پسر جوانی که برای خرید خانه اجارهایشان دست به سرقتهای سریالی میزد، توسط پلیس شناسایی و دستگیر شد.
به گزارش اعتماد، چندی پیش ماموران پلیس در جریان وقوع کیفقاپیهای سریالی از مردم در جنوب پایتخت قرار گرفتند و رسیدگی به آن را آغاز کردند که در همان تحقیقات اولیه، سارق کیفقاپ دستگیر و به پلیس آگاهی منتقل شد.
پسر جوان پس از انتقال به پلیس آگاهی در بازجوییها به کارآگاهان گفت: از کودکی وضع مالی خوبی نداشتیم. پدرم در یک کارگاه کار میکرد و نمیتوانست خرج من و خواهرانم را بدهد تا اینکه ۹ سال پیش پدرم به دلیل سکته قلبی فوت کرد.
متهم ادامه داد: با مرگ پدرم سرپرست خانواده شدم. ما در تمام مدتی که پدرم زنده بود و حتی پس از مرگش در یک خانه اجارهای زندگی میکردیم و به آن خانه و محل زندگیمان عادت کرده بودیم. هرسال نیز صاحبخانه مبلغی به اجاره اضافه میکرد و اجازه میداد باز هم در آن خانه زندگی کنیم. اما چند ماه پیش صاحبخانه به منزل ما آمد و گفت که قصد فروش خانهاش را دارد و ما هم باید از آن خانه اسبابکشی کنیم.
او گفت: مادرم با شنیدن این موضوع خیلی ناراحت شد. او خاطرات زیادی در این خانه داشت و دل کندن از آنجا برایش سخت بود. به همین خاطر با صاحبخانه صحبت کردم تا اجازه دهد با اجاره بیشتر در آن خانه بمانیم اما او گفت به پول فروش خانه نیاز دارد. من هم تصمیم گرفتم پول خرید خانه را از هر راهی که شده فراهم کنم. به همین دلیل به فکر دزدی و کیفقاپی افتادم.
با اعتراف متهم، او با قرار قانونی روانه زندان شد و تحقیقات تکمیلی درباره جزییات سرقتها در دادسرای ناحیه ۱۶ تهران ادامه دارد.
به گزارش اعتماد، چندی پیش ماموران پلیس در جریان وقوع کیفقاپیهای سریالی از مردم در جنوب پایتخت قرار گرفتند و رسیدگی به آن را آغاز کردند که در همان تحقیقات اولیه، سارق کیفقاپ دستگیر و به پلیس آگاهی منتقل شد.
پسر جوان پس از انتقال به پلیس آگاهی در بازجوییها به کارآگاهان گفت: از کودکی وضع مالی خوبی نداشتیم. پدرم در یک کارگاه کار میکرد و نمیتوانست خرج من و خواهرانم را بدهد تا اینکه ۹ سال پیش پدرم به دلیل سکته قلبی فوت کرد.
متهم ادامه داد: با مرگ پدرم سرپرست خانواده شدم. ما در تمام مدتی که پدرم زنده بود و حتی پس از مرگش در یک خانه اجارهای زندگی میکردیم و به آن خانه و محل زندگیمان عادت کرده بودیم. هرسال نیز صاحبخانه مبلغی به اجاره اضافه میکرد و اجازه میداد باز هم در آن خانه زندگی کنیم. اما چند ماه پیش صاحبخانه به منزل ما آمد و گفت که قصد فروش خانهاش را دارد و ما هم باید از آن خانه اسبابکشی کنیم.
او گفت: مادرم با شنیدن این موضوع خیلی ناراحت شد. او خاطرات زیادی در این خانه داشت و دل کندن از آنجا برایش سخت بود. به همین خاطر با صاحبخانه صحبت کردم تا اجازه دهد با اجاره بیشتر در آن خانه بمانیم اما او گفت به پول فروش خانه نیاز دارد. من هم تصمیم گرفتم پول خرید خانه را از هر راهی که شده فراهم کنم. به همین دلیل به فکر دزدی و کیفقاپی افتادم.
با اعتراف متهم، او با قرار قانونی روانه زندان شد و تحقیقات تکمیلی درباره جزییات سرقتها در دادسرای ناحیه ۱۶ تهران ادامه دارد.