ایجاد خفقان و دامن زدن به فضای رعب و وحشت در میان بازیکنان که حالا کادرفنی را نیز در بر دارد، بهترین راهکار برای در خفا نگاه داشتن اتفاقات ناخوشایندی است که رفتهرفته پیکره باشگاه را در بر میگیرد.
به نوشته دنیای فوتبال؛ نگاهی دیکتاتورانه به آنچه که در اطراف ما میگذرد و بیتوجهی به فضای موجود پیرامون، عینیترین تعبیری است که میتوان برای جو حاکم بر باشگاه استقلال تحت سلطه واعظیآشتیانی بکار برد.
«حفــظ آرامــش و دوری از حاشیه» همین شش کلمه برای مقامات استقلال و در راس آنها واعظیآشتیانی، کافی است تا با ادبیات فرمایشی خود نبض باشگاه که هیچ بلکه نبض دور و بریهای استقلال را در دست گیرد.
پس از آنکه بازیکنان استقلال از هرگونه مصاحبه با رسانهها منع شدند حالا واعظیآشتیانی در حکمی اعضای کادرفنی را نیز از مصاحبه با رسانهها منع کرد تا یک دیکتاتوری تمامعیار را در کالبد استقلال شاهد باشیم.
استقلالیها که در سالهای متمادی با اتکا بر هواداران میلیونی خود باد در غبغب انداخته و با حمایت رسانهها فرش تا عرش را در این فوتبال بیدروپیکر پیمودهاند، حالا به جایی رسیدهاند که از رسانهها به عنوان مزاحم و حاشیهپرداز یاد میکنند.
آنهایی که تا دیروز برای دیده شدن حاضر بودند تا به هر عملی تن دهند و برای برده شدن اسمشان تو ی روزنامه پاچهخواری هر خبرنگاری را کنند، حالا با گذر خرشان از پل، از یاد بردهاند اصالتی را که در آن خوردن نان و ماست در یک وعده غذایی و دیدن خیابان آسفالت شده یعنی حد نهایت آمال و آرزوهایشان!
تصمیمات سختگیرانه و البته غیرورزشی آن هم در حطیه فوتبال مسئولان استقلال را، میتوان به نوعی عقدهگشایی تعبیر کرد. عقدههایی بجا مانده از روزهایی که رسانهها با تحلیلهای خود حکم به عزل و نصب افراد میدادند و با افشاگریهای خود پته روی آب میریختند.
بیشک این رویه چندان به مزاج آقایانی که صلاح منافع خود را در دوری از رسانهها میبینند خوش نخواهد آمد. ایجاد خفقان و دامن زدن به فضای رعب و وحشت در میان بازیکنان که حالا کادرفنی را نیز در بر دارد، بهترین راهکار برای در خفا نگاه داشتن اتفاقات ناخوشایندی است که رفتهرفته پیکره باشگاه را در بر میگیرد.
نگاهی دیکتاتورانه به آنچه که در اطراف ما میگذرد و بیتوجهی به فضای موجود پیرامون، عینیترین تعبیری است که میتوان برای جو حاکم بر باشگاه استقلال تحت سلطه واعظیآشتیانی بکار برد.
بیتردید زمانی که پیشکسوتان استقلال به واعظیآشتیانی برای همکاری با این تیم جواب مثبت دادند حتی تصور نمیکردند که برای ابراز نظر خود نیز چنین اوضاع و احوال و سرنوشتی را شاهد باشند.
به نوشته دنیای فوتبال؛ نگاهی دیکتاتورانه به آنچه که در اطراف ما میگذرد و بیتوجهی به فضای موجود پیرامون، عینیترین تعبیری است که میتوان برای جو حاکم بر باشگاه استقلال تحت سلطه واعظیآشتیانی بکار برد.
«حفــظ آرامــش و دوری از حاشیه» همین شش کلمه برای مقامات استقلال و در راس آنها واعظیآشتیانی، کافی است تا با ادبیات فرمایشی خود نبض باشگاه که هیچ بلکه نبض دور و بریهای استقلال را در دست گیرد.
پس از آنکه بازیکنان استقلال از هرگونه مصاحبه با رسانهها منع شدند حالا واعظیآشتیانی در حکمی اعضای کادرفنی را نیز از مصاحبه با رسانهها منع کرد تا یک دیکتاتوری تمامعیار را در کالبد استقلال شاهد باشیم.
استقلالیها که در سالهای متمادی با اتکا بر هواداران میلیونی خود باد در غبغب انداخته و با حمایت رسانهها فرش تا عرش را در این فوتبال بیدروپیکر پیمودهاند، حالا به جایی رسیدهاند که از رسانهها به عنوان مزاحم و حاشیهپرداز یاد میکنند.
آنهایی که تا دیروز برای دیده شدن حاضر بودند تا به هر عملی تن دهند و برای برده شدن اسمشان تو ی روزنامه پاچهخواری هر خبرنگاری را کنند، حالا با گذر خرشان از پل، از یاد بردهاند اصالتی را که در آن خوردن نان و ماست در یک وعده غذایی و دیدن خیابان آسفالت شده یعنی حد نهایت آمال و آرزوهایشان!
تصمیمات سختگیرانه و البته غیرورزشی آن هم در حطیه فوتبال مسئولان استقلال را، میتوان به نوعی عقدهگشایی تعبیر کرد. عقدههایی بجا مانده از روزهایی که رسانهها با تحلیلهای خود حکم به عزل و نصب افراد میدادند و با افشاگریهای خود پته روی آب میریختند.
بیشک این رویه چندان به مزاج آقایانی که صلاح منافع خود را در دوری از رسانهها میبینند خوش نخواهد آمد. ایجاد خفقان و دامن زدن به فضای رعب و وحشت در میان بازیکنان که حالا کادرفنی را نیز در بر دارد، بهترین راهکار برای در خفا نگاه داشتن اتفاقات ناخوشایندی است که رفتهرفته پیکره باشگاه را در بر میگیرد.
نگاهی دیکتاتورانه به آنچه که در اطراف ما میگذرد و بیتوجهی به فضای موجود پیرامون، عینیترین تعبیری است که میتوان برای جو حاکم بر باشگاه استقلال تحت سلطه واعظیآشتیانی بکار برد.
بیتردید زمانی که پیشکسوتان استقلال به واعظیآشتیانی برای همکاری با این تیم جواب مثبت دادند حتی تصور نمیکردند که برای ابراز نظر خود نیز چنین اوضاع و احوال و سرنوشتی را شاهد باشند.