هوشنگ ابتهاج: شک دارم تا صد سال دیگر زبان فارسی بماند
مخالف آمیخته شدن معقول زبان فارسی با دیگر زبانها نیستم، چون اصلاً زبان خالص در هیچ جای دنیا ندارید... چند نفر دیگر صد سال دیگر میتوانند حافظ بخوانند؟ بهترین شعرم، شعری است که دلم میخواهد بگویم اما هنوز نگفتهام! با انتقادی که ما از او میکردیم، شاملو حق داشت تفنگ بردارد و همه ما را بکشد!... حالا فضا پر از عداوت و حسد و کینه است.

هوشنگ ابتهاج با یادآوری برخی خاطرات سالهای گذشته، درباره بهترین شعری که از میان اشعارش میتواند معرفی کند، با تواضع
نامرسوم در این دوران معاصر تأکید کرد: شعری که دلم میخواهد بگویم اما
هنوز نگفتهام!به گزارش «تابناک»، امیر هوشنگ ابتهاج، متخلص به «ه. ا. سایه» به تازگی در حاشیه دیدار با شاعران و نویسندگان افغانستانی که برای برگزاری شب بخارا به ایران سفر کرده بودند، گفت و گویی داشته که در ویژه نامه نوروزی اعتماد منتشر شده است؛ گفت و گویی که حاوی حرفهای تازه برجستهترین شاعر زنده ایرانی است.
استاد هوشنگ ابتهاج در این گفت وگو درباره سبک شعری، شاعر افغانستانی دوران معاصر، همراهیاش با گروهی از شاعران از جمله سیاوش کسرایی و دوران گذشته و همچنین از اشعارش سخن به میان آورده است. گزیدههای این گفت و گو را در «تابناک» میخوانید:

- (درباره چرایی طرفداران زیاد شعر ابتهاج در دیگر کشوهای فارسی زبان) شاید، چون یک مقدار از مصائبی که ما داریم با این کشورها مشترک است؛ یعنی ما دردهای مشترک و آرزوهای مشترک داریم. آرزوهای بشری و انسانی، آرزوهای کلی که متعلق به همه جوامع است. به هر حال، مشکلات و گرفتاریهایی که ما در ایران داریم حتماً در افغانستان هم هست، در تاجیکستان هم هست. به طور کلی در ممالک دیگر هم هست، منتها زبان در میان این کشورها که نام بردم مشترک است. خب تا حدی این همزبانی و دردها و آرزوهای مشترک، باعث شکل گرفتن روابط میشود؛ اما البته به صورت الهام و پیام غیبی این روابط محکم و مستمر نخواهد شد، مگر اینکه روابط ادبی و ارتباط به گونهای باشد که کشورها از اتفاقات فرهنگی هم درست و حسابی خبر داشته باشند.
- مجموعاً زبانی که این روزها شاعران افغانستان در پیش گرفتهاند زبان محاورهای امروز هست و در ایران هم عدهای از جوانان همین کار را میکنند. اگر بخشی از شعرشان به این زبان باشد، باعث توسعه دادن زبان میشود؛ اما اگر همه شعر به این زبان باشد، در معرض خطر خواهد بود، برای آنکه هنوز این زبان عامه و زبان محاورهای تثبیت نشده و شاعران و نویسندگان فارسی زبان چه در ایران و افغانستان و هر جای دیگر نباید ارتباط خود را با سرچشمههای اصیل زبان فارسی قطع کنند. زبان کلاسیک ما به مرور تثبیت شده و با کمک گرفتن از زبان نواحی مختلف به این شکل درآمده است. خوشبختانه زبان ما توانسته با گذشت بیش از هزار سال خود را زنده نگه دارد.
- همه چیز اقوام ایران گنج است؛ زبانشناسان، آداب و رسومشان، داستانها و فولکلورشان، موسیقیشان... اینها گنجینههای بشری است. بحث این نیست که شما تعصب داشته باشید که فقط در ایران این جریان است. فرض کنید در یک جزیره دورافتاده در اقیانوس آرام یک قبیلهای هست. اینها بخشی از گنجینه بشری هستند؛ عادات، زبان و همه کارهایشان. اینها وقتی از بین برود، یک چیزی از آدمیزاد و از تاریخ آدم کم شده است. تعصب ایرانی و آمریکایی بودن و... نیست. اما زمانه و امکانات به شکلی شده که اوضاع دگرگون شده است.
