نگاه بدون توپ به تیم ملی؛
در واقع متهم اصلی در پرونده رسوایی پرسپولیس در فاز دفاع، افشین قطبی بود که چهار تا «رستم» را آن جلو می گذاشت و چند نفر باید به جای آنها دفاع می کردند. پرسپولیس به همین دلایل ساده که دفاع کردن از جلو را برایش تقریباً غیرممکن می کرد، نتوانست نتایج خوبی بگیرد و قطبی هم به این نتیجه رسید که باید از ایران برود.
درباره بدنه هجومی تیم ملی در بازی با کره شمالی نوشتیم و اینکه در لوزی تهاجمی به دو یا سه مهره دونده نیاز داریم تا در فاز انتقال از حمله به دفاع دچار مشکل نشویم و خط دفاع ایران با مهاجمان سرعتی کره تنها نماند.
به نوشته قدس، طرح این مسائل درحالی صورت می گیرد که اخباری متفاوت از اردوی تیم ملی به گوش می رسد مبنی بر اینکه غیر از علی کریمی، قرار است دو بازیکن ایستای دیگر نیز در ترکیب اصلی ایران در پیونگ یانگ قرار بگیرند.
مسعود شجاعی و کریم باقری دو بازیکنی هستند که قطبی می خواهد آنان را در ترکیب قرار دهد تا زور بازیسازی ایران در میانه میدان و در یک سوم دفاعی حریف بالا برود.
در واقع تمام نگاه قطبی معطوف به زمانی است که توپ در اختیار خودمان است. این نگاه یک بعدی می تواند ضربات جبران ناپذیری را به تیم ملی و سرنوشت ما وارد کند.
* تبعات خوشبینی افراطی
افشین قطبی، آدمی خوشبین است که این خوشبینی را وارد نگاه فنی اش به فوتبال، دادن وعده به توده مردم و حتی کوچینگ جریان بازی هم کرده است. خوشبینی اتفاقاً خیلی به درد مربیگری در تیمهای بزرگ می خورد، چه اینکه بازیکنان تیم بزرگ همیشه باید به «بردن» و فتح جامها فکر کنند، نه به باختن و از دست دادن افتخار.
از این زاویه، افشین قطبی یک مربی مناسب برای تیمهای بزرگ از جمله تیم ملی ایران است، اما خوشبینی او در جریان کار ممکن است تبعات جبران ناپذیری داشته باشد. او در پرسپولیس در همین فصل اخیر تیمش را با سیستم 1 - 3 - 2 - 4 آرایش می کرد و در این آرایش، باقری و پتروویچ و علی کریمی سه بازیکن خط سوم پرسپولیس بودند؛ سه بازیکنی که به هیچ وجه توان دفاعی ندارند. باقری که زمانی در دفاع آخر پرسپولیس بازی می کرد، در دو سال گذشته تداوم موفقیتهای خود را مدیون نزدیک شدن به خط حمله و نداشتن وظایف دفاعی طبق تصمیم قطبی بود.
ایوان پتروویچ هم که اصلاً در «یک مقابل یک ها» خوب نیست و همان قدر که هنگام داشتن توپ، خوش استیل و خطرناک است، بدون توپ احساس ضعف و استیصال میکند. تکلیف کریمی هم در زمانی که توپ ندارد، مشخص است. به طور طبیعی تک مهاجم تیم هم در فاز دفاع حضور فعالی ندارد. نتیجه این خوشبینی وحشتناک قطبی، خارج شدن چهار بازیکن هجومی پرسپولیس از فاز انتقال از حمله به دفاع بود؛ موضوعی که باعث شد پرسپولیس در دور رفت لیگ خیلی خوب گل بخورد و تمرکز رسانه ها را به ضعف خط دفاع پرسپولیس معطوف کند؛ ذهنیتی که درست نبود چراکه رسانه ها تنها خط دفاع پرسپولیس را نشانه گرفته بودند و به عنوان متهم، با آنها برخورد می کردند و هیچ کس حواسش به عناصر تشکیل دهنده لوزی هجومی پرسپولیس نبود.
در واقع متهم اصلی در پرونده رسوایی پرسپولیس در فاز دفاع، افشین قطبی بود که چهار تا «رستم» را آن جلو می گذاشت و چند نفر باید به جای آنها دفاع می کردند. پرسپولیس به همین دلایل ساده که دفاع کردن از جلو را برایش تقریباً غیرممکن می کرد، نتوانست نتایج خوبی بگیرد و قطبی هم به این نتیجه رسید که باید از ایران برود.
* تکرار سناریو در تیم ملی
اما حالا مشکل این است که قطبی بدون درس گرفتن از تضعیف پرسپولیس، می خواهد تیم ملی را هم با همان راهبرد مطلقاً خوشبینانه خود ارنج کند. تمام اخبار درباره حضور همزمان کریم باقری و علی کریمی و مسعود شجاعی در ترکیب بازی با کره شمالی است. شاید هر سه اینها در خط سوم سیستم 1 - 3 - 2 - 4 کنار هم قرار بگیرند و شاید هم کریم باقری یک خط عقب تر به جای نکونام بازی کند. هر یک از این دو موقعیت که انتخاب شود، تیم ملی حداقل سه نیروی غیرفعال در فاز انتقال از حمله به دفاع یا فاز دفاع خواهد داشت.
مورد دیگر پایین آمدن متوسط دوندگی «بدون توپ» تیم ملی است که تحت تأثیر ایستایی کریمی و شجاعی و باقری رخ خواهد داد. جالب اینجاست که قطبی همیشه دوست دارد هر دو دفاع کناری اش هم رونده باشند و تا نزدیکی محوطه جریمه حریف پیشروی کنند. در واقع قطبی از همه سو خوشبین است و همین موضوع ما را از بازی با کره می ترساند.
منچستریونایتد چند شب دیگر در فینال چمپیونزلیگ، 60 میلیون پوند خود(توس و برباتوف) را روی نیمکت خواهد نشاند تا کارگری به نام پارک جی سونگ در خط سوم آرایش 1 - 3 - 2 - 4 قرار بگیرد و اندرسون هم فیکس است تا اسکولز تماشاگر بازی باشد.چرا؟ برای اینکه فرگوسن همان اندازه که به زمان مالکیت توپ فکر می کند، برای زمانی که توپ در اختیار حریف است نیز برنامه دارد.
فرگوسن می داند که حضور توس و برباتوف کنار رونی و رونالدو توان هجومی تیمش را دو برابر می کند، اما در صورت از دست دادن توپ، ضریب ضربه پذیری یونایتد بالا خواهد رفت. نتیجه این است که فرگوسن، اسکولز و برباتوف و توس را کنار خودش می نشاند و اندرسون و پارک را به عنوان دو نیروی دونده و بیشتر دفاعی تا هجومی در ترکیب می گذارد تا «گرایش» تیمش دو بعدی بماند؛ هم هجومی(با رونی و رونالدو) و هم دفاعی(با کریک و اندرسون و پارک.) و ما اینجا نشسته ایم و می خواهیم کره شمالی را در زمین خودش با تمام مهره های هنرمند و توپ محور خودمان ببریم.
قطبی باید نگاه خوشبینانه اش را تعدیل کند. وای که اگر گل اول را بخوریم...

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار