آه خدایا چرا مرا اینگونه آفریدهای...؟ تو مینشینی و به عکسها نگاه میکنی. غبطه میخوری؟ شاید! پای حرفهایشان که بنشینی، درمانده میشوی از این همه غرور و اعتماد به نفس و شوخ طبعی. با خودت مقایسهشان میکنی. به نوشته دنیای فوتبال؛ دوست داری یک جمله، فقط یک جمله از آنها بشنوی که مثلا به دنیا فحش داده باشند، اما حسرت به دل میمانی! آه خدایا چرا مرا اینگونه آفریدی...؟ دوست داشتی این را از زبانشان بشنوی. اما آنها راضیاند به رضای خدا و تو هنوز این را درک نکردهای.
خدایا ممنون که مرا اینگونه آفریدی تا به سایرین بگوییم و نشان دهم آنچه را باید.
انجمن فوتبالیستهای کوچولو. آنها با جدیت هرچه تمامتر تمرین میکنند و رقیب میطلبند. به قول یکی از آنها: «به هر دعوت داخلی و خارجی بعد از بررسی جواب مثبت میدهیم!»
وجه مشترک آنها محدودیت فیزیکیشان است و روح بزرگشان. در میان آنها همه جور آدم یافت میشود. از هنرپیشهای که در سریال نرگس بازی کرده تا دوقلوهایی که نمک تیمند. اگر نباشند به کسی خوش نمیگذرد و تمرین، خشک و خالی برگزار میشود.
وقتی از آنها میپرسی که محدودیتها اذیتشان نکرده، به جای آنکه اخم کنند، جوک میگویند: «اینجوری شدیم که تیم رو تشکیل بدیم دیگه.» و تو متوجه میشوی که آنها به ترحمت نیازی ندارند.
انجمن فوتبالیستهای کوچولو. این یک اسم ژورنالیستی است برای این تیم. از شنیدنش نه تنها ناراحت نمیشوند بلکه استقبال هم میکنند. آنها کنار هم هستند تا خوش بگذرانند، ورزش کنند و اگر بشود به لیگ برتر راه یابند. این را خودشان میگویند.
از تشکیل این تیم مدت زمان زیادی نمیگذرد و تمرینات آنها دست کمی از حرکات محیرالعقولی که در رزمایشهای نظامی میبینید، ندارد. اینجا وقت تمرین همه جدیاند؛ حواستان جمع باشد.
