موج برکناری مربیان لیگ برتری فوتبال آرام آرام شکل جدیتری به خود میگیرد و هر چه رو به جلوتر حرکت کنیم بر تعداد قربانیها افزوده میشود. نمیتوان از حالا پیشبینی کرد که آیا تعداد مربیانی که در این فصل بیکار میشوند قابل قیاس با جام هشتم است یا خیر.
به نوشته ایران؛ در دوره پیشین لیگ برتر برکناری مربیان به شکل باورنکردنی رواج پیدا کرده بود، تا جایی که صدای بسیاری از کارشناسان هم درآمد و آنها نسبت به تصمیمهای بسیاری از مربیان واکنش نشان دادند. حتی گروهی مدعی شدند که باشگاهها از این حیث از بسیاری باشگاههای عربی نیز پیشی گرفتهاند. اکنون هشت هفته از لیگ برتر میگذرد. بازیهای هفته نهم در راه هستند. آیا باید منتظر قربانی تازهای بین مربیان بود؟
کنار گذاشتن حمید کللیفر سرمربی پیشین تیم شاهین بوشهر آغاز یک پروسه تمام نشدنی بود که هر روز در حال پیشرفت است. ظاهراً هیچ استثنایی بین مربیان خارجی تیمها وجود ندارد و بعد ازاخراج و بازگشت مشروط کرانچار سرمربی تیم پرسپولیس، جایگاه دیگر مربیان خارجی شاغل در لیگ برتر ایران هم کاملاً متزلزل شده است و هر لحظه امکان تصمیم جدیدی از سوی سران باشگاهها میرود.
حساستر شدن مسابقات بدون شک انتظارات را از مربیان زیادتر میکند. در چنین اوضاعی است که عیار واقعی مربیان نمایان خواهد شد و میتوان با سنجیدن تمام شرایط اقدام به تصمیمگیری کرد.
● بدون حاشیه امنیت
کاملاً واضح است که مربیان لیگ برتری از هیچگونه حاشیه امنیتی برخوردار نیستند و هر لحظه خطر برکناری آنها را تهدید میکند. بررسیهایی که کانون مربیان فوتبال ایران انجام داده است بیانگر این است که میانگین فعالیت رسمی یک مربی حرفهای در فوتبال کشورمان تنها 120 روز است. حال آنکه مربی چگونه در این مدت میتواند تواناییهایش را به اجرا درآورد، این موضوعی است که مدیران باشگاهها چندان به آن فکر نمیکنند.
در این بین البته کار کردن در باشگاههای پرطرفدار سختتر است، زیرا فشار هواداران همواره یک عامل محرک برای مدیران است تا با قربانی کردن مربیان به نوعی خود را از خطر کنار گذاشتن مصون نگه دارند. برخیها پرسپولیس را نمونه عینی این ادعا میدانند. درست در روزهایی که بیشترین انتقادها علیه مدیرعامل این باشگاه از سوی طرفداران پرسپولیس به گوش میرسید عباس انصاری فرد تصمیم به اخراج زلاتکو کرانچار گرفت تا قبل از دربی به نوعی یک شوک سنتی به تیم خود وارد کند.
هرچند که کمتر از 24ساعت بعد وی متقاعد شد که تصمیم عجولانه ای گرفته است. اینکه عمر مدیریت انصاری فرد هم تا روز دربی به درازا خواهد کشید نیز نکتهای است که پاسخ آن بسیار مبهم است. اولتیماتوم به سرمربی سابق تیم ملی کرواسی در جام جهانی 2006 آلمان در حالی صورت گرفت که این مربی هیچ نقشی در انتخاب بازیکنها نداشته است و درست در آخرین روزهای فصل آمادهسازی به جمع قرمزها پیوست.
