دیگر نمی خواست سکوت کند و شاید این همان چیزی بود که واعظ آشتیانی و همکارانش می خواستند.
به نوشته قدس؛ پس از جدایی تاریخی و تلخ این اولین بار بود که صدای اعتراضش را می شنیدیم. امیر قلعه نویی نمی تواند دیگر سکوت کند و می خواهد هر عملی را با یک عکس العمل پاسخ دهد. نگران آینده نیست، چون چنین می پندارد که سکوت کردن نوعی خیانت به هوادارانی محسوب می شود که هنوز هم او را دوست دارند، برای همین شمشیر بر می دارد تا از جنگ تن به تن پس نیفتد.
حتی برایش تفاوتی نمی کند که بازی بزرگ آرام آرام نزدیک می شود چون این بار دیگر سکوت کردن گناهی نا بخشودنی محسوب می شود. بی پروا حرف می زند، اما در لا به لای حرفهایش همچنان می توان نوعی دلبستگی بی آلایش نسبت به استقلال را فهمید...
امیر قلعه نویی از آن دسته مردانی است که شاید خصوصیات اخلاقی اش برای بینندگان بد تصویر شده است. خیلی ها او را آدمی زیرک می دانند؛ البته از این حیث که همواره به دنبال اقدامهای نامتعارف و آن چنانی است. برای مثال همواره امیر با این تهمت رو به رو بوده که می خواهد بساط نابودی مربیانی که پس از او در استقلال سکان هدایت این تیم را به عهده می گیرند، فراهم کند یا او هر از گاهی با این تهمت رو به روست که بازیکنان حریف را با وعده های آن چنانی تحت امر خود در می آورد.
در واقع امیر قلعه نویی شاید به واسطه لحن گفتاری اش این چنین در اذهان متبادر می شود و البته نباید کمکهای عده ای را در جا افتادن چهره غیر واقعی امیر میان افکار عمومی نادیده گرفت.
اگر چه امیر خود با لحن حرفهایش به این سناریو یاری رساند تا وجهه اش به خصوص برای مخالفان بد جا بیفتد، اما عده ای هم بودند که از بدو تولد امیر در محدوده مربیان ایران سعی کردند او را بد نام کرده و همواره مهر تأیید بزنند. به جرأت می توان گفت، امیر از روزی که پایش را از تشکیلات استقلال بیرون گذاشت تا این لحظه که می بینیم چند روز مانده به بازی با استقلال لحظه ای درباره استقلال، حرف نزد.
همه واکنش امیر قلعه نویی پس از خروج از استقلال به همان بیانیه معنی دار ختم می شد، اما به یک باره طوفان امیر وزیدن گرفت تا دوباره چشمها را آزار دهد. امیر چرا به سکوت خود ادامه نداد؟ چرا او در آستانه این بازی بزرگ سعی نکرد به نوعی آن سیاست ماهرانه اش را تداوم ببخشد؟ البته برای آنها که مصاحبه های امیر را در روز های گذشته خواندند شاید تا حدودی روشن شده باشد که چرا امیر قفل سکوت را شکسته است.