- در ایران کمتر از صد سال پیش شروع به جمع آوری ترانههای محلی کردند، حتی آن موقع هم دیر بود و آنچه جمع شد همه این ترانهها نبود. مثلاً مردم شیراز ترانه «مستم مستم» را با تنظیم روبیک گریگوریان میخوانند. ایشان این را برای یک ارکستر و دسته کر نوشته بودند، حتی دیگر شیرازیها هم این ترانه قدیمی را با آن تنظیم گریگوریان میخوانند. یعنی یک شخصی رفته آن تصنیف را برداشته، به شیوهای دیگر برای گروه کر نوشته، حالا همه ناچار شدند که این ترانه را به همین شکل غیرعادی بخوانند. در نتیجه این ترانه محلی و ملی ضربش عوض شده است.
- راستش را بخواهید من شک دارم تا صد سال دیگر زبان فارسی ما بماند. همه زبانها در حال از بین رفتن هستند و انگلیسی دارد جایشان را میگیرد. زبان عمومی اینترنت انگلیسی است و شما بخواهی یا نخواهی باید با آن زبان کار کنید. همین حالا نگاه کنید که در زبان فارسی چقدر کلمه غیرفارسی مربوط به تکنولوژی داریم. خب 100 سال دیگر خدا میداند چه میشود. چند نفر دیگر صد سال دیگر میتوانند حافظ بخوانند؟

مرتضی کیوان، احمد شاملو، نیما یوشیج، سیاوش کسرایی و هوشنگ ابتهاج (ه.ا.سایه)
- (در پاسخ به معرفی برترین شعر از میان اشعار سایه) شعری که دلم میخواهد بگویم اما هنوز نگفتهام! باور کنید... راستش موقعیت فرق دارد. یک روز از شما میپرسند بهترین بیتی که از حافظ سراغ دارید کدام است؟ امروز یک چیزی میگویید فردا یک بیت دیگر را میگویید. برای خود من هم پیش آمده است. مثلاً روزی فکر کردهام فلان بیت حافظ بهترین است، فردایش فکر کردهام و بیت دیگری را انتخاب کردهام. آن موضوع امروز است، فردا موضوع دیگری است. شما امروز از یکی از بچههایتان دلخور هستین اما فردا هم او تا بگوید مثلاً بینیام میخارد شما ناراحت میشوید. من نمیتوانم یکی را انتخاب کنم، نمیدانم نمیشود گفت. واقعاً نمیدانم.
- (درباره مجموعه منتخب اشعارش توسط دکتر شفیعی کدکنی) یک بار دکتر شفیعی آمد آلمان به من گفت: «سایه کتابهای خودت را داری؟» گفتم: «نه بعضیهایش را اینجا دارم، بعضیها را در ایران دارم و بعضیها را اصلاً ندارم!» واقعاً هم همین طوری بود. گفت: «من اشعارت را حفظ هستم. یک کاغذ و قلم به من بدهید.» از روی حافظه اسم شعرها را نوشت. وقتی آمدم تهران یک روز در خانهاش بودیم و آقای کیاییان هم آنجا بود. به من گفت «این منتخب را بده آقای کیاییان چاپ کند». بعد دیدم دستپاچه شده و میگوید من فلان شعر را از قلم انداختم. غزل «امشب به قصه من گوش میکنی» در انتخاب شفیعی نیست. بعد دستپاچه شده بود و میگفت چطور من این را از قلم انداختم.
- من اگر سلیقه امروزم باشد، بیش از دو سوم شعرهایی که چاپ کردم دیگر چاپ نمیکنم. بعضیها فکر میکنند من دارم شوخی میکنم یا خودم را لوس میکنم که مثلاً فلان شهر را میگذاشتم کنار، ولی من درجه بندی و دلایل فنی دارم.
- (درباره سیاوش کسرایی و جمعی که برای او شعر میخواندند و سایه اظهارنظر میکرد) جمعی بودیم که هیچ به جمعهای امروز شباهت نداشت. در یک جمله بگویم با همه گوناگونی که داشتیم برای هم میمردیم. سلیقه و شیوه شعرمان با هم فرق میکرد. باورهای اجتماعیمان با هم فرق داشت. سلیقه زندگی شخصی و رفتارمان با هم یکی نبود. طبیعی هم هست؛ بعضیها هم به کلی متضاد و مخالف بودیم، ولی هیچ یک از اینها باعث نمیشد از هم دور باشیم.