تردیدی نیست که برای یک مربی که با فرهنگ فوتبال کشورمان نیز بیگانه است باید فرصت زیادی درنظر گرفت و صبوری پیشه کرد تا به اهداف خود رسید. اما در هر حال قرمزها خیلی صبور نیستند. امیرحسین پیروانی مربی تیم امید کشورمان درخصوص مشکلات پرسپولیس میگوید: بازی این تیم مقابل پیکان فرصت خوبی بود تا پرسپولیس را کاملاً زیرنظر بگیریم.
این تیم با روش 1-3-2-4 بازی میکرد، اما کرانچار نتوانست خلأ وسط زمین را پرکند. پرسپولیس مشکلاتی را به لحاظ فنی داشت اما نسبت به بازیهای قبل هجومیتر ظاهر شد. به نظر من کرانچار هنوز بازیکنانش را به خوبی نشناخته بود و این مشکل بسیاری از مربیان خارجی ما است.
● ناکامی خارجیها
امسال دو تیم دیگر هم مربیان خارجی به کارگرفتهاند و عجب آن که دو مربی لیگ هم خوب نتیجه نگرفته اند.
فولاد خوزستان با وجود آن که فصل گذشته با مجید جلالی خوب نتیجه گرفته بود تصمیم به همکاری با لوکابوناچیچ گرفت. سابقه خوب لوکا در فوتبال ایران سبب شد تا جنوبیها دست همکاری با این مربی بدهند ولی با گذشت هشت هفته از لیگ برتر، این تیم در رده هفدهم جدول ردهبندی قرار گرفته و همراه با ابومسلم مشهد، همسایه قعرجدولیاش تنها تیمهایی هستند که هنوز رنگ برد را ندیدهاند.
بوناچیچ در توجیه نتایج ضعیف خود تقصیرها را به گردن شاگردانش میاندازد و میگوید که سقف توانایی آنها همین است و در انتخاب بازیکنان اشتباهاتی صورت گرفته است.
دهکردی مدیرعامل باشگاه فولاد که این روزها تحت فشار زیاد منتقدان قرار دارد از طرحهای بلندمدت و سه ساله بوناچیچ خبر میدهد اما نتایج ضعیف فولاد وی را به فکر فرو برده است. ارنی برندتس که در هلند عنوان سومی لیگ را هم کسب کرده است با راهآهن نتوانسته خوب نتیجه بگیرد. یک برد، چهار تساوی و سه شکست حاصل عملکرد این مربی بوده است که چندان قابل توجه نیست. با این حال محمدحسن انصاریفرد مدیرعامل باشگاه راهآهن به ظاهر تصمیمی برای جابهجایی ندارد. ناکامی مربیان خارجی در فصل گذشته هم کاملاً مشهود بود.
پاس همدان در جام هشتم با وینکو بگوویچ هرگز روزهای خوبی را تجربه نکرده بود و پس از اضطرابهای تمام نشدنی تنها خود را در لیگ برتر حفظ کرد. سپاهان که فیرات، تمرین دهنده علی دایی در تیم ملی را به خدمت گرفته بود تنها دوازده هفته وی را تحمل کرد!
سایپا نیز نتوانست با لیت بارسکی آلمانی نتایج خوبی کسب کند و بعد از یازده هفته وی را برکنار کرد. پرسپولیس هم که نلووینگادا را در اواسط فصل به خدمت گرفت سهمیه صعود در جام باشگاههای آسیا را از دست داد و در هر سه جام لیگ برتر، جام حذفی و لیگ قهرمانان آسیا نیز ناکام ماند. اینکه چرا مربیان خارجی در فوتبال باشگاهی ایران چندان کارساز نیستند در نوع خود جالب توجه است. دستکم آمارها تأکید بر این موضوع دارند که اکثر مربیان خارجی کارایی لازم را نداشتهاند.
● هزینه گزاف
مجید جلالی، کارشناس فوتبال درخصوص حضور مربیان خارجی میگوید: «آمارها حاکی از آن است که سالانه در کشور بالغ بر 700 میلیارد ریال برای جذب مربیان خارجی در تمام رشتههای ورزشی هزینه میشود اما برای تربیت مربیان وطنی حتی کمترین هزینه نیز صورت نمیگیرد. با همه این هزینهها هنوز هم شاهد هستیم که بیشتر مربیان خارجی بازدهی خوبی ندارند اما هنوز هم هزینههای هنگفتی برای ورود آنها به کشور در نظر گرفته میشود بدون آنکه بعد از ناکامی آنها دلایل عدم نتیجهگیری این مربیان بررسی شود.
سرمربی فصل پیش تیم فولاد خوزستان نتیجه گرایی باشگاهها را بزرگترین مشکل کنونی فوتبال کشورمان میداند و عنوان میکند مربیان هم برای حفظ جایگاه خود به این سمت و سو روی آوردهاند. جلالی توضیح میدهد: با این شرایط نباید انتظار داشت بازیکن سازی صورت گیرد و بعد از رفتن علی دایی کسی بیاید و جای او را در تیم ملی پر کند.
یک مربی برای بازیکن سازی و تأثیر نقش خود در سازندگی فوتبال دست کم به سه سال زمان نیاز دارد اما این موضوع مهم در باشگاههای فوتبال کشور کمتر موردتوجه قرار میگیرد و یک مربی ایرانی تنها 17 هفته حاشیه امنیت دارد.
جلالی که همواره درخصوص بحثهای اینچنینی بررسیهای زیادی صورت میدهد در پاسخ به این پرسش که عمر مربیان ایران روی نیمکت تیمها در قیاس با سایر کشورها چه تفاوتهایی دارد، میگوید: مقایسه این آمار با بالاترین سطح آن در جهان حاکی از این واقعیت است که عمر متوسط مربیان فوتبال در تیمهای بزرگی مثل منچستر یونایتد، آرسنال و چلسی به ترتیب دو هزار و 900، دو هزار و 600 و دو هزار و 100 روز است.
در حالی که مربیان فوتبال در ایران به طور میانگین تنها 120 روز حاشیه امنیت دارند. این آمارها نشان میدهد که به مقوله مربیگری در فوتبال کشورمان هنوز به شکل حرفهای توجه نمیشود. در حالی که ما نتوانستهایم از بین مربیان شاغل در فوتبال کشورمان مربی را پیدا کنیم که سابقه طولانی فعالیت رسمی در یک تیم را داشته باشد.
تحقیقی که از لیگهای اروپایی به عمل آمده است نشان میدهد که مربیان فوتبال در کشورهای اسپانیا و انگلیس از زمان و عمر بیشتری برای فعالیت برخوردار هستند و همین موضوع سبب شده است تا تیمهای باشگاهی این کشورها و در کل فوتبال این دو کشور در سطحی مطلوب قرار داشته باشند که البته این مهم به سادگی صورت نگرفته است و حاصل نگاه حرفهای به مقوله مربیگری در این کشورها است.»
در شرایطی که پس از کللیفر سرمربی تیم شاهین بوشهر خداداد عزیزی هم خیلی زود از هدایت تیم استقلال اهواز کنار گذاشته شد تا مجید باقرینیا جایگزین وی شود. چندین مربی دیگر هم هستند که خطر برکناری بیخ گوش آنهاست. ناصر پورمهدی سرمربی تیم بحران زده ابومسلم مشهد یکی از این گزینههاست که شاید عمر مربیگری وی به هفته نهم نرسد.
علیرضا منصوریان هم طبق وعدههای قبلی مسئولان باشگاه پاس همدان تنها از یک فرصت دیگر برای بهبودی اوضاع برخوردار است اما اولیایی مدیرعامل این باشگاه گفته که هر لحظه ممکن است تصمیم جدیدی اتخاذ کند. این شرایط کاملاً نشان میدهند که مربیان لیگ برتری هیچگاه از آرامش کافی برخوردار نبودهاند و هر لحظه ممکن است قربانی تصمیمهای احساسی مدیران باشگاهها شوند.
به نوشته ایران؛ در دوره پیشین لیگ برتر برکناری مربیان به شکل باورنکردنی رواج پیدا کرده بود، تا جایی که صدای بسیاری از کارشناسان هم درآمد و آنها نسبت به تصمیمهای بسیاری از مربیان واکنش نشان دادند. حتی گروهی مدعی شدند که باشگاهها از این حیث از بسیاری باشگاههای عربی نیز پیشی گرفتهاند. اکنون هشت هفته از لیگ برتر میگذرد. بازیهای هفته نهم در راه هستند. آیا باید منتظر قربانی تازهای بین مربیان بود؟
کنار گذاشتن حمید کللیفر سرمربی پیشین تیم شاهین بوشهر آغاز یک پروسه تمام نشدنی بود که هر روز در حال پیشرفت است. ظاهراً هیچ استثنایی بین مربیان خارجی تیمها وجود ندارد و بعد ازاخراج و بازگشت مشروط کرانچار سرمربی تیم پرسپولیس، جایگاه دیگر مربیان خارجی شاغل در لیگ برتر ایران هم کاملاً متزلزل شده است و هر لحظه امکان تصمیم جدیدی از سوی سران باشگاهها میرود.
حساستر شدن مسابقات بدون شک انتظارات را از مربیان زیادتر میکند. در چنین اوضاعی است که عیار واقعی مربیان نمایان خواهد شد و میتوان با سنجیدن تمام شرایط اقدام به تصمیمگیری کرد.
● بدون حاشیه امنیت
کاملاً واضح است که مربیان لیگ برتری از هیچگونه حاشیه امنیتی برخوردار نیستند و هر لحظه خطر برکناری آنها را تهدید میکند. بررسیهایی که کانون مربیان فوتبال ایران انجام داده است بیانگر این است که میانگین فعالیت رسمی یک مربی حرفهای در فوتبال کشورمان تنها 120 روز است. حال آنکه مربی چگونه در این مدت میتواند تواناییهایش را به اجرا درآورد، این موضوعی است که مدیران باشگاهها چندان به آن فکر نمیکنند.
در این بین البته کار کردن در باشگاههای پرطرفدار سختتر است، زیرا فشار هواداران همواره یک عامل محرک برای مدیران است تا با قربانی کردن مربیان به نوعی خود را از خطر کنار گذاشتن مصون نگه دارند. برخیها پرسپولیس را نمونه عینی این ادعا میدانند. درست در روزهایی که بیشترین انتقادها علیه مدیرعامل این باشگاه از سوی طرفداران پرسپولیس به گوش میرسید عباس انصاری فرد تصمیم به اخراج زلاتکو کرانچار گرفت تا قبل از دربی به نوعی یک شوک سنتی به تیم خود وارد کند.
هرچند که کمتر از 24ساعت بعد وی متقاعد شد که تصمیم عجولانه ای گرفته است. اینکه عمر مدیریت انصاری فرد هم تا روز دربی به درازا خواهد کشید نیز نکتهای است که پاسخ آن بسیار مبهم است. اولتیماتوم به سرمربی سابق تیم ملی کرواسی در جام جهانی 2006 آلمان در حالی صورت گرفت که این مربی هیچ نقشی در انتخاب بازیکنها نداشته است و درست در آخرین روزهای فصل آمادهسازی به جمع قرمزها پیوست.
تردیدی نیست که برای یک مربی که با فرهنگ فوتبال کشورمان نیز بیگانه است باید فرصت زیادی درنظر گرفت و صبوری پیشه کرد تا به اهداف خود رسید. اما در هر حال قرمزها خیلی صبور نیستند. امیرحسین پیروانی مربی تیم امید کشورمان درخصوص مشکلات پرسپولیس میگوید: بازی این تیم مقابل پیکان فرصت خوبی بود تا پرسپولیس را کاملاً زیرنظر بگیریم.
این تیم با روش 1-3-2-4 بازی میکرد، اما کرانچار نتوانست خلأ وسط زمین را پرکند. پرسپولیس مشکلاتی را به لحاظ فنی داشت اما نسبت به بازیهای قبل هجومیتر ظاهر شد. به نظر من کرانچار هنوز بازیکنانش را به خوبی نشناخته بود و این مشکل بسیاری از مربیان خارجی ما است.
● ناکامی خارجیها
امسال دو تیم دیگر هم مربیان خارجی به کارگرفتهاند و عجب آن که دو مربی لیگ هم خوب نتیجه نگرفته اند.
فولاد خوزستان با وجود آن که فصل گذشته با مجید جلالی خوب نتیجه گرفته بود تصمیم به همکاری با لوکابوناچیچ گرفت. سابقه خوب لوکا در فوتبال ایران سبب شد تا جنوبیها دست همکاری با این مربی بدهند ولی با گذشت هشت هفته از لیگ برتر، این تیم در رده هفدهم جدول ردهبندی قرار گرفته و همراه با ابومسلم مشهد، همسایه قعرجدولیاش تنها تیمهایی هستند که هنوز رنگ برد را ندیدهاند.
بوناچیچ در توجیه نتایج ضعیف خود تقصیرها را به گردن شاگردانش میاندازد و میگوید که سقف توانایی آنها همین است و در انتخاب بازیکنان اشتباهاتی صورت گرفته است.
دهکردی مدیرعامل باشگاه فولاد که این روزها تحت فشار زیاد منتقدان قرار دارد از طرحهای بلندمدت و سه ساله بوناچیچ خبر میدهد اما نتایج ضعیف فولاد وی را به فکر فرو برده است. ارنی برندتس که در هلند عنوان سومی لیگ را هم کسب کرده است با راهآهن نتوانسته خوب نتیجه بگیرد. یک برد، چهار تساوی و سه شکست حاصل عملکرد این مربی بوده است که چندان قابل توجه نیست. با این حال محمدحسن انصاریفرد مدیرعامل باشگاه راهآهن به ظاهر تصمیمی برای جابهجایی ندارد. ناکامی مربیان خارجی در فصل گذشته هم کاملاً مشهود بود.
پاس همدان در جام هشتم با وینکو بگوویچ هرگز روزهای خوبی را تجربه نکرده بود و پس از اضطرابهای تمام نشدنی تنها خود را در لیگ برتر حفظ کرد. سپاهان که فیرات، تمرین دهنده علی دایی در تیم ملی را به خدمت گرفته بود تنها دوازده هفته وی را تحمل کرد!
سایپا نیز نتوانست با لیت بارسکی آلمانی نتایج خوبی کسب کند و بعد از یازده هفته وی را برکنار کرد. پرسپولیس هم که نلووینگادا را در اواسط فصل به خدمت گرفت سهمیه صعود در جام باشگاههای آسیا را از دست داد و در هر سه جام لیگ برتر، جام حذفی و لیگ قهرمانان آسیا نیز ناکام ماند. اینکه چرا مربیان خارجی در فوتبال باشگاهی ایران چندان کارساز نیستند در نوع خود جالب توجه است. دستکم آمارها تأکید بر این موضوع دارند که اکثر مربیان خارجی کارایی لازم را نداشتهاند.
● هزینه گزاف
مجید جلالی، کارشناس فوتبال درخصوص حضور مربیان خارجی میگوید: «آمارها حاکی از آن است که سالانه در کشور بالغ بر 700 میلیارد ریال برای جذب مربیان خارجی در تمام رشتههای ورزشی هزینه میشود اما برای تربیت مربیان وطنی حتی کمترین هزینه نیز صورت نمیگیرد. با همه این هزینهها هنوز هم شاهد هستیم که بیشتر مربیان خارجی بازدهی خوبی ندارند اما هنوز هم هزینههای هنگفتی برای ورود آنها به کشور در نظر گرفته میشود بدون آنکه بعد از ناکامی آنها دلایل عدم نتیجهگیری این مربیان بررسی شود.
سرمربی فصل پیش تیم فولاد خوزستان نتیجه گرایی باشگاهها را بزرگترین مشکل کنونی فوتبال کشورمان میداند و عنوان میکند مربیان هم برای حفظ جایگاه خود به این سمت و سو روی آوردهاند. جلالی توضیح میدهد: با این شرایط نباید انتظار داشت بازیکن سازی صورت گیرد و بعد از رفتن علی دایی کسی بیاید و جای او را در تیم ملی پر کند.
یک مربی برای بازیکن سازی و تأثیر نقش خود در سازندگی فوتبال دست کم به سه سال زمان نیاز دارد اما این موضوع مهم در باشگاههای فوتبال کشور کمتر موردتوجه قرار میگیرد و یک مربی ایرانی تنها 17 هفته حاشیه امنیت دارد.
جلالی که همواره درخصوص بحثهای اینچنینی بررسیهای زیادی صورت میدهد در پاسخ به این پرسش که عمر مربیان ایران روی نیمکت تیمها در قیاس با سایر کشورها چه تفاوتهایی دارد، میگوید: مقایسه این آمار با بالاترین سطح آن در جهان حاکی از این واقعیت است که عمر متوسط مربیان فوتبال در تیمهای بزرگی مثل منچستر یونایتد، آرسنال و چلسی به ترتیب دو هزار و 900، دو هزار و 600 و دو هزار و 100 روز است.
در حالی که مربیان فوتبال در ایران به طور میانگین تنها 120 روز حاشیه امنیت دارند. این آمارها نشان میدهد که به مقوله مربیگری در فوتبال کشورمان هنوز به شکل حرفهای توجه نمیشود. در حالی که ما نتوانستهایم از بین مربیان شاغل در فوتبال کشورمان مربی را پیدا کنیم که سابقه طولانی فعالیت رسمی در یک تیم را داشته باشد.
تحقیقی که از لیگهای اروپایی به عمل آمده است نشان میدهد که مربیان فوتبال در کشورهای اسپانیا و انگلیس از زمان و عمر بیشتری برای فعالیت برخوردار هستند و همین موضوع سبب شده است تا تیمهای باشگاهی این کشورها و در کل فوتبال این دو کشور در سطحی مطلوب قرار داشته باشند که البته این مهم به سادگی صورت نگرفته است و حاصل نگاه حرفهای به مقوله مربیگری در این کشورها است.»
در شرایطی که پس از کللیفر سرمربی تیم شاهین بوشهر خداداد عزیزی هم خیلی زود از هدایت تیم استقلال اهواز کنار گذاشته شد تا مجید باقرینیا جایگزین وی شود. چندین مربی دیگر هم هستند که خطر برکناری بیخ گوش آنهاست. ناصر پورمهدی سرمربی تیم بحران زده ابومسلم مشهد یکی از این گزینههاست که شاید عمر مربیگری وی به هفته نهم نرسد.
علیرضا منصوریان هم طبق وعدههای قبلی مسئولان باشگاه پاس همدان تنها از یک فرصت دیگر برای بهبودی اوضاع برخوردار است اما اولیایی مدیرعامل این باشگاه گفته که هر لحظه ممکن است تصمیم جدیدی اتخاذ کند. این شرایط کاملاً نشان میدهند که مربیان لیگ برتری هیچگاه از آرامش کافی برخوردار نبودهاند و هر لحظه ممکن است قربانی تصمیمهای احساسی مدیران باشگاهها شوند.