اما حرفهای امیر تنها به این چند جمله تاریخی ختم نمی شود: دو ماه سکوت کردم. دو ماه حرف نزدم. دو ماه نشستم و به حرفها و تهمتهایشان گوش دادم. دو ماه هر چه نامربوط به من نسبت دادند، اما دیگر نمی توانستم سکوت کنم. سکوت یعنی خیانت. سکوت یعنی ناگفته ماندن حقایق. حقایقی که من می بینم و ممکن است هواداران استقلال نبینند. پس چرا باید سکوت کنم. چرا باید این همه هجمه را تحمل کنم. چرا باید بایستم و آنها هرچه می خواهند به من بگویند... نه دوست من دیگر سکوت جایز نیست. سکوت یعنی خیانت. سکوت یعنی نا گفته ماندن حقایق. باور کن دیگر خسته شدم. باور کن دیگر نمی توانم تحمل کنم. شما بگویید من باید چه کار می کردم؟
امیر با بغض حرف می زند و شاید این برای شنونده ای که همواره او را محکم می دید باور کردنی نباشد. چرا امیر قلعه نویی که مثل کوه می مانست حالامی شکند؟ او انگار یک ناراحتی عمیق تر دارد. با امیر دوباره کلنجار می روم تا ببیینم نطفه این واکنش شدید که واعظ را هم بر آن داشت تا شکایت کند، از کجا بسته شده است؟
او به حرف می آید و حرفی را می زند که جای بسی تأمل دارد: کسی نیست از این آقایان بپرسد که چرا برای بخشش هواداران استقلال کاری نکردند. من اینها را می بینم، اما خیلی ها شاید از این جریان غافل باشند. کسی نیست از آنها بپرسد امروز که مدام علیه من حرف می زنند تا بد نامم کنند، چرا برای حضور هواداران استقلال در ورزشگاه هیچ اقدامی نشده است. البته من می دانم. اینها به خاطر شخص امیر قلعه نویی است. چون آنها می دانند فردا اگر هواداران استقلال با چهره من در ورزشگاه آزادی رو به رو شوند. تشویقم می کنند و این چیزی نیست که اینها بتوانند تحمل کنند. آنها تحمل تشویقهای امیر مقابل دیدگاه خود را ندارند. باور کنید این کار آنها برای همیشه در یاد و خاطر هواداران استقلال باقی خواهد ماند. مردم خوب و بد را از هم تشخیص می دهند. من مطمئن هستم دستهایی نمی خواست این بازی در حضور تماشاگران برگزار شود. این را مطمئن هستم و شک ندارم که غیبت تماشاگران در این بازی تنها به خاطر این است که من در آن روز از سوی هواداران تشویق نشوم. این جا می خواهم به همه هواداران استقلال سلام کنم. به مالکان اصلی باشگاه استقلال، به آنها که صاحبا ن واقعی این تیم هستند. جایشان خالی است و تاریخ فراموش نخواهد کرد که چگونه از حضور آنها در این بازی بزرگ جلو گیری کردند.
امیر گفت و رفت اما تردیدی نیست، واکنشهای او به جریانهای اخیر همان چیزی است که استقلالی ها می خواهند. بازی از آن جا شروع شد که باشگاه استقلال یک جریان ساختگی را به راه انداخت. همان جریانی که امیر را بر آن داشت تا بگوید اگر این کار را بکنند، باید در کتاب گینس ثبت شود! همان روز که گفته شد، امیر قلعه نویی باعث و بانی مصدومیت رینالدوست! آیا امیر بازی خورده است؟
به نوشته قدس؛ پس از جدایی تاریخی و تلخ این اولین بار بود که صدای اعتراضش را می شنیدیم. امیر قلعه نویی نمی تواند دیگر سکوت کند و می خواهد هر عملی را با یک عکس العمل پاسخ دهد. نگران آینده نیست، چون چنین می پندارد که سکوت کردن نوعی خیانت به هوادارانی محسوب می شود که هنوز هم او را دوست دارند، برای همین شمشیر بر می دارد تا از جنگ تن به تن پس نیفتد.
حتی برایش تفاوتی نمی کند که بازی بزرگ آرام آرام نزدیک می شود چون این بار دیگر سکوت کردن گناهی نا بخشودنی محسوب می شود. بی پروا حرف می زند، اما در لا به لای حرفهایش همچنان می توان نوعی دلبستگی بی آلایش نسبت به استقلال را فهمید...
امیر قلعه نویی از آن دسته مردانی است که شاید خصوصیات اخلاقی اش برای بینندگان بد تصویر شده است. خیلی ها او را آدمی زیرک می دانند؛ البته از این حیث که همواره به دنبال اقدامهای نامتعارف و آن چنانی است. برای مثال همواره امیر با این تهمت رو به رو بوده که می خواهد بساط نابودی مربیانی که پس از او در استقلال سکان هدایت این تیم را به عهده می گیرند، فراهم کند یا او هر از گاهی با این تهمت رو به روست که بازیکنان حریف را با وعده های آن چنانی تحت امر خود در می آورد.
در واقع امیر قلعه نویی شاید به واسطه لحن گفتاری اش این چنین در اذهان متبادر می شود و البته نباید کمکهای عده ای را در جا افتادن چهره غیر واقعی امیر میان افکار عمومی نادیده گرفت.
اگر چه امیر خود با لحن حرفهایش به این سناریو یاری رساند تا وجهه اش به خصوص برای مخالفان بد جا بیفتد، اما عده ای هم بودند که از بدو تولد امیر در محدوده مربیان ایران سعی کردند او را بد نام کرده و همواره مهر تأیید بزنند. به جرأت می توان گفت، امیر از روزی که پایش را از تشکیلات استقلال بیرون گذاشت تا این لحظه که می بینیم چند روز مانده به بازی با استقلال لحظه ای درباره استقلال، حرف نزد.
همه واکنش امیر قلعه نویی پس از خروج از استقلال به همان بیانیه معنی دار ختم می شد، اما به یک باره طوفان امیر وزیدن گرفت تا دوباره چشمها را آزار دهد. امیر چرا به سکوت خود ادامه نداد؟ چرا او در آستانه این بازی بزرگ سعی نکرد به نوعی آن سیاست ماهرانه اش را تداوم ببخشد؟ البته برای آنها که مصاحبه های امیر را در روز های گذشته خواندند شاید تا حدودی روشن شده باشد که چرا امیر قفل سکوت را شکسته است.
اما حرفهای امیر تنها به این چند جمله تاریخی ختم نمی شود: دو ماه سکوت کردم. دو ماه حرف نزدم. دو ماه نشستم و به حرفها و تهمتهایشان گوش دادم. دو ماه هر چه نامربوط به من نسبت دادند، اما دیگر نمی توانستم سکوت کنم. سکوت یعنی خیانت. سکوت یعنی ناگفته ماندن حقایق. حقایقی که من می بینم و ممکن است هواداران استقلال نبینند. پس چرا باید سکوت کنم. چرا باید این همه هجمه را تحمل کنم. چرا باید بایستم و آنها هرچه می خواهند به من بگویند... نه دوست من دیگر سکوت جایز نیست. سکوت یعنی خیانت. سکوت یعنی نا گفته ماندن حقایق. باور کن دیگر خسته شدم. باور کن دیگر نمی توانم تحمل کنم. شما بگویید من باید چه کار می کردم؟
امیر با بغض حرف می زند و شاید این برای شنونده ای که همواره او را محکم می دید باور کردنی نباشد. چرا امیر قلعه نویی که مثل کوه می مانست حالامی شکند؟ او انگار یک ناراحتی عمیق تر دارد. با امیر دوباره کلنجار می روم تا ببیینم نطفه این واکنش شدید که واعظ را هم بر آن داشت تا شکایت کند، از کجا بسته شده است؟
او به حرف می آید و حرفی را می زند که جای بسی تأمل دارد: کسی نیست از این آقایان بپرسد که چرا برای بخشش هواداران استقلال کاری نکردند. من اینها را می بینم، اما خیلی ها شاید از این جریان غافل باشند. کسی نیست از آنها بپرسد امروز که مدام علیه من حرف می زنند تا بد نامم کنند، چرا برای حضور هواداران استقلال در ورزشگاه هیچ اقدامی نشده است. البته من می دانم. اینها به خاطر شخص امیر قلعه نویی است. چون آنها می دانند فردا اگر هواداران استقلال با چهره من در ورزشگاه آزادی رو به رو شوند. تشویقم می کنند و این چیزی نیست که اینها بتوانند تحمل کنند. آنها تحمل تشویقهای امیر مقابل دیدگاه خود را ندارند. باور کنید این کار آنها برای همیشه در یاد و خاطر هواداران استقلال باقی خواهد ماند. مردم خوب و بد را از هم تشخیص می دهند. من مطمئن هستم دستهایی نمی خواست این بازی در حضور تماشاگران برگزار شود. این را مطمئن هستم و شک ندارم که غیبت تماشاگران در این بازی تنها به خاطر این است که من در آن روز از سوی هواداران تشویق نشوم. این جا می خواهم به همه هواداران استقلال سلام کنم. به مالکان اصلی باشگاه استقلال، به آنها که صاحبا ن واقعی این تیم هستند. جایشان خالی است و تاریخ فراموش نخواهد کرد که چگونه از حضور آنها در این بازی بزرگ جلو گیری کردند.
امیر گفت و رفت اما تردیدی نیست، واکنشهای او به جریانهای اخیر همان چیزی است که استقلالی ها می خواهند. بازی از آن جا شروع شد که باشگاه استقلال یک جریان ساختگی را به راه انداخت. همان جریانی که امیر را بر آن داشت تا بگوید اگر این کار را بکنند، باید در کتاب گینس ثبت شود! همان روز که گفته شد، امیر قلعه نویی باعث و بانی مصدومیت رینالدوست! آیا امیر بازی خورده است؟