تا دو دهه قبل، بیشتر دانشگاههای موجود دولتی بودند و دانشجوها بدون پرداخت هزینه یا پرداخت هزینههای ناچیز از غذا و خوابگاه دانشجویی استفاده میکردند. با افزایش تقاضا برای دانشگاه و تاسیس دانشگاههای بیشتر و دانشجوهای بیشتر و سخت شدن امکان فراهم کردن رفاه برای این تعداد، ایده کاهش یارانههای دانشجویی وارد مرحله عمل شد. غذاها رفته رفته رفاه گران تر شدند و خوابگاههای رایگان تبدیل به اماکن استیجاری شدند.
به گزارش ابتکار، اواخر دهه هشتاد یک دانشجوی دانشگاه دولتی با صد تومان میتوانست یک وعده غذا بخورد و با مبلغی حدود هشتاد هزار تومان در سال از خوابگاه استفاده کند. خوابگاه و غذاهایی که خدمات و کیفیت آنها همیشه یکی از دعواهای همیشگی دانشجوها و مسئولین رفاهی دانشگاهها بود و هست. چه تحصنها و چه اعتراضاتی که در اعتراض به این دو امر صورت نگرفته. هر دانشگاه دولتی برای تهیه غذای دانشجوها مبلغ مشخصی دریافت میکند و از طریق عقد قراداد با یک پیمانکار، از بودجه تعیین شده و مواد غذایی دولتی که هر از گاه اختصاص داده میشود خود و خوراک دانشجوها را تامین میکند. این مسئله در دانشگاههای درآمد زا کمی فرق دارد و قیمت غذای این دانشگاهها با توجه به تجاری بودن اغلب این واحدها همیشه بالاتر است.
وزارت علوم به تازگی نرخهای جدید غذای دانشجویی را اعلام کرد. به پیشنهاد معاونین دانشجویی و فرهنگی دانشگاههای منتخب کشور و با تایید و تصویب هیات امنای صندوق رفاه دانشجویان قیمت ژتون غذای دانشجویی در سال تحصیلی 94-93 به شرح زیر اعلام شد. غذاهای کم هزینه (ناهار- شام) 6000 ریال، غذاهای متوسط هزینه (ناهار- شام )8500 ریال غذاهای پرهزینه (ناهار- شام ) 10000 ریال اعلام شد.همچنین قیمت ژتون غذای دانشجویان سنوات غیرمجاز براساس میزان هزینه بین 15500ریال تا 22000 ریال تعیین و ابلاغ شد. همچنین دانشجوهای ساکن خوابگاههای دولتی میانگین باید حدود پانصد هزار تومان برای سکونت سالیانه در خوابگاه پرداخت کنند.
دانشگاهها هر از چندی به خاطر کمبود منابع، هزینه غذای دانشجویی را به کارهای دیگری اختصاص میدهند، مانند جبران کسری حقوق کارمندان و برای جبران از کیفیت و قیمت تمام شده غذای دانشگاه کم میکنند، و گاهی که قیمت ششصد تومان برای یک وعده غذایی همان قیمت واقعی غذای دریافت شده است. مسئولین رفاهی تقصیر را به گردن پیمانکارها میاندازند، پیمانکارها خود را مامور دانشگاه میدانند، دانشگاه بودجه خود را محدود توصیف میکند، بودجه نویسان اعتبارات را کافی نمیدانند اما هیچ کدام از این بخشها درباره علت استفاده از مواد اولیه نامرغوب، گوشتهای یخ زده و فاقد پروتئین، مرغهای مشکوک و برنجهای ارزان قیمت توضیحی ندارند. بخش عمده ای از غذاهای تهیه شده دور ریز میشود، اما تاکید بر قرار داد با واردکننده، تولید کننده یا پخش کنندههای اختصاصی مانع تهیه غذای بهتر، در حجم کمتر و از نظر غذایی مفید تر میشود. به نظر میرسد با بودجههای کم اختصاص داده شده هم، میتوان غذای خوب و با قیمت مناسب در اختیار دانشجوها قرارداد ،حداقل با نرخهای جدید اعلام شده که فاصله زیادی با یک پرس غذای معمولی در یک رستوران ارزان قیمت ندارند. مشکل وقتی پیش میآید که پیمانکار در برابر چشم مسئولین رفاهی با خرید عمده مرغ یا گوشت یا برنج به صورت فله ای تا حد امکان سود خود را از این کاسبی بالا میبرد.
ارائه چند نوع غذا با قیمتهای مختلف و با تفاوت قیمتهایی در حدود چند صد تومان بخشی از سودجویی در جریان سرویس دهی به دانشجوها را نشان میدهد، هر کس به تناسب جیب خود میتواند غذا بخورد اینکه تفاوت قیمتها عدد قابل اعتنایی از نظر ریالی برای بودجه نویسان نیست چیزی از صراحت این تقسیم بندی کم نمیکند. تقسیم بندی در محیطی مانند دانشگاه بر اساس توانایی جیب هر فرد جنبه رسمی و پذیرفته شدن به تقسیم بندی طبقاتی در جامعه است. شما اگر نمیتوانید پول غذا را تهیه کنید بهتر است غذای ارزان تر بخورید در کنار دانشجویی که توانایی خوردن غذای بهتر را دارد. وجود رستوران یا بوفه در دانشگاه برای فروش غذای آزاد به دانشجوها چیز غیر طبیعی نیست اما تقسیم بندی غذای دولتی براساس قیمت و وسع دانشجوها صراحت عجیبی را در خود نهفته دارد. تا سال گذشته از طرف وزارت علوم مقداری مواد غذایی خام شامل برنج، چای، روغن و قند در اختیار دانشجویان ساکن خوابگاههای دولتی قرار میگرفت اما در راستای بهبود اوضاع اقتصادی و درآمد زایی بیشتر این اقلام حذف شدند.
فقر غذایی برای دانشحویان دور از سفره خانواده، آن هم در سنی که نیازمند تغذیه خوب و مواد غذایی کافی هستند، در نحوه زندگی، تعامل و فعالیت مغزی این دسته تاثیر خواهد گذاشت. مسئولین دانشگاهها به جای برنامه ریزی برای جلوگیری از سو تغذیه نزد زنده ترین بخش جامعه خواسته یا ناخواسته راه تغذیه و رشد این گروه را دشوارتر میکنند. دانشگاههای آزاد یا غیر انتفاعی که هیچ مسئولتی در برابر اسکان دانشجوهایشان ندارند و در بهترین حالت دست به تهیه خوابگاههای خود گردان با قیمتهایی نزدیک به بنگاه معاملات املاک میزنند اما اوضاع برای جامعه 14 درصدی دانشجویان وارد شده به کلاسهای بدون شهریه هم رفته رفته سخت تر میشود و دغدغه تهیه اجاره بهای خوابگاه به دغدغههای درسی و معیشتی آنها اضافه میشود.
به گزارش ابتکار، اواخر دهه هشتاد یک دانشجوی دانشگاه دولتی با صد تومان میتوانست یک وعده غذا بخورد و با مبلغی حدود هشتاد هزار تومان در سال از خوابگاه استفاده کند. خوابگاه و غذاهایی که خدمات و کیفیت آنها همیشه یکی از دعواهای همیشگی دانشجوها و مسئولین رفاهی دانشگاهها بود و هست. چه تحصنها و چه اعتراضاتی که در اعتراض به این دو امر صورت نگرفته. هر دانشگاه دولتی برای تهیه غذای دانشجوها مبلغ مشخصی دریافت میکند و از طریق عقد قراداد با یک پیمانکار، از بودجه تعیین شده و مواد غذایی دولتی که هر از گاه اختصاص داده میشود خود و خوراک دانشجوها را تامین میکند. این مسئله در دانشگاههای درآمد زا کمی فرق دارد و قیمت غذای این دانشگاهها با توجه به تجاری بودن اغلب این واحدها همیشه بالاتر است.
وزارت علوم به تازگی نرخهای جدید غذای دانشجویی را اعلام کرد. به پیشنهاد معاونین دانشجویی و فرهنگی دانشگاههای منتخب کشور و با تایید و تصویب هیات امنای صندوق رفاه دانشجویان قیمت ژتون غذای دانشجویی در سال تحصیلی 94-93 به شرح زیر اعلام شد. غذاهای کم هزینه (ناهار- شام) 6000 ریال، غذاهای متوسط هزینه (ناهار- شام )8500 ریال غذاهای پرهزینه (ناهار- شام ) 10000 ریال اعلام شد.همچنین قیمت ژتون غذای دانشجویان سنوات غیرمجاز براساس میزان هزینه بین 15500ریال تا 22000 ریال تعیین و ابلاغ شد. همچنین دانشجوهای ساکن خوابگاههای دولتی میانگین باید حدود پانصد هزار تومان برای سکونت سالیانه در خوابگاه پرداخت کنند.
دانشگاهها هر از چندی به خاطر کمبود منابع، هزینه غذای دانشجویی را به کارهای دیگری اختصاص میدهند، مانند جبران کسری حقوق کارمندان و برای جبران از کیفیت و قیمت تمام شده غذای دانشگاه کم میکنند، و گاهی که قیمت ششصد تومان برای یک وعده غذایی همان قیمت واقعی غذای دریافت شده است. مسئولین رفاهی تقصیر را به گردن پیمانکارها میاندازند، پیمانکارها خود را مامور دانشگاه میدانند، دانشگاه بودجه خود را محدود توصیف میکند، بودجه نویسان اعتبارات را کافی نمیدانند اما هیچ کدام از این بخشها درباره علت استفاده از مواد اولیه نامرغوب، گوشتهای یخ زده و فاقد پروتئین، مرغهای مشکوک و برنجهای ارزان قیمت توضیحی ندارند. بخش عمده ای از غذاهای تهیه شده دور ریز میشود، اما تاکید بر قرار داد با واردکننده، تولید کننده یا پخش کنندههای اختصاصی مانع تهیه غذای بهتر، در حجم کمتر و از نظر غذایی مفید تر میشود. به نظر میرسد با بودجههای کم اختصاص داده شده هم، میتوان غذای خوب و با قیمت مناسب در اختیار دانشجوها قرارداد ،حداقل با نرخهای جدید اعلام شده که فاصله زیادی با یک پرس غذای معمولی در یک رستوران ارزان قیمت ندارند. مشکل وقتی پیش میآید که پیمانکار در برابر چشم مسئولین رفاهی با خرید عمده مرغ یا گوشت یا برنج به صورت فله ای تا حد امکان سود خود را از این کاسبی بالا میبرد.
ارائه چند نوع غذا با قیمتهای مختلف و با تفاوت قیمتهایی در حدود چند صد تومان بخشی از سودجویی در جریان سرویس دهی به دانشجوها را نشان میدهد، هر کس به تناسب جیب خود میتواند غذا بخورد اینکه تفاوت قیمتها عدد قابل اعتنایی از نظر ریالی برای بودجه نویسان نیست چیزی از صراحت این تقسیم بندی کم نمیکند. تقسیم بندی در محیطی مانند دانشگاه بر اساس توانایی جیب هر فرد جنبه رسمی و پذیرفته شدن به تقسیم بندی طبقاتی در جامعه است. شما اگر نمیتوانید پول غذا را تهیه کنید بهتر است غذای ارزان تر بخورید در کنار دانشجویی که توانایی خوردن غذای بهتر را دارد. وجود رستوران یا بوفه در دانشگاه برای فروش غذای آزاد به دانشجوها چیز غیر طبیعی نیست اما تقسیم بندی غذای دولتی براساس قیمت و وسع دانشجوها صراحت عجیبی را در خود نهفته دارد. تا سال گذشته از طرف وزارت علوم مقداری مواد غذایی خام شامل برنج، چای، روغن و قند در اختیار دانشجویان ساکن خوابگاههای دولتی قرار میگرفت اما در راستای بهبود اوضاع اقتصادی و درآمد زایی بیشتر این اقلام حذف شدند.
فقر غذایی برای دانشحویان دور از سفره خانواده، آن هم در سنی که نیازمند تغذیه خوب و مواد غذایی کافی هستند، در نحوه زندگی، تعامل و فعالیت مغزی این دسته تاثیر خواهد گذاشت. مسئولین دانشگاهها به جای برنامه ریزی برای جلوگیری از سو تغذیه نزد زنده ترین بخش جامعه خواسته یا ناخواسته راه تغذیه و رشد این گروه را دشوارتر میکنند. دانشگاههای آزاد یا غیر انتفاعی که هیچ مسئولتی در برابر اسکان دانشجوهایشان ندارند و در بهترین حالت دست به تهیه خوابگاههای خود گردان با قیمتهایی نزدیک به بنگاه معاملات املاک میزنند اما اوضاع برای جامعه 14 درصدی دانشجویان وارد شده به کلاسهای بدون شهریه هم رفته رفته سخت تر میشود و دغدغه تهیه اجاره بهای خوابگاه به دغدغههای درسی و معیشتی آنها اضافه میشود.