجردی دنیایی دارد بی‌آقا بالاسر، بی‌غرغر و نق‌نق و بی‌هزار چیز دیگر. اینها همه در حالی است که شما بتوانید در وهله نخست مالکی بیابید، خانه‌اش را با هزار دلشوره به شما اجاره دهد، این قانون البته مربوط به چند سال گذشته است و الان اوضاع کلی تفاوت کرده است مالکان هم در پی صید مجرد‌ها هستند؛ اجاره بیشتر، منطق کار آنهاست.
بفرمایید داخل
درس و خدمتش را که تمام کرد، همین تهران حوالی نظام‌آباد یک واحد آپارتمان 35 متری ـ بدون استخر و سونا و جکوزی، بهار خواب و... ـ اجاره کرد، با دوستش. 10 میلیون پیش‌پرداخت با 600 هزارتومان کرایه ناقابل. مهران بیست‌وشش ساله، نجیب بود و نحیف. یک پراید سفید رنگ مدل 81، بدون طرح ترافیک و با کلی تورفتگی در بدنه و نامیزانی فرمان و لاستیک ساییده و دیگر اجزای فرسوده داشت. به درد کارش می‌خورد؛ او بازاریاب یک شرکت مواد غذایی است. این دوست ما را برد به خانه‌اش، با همان پراید. آهسته و محترمانه پله‌ها را پیمودیم تا طبقه چهار؛ یواشکی که می‌گویم نه از ترس صاحبخانه، البته دلیل دیگرش را هم نمی‌دانم. یک تلویزیون کوچک که با سیمی به سینی پشت‌بام وصل می‌شد، تخمه‌های شکسته و نشکسته داخل سینی و سایر جاها، روزنامه‌ها از هر سبک و جناحش، آخرین ورژن کتاب‌های روشنفکری اعم از رمان، فلسفه هنر، تاریخ، هایکو و... اصلا خود اینها همه به قصه‌ای می‌مانست، می‌شد به نوعی در این زندگی برخی از سبک‌های داستانی چخوفی را دید؛ سبک را که می‌گویم منظور ایجاز و خلاصه بودن قصه‌های چخوف است و برخی را هم اصلا ندید مانند پایان ‌شگفت‌انگیز! این می‌شود تصویری ناقص از این داستان‌ها.
مهمانش بودیم به صرف شام. قبل از آمدن به خانه گوجه، بادمجان، سیب‌زمینی و جگر البته از نوع مرغی‌اش خریده بود، می‌خواست غذایی با نام «لذیذ بگ» را آماده کند با کلی اسانس فلفل! ظرف که به اندازه کافی شسته شد، همان غذا را طبخ کرد با دقت فراوان، روغن زیاد و فلفل زیادتر. خوشمزه بود، لطفا شما امتحان نکنید. در دنیای مجردها می‌شود کلی از این نبوغ و خلاقیت‌ها در آشپزی را پیدا کرد و به کار بست. آنها حتی می‌توانند ماست و خیار را بدون خیار درست کنند.
براساس نتایج سرشماری سال 90 بیش از 7 درصد خانوارها به صورت تک‌نفره زندگی می‌کنند. آمار وزارت ورزش وجوانان هم درسال 91 نشان می‌دهد حدود 30درصد از جوانان ساکن شهرهای بزرگ زندگی مجردی را انتخاب کرده‌اند
 
