به جز کشتی گرفتن شغل دیگری ندارم. هیچ نهاد یا اداره ای هم پیشنهاد استخدام به من نداده است. شاید واقعا تفاوت عمده ای میان ما و ورزشکاران رشته های تیمی و جود دارد که حتی به اندازه قهرمانان رده های پایه ورزشهایی چون فوتبال ، بسکتبال، والیبال و ... به کشتی گیران بها داده نمی شود.
درگفتارش صراحت و صداقت موج می زند.ا ظهاراتش عاری از هر گونه غل و غش است. آنقدر بی ریا و خاکی است که توگویی او آن دلاوری نیست که چند روز پیش با مات کردن حریف آذری، تیم کشتی فرنگی ایران را بالاتر از تیم آذربایجان به سمت وسوی سکوی نایب قهرمانی جهانی هدایت کرد.
شاید هم اخلاق و مرام پهلوانی ، همانی است که فرشاد علیزاده دارنده مدال برنز کشتی فرنگی جهانی باحضور در برنا،درکمال متانت و وقار بروز داد و ما به واسطه مشاهده همیشگی حرکات شنیع برخی از ورزشکاران متمول اما کم مایه و پرحاشیه،با تعریفی نادرست از برخورد اجتماعی یک قهرمان ملی، آن منش ها را به دست فراموشی سپردیم.
صعود از قله های افتخار،کسب مدالهای رنگارنگ و غوطه ور شدن در دنیای قهرمانی برای او و خانواده اش امری است طبیعی. پدرش عضو تیم ملی کشتی فرنگی در بازیهای المپیک مونترال بوده ، برادر بزرگترش نفر چهارم رقابتهای نوجوانان جهان شده، و خودش از سنین نوجوانی تا به امروز بارها طلای مسابقات قهرمانی آسیا را از آن خود کرده است.
فرشاد علیزاده که چندی پیش مدال برنز مسابقات جهانی دانمارک را روی سینه ستبر خود دید، با حضور در برنا از آرزوهای بزرگش گفت و ما خرسند از آن همه عطش وانگیزه قهرمانی جوان ، گفته های او را روی برنا قرار دادیم تا شاید این گپ و گفت دوستانه جرقه ای باشد برای خوانندگان جوانی که در سر سودای افتخار آفرینی برای ایران عزیز را می پرورانند.
خواندن این مصاحبه خالی از لطف نیست:
* سال قبل در یک چنین روزهایی کجا بودی و چه می کردی؟ آیا حتی در تصورت می گنجید که سال بعد، از تو به عنوان اولین 74 کیلویی تاریخ کشتی فرنگی ایران که مدال جهانی کسب کرده ، یاد کنند؟
- سال پیش در چنین روزهایی عنوان ستاره فنی ترین فرنگی کار جام باشگاه های آسیا را به خوداختصاص داده بودم .آنقدر انگیزه داشتم که تصاحب دو بنده تیم ملی و درخشش در مسابقات آسیایی و جهانی را به هیچ وجه دور از دسترس نمی دیدم . طی یکسال اخیر بارها به خودم گفتم که در 24 سالگی باید استارت درخشش در بازیهای المپیک لندن را با کسب مدال خوشرنگ در رقابتهای جهانی دانمارک بزنم.
* اما ناکامی در مسابقات گزینشی المپیک پکن، می توانست به لحاظ روحی تو را دچار افت کند. بی شک کسب مدال درهمان المپیک 2008 هم دور از دسترس تو نبود ؛ اما ...
- مطمئنا پتانسیل خلق شگفتی در پکن را داشتم؛ اما در رقابتهای گزینشی ایتالیا به شدت مصدوم شدم . شک نکنید که " محمد باب الفتح" فرنگی کار ایرانی الاصل تیم سوئد تحت هیچ شرایطی توان غلبه بر من را نداشت؛ولی مصدومیت کتف، امانم را در مبارزه با او برید تا مجبور به قبول شکست شوم..
