مقدمه
در تاریخ چپ، هیچ جریان دانشجویی وجود نداشته که بهتنهایی توانسته باشد سازمانی را شکل دهد. جریانهای دانشجویی به مدد اندیشههای افراد سیاسی که ذهن ایشان را به سمت جریانی هدایت میکنند پا میگیرد. چپ بیش و پیش از آنکه تئوریک باشد، پراتیک است؛ حالآنکه جریانات دانشجویی بر بیانیهها سوارند. مخاطبانشان خودشان هستند و منفعتی که حرفهایشان ایجاد میکند را خودشان میبرند. جامعه به آنها به چشم جوانانی رؤیاپرور، جویای نام، و در حال جستوجوی علم و آگاهی، مینگرد(جمعی از نویسندگان1393، ص23).
البته اینهمهی ماجرا نیست. اساساً چپها علیرغم تأکید بر خامی و ناپختگی جنبش دانشجویی به مقوله دانشجو و دانشگاه نگاه ویژهای دارند. برای اکثر چپها دانشگاه مهم است به سبب آپاراتوس، سازوبرگها و یا همان دستگاههای ایدئولوژیک دولت که آلتوسر، و آگامبن بر آن تأکید بسیاری دارند. ازنظر آنها، دانشگاه ازجمله دستگاههای ایدئولوژیکی است که در پی تولید انسان ایدهآل هست. فلذا چپها نیز درصدد هستند تا در دانشگاه، انسان نمادین خود را پرورش دهند.
جمع افراد چپگرا پرتعداد نیست، اما با همان تعداد اندک، توانایی عرضاندام دارند. این امر میتواند معلول چند علت باشد. اول، ظاهر متفاوت آنهاست که بسیار جلبتوجه میکند. گعده محوری و کافه نشینی، خصوصیت دیگری است که توجه هر ناظری را به خود جلب میکند. دوم، فلسفه عملگرایانه مارکسیسم، و تأکید بر پراتیک؛ آنها را بهگونهای مهیا ساخته که حتی با نفرات کم نیز میتوانند دست به تحصن، تظاهرات، تجمع، و میتینگ بزنند.
فعالان سابق دانشجویی چپ در زمانه کنونی دست به مصاحبه، مقاله، تاریخسازی، و مستندسازیِ مکتوب فعالیتهای خود زدهاند؛ موضوعی که کمتر در فعالان دانشجویی مذهبی، و لیبرال دیده میشود. بیشتر منابع مورداستفاده در این تحقیق نیز از خلال همین مصاحبهها، و مقالات گزینش گردیده که در ادامه ازنظر میگذرد.
پیدایش و افول چپ دانشجویی
اوایل دههی 80 خورشیدی فضای سیاسی اجتماعی دانشگاهها شاهد بروز مجدد پدیدهای به نام چپ مارکسیستی بود. ازنظر چپها فضای باز سیاسی عصر اصلاحات به رشد و پویایی فعالیت آنان کمک کرد. در این زمان، کتابهای زیادی با محوریت مارکس، لنین،گرامشی، و آلتوسر با مجوز وزارت ارشاد منتشر میشد(پورعبدالله 1393، ص52) که همگی بهراحتی در دسترس دانشجویان چپ قرار میگرفت.
به نظر میرسد فضای سیاسی ناشی از حاکمیت سیاسی اصلاحطلبان اجازه ابراز عقاید سیاسی با گرایشهای سوسیالیستی در دانشگاهها را به دانشجویان میداد(ثقفی1392). البته بهاحتمالزیاد به وجود آمدن این فضا در دانشگاهها با برنامهریزی قبلی صورت نگرفته بود. چراکه در آن زمان از سوی مسؤولین انتظار حضور اینچنینی نیروهای چپ وجود نداشت(سلطانبیگی1393، ص45 و 46).
مؤلفه دیگر در بررسی ظهور گروههای چپ، افزایش تعداد متقاضیان ورود به دانشگاه در دهه 80 نسبت به سالهای قبل است. در این دهه، تعداد بسیار زیادی از متولدان دهه ۶۰ وارد دانشگاهها شدند. شاید این تعداد بالا بتواند یکی از دلایل جمع شدن تعداد بیشتری از نیروهای چپ نسبت به دهه ۷۰ در کنار یکدیگر باشد(همان، ص43).
در این سالها، فرزندان فعالان چپ سابق نیز به دانشگاهها راه یافتند که این موضوع نیز به ایجاد فضای چپگرایانه کمک شایانی نمود. این دانشجویان به دو دسته تقسیم میشدند. دسته نخست، فرزندانی که والدینشان از فعالیت سیاسی سرخورده شده بودند. این موضوع به همراه انفعال ناشی از ترس نیز به فرزندان آنها منتقل گردیده بود؛ و دسته دوم، فرزندانی که یا بیتوجه به ترس والدین خود و یا با تشویقهای تربیتی والدینشان تمایل به حضور در فعالیتهای دانشجویی را داشتند(ثقفی1392).
علاوه بر این افراد؛ برخی دیگر نیز بعد از ورود به دانشگاه و بهواسطه نشریات، افراد و دیگر منابعی که وجود داشت، وارد این جریان شدند. بهطورکلی، پایگاه طبقاتی فعالان دانشجویی چپ آن زمان بیشتر از طبقه متوسط شهری بود و تعداد کمتری از دانشجویان از طبقه کارگر و یا بورژوا برخاسته بودند (سلطانبیگی1393:ص45).
درهرصورت، جریان چپ دانشجویی توانست بعد از گذشت حدود دو سال در قالب کار در نشریات دانشجویی و هستههای مطالعاتی، گروههای کوهنوردی، و کلاسهای بازخوانی آثار مارکسیستی نفوذ قابلتوجهی در دانشگاههای ایران پیدا کند و جمعی از فعالان چپ و رادیکال را دور خودگرد آورد(معارفیپور1388).
البته حرکتهای دانشجویی چپ استمرار چندانی پیدا نکرد. توفیق نیافتن جریان چپ دانشجویی در سطح جامعه و دانشگاه علاوه بر مسائل امنیتی، به خامی و بیتجربگی این جریانات مربوط میشود که خصلت مشترک تمامی جریانات دانشجویی است. بزرگترین نقطه ضعف آنها از نظر خودشان این بود که بیش از کاری که انجام میدادند، پر سروصدا عمل میکردند. این جریانات با توجه به خصلت دانشجویی نهتنها تجربه کافی برای فعالیت نداشتند بلکه درک روشنی از بازداشت و دستگیری نیز وجود نداشت و بسیاری از جدلهایی که میان آنها صورت میگرفت بیجهت به عرصه اینترنت و فضای عمومی کشیده میشد. مسأله دیگر که آن هم به بیتجربگی این جریان مرتبط است؛ اینکه گویی قرار بود این دانشجویان تا همیشه دانشجو بمانند و برای ورود نیروهای جدید برنامه خاصی وجود نداشت(سلطانبیگی1393: ص45 و 46).
درواقع، پاشنه آشیل جریان چپ دانشجویی دهه 80 درک نامناسب این جریان از پتانسیلها و توانمندیهای خودش بود که باعث شد توان خود را بهصورت اغراقآمیز تبلیغ کند و بر این اساس، هرروز فاصله بیشتری از فضای مبارزه روزمرهی اجتماعی در ایران بگیرد(امیری الیاسی1393).
عامل دیگر عدم توفیق این جریانات، سطح مطالعات نهچندان مطلوب دانشجویان چپ در آن دوران بود. در آن زمان بسیاری از این افراد آنچنان درگیر کارهای عملی شده بودند که فرصتی برای مطالعه اختصاص نمیدادند و همین مسأله در برخی مواقع، باعث میشد تا درک روشنی از مفاهیم چپ میان آنها وجود نداشته باشد(سلطانبیگی1393: ص45). نکته مهم این است که هرچند دانشجویان چپگرا بسیار بامطالعه بودند(توانچه1393) اما پرمطالعه بودن برای طی مسیر کافی نیست و درواقع، کیفیت و محتوای مطالعه نیز حائز اهمیت است.
نکته مهم دیگر در کامیاب نبودن این جریان همانند دیگر جریانات دانشجویی و با ایدئولوژی های متفاوت، عدم فهم شرایط عینی جامعه، و تطبیق نادرست شرایط جوامع دیگر با شرایط جامعه ایران است که در آثار و عملکرد نیروهای چپ در کلیت آن مشاهده میشود.
3فعالیتها و رویدادهای مهم این دوره
در اینجا، برای آشنایی خوانندگان محترم، به فعالیتها و رخدادهای مهم حول موضوع تحقیق اشارهای گذرا میشود:
3-1- معرفی برخی گروهها
نشریه خاک: یکی از مهمترین نشریات دانشجویی چپ در دهه 80 که ازقضا زمینه تشکیل مهمترین گروه چپ دانشجویی ـ گروه دابـ را فراهم نمود؛ نشریه خاک نام دارد. نام خاک از آن روی اهمیت دارد که پس از سالها رکود و سکون فعالیت نیروهای چپگرا در دانشگاههای ایران، و در موقعیتی که بلوک شرق وجود خارجی نداشت و دوران پسامارکسیسم نیز از راه رسیده بود؛ نشریهای متولد شد که شعارها، و مطالب آن رنگ و بویی مارکسیستی(مارکسیسم کلاسیک) داشت.
گروه داب(دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب): پس از تثبیت و گسترش فعالیت نشریه خاک، این جریان در سال 1385 توانست تعدادی از فعالان چپ که سابقاً در دفتر تحکیم وحدت یا انجمنهای اسلامی فعالیت میکردند(جناح چپ دفتر تحکیم) را دور خودگرد آورده و گروه داب را از به هم پیوستن چپ رادیکال سابق و افراد نشریه خاک تشکیل دهد.
یکی از موضوعات چالشی بین نیروهای داب، چگونگی نفوذ اعضای حزب حکمتیست - این حزب از «حزب کمونیست کارگری ایران» منشعب شده و مؤسس اصلی آن «منصور حکمت» نام داشت. پس از وی، این حزب دچار انشعابات زیادی شد. یکی از احزاب جداشده، «حزب کمونیست کارگری ایران- حکمتیست» نام داشت به رهبری کوروش مدرسی- در این گروه است. بررسیها نشان میدهد که برخی از دانشجویان داب، در دو ساحت تئوری و عمل، بدون وابستگی به احزاب عمل میکردند. اما عدهای نیز به حزب حکمتیست وابسته بودند. بههرروی، وابستگی حزبی عدهای به حزب حکمتیست باعث درهمشکسته شدن داب شد.
3-2- تعارضات چپ کارگری و چپ رادیکال
یکی از خصلتهای گروههای چپ در کارهای جمعی و تشکیلاتی، «اتحادهای مقطعی و افتراقات همیشگی» است. جریان دانشجویی چپ در دهه 80 نیز از همین قاعده پیروی میکند. دراینبین، انشعابات زیادی در چپ دانشجویی به وقوع پیوسته که مهمترین آنها مربوط به چپ کارگری و چپ رادیکال میشود. بررسی مفصل این موضوع، نیاز به تحقیقی جداگانه دارد.
3-3- تعامل و تقابل با دفتر تحکیم وحدت
فعالیت گروههای چپگرا در دانشگاهها همواره با موانع قانونی روبروست. به همین جهت این دانشجویان علیرغم تفاوت بنیادین در ایدئولوژی؛ به ناگزیر در دهه 80 به پیوندهایی تاکتیکی و مقطعی با انجمنهای اسلامی دانشگاهها روی آوردند تا از این طریق بتوانند مجوزهای لازم را برای فعالیتهای خود کسب کنند. چنین رویکردی در طیفبندی انجمنهای اسلامی و در رهبری دفتر تحکیم وحدت نیز خود را نشان داد و سبب دستهبندی بین لیبرالها و مارکسیستها گردید.
