مردی که متهم است پنج سال قبل همسرش را به قتل رسانده در جلسه محاکمه اتهامش را انکار کرد.
به گزارش جوان، متهم پرونده مردی 35 ساله به نام داریوش است که از 17 آبان ماه سال 89، به اتهام قتل همسرش در بازداشت به سر میبرد. این مرد روز گذشته از زندان به شعبه 10 دادگاه کیفری یک استان تهران منتقل شد تا پاسخگوی اتهام خود باشد.
ابتدای جلسه نماینده دادستان از هیئت قضایی برایش درخواست مجازات قانونی کرد. او گفت که محتویات پرونده نشان میدهد که داریوش مرتکب قتل شده است. بعد از آن اولیای دم در جایگاه قرار گرفتند. در حالی که مادر مقتول برای متهم درخواست قصاص کرد، پدر مقتول داماد خطاکار را بخشید و گفت که خواستهاش دریافت دیه است.
مادر مقتول به هیئت قضایی گفت، داریوش معتاد است و سر همین موضوع با دخترم اختلاف داشت و دخترم را کتک میزد و سرانجام او را کشت. من حاضر به گذشت از او نیستم و اگر قانون متهم را قصاص نکند، خواستهام دریافت دیه است. بعد از آن فرهاد، پسر متهم در جایگاه ایستاد و حرفهای پدربزرگ و مادربزرگش را رد کرد.
او گفت: پدر من مرد خوبی است. در مدتی که با مادرم زندگی میکرد، همیشه احترام او را حفظ میکرد و به من هم تأکید میکرد که در خانه به مادرم احترام بگذارم. پدر من معتاد نیست و با مادرم هم اختلافی نداشت.
وی در توضیح روز حادثه گفت: کلاس دوم راهنمایی بودم. آن روز از مدرسه برگشتم و در زدم اما مادرم در باز نکرد. بالاخره از پشتبام وارد خانه شدم و متوجه شدم که مادرم کشته شده است. ترسیدم. کنار جسد نامهای پیدا کردم، متن نامه به دستخط مادرم بود که با من خداحافظی کرده بود. بعد با پدر و بستگانم تماس گرفتم.
قاضی سؤال کرد: شما در اظهارات قبلیتان در تحقیقات گفتهاید که نامه به دستخط مادرتان نبود و پدرتان قاتل است. فرهاد جواب داد: تمام حرفهایی که در جلسه قبلی دادگاه گفتم دروغ بود. آن حرفها را مادربزرگم به من آموزش داد اما پدر من بیگناه است.
داریوش اما وقتی در جایگاه ایستاد، اتهام خودش را انکار کرد و گفت: من همسرم را نکشتهام. ما با هم رابطه خوبی داشتیم. من او را خیلی دوست داشتم و به زندگیام متعهد بودم و اصلاً سراغ مواد مخدر نرفتهام.
متهم در شرح روز حادثه گفت: ساعت 7 مثل همیشه خانه را ترک کردم و به محل کارم رفتم. ظهر بود و مشغول کار بودم که پسرم تماس گرفت و من را از ماجرا باخبر کرد.
قاضی سؤال کرد: شما در اظهارات قبلیتان نزد بازپرس به جرم خود اقرار کردهاید و اظهارات کنونی شما با اظهارات قبلیتان کاملاً متناقض است. در این باره چه توضیحی دارید؟ متهم جواب داد: قبول ندارم. من آن اظهارات را تحت فشار مأموران گفتهام.
قاضی بعد از شنیدن آخرین دفاع متهم و وکیل مدافع او، ختم جلسه را اعلام کرد و با اعضای دادگاه وارد شور شد.
به گزارش جوان، متهم پرونده مردی 35 ساله به نام داریوش است که از 17 آبان ماه سال 89، به اتهام قتل همسرش در بازداشت به سر میبرد. این مرد روز گذشته از زندان به شعبه 10 دادگاه کیفری یک استان تهران منتقل شد تا پاسخگوی اتهام خود باشد.
ابتدای جلسه نماینده دادستان از هیئت قضایی برایش درخواست مجازات قانونی کرد. او گفت که محتویات پرونده نشان میدهد که داریوش مرتکب قتل شده است. بعد از آن اولیای دم در جایگاه قرار گرفتند. در حالی که مادر مقتول برای متهم درخواست قصاص کرد، پدر مقتول داماد خطاکار را بخشید و گفت که خواستهاش دریافت دیه است.
مادر مقتول به هیئت قضایی گفت، داریوش معتاد است و سر همین موضوع با دخترم اختلاف داشت و دخترم را کتک میزد و سرانجام او را کشت. من حاضر به گذشت از او نیستم و اگر قانون متهم را قصاص نکند، خواستهام دریافت دیه است. بعد از آن فرهاد، پسر متهم در جایگاه ایستاد و حرفهای پدربزرگ و مادربزرگش را رد کرد.
او گفت: پدر من مرد خوبی است. در مدتی که با مادرم زندگی میکرد، همیشه احترام او را حفظ میکرد و به من هم تأکید میکرد که در خانه به مادرم احترام بگذارم. پدر من معتاد نیست و با مادرم هم اختلافی نداشت.
وی در توضیح روز حادثه گفت: کلاس دوم راهنمایی بودم. آن روز از مدرسه برگشتم و در زدم اما مادرم در باز نکرد. بالاخره از پشتبام وارد خانه شدم و متوجه شدم که مادرم کشته شده است. ترسیدم. کنار جسد نامهای پیدا کردم، متن نامه به دستخط مادرم بود که با من خداحافظی کرده بود. بعد با پدر و بستگانم تماس گرفتم.
قاضی سؤال کرد: شما در اظهارات قبلیتان در تحقیقات گفتهاید که نامه به دستخط مادرتان نبود و پدرتان قاتل است. فرهاد جواب داد: تمام حرفهایی که در جلسه قبلی دادگاه گفتم دروغ بود. آن حرفها را مادربزرگم به من آموزش داد اما پدر من بیگناه است.
داریوش اما وقتی در جایگاه ایستاد، اتهام خودش را انکار کرد و گفت: من همسرم را نکشتهام. ما با هم رابطه خوبی داشتیم. من او را خیلی دوست داشتم و به زندگیام متعهد بودم و اصلاً سراغ مواد مخدر نرفتهام.
متهم در شرح روز حادثه گفت: ساعت 7 مثل همیشه خانه را ترک کردم و به محل کارم رفتم. ظهر بود و مشغول کار بودم که پسرم تماس گرفت و من را از ماجرا باخبر کرد.
قاضی سؤال کرد: شما در اظهارات قبلیتان نزد بازپرس به جرم خود اقرار کردهاید و اظهارات کنونی شما با اظهارات قبلیتان کاملاً متناقض است. در این باره چه توضیحی دارید؟ متهم جواب داد: قبول ندارم. من آن اظهارات را تحت فشار مأموران گفتهام.
قاضی بعد از شنیدن آخرین دفاع متهم و وکیل مدافع او، ختم جلسه را اعلام کرد و با اعضای دادگاه وارد شور شد.