قدس؛ مدیرعامل باشگاه ابومسلم گفت: من مدیر فنی تیم فوتبال هستم و ریاست کمیته فنی را نیز برعهده دارم. حسین قاسمی در مورد تشکیل کمیته فنی باشگاه ابومسلم اظهار داشت: رضا احدی، یحیی گل محمدی، مارکار آقاجانیان و عارف محمدوند اعضای کمیته فنی هستند و من هم ریاست این کمیته را بر عهده دارم و خودم مدیر فنی ابومسلم هستم. مدیرعامل باشگاه در مورد بدهی ها و مشکل تعلیق ابومسلم گفت: به کمیته انضباطی فدراسیون رفتم و این مشکل حل شد. به من گفتند مبلغی از سازمان لیگ طلبکاریم و می توان با آن بدهی های باشگاه را تسویه کرد. به این ترتیب در این زمینه دغدغه ای نداریم.
وی در مورد بی نتیجه بودن مذاکره با جاسم محمد غلام مدافع عراقی عنوان کرد: این بازیکن امروز به دفتر من خواهدآمد و پیش پرداخت مورد نظرش را پرداخت می کنیم و مشکلی در زمینه جذب وی نداریم. صلاح حسن مهاجم عراقی نیز روز آینده به تهران خواهد آمد.
ابومسلم امروز به کجا می رود؟ آنها با این وضعیت می تواند به جایی برود یا باید منتظر سقوطش بود؟ اینها ساده ترین و در عین حال کلیدی ترین سؤالهایی است که این روزها ذهن علاقه مندان به این باشگاه بی نوا را به خود مشغول کرده است.
امروز به هر قسمت از این باشگاه (در به کار بردن کلمه باشگاه برای ابومسلم تردید زیادی دارم) نگاه می کنیم پر از آنارشی و سردرگمی است. آنارشی یعنی اینکه نه وظایف مشخص است و نه مکانها. کارکنان و بازیکنان ابومسلم امروز نمی دانند مافوقشان بنی اسد است یا قاسمی؟ هواداران هم البته نمی دانند که باید شکایت به چه کسی برند؟ به مدیرعامل یا به رئیس هیأت مدیره؟ که در ابومسلم رئیس هیأت مدیره حتی در کار انتقال بازیکنان هم دخالت می کند، که در ابومسلم، مدیرعامل خودش آستین بالا می زند و به جای مدیر روابط عمومی با رسانه ها لابی می کند. که در ابومسلم دلالهای بزرگ سرمربی می آورند و بازیکن ارائه می کنند.
بدبینانه است که ادعا کنیم راهبرد مشکی پوشان برای روزهای پیش رو را دلالها تبیین می کنند و قاسمی و بنی اسد به جای رجوع به اهالی فن پای میز مذاکره با کار چاق کن ها می نشینند. بدبینانه است این انگاره ها، اما از واقعیت هم دور نیست. به پرونده نقل و انتقالات بازیکنان ابومسلم نگاه کنید.
از چارچوب دروازه تا نوک حمله و حتی روی نیمکت این تیم از شاه مهره ها خالی شده و جای آنها را بازیکنان درجه چندم پر کرده اند. هوشنگ لوینیان، فرشاد بهادرانی، پژمان جمشیدی، مجتبی سرآسیابی و... مثلاً شکارهای تابستانی آقایانند!
کدام یک از این شکارها در طول فصل گذشته در لیگ برتر ستاره تیم هایشان بودند؟ اصلاً کدام یک از آنها در طول لیگ فرصت بازی آنچنانی پیدا کردند؟ آنها اغلب یا مصدوم بودند یا نیمکت نشین. این یعنی ابومسلم شاه مهره هایی چون بائو و گردان و جواد رزاقی و... را داده و به جایشان بازیکنان واپس زده دیگر تیمها را جذب کرده است.
این یعنی دلالها توانسته اند بازیکنان باد کرده روی دستشان را وارد مجموعه ابومسلم کنند و این یعنی مدیران ابومسلم بازهم در فصل نقل و انتقالات نمره منفی گرفتند. درست مثل سال قبل و درست مثل تمام سالهایی که مشکی پوشان شده بودند شکارگاه دیگر تیمها.
اما چرا مدیران ابومسلم به این سادگی در آزمون تابستانی رفوزه می شوند؟ جواب را باید در لایه های بالایی قدرت در این تیم جستجو کرد. جایی که اختلاف و ضعف در مدیریت و البته بی اعتمادی بیداد می کند.
پیدا کردن پورمهدی در میان این همه سرمربی با تجربه و آشنا به علم روز در لیگ و حتی در خراسان شاهکاری بود که تنها از عهده یک مدیریت ناکارآمد برمی آمد. در خصوص جذب بازیکنانی که دیگر تیمها عذرشان را خواسته بودند هم دقیقاً همین نظریه صدق می کند.
می خواهم بگویم اینکه هواداران برای نجات تیم محبوبشان دست به دامان رئیس جمهور و معاونین و استاندارش می شوند همین را نشان می دهد که مدیریت ابومسلم با دست خودش دارد آخرین میخ ها را برتابوت این تیم می کوبد. حال آقایان با جیب خالی و این همه ادعای واهی از جان این زمین خورده رو به موت چه می خواهند؟ خدا می داند و بس.
هواداران به تعداد سهام رد و بدل شده بین آقایان کاری ندارند. آنها حتی به بی اعتمادی آقایان نسبت به یکدیگر و حتی لابی های دشمنان دوست نما هم کاری ندارند. آنها تیمی می خواهند که حتی با حداقل ها آبروداری کند و بدون حاشیه و جنجال در لیگ جولان دهد. آنها نمی خواهند که به واسطه ادعاهای خنده دار و خلف وعده مدیران تیم انگشت نما شوند و سرشکسته. آنها نمی خواهند احساساتشان جریحه دار منفعت طلبی دلالان شود.
همین هم هست که به رئیس جمهور نامه می نویسند و خواستار عزل مدیران ناکارآمد می شوند. آنها به حق دنبال مطالبات حداقلی خود هستند که امروز پایمال شده و زورشان نمی رسد تنهایی احقاقش کنند که دیگر امیدی به آقایان پرادعا ندارند.
آنها امیدوارند با این عریضه نویسی های بی تکلف مسؤولانی که دم از مردم مداری می زنند بغض فرو خورده آنها را لمس کنند و برای حداقل خواسته شان طرحی نو دراندازند.