- حتی به اعتبار پشتوانه دوستی که با هم داشتیم با شدت و بیرحمی از هم انتقاد میکردیم اما این باعث نمیشد قهر کنیم و دشمن همدیگر شویم. مثلاً من خاطرم هست شاملو شعری سروده بود برای واقعهای که در تهران اتفاق افتاده... قطرههای بلوغ از لمبرهای خیابان بالا میرفت... حالا فکر میکنم میبینم عجب فضایی داشتیم! با انتقادی که ما از او میکردیم، او حق داشت تفنگ بردارد و همه ما را بکشد؛ آنقدر که انتقادهای ما شدت داشت اما هرگز به دوستی ما صدمه نخورد. آن شعر شاملو در آن زمان برای روشنفکرها هم قابل فهم نبود. ما بحث میکردیم و میگفتیم آخر این شعر را برای چه کسی گفتهای؟! منظورم این است که به پشتوانه رفاقت توانستیم شدیدترین مخالفت را با هم داشته باشیم و بر عکس آن هم بود و او به من میگفت، چرا فلان شعر را اینگونه گفتی و این شیوه را پیاده کردی. آن فضا دیگر هرگز به وجود نیامد. حالا متأسفانه فضا پر از عداوت و حسد و کینه است.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
دلایل ضعف زبان فارسی بنظر من اینها هست که امیدوارم منتشر کنید با اینکه طولانی هست:
1- آموزش و پرورش: آموزش و پرورش کاملا بچهها رو بیسواد بار میاره. هر روز هم یه مدل جدید برای نوشتن اختراع میکنه مثلا میگه بنویسید خانه ی ما بجای نوشتن خانۀ ما و دلیلش میشه "چون همزه بکار بردن اشتباه هست و فارسی نیست" در حالی که اصلا این حرف همزه نیست بلکه همان ی هست که برای راحتی بیشتر کوچک شده و به بالای ه رفته هست. (همزه به هیچ وجه در عربی ی خوانده نمیشود). مثال دیگه جدانویسی کلمات هست در حالی که وقتی یک کلمه رو میخواهیم بنویسیم باید سرهم بنویسیم مثلا میروم نه میروم و از نیمفاصله برای لغاتی که قابلیت سرهمنویسی را ندارند استفاده میکنیم مثل بچهها. (در بعضی جاهای دیگر هم میشه از نیمفاصله استفاده کرد که بحث مفصل میشود)
2-فرهنگستان زبان: دلیل دیگه همین فرهنگستان هست. فرهنگستان که باید واژههای جدید رو تولید کنه یا بشدت دیر عمل میکنه و یا کلماتی نامفهوم با کجسلیقگی بسیار انتخاب میکنه. مثلا بجای پلیمر واژه بسپار رو انتخاب کرده (یعنی بسی پاره) یا هزاران مثال دیگه، که واقعا معلوم نیست چطور این لغات را پیدا میکنن.
3- صدا و سیما: ضعف در برنامهسازی صدا و سیما باعث شده مردم به ماهواره روی بیارن و همین هم باعث تضعیف فارسی میشه، چرا که حتی شبکههای فارسی خارجی هم بدرستی فارسی رو بکار نمیبرن و خودش باعث میشه مردم به بد بکار بردن ربان فارسی عادت کنن و فارسی لطمه ببینه.
4- مردم: مردمی که ارزش زبان فارسی رو ندونن چطور میتونن از زبان فارسی حفاظت کنن. مطمئن باشید فارسی اگر از بین بره ایرانی دیگر وجود نخواهد داشت چون فارسی عامل یکپارچگی ایران در تاریخ بوده و اگر فارسی وجود نداشت ما بعد از پیچهای تاریخی مثل حمله اسکندر یا اعراب و یا مغول دیگه وجود نداشتیم. مردم باید بفهمن که تمام لهجههای موجود همه یک زبان هست نه چندین زبان و همین عامل یکپارچگی هست.
5- تعصبات کور: بعضیها میگن که خیلی از لغات فارسی عربی هست و باید پالایش بشه و بدبختی اونجا شروع میشه که بجای مثلا کلمه انتخاب از choice استفاده میکنه در حالی که خیلی از لغاتی که از عربی وارد زبان فارسی شده، شاید هزار سال هست که در زبان فارسی هست و اگر هم بخواد جایگزین بشه بدترین انتخاب اینه که از زبانی که به شدت بیگانه هست واژهای رو جایگزین کنن. اینکار باعث میشه لغاتی که حتی معادل فارسی هم دارن، مثل base که پایه معادلش هست، به همان صورت بکار برده بشه و همینطور دست کسی که میخواد لغت نویی را بسازه با حذف لغات ریشهدار عربی بسته میشه.
6- عقب بودن در فناوری: متاسفانه بسیاری از فناوریها وارداتی هستند و به همین خاطر نامی هم که دارند وارداتی هستن. رشد علمی همیشه به تقویت زبانی که در آن علم رشد کرده منجر شده. البته در حال حاضر بهتر هست فرهنگستان واژههای درست رو معادلسازی کنه ولی باید به فکر پیشرفت در علوم مختلف نیز باشیم.