* برنامه فرشاد علیزاده طی یکسال گذشته چه بوده که او را به صعود از سکوهای جهانی سوق داد؟
- در یکسال گذشته با جان و دل تمرین کردم و انگیزه بسیار زیادی هم داشتم.البته زحمات اعضای کادر فنی تیم ملی و مربی زحمتکشم آقای حسن یوسفی افشار که در برطرف کردن نقاط ضعفم و افزودن بر نقاط قوتم نقش بسزایی داشته است، در کسب این افتخار نقوشی اساسی داشتند.
* محمد بنا چه سهمی در موفقیت تو داشت؟
- او فقط به کشتی گیران آماده و سرحال بها می دهد. مطمئن باشید که برای این مربی نامها تفاوت چندانی ندارند .اگر آقای بنا احساس کند که من و یا حتی ستاره ای چون حمید سوریان توان کسب موفقیت برای تیم ملی را نداریم ، جایمان را به مدعیان جوان خواهد داد.
* حضور بنا در راس کار، تورا نگران نکرد؟
- به چه دلیل باید با روی کار آمدن او نگران می شدم؟!
* به دلیل احتمال تکرار خاطرات تلخ سال 2005. در آن سال تو قهرمان رقابتهای انتخابی جوانان شدی؛ اما بازنده ات یعنی داود عابدین زاده با نظر مستقیم بنا راهی مسابقات جهانی شد و با کسب مدال طلا عنوان ستاره آن رقابتها را به خود اختصاص داد.
- دیگر نمی خواهم به آن سالهای تلخ فکر کنم.بعد از آن اتفاق، نایب قهرمان رقابتهای انتخابی تیم ملی بزرگسالان شدم و به یکباره با احساس تنفر شدید از کشتی و مسابقه، به مدت دو سال قید باشگاه و تمرین را زدم. شک ندارم که اگر به جای عابدین زاده من را راهی مسابقات جوانان می کردند قهرمان جهان می شدم.
* قبول داری که در اصطلاح گوش شکسته ها" بدقرعه"هستی و اکثر قهرمانان در جدول مسابقات، باتو هم قرعه می شوند؟
- اتفاقا پیش از آغاز مسابقات به دوستانم می گفتم که حاضرم در دانمارک با هر حریفی کشتی بگیرم؛ اما قبل از فینال به مصاف « آرسن جلفلکیان» ارمنی و «مارک مادسن» دانمارکی نروم.که البته هر دو کشتی گیر در گروه من قرار گرفتند! برنده جلفلکیان یعنی « کریستو فرگینو » ی فرانسوی دارنده مدال برنز المپیک پکن را شکست دادم و به « مارک مارسن» هم با دخالت و اشتباه داوران باختم!
* مبارزه ات با مادسن را تماشا کردیم . بی شک این مبارزه با مشکلات شدید داوری همراه بود؛ اما از تو که یک "بارانداز زن" قهار هستی، بعید بود که در تایم سوم اجرای فن سالتو بارانداز را به بار انداز ترجیح بدهی.
- اگر مارسن را با انداز می کردم، قطعا راهی دیدار نهایی می شدم. شاید قسمت نبود که به فینال مسابقات راه پیدا کنم.
* البته این تاکتیک در فینال رقابتهای لیگ کارساز شد و مهدی محمدی که اصطلاحا انتظار اجرای سالتو را نداشت، با تصور اینکه قصد اجرای بار انداز داری، در اصطلاح گول خورد و اسیر سالتو شد. شاید تداعی آن خاطره شیرین باعث شد تا استراتژی همیشگی ات را در مصاف با مادسن به دست فراموشی بسپاری!
- نه!ذهنیت قبلی برای اجرای تاکتیکی خاص نداشتم و به یکباره تصمیم گرتفم که مادسن را از تشک جدا کنم . البته کمر درد شدیدی که پیش از اعزام به دانمارک گریبانم را گرفته بود، مزید بر علت شد تا نتوانم مادسن را به پل ببرم.