نکته حائز اهمیت در بحث ارتباط انجمنهای اسلامی با نیروهای چپ، تغییر تدریجی مبانی فکری اعضای دفتر تحکیم وحدت و انجمنهای اسلامی است. بهمرورزمان و با تغییر شرایط، مبانی فکری تحکیم وحدت در کلیت آن، دچار تغییرات بنیادین شد که این موضوع دقیقاً راه ورود دانشجویان چپگرا را به شوراهای مرکزی انجمنهای اسلامی دانشکدههای مختلف هموار میساخت. پرداختن به این موضوع نیز پژوهشی مستقل را میطلبد.
3-4- رکود و سکون جریان دانشجویی چپ
با افزایش تحرکات دانشجویان چپ در دانشگاهها، و استراتژی این گروهها مبنی بر تعامل با جریانات مختلف کارگری، سندیکای اتوبوسرانی، فعالان حوزه زنان، و فعالان محیطزیست، و ارتباط برخی از این جریانات دانشجویی با احزاب خارج نشین؛ تصمیم بر این شد که با این طیف از دانشجویان برخورد شود. بر این اساس، درست درزمانی که این دانشجویان در تلاش برای برگزاری مراسم روز دانشجو در سال 1386 بودند؛ اعضای اصلی این گروهها دستگیر شدند.
این دستگیریها برای فعالان دانشجویی چپ ثمرهای جز انفعال و رکود نداشت. گستره این دستگیریها، شدت، و سرعت آن به حدی بود که فرصت هرگونه اقدام عملی را از این دانشجویان ربود. بنابراین، اغلب این افراد پسازآن که خود را در پشت میلههای زندان، تنها یافتند؛ تازه به این فکر افتادند که چه کرده و چرا به اینجا آمدهاند. اکثر این افراد پس از آزادی از زندان نیاز به دورهای داشتند که خود را با شرایط جدید وفق دهند. در این میان، برخی از آنان به خارج از کشور رفته و در آنجا به کار و تحصیل پرداختند. البته برخی از اینان بعد از مدتی دوباره به فعالیتهای چپگرایانه در خارج از کشور روی آوردند. عدهای نیز به تعبیری دچار روزمرگی گشته و به زندگی عادی خود بازگشتند. و عدهای نیز بعد از طی کردن شرایط تعلیق روحی و فکری، مجدداً به فعالیتهای پیشین خود پرداختند.
بازه زمانی آذرماه سال 1386 تا به امروز را باید دوران انفعال این طیف از دانشجویان نامید. با صرفنظر کردن از اختلافنظر گروههای چپ پیرامون نسبت و نحوه تعامل با اتفاقات سال 1388، برخی از فعالان دانشجویی چپ، در وقایع سال 1388 حضور قابلتوجهی داشتند. اکنون نیز فعالیتهای چپگرایانه دانشجویان در دانشگاهها ادامه دارد اما این تحرکات وسعت و انسجام فعالیتهای دهه 80 را ندارد. ترسیم چگونگی آرایش نیروهای چپ دانشجویی در فاصله سالهای 1386 تاکنون، تبیین چرایی رکود جریان دانشجویی چپ در ایران، و تحلیل استراتژی چپ در برونرفت از بحران پیش رو، امری است که نیاز به پژوهشی مستقل دارد.
منابع:
- امیری الیاسی، کیوان، گشتوگذاری در خاطرات تلخ و شیرین؛ بازخوانی تجربیات فعالان دانشجوئی چپ ایران در دهه 80 ، http://tabaqe.com ، 21 مردادماه 1393.
- توانچه، عابد، مصاحبه با عابد توانچه در سایت طبقه دات کام، http://tabaqe.com، 15 آذرماه سال1393.
- ثقفی خراسانی، محسن، نگاهی به جنبش دانشجویی چپ در ایران دهه80، سایت شخصی محسن ثقفی: http://mohsensaghafy.com ، 13 آبان ماه 1392.
- جمعی از نویسندگان(نسیم سلطانبیگی، محمد پورعبدالله، عابد توانچه، و دیگران)، ویژهنامه روز دانشجو، سایت طبقه دات کام: http://tabaqe.com،آذرماه سال1393.
- معارفی پور، حسن، نگاهی گذرا به پروسه شکلگیری جنبش دانشجویی در ایران، بخش اول، دوم، و سوم، http://www.kargaran-iran.com، شهریور و مهرماه 1388.
