بین ذائقه فرهنگی و سیاسی مردم با واژههای رایج در فرهنگ واژگانی آنها، رابطه بسیار آشکار و نزدیکی وجود دارد. و میزان جذابیت و گوش نوازی و دل انگیزی واژهها، نشان آشکاری است از نوع نگاه مردم آن جامعه به فرهنگ و دانش و سایر ابعاد زندگی اجتماعی.
از همین منظر، رواج زیاد و پر بسامد واژههایی مثل دیالوگ، گفتمان، گفتگو، تعامل ومعادلهای دیگری از این دست نشان دهنده عقلانیت و غنای فرهنگی جامعه است.
نگارنده هم مثل بسیاری دیگر، پیش از دیدن مناظرههای انتخاباتی با شنیدن واژههای ذکره شده، نوعی شادمانی، هیجان و پویایی را در درون خویش حس میکرد. این شادمانی فقط به خاطر اهمیت و شعور نهفته در ذات دیالوگ و مناظره نیست، که ناشی از تجربه انتخاباتی سالهای گذشته هم میتواند باشد.
حتما خوانندگان این مقال، در طول انتخابات امسال به شیشههای مغازههای شهر و روستای خویش نگاه کردهاند ومتوجه شدهاند که امسال، عکسهای کاندیداها به خلاف همه ساله، بسیار بسیار کمتر در پشت شیشههای مغازه و اماکن جمعی و خصوصی نصب شده بود. و مردم یک باره از نمایش تبلیغات سنتی و کهن به سمت شیوهها ی مدرن و جدیدتر علاقه نشان دادند. و این سریال مناظرههای انتخاباتی، نخستین تجربه در این سطح و در کشور ما بود.
لطف دیدن و کالبد شکافی مناظرهها هم در همین است. شما با یک پدیده نو روبرو هستید که از هرگونه تقلید ـ لااقل از نوع بومی اش ـ به دور بود.
یک نمایش کاملا ایرانی بود با مخاطبانی آشنا که میخواستند یک رویکرد تبلیغاتی ـ انتخاباتی جدید را تجربه کنند. صرف نظر از اینکه تک تک منظرهها، گفتهها و نگفتههای بی شمار و با شماری داشت اما یکی شان خیلی به دل مردم نشست. تکرار میکنم « به دل مردم نشست ».
مناظره ی آقایان رضایی و احمدی نژاد، که آخرین مناظره هم بود، طعم شیرین دیالوگ و گفتگو را بر کام ایرانیان اهل فرهنگ نشاند . بی تردید و بنا به دلایل زیر، قهرمان و برنده اصلی این بخش از سلسله مناظرات، « دکتر محسن رضایی » بود.
1- پیمودن یک مشی و تفکر منسجم و اصولی در تمام مناظره ها
2- استواری در بحث و ارائه ی ایده
3- متانت دربیان کلام و معنا
4- ابهت در ادای کلمه
5- احترام به درک و فهم مخاطبان تلوزیونی
6- تواضع در برابر پسند مردم و...
به طوری که همه ما ازبسیاری شنیده و میشنویم که با دیدن این دیالوگ نجیب و پخته به کاندیدای اصلح رسیدند و دکتر رضایی را یا به تازگی انتخاب کردند یا جانشین گزینه قبلی خود کردند.
از همین منظر، رواج زیاد و پر بسامد واژههایی مثل دیالوگ، گفتمان، گفتگو، تعامل ومعادلهای دیگری از این دست نشان دهنده عقلانیت و غنای فرهنگی جامعه است.
نگارنده هم مثل بسیاری دیگر، پیش از دیدن مناظرههای انتخاباتی با شنیدن واژههای ذکره شده، نوعی شادمانی، هیجان و پویایی را در درون خویش حس میکرد. این شادمانی فقط به خاطر اهمیت و شعور نهفته در ذات دیالوگ و مناظره نیست، که ناشی از تجربه انتخاباتی سالهای گذشته هم میتواند باشد.
حتما خوانندگان این مقال، در طول انتخابات امسال به شیشههای مغازههای شهر و روستای خویش نگاه کردهاند ومتوجه شدهاند که امسال، عکسهای کاندیداها به خلاف همه ساله، بسیار بسیار کمتر در پشت شیشههای مغازه و اماکن جمعی و خصوصی نصب شده بود. و مردم یک باره از نمایش تبلیغات سنتی و کهن به سمت شیوهها ی مدرن و جدیدتر علاقه نشان دادند. و این سریال مناظرههای انتخاباتی، نخستین تجربه در این سطح و در کشور ما بود.
لطف دیدن و کالبد شکافی مناظرهها هم در همین است. شما با یک پدیده نو روبرو هستید که از هرگونه تقلید ـ لااقل از نوع بومی اش ـ به دور بود.
یک نمایش کاملا ایرانی بود با مخاطبانی آشنا که میخواستند یک رویکرد تبلیغاتی ـ انتخاباتی جدید را تجربه کنند. صرف نظر از اینکه تک تک منظرهها، گفتهها و نگفتههای بی شمار و با شماری داشت اما یکی شان خیلی به دل مردم نشست. تکرار میکنم « به دل مردم نشست ».
مناظره ی آقایان رضایی و احمدی نژاد، که آخرین مناظره هم بود، طعم شیرین دیالوگ و گفتگو را بر کام ایرانیان اهل فرهنگ نشاند . بی تردید و بنا به دلایل زیر، قهرمان و برنده اصلی این بخش از سلسله مناظرات، « دکتر محسن رضایی » بود.
1- پیمودن یک مشی و تفکر منسجم و اصولی در تمام مناظره ها
2- استواری در بحث و ارائه ی ایده
3- متانت دربیان کلام و معنا
4- ابهت در ادای کلمه
5- احترام به درک و فهم مخاطبان تلوزیونی
6- تواضع در برابر پسند مردم و...
به طوری که همه ما ازبسیاری شنیده و میشنویم که با دیدن این دیالوگ نجیب و پخته به کاندیدای اصلح رسیدند و دکتر رضایی را یا به تازگی انتخاب کردند یا جانشین گزینه قبلی خود کردند.