* تو هم با ما هم نظر هستی که این مادسن،به لحاظ آمادگی با مادسنی که درفینال مسابقات جهانی بوداپست دمار از روزگار «والترز سامورگاچف» روس در آورده بود، قابل قیاس نبود؟
- مطمئنا همنیطور است . او دیگر رمق گذشته را برای « زیرکتف زدن» ندارد.. ضمنا باید به یک نکته هم اشاره کنم . چشم و ابروی او در مبارزه با من به شدت دچار مصدومیت شد تا در دیدار نهایی دچار مشکل شود؛ اما خدا شاهد است که کوچکترین قصد و غرضی جهت مصدوم کردن مادسن نداشتم.
* اگر راهی دیدارنهایی می شدی، می توانستی از پس کشتی گیر قلدری چون«سلجوق جبی» ترک بر آیی؟
- جبی فرنگی کار کشتی بلدی است؛ اما من به تبعیت از پدرم که طبق گفته قدیمی ها استاد مسلم اجرای سالتو بوده، علاقمند به کمر تو کمر شدن با حریفان هستم. این کشتی گیر ترک دائم با رقبایش کمر تو کمر می شود. به همین خاطر مطمئن هستم که می توانم او را شکست بدهم.
*مدال یکبار مصرف به چه مدالی می گویند؟!
- مدالی که تصاحب دو یا چند باره اش، برای صاحب آن میسر نیست .
* مدال جهانی تو که از جنس مدالهای یکبار مصرف نیست؟!
- امیدوارم که نباشد!آنقدر انگیزه دارم که برای تکرار و خوشرنگ تر کردن
مدال برنز جهانی ام از انجام سنگین ترین تمرینات طفره نخواهم رفت. تمام آرزوی ورزشی من کسب مدال طلای المپیک لندن است.
* شاید پیش از این به عنوان یک کشتی گیر تقریبا گمنام به مصاف رقبا می رفتی؛اما منبعد، حریفانت روی تو حساب ویژه ای باز خواهند کرد.از آنالیز شدن توسط رقبا نمی ترسی؟
- اگر به فکر تداوم موفقیت باشم، باید تمامی نقاط ضعفی را که در اردوهای مختلف یادداشت کرده ام را مرتفع کرده وبا اضاف کردن فنون جدید به تکنیکهایم ، مسلح تر از گذشته شوم.
*ظاهرا مقوله قهرمانی، درخانواده شما موروثی است! آیا «فرشاد» آخرین «علیزاده» ای است که شیرینی تصاحب مدال جهانی زیر دندانش مزه کرده است؟!
- برادرم فرهاد که بخاطر مصدومیت شدید کتف نتوانست مقام چهارمی جهانش را ارتقا بدهد، عاشق کشتی است.احتمالا پسر کوچک او ادامه دهنده راه پدر بزرگ ، پدر و عمویش خواهد بود!
*اگر خودت در آینده صاحب فرزند پسر شوی تکلیف چه خواهد بود؟
-بی شک پسر من هم همان راه پسر عمویش را خواهد رفت!
* پیش از مسابقات جهانی شنیده بودیم که در اردوها از درد کمر به خود می پیچیدی. چطور شد که مصدومیت کمرت به یکباره بهبود یافت؟
- به یکباره بهبود نیافت! آنقدر قرص و آمپول مسکن و شل کننده عضلات مصرف می کردم که تصمیم داشتم از حضور در دانمارک انصراف بدهم!خوشبختانه به یاری خداوند و زحماتی که دکتر صالحی و دکتر « ریف» فیزیوتراپ بلغار تیم وزنه برداری برایم کشیدند، توانستم در دانمارک کشتی بگیرم.
*تفاوت مدال جهانی و المپیک چقدر است؟
- به عقیده من مدال برنز جهانی با طلا خیلی فرق دارد؛ با این وجود هیچکدام قابل مقایسه با مدال المپیک نیستند. به خوبی ارزش تصاحب مدال المپیک را می دانم و برای تصاحبش عرق زیادی خواهم ریخت.
*کسب مدال جهانی باعث نشده که خودت را برای مردم بگیری؟
- من اصلا انجام این کارها را بلد نیستم!
* لابد طی چند روز اخیر وعده های چرب و نرمی از جانب مسئولان به تو داده شده!اینچنین است؟
- درگذشته به قهرمانان وعده و وعیدهای می دادند که بعضی از آنها تو خالی بود؛ اما امسال به ما حتی وعده ای هم داده نشده است تا دلمان را به آن خوش کنیم! به شخصه از نالیدن قهرمانان متنفرهستم؛ ولی وقتی شرایط خودم و سایر هم استانی های قهرمانم رابا قهرمانان سایر استانها که به گرمی از آنها استقبال مادی و معنوی می شود، مقایسه می کنم، به این نتیجه می رسم که تهرانی بودن یک معضل است! به هر حال توکل من به خداست و دستم را هیچگاه به سوی هیچکس دراز نخواهم کرد. همینکه با کسب مدال جهانی توانستم پاسخگوی زحمات مربیان و خانواده ام باشم و دل مردم عزیز وطنم را شاد کنم، برایم به اندازه یک دنیا برایم ارزش دارد.
*شغلت چیست؟
- به جز کشتی گرفتن شغل دیگری ندارم. هیچ نهاد یا اداره ای هم پیشنهاد استخدام به من نداده است. شاید واقعا تفاوت عمده ای میان ما و ورزشکاران رشته های تیمی و جود دارد که حتی به اندازه قهرمانان رده های پایه ورزشهایی چون فوتبال ، بسکتبال، والیبال و ... به کشتی گیران بها داده نمی شود.
*امسال حضور در بازیهای آسیایی گوانگجو برایت مهمتر است یا جهانی روسیه؟
- اگر بتوانم نظر اعضای کادر فنی تیم ملی راجلب کنم، با تمام توان در هر دو میدان حضور خواهم یافت.
* سخت ترین مسابقه ات در رقابتهای جهانی دانمارک با کدام حریف بود؟
- حریف مجارستانی ام قهرمان اروپا بود که به راحتی او را شکست دادم. گینوی فرانسوی راهم بدون دردسر بردم، فقط در مصاف با مادسن دانمارکی دچار مشکل شدم.
* وقتی حریف آذری ات در دیدار سوم -پنجمی اقدام به اجرای سالتوکرد ، چه احساسی داشتی؟
- درهمان حالت جهش، روی هوا، مطمئن شدم که خودش روی پل گیر افتاده و مدال برنز از آن من خواهدشد!
*چرا وقتی داور مسابقه دستت را به نشانه پیروزی و تصاحب مدال برنز جهانی بالابرد، بغض کردی؟
- همه دوستانم این سئوال را از من می پرسند؛ اما برخورد انگشت کشتی گیر آذری باعث شد تا چشمانم اشک آلود شوم. کسب مدال جهانی که گریه ندارد!
* در اردوها باچه کسانی هم اتاق هستی؟
- من همیشه با حمید سوریان و علی محمدی هم اتاق هستم. هر دو نفر را از صمیم قلب دوست دارم و به رفاقت با آنها افتخار می کنم. البته با سایر فرنگی کاران هم صمیمی هستم.
* در پایان هر چه می خواهد دل تنگت بگو:
- از تمامی مربیانی که برایم زحمت کشیده اند متشکرم. مربیان تیم ملی،مربی دوران نوجوانی ام آقای کهندل و مربی عزیزم آقای یوسفی افشار که چند سال است زیر نظر او در باشگاه شهدای هفتم تیر تمرین می کنم، کمال تشکر را دارم. از شهردار منطقه 16 که بعد از کسب مدال جهانی پوسترهایم را در محله نازی آباد نصب کرد ممنون هستم و دست پدر و مادرم را به خاطر تحمل تمامی مشکلاتی که تا امروز برایشان تراشیده ام،می بوسم.

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط
نظرات
کاربر مهمان -> 1388/07/15
پاسخ

قربان پسر خوب ایرانی. به امید برق مدال طلا روی سینه ستبر تو .

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین