سیدحبیب حبیب‌پور
اول :
ای حاکم آسمان امیدها!
ای نهایت خوبی ها!
در هر خوبی امیدم  و در هر ناگواری پناهم تویی.
باران مهربانی توست که کویر ناامیدی ام را سرسبز می کند و نسیم محبت توست که طراوت را به باغ خزان زده ام می بخشد.
اگر امید به نگاه کریمانه ات نبود که " نیست " می شدم و بی پرتو لطف تو که گریزگاهی ندارم .
غنچه ی امیدهایم به لبخند تو شکوفا می شود و درخت آرزوهایم به نگاه تو به بار می نشیند .
 دوم:

یا من ارجوه لکل خیر ...
هرچه خوبی است از عنایت تو و هرچه شادی از سرچشمه ی لطف تو جاری است .
این کویر به چیزی جز ابر باران زاد تو چشم ندارد پس بباران !
این غنچه جز به لبخند تو نمی شکفد  پس بخند !
این سرگشته جز پناهگاه آرام و امن تو جایی نمی داند پس پناهی !
این پرنده جز آشیانه ی نگاه تو نمی شناسد پس نشانه ا ی!
این بنده  تو را جز به آمرزش نمی شناسد پس بنده نوازی کن ...
سوم :
تو آن قدر مهربانی که حد و حساب ندارد و  آنقدر کریمی که اندازه ای  برای آن نمی یابم .  
 خشم تو را هیچگاه ندیده ام که تو همه مهری .
وای بر من اگر بخواهم از خشم تو بگریزم  که کجا می توانم گریخت ؟
 می گریزم از تو به تو . همانند فرار کودکی ناسپاس به دامان مادر که او مهربان است  . اما تو کجا و او کجا ؟...
 تو آنقدر با من " تا " کرده ای که تصور می کنم ندیده ای و  آنقدر رسوایم نکرد ه ای که گمان می برم نشنیده ای .
 تو آنقدر چشم پوشیده ای که بی حیا شده ام .
 ای آنکه  می توانستی رسوایم کنی و نکردی .
 ای دوستی که پیمان شکستم و تو نشکستی .
 تو را فراموش کردم و تو مرا به یاد آوردی .
 تو را ناسپاسی کردم و تو به دل نگرفتی.
 با اغماضت شرمنده ام کردی و با بزرگواری ات از زشتی هایم گذشتی .

چهارم :

اینک به سویت آمدم . با چشمی که به اشک نشسته و جانی که شعله ور شرمساری است.
در این شب زیبای رحمت ، از تو چه کم خواهد شد اگر مرا هم به پناهگاه مهر خویش جای دهی ؟
در این ساعت های سرشار از گذشت و آمرزش چه می شود که مانند همیشه بی خردی هایم را ببخشی و بدی هایم را نادیده بگیری ؟
 یا من سخطه عند کل شر ...
 ای دوست صمیمی ام ! خدا !
از هرچه شر و بدی است به تو پناه آورده ام و چه بدی ای بالاتر از گناه که دارد تمام وجودم را تسخیر می کند ؟
از هر منکر و زشتی گریخته ام  و کدام منکر و زشتی زشت تر از آنکه از تو دور افتاده باشم ؟
اگر نگاهم کنی از تو چیزی کاسته نمی شود و اگر عفوم نمایی از بزرگی ات ذره ای کم نمی گردد.
من به امیدی به سویت آمده ام . آیا به آرزویم می رسانی؟...

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار