سه دهه از پیروزی انقلاب اسلامی میگذرد؛ انقلابی که معادلات جهانی را به کلّی به هم ریخت و همه طرحهای پیچیده دشمنان اسلام و معنویت را نقش بر آب کرد.
جنبشها و جریانات آزادیخواهانه فراوانی در سراسر جهان با الگو گرفتن از این انقلاب اسلامی و مردمی به زعامت مردی که مردی وامدار اوست (و این روزها به روزهای غمبار و توفان مصیبت ارتحال او نزدیک میشویم) به راه افتاد و خیمهگاه استعمار را در گردباد مخرّبی چنان گرفتار کرده که سه دهه است راهی برای برون رفت از آن نیافتهاند و با عربده التماس میکنند!
هیچ تردید نکنید که مهمترین عوامل پیروزی، به باور همه کسانی که ماهیت این انقلاب الهی را میشناسند، عبارت بودند از:
وجود رهبری هوشمند، متوکّل و دارای احساس عمیق اعتماد نسبت به مردم؛ ملّتی شجاع و با بصیرت و گوش به فرمان رهبر، وحدت کلمه همه اقشار مردم و اعتقاد راسخ همگانی به درستی راهی که در پیش گرفته بودند و التزام آنها به برپایی حکومتی متکی به آرای خود و منطبق بر دستورهای قرآن و بر پایه منویات اسلام.
واقعیت این است که حتی نخبگان جامعه اسلامی ما ممکن است از عمق این انقلاب و نتایج و آثار آن در جهان و اثرات آن بر دنیای استکبار و برکات آن برای ملّتهای آزادی خواه و مسلمان عالم تصویر کاملی نداشته باشند.
ما درست مثل ماهیها در آب از داشتن دیدی فراخ بر گستره انقلاب اسلامی محرومیم و کسانی که از بیرون این انقلاب را بدخواهانه یا خیرخواهانه رصد میکنند، میدانند چه رویداد بزرگی رخ داده است و جریان ریشهدار اندیشههای نورانی خمینی اکنون پس از سه دهه دارای چه عمق استراتژیکی است!
این همه مقدّمه بود تا در آستانه یکی از سرنوشتسازترین انتخابات پس از انقلاب ـ که لزوم انتخاب رئیسجمهوری معتقد به آرمانهای انقلاب و اندیشههای امام خمینی و رهبری کنونی حکیم انقلاب اسلامی و شجاع و مدبّر و آیندهنگر را ایجاب میکند، بگویم، کسانی که خود را در معرض انتخاب مردم قرار دادهاند، اگر در جریان نهضت اسلامی نقشی داشتهاند و اگر معتقد به اندیشههای امام و رهبری هستند و اگر دلسوز مردم و ملک و ملتند ( که انشاءالله همگی هستند) نباید برای جلب آرا و نظر مردم، سخنانی را بر زبان بیاورند که اساس اعتماد مردم را به چنین نظامی که دستاورد خون شهدا و صبوری جانبازان و آزادگان و وقار خانواده بزرگ شهدا و مفقودین و آزادگان و جانبازان عزیز است، خدشهدار کنند.
اگر کسی در این «جشنواره بزرگ مردمسالاری دینی» برای آنکه خود را اثبات کند، به گونهای سخن بگوید که خدمات همه خدمتگزاران مردم در سه دهه گذشته را نفی کند، بی بروبرگشت خواسته یا ناخواسته، آب به آسیاب دشمن میریزد و دانسته یا ندانسته، بلندگوی دشمن شده است، ولو آنکه گمان کند که از حنجره خود بهره میگیرد.
نباید برای مقامات زودگذر دنیا که باری است برای به زحمت به دوش کشیدن و به سلامت به مقصد رساندن و پاسخگوی خدا بودن، نه لقمه چربی برای بلعیدن یا تشک نرمی برای درغلتیدن و یا درّ غلتانی برای دزدیدن! جوری رفتار کنیم که جهنّمی شویم.
کاندیداهایی که ادّعایشان این است که برای رضای خدا و خدمت به مردم وارد این میدان شدهاند، چنانچه همه خدمات دولتهای گذشته و حال را نادیده انگاشته و یا خدای ناخواسته همه را به خیانت متّهم کنند، ملّت فهیم ایران که همیشه با آراءشان دشمن را شگفت زده کردهاند، چنین کاندیداهایی را با رأی خود پس خواهند زد.
دولت هاشمی رفسنجانی، کشور را با اقتصادی ویران از جنگ و بانک مرکزی با جیبی خالی و نفت 7 دلار و فرار همه سرمایههای کشور و در محاصره کینه دشمن، با تلاشی شبانهروزی از خطر رهانید و اگر تلاش آن دولت در بازسازی ایران ویران نبود، مطمئنا دستاوردهای امروز ایران خیال خامی بود در سری پر سودا و البتّه به دنبال این تمرکز بر سازندگی اقتصادی که ضرورت و اولویت آن روز کشور بود، از توجه به ابعاد دیگر، به ویژه در ابعاد فرهنگی و تا حدّی سیاسی بازماند که عوارضی را به کشور در این بخش تحمیل کرد که هنوز هم درمان نشدهاند.
دولت خاتمی هم برکات زیادی برای انقلاب اسلامی به همراه داشت؛ نخستین نکته، شکوه حضور مردم بود که دشمنی که داشت به مرزهای ما آرام آرام نزدیک میشد و خیالهای شومی در سر میپروراند، با دست قدرت الهی و همّت مردمی فداکار و وفادار به عقب راند و انقلاب ما را بیمه کرد، به گونهای که منافقین از به قول مقام معظّم رهبری «حماسه دوم خرداد» را به «فتنه خاتمی» تعبیر کردند. نکته بعد، باز کردن فضای سیاسی و رواج فرهنگ ارزشمند و اسلامی «گفتوگو» بود که او از آن به «گفتمان» یاد میکرد.
ضمن اینکه با وجود شعارهای سیاسی پررنگ در دوره اصلاحات، دولت خاتمی از بهبود شرایط اقتصادی کشور غافل نبود و بنای «صندوق ذخیره ارزی» در همین دوران گذاشته شد. مهمترین عارضه دوران اصلاحات هم که تا حدّی از پیامدهای باز کردن فضای سیاسی بود، رواج تندرویهای سیاسی و شکستن حرمت برخی بزرگان و تهاجم به برخی ارزشها بود که روشن است که هرگز مورد تأیید خاتمی نبود و به نوعی، ماحصل نیاز به بازتعریفی از آزادی و مرز آن با بی نظمی و تنش و آشوب بود که به درستی توسط نهادهای متعدّد و متنوّع فرهنگی و اجتماعی و انتظامی کشور تولید نشد و هنوز هم نشده است.
دولت احمدینژاد هم خدمات فراوان و بسیار ارزشمندی را به انقلاب اسلامی هدیه کرد؛ احیا و ترویج شعارهای اساسی انقلاب، محوری کردن بحث عدالت، رسیدگی به محرومان و نقاط دورافتاده، تلاش در راستای تقسیم بودجه و امکانات و اشتغال در همه استانهای کشور و تلاش برای دفاع قاطعانه و بی ملاحظه از دستاوردهای انقلاب در عرصههای جهانی، رواج فرهنگ دینی سادهزیستی و خشوع حاکمان در برابر مردم و سهمیه بندی بنزین که بسیاری دولتها حرف آن را زدند، ولی هیچگاه به سمت عملی کردن آن حرکت نکردند؛ از جمله دستاوردهای مهم دولت نهم است که شایسته تقدیر است.
به دنبال این عزم راسخ برای حرکت سریع به سمت پیشرفت و جلوگیری از اتلاف وقت برای خدمت، تعویض پیاپی مدیران عالی دولت و بی ثباتی مدیریتی، بها ندادن شایسته به مشورتهای دقیق و علمی و کارشناسانه، برانگیختن دشمنان به دشمنی و رنجاندن برخی دوستان که با کمی خوش سلیقگی و تدبیر و انعطاف میشد، از آنها جلوگیری کرد، بدبینی مردم به گذشته نظام در اثر شعارهای پردامنه مبارزه بافساد بدون ذکر مصادیق روشن و سرانجام فاسدان،... نیز از پیامدهای دولت نهم بود.
همچنان که میبینید، همه دولتهای ما هم خدمات فراوانی داشتهاند و هم نواقصی که البتّه خدمات آنها بسی فراتر از نواقصشان بوده است. در عین حال، روشن است که همه رؤسای جمهور ما تاکنون میتوانستند با سعه صدر بیشتر و تحمّل نظرات مخالف و بها دادن به نقدهای منصفانه و پرهیز از نگاه با عینک تیره به رؤسای جمهور گذشته و به کار گرفتن همه استعدادها، تجارب و شگردهای مدیریتی همه نیروهای لایق کشور و بی توجّهی به بازیهای آلوده سیاسی و دسته بندیهای کاذب و توجه و اعتقاد راسخ به شایسته سالاری، هم امکان اجرای برنامههای بلند مدّت برای پیشرفت کشور را فراهم آورند که متأسفانه در همین کشاکشهای بیهوده و به دلیل نفی گذشته توسط حال و نفی حال توسط آینده صدمات جدّی خورده است و هم حقیقتا بیش از این میتوانستند به این ملّت قدرشناس و کم توقّع و فداکار خدمت کنند.
امید است در این روزهای باقی مانده، کاندیداهای محترم با احترام به خدمات دولتهای گذشته و در عین حال نقد منصفانه عملکردها و ارایه راهکارهای اجرا شدنی برای رفع این نواقص، ایران اسلامی را که چشم و چراغ همه کشورهای اسلامی و همه مستضعفان عالم است و یادگار آن پیر سفر کردهای است که از فراز «جنّت المأوی» فکر، عمل و شاید حتی نیّتهای مسئولان نظام را رصد میکند، به اوج عزّت و اقتداری که شایسته نام ایران است، برسانند. انشاءالله...
یاد سهراب بخیر که میگفت: آب را گل نکنید! در فرو دست انگار کفتری میخورد آب ....