دکتر غلامعلی رجایی
نمی‌دانم دست تقدیر برای بعضی انسانها چرا سرنوشت‌های خاصی مقدر می‌کند که از جنبه اختیار و اراده آنها بیرون است؟ مثلا بعضی‌ها در زمانهایی پا به عرصه وجود می‌گذارند که اگر در غیر آن زمان موجود شوند، تاثیر حضورشان جامعه و سرنوشت انسانهای عصر خود را دستخوش تغییرات جدی قرار خواهد داد.
مثلا تصور کنید، اگر ابوعلی سینا با آن هوش و نبوغ و قریحه در قرن 21 عصر انفجار اطلاعات متولد می‌شد، چه تاثیر شگرفی می‌توانست در توسعه علوم و معارف بشری از خود به جای بگذارد. برخی به توفیقاتی دست می‌یابند که غبطه معاصرین و متاخرین پس از آنهاست.
 از کسانی که در این دائره‌اند خانم قدس ایران ثقفی همسر گرامی حضرت امام خمینی است. بانویی که به دلیل مراتب وجودیش که در کنار امام ظهور و بروزی نداشت، بحق بانوی بزرگ انقلاب امام گرفته است و گمان نمی‌کنم در چند سده اخیر و دهه‌های پس از این کسی را یارای آن باشد که همطراز شأن و منزلت وی قرار گیرد.
بانویی که ملاک و اعتبار او تنها به همسر امام بودن او نیست. وی فرزند مرحوم آیت‌الله میرزا محمد ثقفی صاحب کتاب تفسیر روان جاوید از علمای برجسته و بزرگ تهران در دوره پهلوی اول است. منزلت دیگر او در سجایایی است که دست قدرت حق در او به ودیعت نهاده بود.
به شهادت همگان، وی تا آخرین لحظه عمر هر جا که ظهوری از او طلب می‌شد، از حضور در آن عرصه پرهیز داشت. ده‌ها مرکز و موسسه قصد داشتند از وی به عنوان همسر امام تجلیل و تقدیر کنند در اوج بزرگی و تواضع نپذیرفت و گفت کسی نیست و کاری نکرده که قابل ذکر و تقدیر و تجلیل باشد.
در پرهیز از طرح خود چنان بود که برای خود حتی در حد یک شهروند معمولی حقی و سهمی نه در رسانه‌ها و غیر رسانه‌ها قائل نبود. در طول این همه سال با امام و بی امام جز یک سفر که برای معالجه چشم به خارج رفت و یک سفر هم که قبل از انقلاب به مکه مشرف شد، دیگر نه به خارج رفت و نه به حداقل سفر زیارتی به سوریه یا عراق یا حجاز.
 و افسوس که مانند فرزند دلبند خود مرحوم حاج احمد که گنجینه اسرار امام بود و بسیاری از آنها را با خود به خاک برد و سپرد، وی نیز انبوه اطلاعات و آگاهی‌ها و خاطرات منحصر به فرد و موثقی را که با زندگی و مبارزه امام رابطه‌ای تنگاتنگ داشت، با خود به جایگاه ابدی‌اش بهشت زهرا برد؛ هر چند خوشبختانه آنگونه که عروس گرامی حضرت امام خانم دکتر طباطبایی به من فرمود، بعضی از این خاطرات توسط خانم نوشته شده‌اند.
کدام قلم را یارای آن است که از بار سنگین رنج و غربت و تنهایی امام که بر دوش این بانوی فداکار به عنوان همسر امام قرار گرفت، سخنی بنویسد و ذکری به میان آورد؟ همو که بزرگ زاده بود و در دامانش مجتهد بزرگی مانند مرحوم حاج آقا مصطفی که امام او را امید اسلام نامیده بود، پرورش یافت.
همو که در سرتاسر دوران غربت و عسرت و تبعید و هجرت‌های مکرر امام خمینی، در اوج صبوری و سعه صدر و آرامش مثال زدنی خود به امام و فرزندان او آرامش می‌بخشید و همه گونه سختی‌های با امام بودن را عاشقانه به جان می‌خرید.
همو که به گواهی تمامی اعضای بیت امام، بسیار مورد توجه و علاقه حضرت امام بود و به تعبیری رساتر، بهترین محبوب امام بود و هم بر اساس این فداکاری و تحمل رنج و محبت و علاقه امام به او بود که امام همواره سفارش خانم را به فرزندان خود می‌نمودند و این سفارش تا آنجا کارگر افتاد که وقتی پس از ارتحال امام مقام رهبری در حکمی یادگار امام را به عنوان نماینده خود در امر مهم حج و سرپرست حجاج ایرانی معرفی کرد، مرحوم حاج احمد آقا در جهت جلب رضایت مادر مکرمه‌اش که نسبت به پیامدها و خطرات احتمالی انجام این کار توسط فرزندش در عربستان، نگرانی‌هایی داشت و با آن مخالفت کرد، در کمال اعتذار از پذیرفتن این مسئولیت خودداری و رهبری نیز به پاس حرمت همسر امام از حکم خود چشم پوشی نمود.
همسر امام با آنکه مانند امام از خاندانی بود که مکنت مالی و رفاهی خاصی برخوردار بود، اما پس از وصلت مبارکی که بین ایشان و امام در ماه رمضان سال 1308 شمسی در آستانه حضرت عبدالعظیم حسنی منعقد شد با همه فراز و نشیب و سختی‌های زندگی حضرت امام که زندگی خود را که در اوج فقاهت و مرجعیت همانند یک طلبه معمولی نگاه می‌داشت، ساخت که نمونه‌های بی‌شمار این سادگی و گاه سخت‌گیری در خاطرات اعضای بیت و دفتر ایشان در قم و نجف و تهران به خوبی مشهود است.
برای نمونه ایشان در آن گرمای بالای 50 درجه که خود نجفی‌ها از شدت حرارت آن به کوفه و کولر پناه می‌بردند، صبورانه به زندگی امام گرمی می‌بخشید. در این مدت در منزل امام نه تنها کولری نبود، بلکه امام به پیشنهاد آیت‌الله شهید سعیدی مبنی برخرید کولری از پول شخصیشان برای منزل امام جواب رد دادند. با این استدلال که مگر همه طلبه‌ها کولر دارند که من داشته باشم؟ این سختگیری امام در حالی بود که کسی در نجف ایشان را نه تنها طلبه نمی‌دانست، بلکه همگان او را در شمار مراجع مطرح نجف و جهان تشیع محسوب می‌نمودند.
برای نمونه صدیقه دختر بزرگ امام درباره زندگی ساده امام و میزان تحمل مادرشان در این سختی‌ها می‌گوید: پس از پیروزی انقلاب که امام به ایران آمدند و در قم و بعد در تهران ساکن شدند، دستور دادند وسایل خانه و زندگی ایشان از نجف به تهران منتقل شود. این در حالی بود که می‌توانستند برای منزلشان این وسایل را در تهران تهیه کنند. در جهت فرمایش امام این وسایل به تهران آورده شد و خانم امام هم آخر عمر با این وسایل ساده و معمولی که بعضی از آنها به دودهه پیش متعلق بود زندگی کردند. ایشان در عین حالی که به دلیل زندگی خانواده متمول پدری این سبک زندگی ساده امام را قبول نداشتند، به خاطر امام آن را پذیرفتند.