تابی جون از وقتی نظرات خوانندگان رو میخونم خیلی غلط می نویسم چون آدم چیزی که می بینه تو ناخودآگاهش ثبت میشه
مثلا توجیه رو توجیح می نویسم یا اشتباهات ديگه
کاش یه نرم افزاری بذارید رو سایت که اشتباهات رو خودکار اصلاح کنه و درستشو منتشر کنه یا حداقل اصلاح بشه......سپاس
جنبه انتقاد داشتن بهترین بخش این مصاحبه بود. در جمعهای امروزی تحملها خیلی کم شده و انتقاد و اعلام ضعفهای کار جای خود را به چاپلوسی یا سکوت داده. در نتیجه هیچ کسی پیشرفت نمیکنه و شاملوی جدیدی درست نمیشه.
دير است گاليا!به ره افتاد كاروان عشق
تنها راه نگهداری و زنده ماندن زبان پارسی آنست که همانگونه که واه های بیگانه آرام آرام وارد زبان ما شده اند ، آنها را آرام ارام بزداییم . صدا و سیما و آموزش و پرورش و اداره های دولتی بیشترین مسئولیت را دارند . برای نمونه بایستی آموزش و پرورش هر سال 20 واژه بیگانه را از کتابهای درسی برداشته و با واژه های پارسی جایگزین نماید . صدا و سیما هم هر سال بکوشد از کاربرد 20 واژه بیگانه خودداری و از واژگان پارسی را به کار گیرد . در اداره ها هم می توانند در بخش Auto correct نرم افزار word تمام این 20 واژه را نوشته که اگر کاربری ناخودآگاه آنها را بکار برد ، بطور خودکار آنها جایگزین شوند . برای نمونه از ابتدای سال به جای وازه های سئوال و جواب واژه های پرسش و پاسخ بکار گرفته شود . به جای متشکرم از واژه سپاسگزارم ، و .... راستی چرا نباید به جای ابدان مطهر بگوییم پیکرهای پاک ؟
پیشرفت های خیره کننده غرب در عرصه ی علم و فن آوری جایی برای عرض اندام زبان های دیگر نگذاشته است .قدرت علم را باور کنیم.
باعث تاسف
چنین نظری از چنین اسطوره ای
دلخور شدم
نباشد بهتر است مایه بدبختی است،
اگر بدبختی برو خارج از ایران تا ما هم از دست امثال شما راحت بشیم.
شاید خیلی ها به این حرف بخندند ولی درست است.
تا دویست سال قبل زبان رسمی و دیوانی مردم هندوستان فارسی بود و شاعران فراسی زبان زیادی انجا بودند ولی استعمار انگلستان با گرفتن این زبان از آنها درواقع فرهنگ شجاعت و تمامی کتابهای باستانی آنها را از انها گرفت و توانست سلطه کاملی بر انها داشته باشد.
شک نکن و یقین بدار تا هزار سال دیگر هم زبان فارسی هست و می درخشد
بسیار عالی
بنده که کمی ترجمه میکنم، با ضعف شدید زبان فارسی مواجهم. ادبیات شبکه های اجتماعی هم شده اند قوز بالای قوز.
ایشان بخشی از حیات ادبی ما هستند . ایشان هم گنج ادب فارسی ست مسئولان دریابند ...
یاد این بزرگان همیشه جاوید خواهد ماند
متاسفانه بیشتر اصطلاحات واژه های روز مره و همچنین نام های تجاری ، بر گرفته از نام های اروپایی و غربیست با این تفاوت که کیفیت علی رغم اسم هم پایین تر است
وقتی که همزمان سه گرامر مختلف (فارسی و عربی و انگلیسی) در دبیرستان و راهنمایی بالاجبار به دانش آموزان تدریس میشود و اکثریت دانش آموزان بخاطر دو تا درس دیگر حتی از زبان مادری خودشان (فارسی) خسته و دلزده میشوند یکصد سال هم کمتر طول خواهد کشید تا این پیش بینی اتفاق بیافتد.
نظام آموزشی بدرد نخور و منسوخ و غیر علمی تنها علت این مشکل شاید باشد.
استاد نگران نباشید. من عاشقم و به زبان فارسی سخن میگویم. سوز دلم را مینگارم و فارسی نجات مییابد.
فارسی نه پارسی..
چه خوب!!!
چی چه خوب؟؟
پیشنهادی به دولت محترم میدهم وان اینست که بمنظور پاسداشت زبان فارسی
وجلوگیری از رشد زبانهای محلی در استانها
کارمندان دولت مجبور باشند در محیط اداره با زبان فارسی سخن گویند
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.