مهران در این نوع زندگی تنها نبود، تعداد زیادی از دوستانش همین سبکی زندگی می‌کردند یا به روایتی خوش می‌گذراندند. می‌گفت، تعداد ما مجردها به اندازه‌ای هست که بتوانیم سلسله مجردها را بنیانگذاری کنیم، مثل دیگر سلسله‌های تاریخی همچون سلسله ساسانیان، سامانیان و... نمی‌خواهیم دوباره تاریخ زندگی مجردی را مرور کنیم و آن را احیانا به دوره انسان‌های اولیه و غارنشین نسبت دهیم. واقعیت این است که زندگی مجردی سبکی از زندگی است، حتی اگر خیلی‌ها دلشان نخواهد، چون خیلی‌ها دلشان می‌خواهد! اگر باور ندارید بد نیست بدانید که براساس نتایج سرشماری سال 90 بیش از 7 درصد خانوارها به صورت مستقل و تک‌نفره زندگی می‌کنند.
آمار وزارت ورزش و جوانان هم درسال 1391 نشان می‌دهد که حدود 30 درصد از جوانان ایرانی ساکن شهرهای بزرگی چون تهران، تبریز، اصفهان، مشهد، اهواز و شیراز زندگی مجردی را انتخاب کرده‌اند. حالا این معادله را حل کنید که این 30 درصد چند میلیون نفر می‌شوند تا سخن مهران ثابت شود. اصلا این 30 درصد خود معمایی در آمار ایران است مانند، بیکاری ۳۰ درصد از دندانپزشکان کشور، علت 30 درصد از پیوند کلیه ناشی از عوارض دارویی، نرخ 30 درصدی تورم و... اینهایی که گفتیم هیچ ربطی به هم نداشتند!
سلسله مجردها اما همه یک مشکل مشترک دارند به نام صاحب خانه. رفت و آمد دیرهنگام و زود هنگام، رفت و آمد مهمان و کلی رفت و آمد دیگر... اصلا و کلا صاحبخانه عزیز با هر نوع رفت و آمدی مخالف است. می‌گوید من خانه را به دو نفر اجاره داده‌ام. اینجا کاروانسرا نیست که! همین صاحب‌خانه‌ها تا چند سال پیش اصلا به مجردها خانه کرایه نمی‌دادند و در آگهی‌های خود نیز حتما و تاکیدا قید می‌فرمودند خانه فقط به زوج اجاره داده می‌شود.
خوردن خاک روی صحنه
نازنین با دو نفر از دوستانش خانه‌ای اجاره کرده‌اند در امیرآباد. هر سه رشته هنر خوانده‌اند و سخت خود را هنرمند می‌دانند؛ آن هم از نوع مدرن، پست‌مدرن و پسا خیلی چیزهای دیگر. هر چه این سبک‌ها را توضیح داد، نفهمیدیم. پیش نیاز فهمیدن این همه سبک هنری نیاز به ارتقای سطح سواد سمعی، بصری و... داشت، اما ما از سبک زندگی مجردی و آمدنش به تهران پرسیدیم. نازنین علت آمدن و ماندنش در تهران را پیشرفت در بازیگری و خوردن «خاک صحنه» بیان کرد. از تجردش نه راضی است و نه ناراضی! نمی‌خواهد جز شوخی به این پرسش، پاسخ جدی بدهد.
آمار قبیله دختران هم در تجرد زیستی چندان کم نیست؛ براساس آمار وزارت ورزش و جوانان در سال ۱۳۹۱، حدود ۲۵ درصد دختران در خانه‌های مجردی زندگی می‌کنند، اما شاید بتوان تفاوت‌هایی را بین زندگی تجردی دختران و پسران، نه به لحاظ عددی بلکه از جنبه کیفی، یافت. دختران نسبت به پسرها برنامه غذایی بهتر، خانه‌های مرتب‌تر و البته مطالعه کمتری دارند. افرادی مثل نازنین ترجیح می‌دهند تجربه خود را بیشتر از راه همان خوردن خاک صحنه به دست آورد. او نیز همچون مهران دوستان مشابه زیادی دارد که مجردی زندگی می‌کنند.
شهلا کاظمی‌پور، معاون پژوهشی مرکز مطالعات جمعیتی آسیا و اقیانوسیه درباره نتایج طرح مطالعه زندگی تجردی در بین زنان که دراستان خراسان اجرا شده است، می‌گوید: میزان علاقه‌مندی به تجرد زیستی در زنان افزایش پیدا کرده است. از طرفی دختران و زنان جوانی که بعد از تحصیل شغل مناسبی پیدا نمی‌کنند، به دنبال کار به شهرهای بزرگ‌تر مهاجرت می‌کنند.
دخترهایی که به شیوه مجردی زندگی می‌کنند سه نوع انتخاب دارند؛ خوابگاه که هم ارزان است و هم مقررات دارد، پانسیون و خانه‌های مجردی. به باور بسیاری از کارشناسان ـ همان بنگاه‌داران املاک ـ گرایش دختران به خانه‌های مجردی بیش از دو نوع اولی است.
دوست دارند
آمار زندگی سلسله مجردان به استناد مراکز رسمی آماری کشور بیان شد؛ اما به استناد مراکز غیررسمی و کارشناسان، آمار دقیقی از تعداد خانه‌های مجردی دختران و پسران در تهران در دست نیست. خیلی‌ها، خیلی دلایل آورده‌اند درباره علل و ریشه‌های زندگی مجردی مانند استقلال‌طلبی جوانان، شعار همیشگی چالش سنت و مدرنیته، مهاجرت برای کار و اشتغال، تغییر نگرش و... هنوز بازار این نظرها و سمینارها داغ است، بگذریم.
دوباره به خانه مهران باز می‌گردیم تا چرخ آخر خود را در این خانه بزنیم، تعجب کردید! ما به خانه مجردی آمدیم! از سر کنجکاوی کابینت آشپزخانه‌اش را می‌گشایم این چیزها را ندیدم؛ نمک، فلفل، ادویه، ظروف، حبوبات و... این چیزها را هم دیدم؛ نایلون‌های خالی میوه، چای ریخته شده، بطری‌های خالی دوغ و نوشابه، رب نیمه‌باز کپک‌زده و... مجردها خیلی چیزهایشان تفاوت دارد، مثل زبان و سخن گفتنشان؛ به طور مثال آنها برای این که شما را دعوت به خوردن نیمرو کنند صمیمانه می‌گویند: «بیا تخم مرغ بزن تو کله!»
روی آوردن به زندگی مجردی فارغ از همه بحث‌ها راه خود را می‌پیماید، شاید چیزی مثل نرخ تورم باشد، امکان دارد شیبش کند شود، اما از توقف خبری نیست و سر بازایستادن از این سیر صعودی را ندارد. اکنون زندگی مجردی یک سبک از زندگی ایرانی شده است. خیلی چیزها دارد تغییر می‌کند حتی اگر ما و شما دوست نداشته باشیم، ولی کارشناسان نسبت به افزایش و گرایش به این سبک زندگی هشدار می‌دهند.

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط
نظرات
امیر -> 1393/03/17
پاسخ

سخت است.

کاربر مهمان -> 1393/03/17
پاسخ

من تجربۀ سه سال زندگی مجردی دارم. چیزی که زیاد بهش برخورد کردم آمار وحشتناک مردانی بود که طلاق دادن. به عبارت ساده، شاید به جرئت بگم حداقل 50% مجردا همون متاهلای سابقن. اگه باور ندارین، یه آگهی تو روزنامه بزنین برای همخانه و ببینید از ده نفری که تماس میگیرن چندتاشون طلاق دادن. در یک کلام میتونم بگم جامعه به بد سمتی داره پیش میره

کاربر مهمان -> 1393/03/17
پاسخ

آه مجردی کجایی.....

کاربر مهمان -> 1393/03/17
پاسخ

خیلی هم خوب است.

کاربر مهمان -> 1393/03/17
پاسخ

تا جایی که ما میبینیم متأهل ها هم غذا از بیرون میگیرن . هر دو سر کارن و همو نمیبینن !فقط برا خوابیدن میان خونه .

رضا -> 1393/03/17
پاسخ

آقایانی که از افزایش جمعیت حرف می زنند به جای متاهل ها وافزایش تعداد فرزندان که زورمان به تامین هزینه های یک فرزند هم نمی رسد فکر کنم به سراغ مجردها بروند بهتر خواهد بود!

آش زند -> 1393/03/17
پاسخ

این که قوطی رب کپک بزنه بهتر از اینکه سبک زندگی رو انتخاب کنی که روحت کپک بزنه و به خودت اجازه بدی در مورد همه آدمها قضاوت کنی.

مرتضی -> 1393/03/17
پاسخ

من هم چند سالی هست که توی یه خونه مجردی زندگی میکنم، اما نه از سر علاقه، بلکه از سر ناچاری، کیه که دوس نداشته باشه زندگیش سر و سامون داشته باشه، اما وقتی کار مشخصی نداری نمیتونی یه زندگی رو اداره کنی و ناچاری به این......