از نکته‌های کم نظیر زندگی این بانو که بحق باید وی را سیده نساء انقلاب نامید، اینکه به رغم آن همه فداکاری و ایثار و تحمل رنج غربت و تبعید و مرگ همسر و برادر و فرزندان خردسال و غیر خردسال، دم از دم بر نیاورد و به قضای الهی تسلیم بود؛ چنان تسلیم که از وی در بیان فداکاری و تحمل بی‌مثال خود نه در جایی سخنی گفت و نه حتی یک سطر مطلبی نوشت. این در حالی بود که در نجف کتاب‌های رمان عربی را می‌خواند و در دوران کوتاه چند ماهه فرانسه نیز به فراگیری زبان فرانسه مشغول بودند و آنگونه که عروس ایشان خانم دکتر طباطبایی می‌گفت، تسلطشان بر این زبان به گونه‌ای بود که بروشورهای داخل پاکت‌های دارویشان را که به این زبان بود، می‌خواندند.
آیا کسی جز خواص ایشان از روح لطیف و ذوق سرشار ادبی او خبر داشت و می‌دانست و می‌داند که این بانوی بزرگ انقلاب و اسلام معاصر شاعری توانا بود؟ این لطافت طبع در نامه‌هایی که در دوران تبعید در نجف به فرزندش احمد نوشته، به خوبی پیداست و غالب این نامه‌ها را با شعری آغاز نموده‌ بودند. خانم دکتر طباطبایی در این باره خاطره جالبی را به نقل از خانم امام یادآور شده که گفته‌اند سرشب شعری به ذهنم رسید نیم بیت آن را گفتم و در نیم بیت دیگرش ماندم. خوابیدم در خواب امام را دیدم و به ایشان نیم بیتی را که نوشته بودم، گفتم. امام در همان عالم خواب نیم بیت بعدی را به من گفتند که من هم نصف شب از خواب برخاستم و آن را نوشتم ایشان انس عجیبی با اشعار رند شیراز داشتند و برخی از غزل‌های حافظ را از حفظ بودند.
افسوس که به دلیل پاره‌ای از ملاحظات اخلاقی و شخصی و خانوادگی که از ناحیه همسر امام بودن وی نشات می‌گرفت و مناعت طبع این بانوی مکرمه در بیان روابط داخلی خانوادگی، ارتباط عاشقانه و ایده آل وی و امام را در این زندگی مشترک در پس پرده کتمان نگه داشته است.
او در زندگی 60 ساله خود با امام، تکیه‌گاه امامی بود که ملت ایران و مستضعفان جهان به وی تکیه داشتند.
او نمونه والای یک نقش یک زن در عرصه خانواده و اجتماع و انقلاب بود و همواره با قلبی بزرگ و مطمئن با حوادثی که در زندگی پرحادثه امام پدید می‌آمد، مواجه می‌شد و با صبر و خویشتنداری مثال زدنی‌اش کانون خانواده امام را گرمی و مهر می‌بخشید.
در شجاعت و آرامش و خطرپذیری همسر امام همین بس که بنا به گفته یکی از اعضای بیت امام، در شب دستگیری امام در ماجرای 15 خرداد 42، تنها کسی که همه را به آرامش و صبر می‌خواند و آنها را دلداری می‌داد و به آنها می‌گفت شجاعت را از امام بیاموزند، ایشان بود.
او با حوادثی که کافی بود هر انسانی را به زانو در آورد مانند درگذشت فرزند مجتهد خود مرحوم حاج آقا مصطفی و مهمتر از آن ارتحال جانکاه و جانسوز امام در کمال استقامت روبه‌رو شد.
او که نزدیک به 6 دهه با امام زیست، هرگز در توصیف همسر خود که معمار بزرگ این انقلاب بود، راه مبالغه نپیمود و با توصیف‌های گزاف و مبالغه آمیز از امام موافقتی نداشت.
ایشان سرانجام پس از ماه‌ها بیماری به امام پیوست و روح آرام او که در فراق امام بی‌تاب شده بود، در کنار امام در بهشت زهرای تهران آرامش خود را باز یافت. درود بیکران اولیای الهی بر روح مطهره این بانویی که یار یکی از برترین اولیای خدا، امام خمینی در عصر ما بود.

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط
نظرات
کاربر مهمان -> 1388/02/13
پاسخ

به خدا پیوست! نه به امام ؟

کاربر مهمان -> 1388/02/12
پاسخ

خداوند روح بزرگش را غریق رحمتش فرماید. یادش بخیر یکی از دوستان هم دوره من در دانشگاه که به انتخاب همسر مناسب خیلی اهمیت میدادو فکر میکرد ، میگفت: خیلی دلم میخواهد بدانم خانم امام برای خدا چه کرده بود که خدا چنین همسری نصیبش کرد؟ آری داشتن چنین همسری و قدر دانستن چنین نعمتی لازمه اش مقام و مرتبتی نزد خداوند است. امیدوارم در زمره صابران محشور شود.

کاربر مهمان -> 1388/02/12
پاسخ

خداوند رحمتشان کند ایشان بمعنی واقعی بانویی نمونه بودند خاندان خمینی کبیر همه همینطور بی غل و غش ادامه طریق مینمایند خداوند همه را حفظ نماید امیرهادی مهیار .... کرمان

کاربر مهمان -> 1388/02/12
پاسخ

سیده نساء تعبیر خاص حضرت زهراست بهتراست احتیاط کنید...

کاربر مهمان -> 1388/02/12
پاسخ

اودردامانش عزیزانی راپرورش داد که برای امام وانقلاب ثمربخش بودند وخودهم دربرابرانقلاب وامام ایثارکرد خدایش رحمت کند

کاربر مهمان -> 1388/02/13
پاسخ

کسی که با خدا معامله کند دیگر حاضر نیست ذره ای از متاع غیر خدایی را سودانماید. خدایشان غریق رحمت واسعه اش کند.

کاربر مهمان -> 1388/02/13
پاسخ

آقای رجایی ایکاش لطافت قلم خویش را همانگونه که در رسای اهلبیت و اینگونه در پاسداشت بهترین بانوی کشور بکار می بردید اندکی با مطالب سیاسیتان خلط می کردید تا انسان شما را به زبان و قلم تند و نیش قلم بی رحم مشهور نداند . همرزم قدیمی شما در اهواز محمد حسن معروف نیا

کاربر مهمان -> 1388/02/13
پاسخ

هنگامی که این مطلب را می خواندم به یاد شعری از سعدی افتادم که می گفت ای مرغ سحر عشق ز پروانه بیاموز کان سوخته را جان شد و آواز نیامد وان مدعیان در طلبش بی خبرانند وان را که خبر شد خبری باز نیامد خداوند این بانوی مکرمه را رحمت کند و او را با اولیا و صلحا محشور گرداند .

کاربر مهمان -> 1388/02/13
پاسخ

فوق العاده نوشتی و اشکم را درآوردی . رضا صرامی

کاربر مهمان -> 1388/02/13
پاسخ

خدایش رحمت کناد و با محمد و آل محشور.

کاربر مهمان -> 1388/02/13
پاسخ

اخرنمیدانم چراصداوسیما که برای مسائل کم اهمیت میزگرد و..میگذارد چرادر تجلیل از کسی که 60 سال با امام بود کاری نکرد؟چرااینقدر به امام ناسپاسی دراین مملکت ماهست؟

کاربر مهمان -> 1388/02/14
پاسخ

آقای رجایی ! دستت همیشه درد نکند که با امام و دوستانش نرمی و با مخالفان و منافقان تند و خشن!

کاربر مهمان -> 1388/02/15
پاسخ

خدا رحمتش کند انشاالله

کاربر مهمان -> 1388/02/15
پاسخ

گفته بودند که امام قبل از ورود محلی پائین تر از میدان توپخانه را جهت سکونت درخواست کرده بودند. مراتب دیگری از انضباط مالی را در بالا دیدیم. اما... همه مسوولین محبوب و متصل به ایشان هم اینگونه‌اند؟میدانم که دختر ایشان با راننده و محافظ جهت تدریس به دانشگاه تهران (دانشکده الهیات) میروند. یادمان باشد تقدیس همیشه خوب نیست..

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین