جواد گیاهشناس در سرمقاله مردم سالاری نوشت:
مذاکره دو تیم دیپلماتیک ایران و آمریکا بر سر مناقشه هستهای و توافق جامع دارای ابعاد قابل ملاحظهای است. با نگاهی به کنشهای جمهوری اسلامی ایران نشان میدهد از زمان روی کار آمدن دولت حسن روحانی در ایران، ابعاد سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران دچار تحولات گستردهای گردیده است. سیاست خارجی مبتنی بر واقعگرایی انقلابی در واقع توانسته است سطح جایگاه و منزلت جمهوری اسلامی ایران در منطقه و حتی فرا منطقه و در تعاملات بینالمللی را ارتقاء بخشد و خود پایانی بر جریان خود انزوا سازی دولت قبل باشد. این مهم تا جایی است که حسنروحانی در مصاحبه خود از طرف مقابل میخواهد که روی میزهایشان را خلوت نمایند و با زبان دیپلماسی و منطق به دنبال منافع خویش و رفع نگرانیهای خود باشند.
از سوی دیگر یکی از ابعاد مهم پرونده هستهای ایران آن است که مذاکره کنندگان نه تنها با موضوع هستهای که با موضوعات دیگر منطقهای و جهانی نیز مواجه گردیده که آنها را در تنگنای تصمیمگیری قرار میدهد. موضوعات جدیدی که به تدریج سایه خود را بر مسائل چالش بر انگیز ایران و غرب گسترش داده و میتواند بر روابط هر یک از طرفهای مذاکره کننده، به ویژه ایران و آمریکا تاثیر گذار باشد. به عنوان مثال موضوع ابعاد منطقهای دولت داعش که در واقع محصول وحدت منافع نامتعارض منطقهای و بینالمللی است تا جایی است که اتحاد بر علیه وی را محمد جواد ظریف اتحاد توبه کاران خطاب مینماید و اوباما نیز حساب نگرشهای افراطی آنان را از اسلام واقعی جدا ساخته و بدنبال نقش آفرینی ایران به عنوان یک بازیگر مهم در این رابطه میباشند.
با این همه آنچه امروز میتواند اهمیت واقعی و مهمی را به پرونده هستهای ایران بخشد حضور ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران در مجمع عمومی سازمان ملل متحد است. اجلاسیهای که هر چند برای ریاست جمهوری اسلامی ایران میتواند فرصت مناسبی را در جهت تبیین و تاکید و ابهام زدایی از سیاستها و انگارههای جمهوری اسلامی ایران ایجاد نماید و به
باز تولید نگاه دکتر روحانی که در سال قبل جهان عاری از افراط و خشونت را مطرح ساخت منتهی گردد و بار دیگر این موضع را بر صدر گفتمانهای مورد نیاز و توجه جهانیان کشاند ولیکن حضور شخصیتی در طراز ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران در نیویورک میتواند در تقویت سطح مذاکره کنندگان ایرانی و ذوب نمودن یخهای روابط ایران و غرب و به ویژه آمریکا نیز موثر باشد.
اما به نظر میرسد بخشی از عناصر تندرو با برداشتهای افراطی در داخل قبل از هرگونه رخدادی در پی بازخواست یک احتمال انجام نشده اند. نگاهی به جهتگیریهای چنین جریانهایی نشان دهنده پیش داوریهای عجولانه آنان است که هیچگاه بدنبال کاهش سطح تنش و مخاصمات نبوده و سعی داشته و دارند تا سرنوشت انقلاب اسلامی را با قطع رابطه ایران و آمریکا پیوند زنند. آنان با طرح این سوال که گفتوگوی تلفنی روحانی و اوباما چه تاثیراتی بر روابط ایران و آمریکا داشت در پی آنند تا هرگونه ملاقات و مذاکرات بین دو رییسجمهور را نفی و آن را مصادف با نفی منافع و مصالح نظام جمهوری اسلامی قلمداد نمایند. این در حالی است که شاید بتوان گفت گفتوگوی تلفنی سال قبل دو رییس جمهور توانست باب مثبتی در کاهش سطح مخاصمات دو کشور گشوده و مهمترین هدف آنان یعنی ماموریت به وزرای امور خارجه به منظور گفتوگو در باب مسائل اساسی دو کشور را محقق ساخته است. امروزه محمد جواد ظریف و جان کری در باب مهم ترین پرونده مطروحه دو کشور با یکدیگر گفتوگو مینمایند و همگان شاهد آن بودیم که حضور وزرای امور خارجه در ژنو و وین نیز باعث دستیابی توافق اولیه ایران و غرب بوده است.
از سوی دیگر اینک مهمترین مسالهای که مذاکره کنندگان در نیویورک با آن مواجهاند این که آیا هرگونه دستیابی به توافق جامع در دسترس سطح مذاکره کنندگان فعلی یعنی وزرای امور خارجه این کشورها میباشد و یا اینکه طرفهای مذاکره کننده نیازمند سطح بالاتری از مقامات کشورها میباشد تا بتواند مسوولیت هر گونه توافق را در ابعاد داخلی و بینالمللی بر عهده گیرند. هر چند در ایران این پیام از جانب ریاست محترم جمهوری صادر گردیده است اما آمریکاییها باید تصمیم تاریخ ساز خود را بگیرند. بنابراین هر گونه ملاقات احتمالی روسای جمهور دو کشور علاوه بر آنکه میتواند گام موثری بر توافق جامع ایران و غرب ایجاد نماید، میتواند مسوولیت رییس دولت ایالات متحده و مقاومت در برابر فشارهای داخلی از جمله کنگره را بدنبال داشته و دستاورد بزرگی را برای جمهوری اسلامی ایران ایجاد نماید که برای اولین بار در تاریخ نظام جمهوری اسلامی ایران مقامات آمریکایی خود را متعهد به توافقات خود نموده تا از سطح مخاصمات خویش بکاهند. کاهش سطح مخاصماتی که میتواند بازی برد - برد ایران و آمریکا را در پرونده هستهای و تروریسم و افراطی گری منطقهای و جهانی ایجاد نموده و این مهم برای طرفهای غربی از جمله آمریکاییها میتواند چشم انداز بهتری را نیز ترسیم کرده و به آنان در گذار به آینده کمک کند.
این در حالیست که منتقدین ملاقات ریاست جمهوری در داخل نیز باید فیالواقع به این سوال مهم پاسخ دهند که مستحکم ساختن حصار تابوی ملاقات ایران و آمریکا چه دستاوردی را برای کشور، منافع جمهوری اسلامی ایران و دنیای اسلام بدنبال خواهد داشت؟