کاربر مهمان -> 1393/03/17
پاسخ

مثلا گزارش بود؟ مثلا تحلیل بود؟ مجردها ادبیات خودشان را دارند! جامعه‌ی آماری‌ات مهران بود و نازنین؟

حسین -> 1393/03/17
پاسخ

هرچند مطلب جالب و زیبایی بود ولی زندگی متاهلین هم دست کمی از زندگی مجردها ندارد . با این وضعیت اقتصادی و درآمدهای ریالی و هزینه های دلاری ، به نظر من جایی برای تبلیغ ازدواج نیست . و متاسفانه 99درصد مسئولین به فکر دعواهای سیاسی و ... بوده و کسی برای جوانها برنامه و سیاستی واحد ندارد . تا انجا که من گناه اعتیاد و فساد پنهان در جامعه را متوجه مسئولین رده بالای مملکت میدانم و همه مردم هم این را میدانند و به موقع این مسئولین باید جوابگو باشند . لطفا درج کنید . (البته اگر معذوریتی ندارید)

اسیر -> 1393/03/17
پاسخ

بنظر من بااین اوضاع مجردا برن بمیرن باارزش تره تا تواین شرایط تحقیر شوند.

چراغی -> 1393/03/17
پاسخ

مجردها چگونه زندگی می‌کنند؟ جواب: راحت

کاربر مهمان -> 1393/03/17
پاسخ

به جز مهاجرت به شهر های بزرگ، طلاق والدین و همچنین بالا رفتن سن ازدواج هم هست که منطقیه دیگه

مسعودmis -> 1393/03/17
پاسخ

بله..........

محمد زاده -> 1393/03/17
پاسخ

شک نکنید این سبک زندگی مجردی برای زنان و دختران باعث گسترش فساد و فحشا می شود.

کاربر مهمان -> 1393/03/17
پاسخ

سلام منم جزء سلسله مجردها هستم. ولی بخدا دیگه خسته شدم، خسته.

کاربر مهمان -> 1393/03/17
پاسخ

زندگی در تجرد یک انعکاس عمدتآ مستقیم از شرایط اقتصادی و عدم توانایی در ازدواج های پر هزینه به شیوه های سنتی است. دلیل دیگر تاثیر های جامعه از شیوه های زندگی به شیوه اجتماعات غربی است.

کاربر مهمان -> 1393/03/17
پاسخ

زندگی مجردی کمترین واکنش جوانان به مشکلات خانواده و بخصوص جامعه است.

کاربر مهمان -> 1393/03/17
پاسخ

اینقدر خوبه . چون از بحث های متاهلی و گرفتاریهای اون راحتی.

hichkas -> 1393/03/17
پاسخ

مقاله شما یه چیزی در حد همین طنز: پسری از دختری خواستگار می کند و دختر جواب رد می دهد. آن پسر با شنیدن جواب اطمینان پیدا می کند تا سالهای سال می تواند خوشبخت زندگی بکند...

فرزین -> 1393/03/17
پاسخ

من سی و پنج سالمه چهار ساله مدرس شدم و 9 ساله مجرد زندگی می کنم حتی هم خونه هم ندارم خودم هستمو لب تابمو یک ساز ویولون که عشقمه مجرد هستم و خواهم بود. ازدواج یک درد رو درمان میکنه درمان که نه تسکین میده ولی هزارتا درد دیگه برا آدم میاره

کاربر مهمان -> 1393/03/17
پاسخ

زندگی مجردی کمترین واکنش جوانان به مشکلات خانواده و بخصوص جامعه است.

سعید -> 1393/03/17
پاسخ

آیا امکان زندگی غیر مجردی باقی مانده؟!!!! بی کاری یا به اصطلاح شغلهایی که درآمدشان هیچ است و ... تنها چاره برای جوانان زندگی مجردی آنهم چند نفره در خانه ای 40/50 متری است تا از کرایه خانه و ...بکاهد

کاربر مهمان -> 1393/03/17
پاسخ

نیاز جنسیشان را چگونه برطرف میکنند؟

کاربر مهمان -> 1393/03/17
پاسخ

سایر عواقب این نوع زندگی ها را هم بررسی کنید جوان در آن سن وسال و در شهری مثل تهران آن هم مجرد می شود شرایطی که حالا شاهدش هستیم

غزل -> 1393/03/17
پاسخ
امیر -> 1393-03-17 07:56:01

سخت است....

تنهایی لعنتی، ازت متنفرم

غزل -> 1393/03/17
پاسخ

چرا خانواده ها به دخترا اجازه نمیدن مستقل بشن. خب شوهر نیست باید چکار کنیم. تا آخر عمر پاسوز خانواده؟ دلم همخونه جوون میخواد نه خانواده پیر

کاربر مهمان -> 1393/03/17
پاسخ

منم 35 سال دارم زندگیم مجردیه. بیشترین عوامل را من در شرایط اقتصادی و اجتماعی می بینم

صبا -> 1393/03/17
پاسخ

واقعا شرایط سختی هست بااین گرانی و تورم مجردی تنها گزینه برای حل مشکل جونها است .

کاربر مهمان -> 1393/03/17
پاسخ

اینا رو ولش کن!! چطور میشه برگشت به مجردی؟؟؟ می دونم بابا الان میگی طلاق!!!خسته نباشید خودم هم می دونستم!!! حالا سوال بعدی : چطور میشه 500 سکه جور کرد!!!؟؟؟؟

کاربر مهمان -> 1393/03/17
پاسخ
امیر -> 1393-03-17 07:56:01

سخت است....

جهت اطلاع، این آمار مربوط به کسانی هست که خانه مستقل دارند. جمع کثیری از مجردها هم دارن با خانواده زندگی می کنن که تو آمارها بهشون اشاره نمیشه.

محمد -> 1393/03/17
پاسخ

ای کاش عوضه اینکه مدام بگی "زندگی مجردی یک سبک از زندگی ایرانی شده و . . ." کمی از اسیب های آن به اجتماع و به خود فرد و . .. و فواید ازدواج صحبت می کردی . تابناک گاهی اوقات ژست روشن فکری بدی می گیری

کاربر مهمان -> 1393/03/17
پاسخ

بی مسئولیت بودن یک نوع راحتی است ولی راحتی زیاد هم خوب نیست و نتیجه اش ولنگاری و بی خاصیتی است. آدم تا یه کم تحت فشار نباشه رشد نمی کنه. ضمنا اینطور زندگی ها برا یه مدت دو سه ساله خوبه ولی بیشتر از اون دیگه سخت میشه و یهو می بینی پیر شدی بدون اینکه کسی بهت بگه بابا!

ناشناس -> 1393/03/17
پاسخ
فرزین -> 1393-03-17 10:33:43

من سی و پنج سالمه چهار ساله مدرس شدم و 9 ساله مجرد...

قبول دارم که مجردی درد کمتری داره ولی یادت باشه درد بی دردی هم چیز بدیه! ضمنا ازدواج فقط یک درد رو درمون نمی کنه بلکه شخصیت فردی و اجتماعی آدم را کامل می کنه و زندگی آدم میوفته روی روال درستش. من خودم هم چند سالی زندگی مجردی داشتم ولی حس می کردم گذشت زمان یه جورایی تلف کردن زمان بود ولی الان گذشت زمان برام کابوس نیست. ازدواج کن فرزین جان.

کاربر مهمان -> 1393/03/17
پاسخ
کاربر مهمان -> 1393-03-17 10:32:46

اینقدر خوبه . چون از بحث های متاهلی و گرفتاریهای ا...

من خودم چندین سال زندگی مجردی داشتم و الان دو ساله که ازدواج کردم و خدا رو شکر برکت زندگیم بعد از ازدواج بیشتر شده. به شما هم توصیه می کنم فریب برخی راحتی های کاذب مجردی رو نخوری چون داری عمرت رو تلف می کنی. گرفتاری های ازدواج اونقدرها هم که فکر میکنی زیاد نیست و بیشتر به این بستگی داره که خودت چقدر قضیه رو سخت بگیری! در ضمن یه نمه سختی کشیدن برای مرد شدن بد نیست.

کاربر مهمان -> 1393/03/17
پاسخ
کاربر مهمان -> 1393-03-17 08:12:22

خیلی هم خوب است....

خوب نیست. من چند سال تجربه اش کرده ام و میگم خوب نیست. من زندگی خودم رو بعد از متاهل شدن اصلا نمی تونم با قبلش مقایسه کنم.

کاربر مهمان -> 1393/03/17
پاسخ

نمیخام سیاه نمایی کنم ولی برای خیلی از جوانان تحصیل کرده ایرانی، ازدواج کردن یک رویا شده است در حالی ک داشتن یک دوس دختر خیلی راحت تر از ازدواجه. . به قول یه بنده خدایی براورده شدن نیازهای جوان ایرانی، ارزوی او شده است. خدا وکیلی اینو حذف نکنید.

کاربر مهمان -> 1393/03/17
پاسخ
کاربر مهمان -> 1393-03-17 08:02:15

آه مجردی کجایی........

واقعا دوران مزخرفی بود ... قبول داری؟

کاربر مهمان -> 1393/03/17
پاسخ
کاربر مهمان -> 1393-03-17 09:43:32

سلام منم جزء سلسله مجردها هستم. ولی بخدا دیگه خست...

خب برو ازدواج کن من هم دو سال پیش از مجردی خسته شدم و با یکی از دخترهای اقوام ازدواج کردم.

کاربر مهمان -> 1393/03/17
پاسخ

من 12 ساله دور از خون و تهنا زندگی میکنم .تقربیا بلافاصله بعد از خدمت . صادقانه بگم اولش که دانشجو بودم و اه در بسات نبو یعنی نمیشد زن بگیری بعد از درس هم بلافاصله اومدم سر کار ولب بخاطر مهر نیروی پیمان کاری که به پیشونی ما خورد وضعیت تغیری نکرد . الان هم دیگه فک نکنم حوصله تغییر سبک زندگیم رو داشته بام عادت کردم هر وقت میخوام میام هروقت میخوام میرم تازه هر وقت پا بده با دوستان هم یه سفر میرم .

رضا -> 1393/03/17
پاسخ

من کارمند دولتم، مجرد هستم، ولی باور کنید بدون اینکخگه بخوام خودمو گول بزنم هنوز جرات ازدواج پیدا نکردم! چون حقوقم به سختی کفاف خودم تنهارو میده!

کاربر مهمان -> 1393/03/17
پاسخ

آنها حتی می‌توانند ماست و خیار را بدون خیار درست کنند...خیلی باحال بود...

کاربر مهمان -> 1393/03/17
پاسخ

درسته که مجردی دردسر کمتری داره ولی طبق گفته قرآن آرامشی دیگر در کار نیست مخصوصا اونایی که مثل من طلاق گرفته اند اکثر وقت ها دست چپم درد می کنه و سندروم روده تحریک پذیر دارم IBS توصیه می کنم که با هر سختی که هست با توکل به خدا ازدواج کنید موفق باشید

کاربر مهمان -> 1393/03/17
پاسخ
محمد زاده -> 1393-03-17 09:41:33

شک نکنید این سبک زندگی مجردی برای زنان و دختران با...

اولا کافر همه را به کیش خود پندارد . . . ثانیا به خودشون مربوطه ! شما کی باشی که اسم روش میذاری ؟

کاربر مهمان -> 1393/03/17
پاسخ
کاربر مهمان -> 1393-03-17 09:56:22

زندگی در تجرد یک انعکاس عمدتآ مستقیم از شرایط اقتص...

اولش رو خوب اومدی ولی بعدش خراب کردی ، چرا هر چیزی رو که اقتضای گذار از یه دوره باشه رو به غرب میچسبونید ؟ شاید یه ژست روشنفکری باشه به سبک ایرانیش . . .

کاربر مهمان -> 1393/03/17
پاسخ
hichkas -> 1393-03-17 10:31:36

مقاله شما یه چیزی در حد همین طنز: پسری از دختری خ...

شاید هم داستان این طنز باشه که : سه نفر میمیرن ، فرشته به اولی میگه برو به بهشت چون تو زندگیت متاهل بودی و هر روز برات جهنم بوده ، به دومی میگه برو جهنم چون مجرد بودی و . . . ، به سومی میگه برو طویله چون متاهل بودی زنت رو طلاق دادی دوباره رفتی زن گرفتی . . . !!

کاربر مهمان -> 1393/03/17
پاسخ
غزل -> 1393-03-17 10:57:02

چرا خانواده ها به دخترا اجازه نمیدن مستقل بشن. خب ...

الان بازم بعضی خود شیرینها میان میگن این نوع زندگی برای خانمها باعث فساد میشه . . . چون خودشون ایراد دارن فکر میکنن همه همونجوری هستن .

شیرین -> 1393/03/17
پاسخ

الهی خدا همه دختر و پسرهای مجرد را خوشبخت کنه و همسر مناسب براشون برسونه.

amir -> 1393/03/17
پاسخ
امیر -> 1393-03-17 07:56:01

سخت است....

منه مجرد از عهده زندگی بر نمیام برم یکی دیگه رو بدبخت کنم که چی تابناک جو ها که چی؟!!!!11

کاربر مهمان -> 1393/03/17
پاسخ
غزل -> 1393-03-17 10:57:02

چرا خانواده ها به دخترا اجازه نمیدن مستقل بشن. خب ...

من که چند سال همخونه داشتم و مجبور بودم به خاطر کارم از خانواده دور باشم دلم می خواد پیش خانواده باشم و پدر و مادر پیرم رو هم خیلی دوست دارم.

کاربر مهمان -> 1393/03/17
پاسخ
کاربر مهمان -> 1393-03-17 11:20:48

اینا رو ولش کن!! چطور میشه برگشت به مجردی؟؟؟ می د...

من هم ازدواج کردم ولی بر خلاف شما خیلی راضی هستم. من فکر می کنم مهمتر از خود ازدواج، پیدا کردن همسر مناسب است که اگه خوب باشه هیچ وقت پشیمون نمی شی.

کاربر مهمان -> 1393/03/17
پاسخ
مرتضی -> 1393-03-17 08:23:35

من هم چند سالی هست که توی یه خونه مجردی زندگی میکن...

بیا من کار درست و حسابی هم دارم اما کلا این قدر تورم بالاست که هیچ رقمه بهش نمی رسیم.

کاربر مهمان -> 1393/03/17
پاسخ

با هشدار چیزی درست نمیشه تا بیکاری،عدم اطمینان از آینده ، استرس،عدم رضایت از زندگی و عدم شادی ، هست کی میتواند قدم در راه مسئولیت ازدواج بردارد؟ در این دوران با سبک سنتی نمیتوان شریک زندگی را در این هجمه مدرنیته پیدا کرد درد را همه میدانند ، اما کو درمان درست ؟

کاربر مهمان -> 1393/03/17
پاسخ

شیرین ترین چیز تو دنیا بچه دارشدنه ... همه زندگی یه طرف بچه آدم ه طرف . البته لذت بخش تره که در شرایط خوب صاحب بچه بشی نه اینکه یه نفرو تو مشکلاتت سهیم کنی .

کاربر مهمان -> 1393/03/17
پاسخ

مجردی بهتره ادم میتونه کلی کتاب بخونه و مطالعه کنه و به فهم جدیدی از جهان برسه اما متاهل جماعت مخصوصا تو ایران عمرش به هدر میره و مغزش اکبند میمونه چون از صبح تا شب فقط باید به فکر پول در اوردن باشه البته بغیر از مایه دارها !!!!! امدن به دنیا فقط تولید بچه نیست اگر هر کسی بتونه خودش رو ادم کنه خیلی بهتره

کاربر مهمان -> 1393/03/17
پاسخ
مرتضی -> 1393-03-17 08:23:35

من هم چند سالی هست که توی یه خونه مجردی زندگی میکن...

خوش بحالت من دربدر دنبال خونه مجردی هستم

کاربر مهمان -> 1393/03/17
پاسخ
کاربر مهمان -> 1393-03-17 09:43:32

سلام منم جزء سلسله مجردها هستم. ولی بخدا دیگه خست...

راست می گه، شما مردا بلاخره می تونید یک نفر رو پیدا کنید شرایططتون رو قبول داشته باشه. ما دخترها بدبختیم باید بشینیم ببینیم آیا کسی تصمیم می گیره ازدواج کنه یا نه اگه آره، بعدش در خونه مون رو بزنه یا نه. البته ما هایی که زرنگ نیستیم بریم خودمونو به پسرا بندازیم.

مهرداد -> 1393/03/17
پاسخ

با هشدار چیزی درست نمیشه تا بیکاری،عدم اطمینان از آینده ، استرس،عدم رضایت از زندگی و عدم شادی ، هست کی میتواند قدم در راه مسئولیت ازدواج بردارد؟ در این دوران با سبک سنتی نمیتوان شریک زندگی را در این هجمه مدرنیته پیدا کرد درد را همه میدانند ، اما کو درمان درست ؟

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین