آیت الله جوادی آملی
وجود مبارک امام رضا (ع) وقتی وارد ایران شدند؛ حوزه علمیه از عراق به ایران منتقل شد، چه اینکه از حجاز هم به ایران منتقل شد. وقتی امام زمان در یک منطقه ای حضور داشته باشد، همانجا حوزه علمیه است. وقتی وجود مبارک امیرالمؤمنین (ع) در حجاز تشریف داشتند، در مدینه بودند؛ حوزه علمیه هم در مدینه مستقر بود. وقتی حضرت به عراق تشریف آوردند، در کوفه مستقر شدند؛ حوزه علمیه در عراق مستقر شده. زیرا امام محور "علم الهی" است. هر جا این مدار علم باشد، علماء و دانشمندان آنجا مشرف می شوند، و از محضر پر فیض آن ذات مقدّس بهره ها می برند.
وقتی وجود مبارک امام رضا (ع) به ایران تشریف آوردند؛ اینجا مهد علم و حوزه علمیه شد، علماء از نقاط مختلف به ایران آمدند، به مرز خراسان رفتند؛ سوال های علمی، اشکالات اعتقادی، شبهات فقهی، مسائل اخلاقی و...را در محضر وجود مبارک امام هشتم مطرح و از بیان ایشان استفاده می کردند.
وجود مبارک امام هشتم (ع) که وارد مرز خراسان شدند؛ مهم ترین مسأله،‌ مسأله "امامت" بود. چه اینکه بعد از انقلاب هم مهم ترین مسأله ایران و نظام، مسأله امامت است. عدّه ای که نتوانستند یا نخواستند مسأله ولایت فقیه را بپذیرند؛ یا در خود این نیابت اشکال کردند، یا در مَنوب‌عنه شبهه کردند. اوائل دربارة ولایت فقیه و نیابت فقیه و اینها خدشه می کردند. وقتی از اینجا فراغت پیدا کردند، به این فکر افتادند که ما در آن مَنوب عنه شبهه وارد کنیم. لذا اخیراً مدتی است که دربارة اصل امامت ائمه (ع)، عصمت آن ذوات مقدّس سخن به میان می آورند. وقتی آن مَنوب عنه مورد خدشه قرار گرفت، در نائب هم خدشه کردن دشوار نیست.
همه علاقمندان، مخصوصاً دانشگاهی ها، بالأخص حوزوی ها لازم است آن ادلّة قرآنی و روائی که در قرن اوّل و دوّم به وسیلة ائمه (ع) تفسیر و تحلیل و تبیین شد، مخصوصاً به وسیله وجود مبارک امام هشتم؛‌ اینها را بحث کنند. چون مهم ترین بحث کلامی، همین جریان "امامت" است... مسأله رسمی خراسان آن روز، مسأله امامت بود. برای اینکه اینها داعیه خلافت داشتند، می گفتند: ما خلیفه رسول الله ایم؛ نمازهای جمعه را هم به عنوان خلیفه رسول الله می خواندند، به عنوان خلیفه رسول الله داشتند حکومت می کردند.
از سویی وقتی مسأله رسمی خراسان بود، مسأله رسمی خاورمیانه هم بود. زیرا آن روز خاورمیانه همین منطقه رسمی بخشی از هند و پاکستان و بنگلادش و این قسمت ها بود، بخش وسیعی ایران بود، حجاز بود، عراق بود، شام و سوریه بود، لبنان و بیروت و این قسمت ها بود، تا آن قسمت های مصر؛ و بخشی از کشورهائی که نزدیک مصر بود. همه اینها در اختیار حکومت اسلامی بود. یعنی وقتی مأمون عباسی خلیفة رسمی مسلمانها بود، شعاع سلطنت و خلافت او در خاورمیانه بود. در خاورمیانه دیگر 2 تا خلیفه، 2 تا سلطان و مانند آن نبود.
چه اینکه زمان حکومت حضرت امیر (ع) هم خاورمیانه در اختیار حضرت امیر بود. برای ایران استاندارهای متعدد می فرستاد؛ ایران بیش از چند استان نبود. برای مصر یک استاندار فرستاد به نام مالک اشتر. آن مصر با همة پهناوری اش یک استان محسوب می شد. وقتی خاورمیانه یک مملکت حساب بشود، مصر می شود یک استان؛ ایران می شود یک استان یا مثلاً چند استان.
... بخش وسیعی از فرمایشات حضرت را مرحوم کلینی در جلد اوّل اصول کافی نقل کرده. حضرت فرمود: من مسأله امامت را برای شما شرح کنم تا معلوم بشود این حتماً انتصابی است، نه انتخابی؛ امام کسی است که از گذشتة جوامع بشری با خبر باشد و از آینده قافله انسانیّت هم با خبر باشد.
انسان که با مرگ نمی پوسد! بدنش می پوسد امّا انسان از پوست به در می آید. بیان نورانی ائمه (ع) این است که: لا یَزال‎ْ تَنتَقِلُونَ مِنْ دارٍ إلی دار (1). انسان از دنیا وارد برزخ می شود، وارد صحنة‌ قیامت می‌شود، بعد وارد بهشت یا خدای ناکرده جهنّم؛ و برای ابد می ماند. یک موجود از بین رفتنی نیست! ما نه از گذشته اش با خبریم، نه از آینده اش! اینقدر می دانیم که ما با مردن،‌ این قفس می شکند و مرغ باغ ملکوت آزاد می شود. امّا کجا می رویم، آنجا چه می خواهند، اینجا چی باید تهیّه کنیم؛ هیچ نمی دانیم.
کسی باید باشد که هم از آینده ما با خبر باشد، هم از گذشته ما با خبر باشد؛‌ بشناسد و بداند آنجا چی لازم است، ما اینجا چه باید تهیّه کنیم، چه طور باید تهیّه کنیم. ضمنا این یک علمی نیست که انسان در حوزه یا دانشگاه بتواند بخواند؛ این نگار مکتب نرفته ای می خواهد که از علم غیب با خبر باشد.
اینها در مدرسه ها نیست! این جز وحی آسمانی علم دیگری نیست که اینها را تفهیم کند. و انسانی که اینچنین است و راهنما و رهبر قافلة بشریت است که إلی یُوم القیامه رهبری می کند، باید در 3 بخش معصوم باشد. یعنی بخش تلقّی مطالب الهی، بخش ضبط و نگهداری و حفظ معارف،‌ بخش انشاء و اعلام و اعمال و املاء و ابلاغ.
اگر کسی در فهمیدن و دریافت مطالب از خدای سبحان معصوم نباشد، امام نیست. اگر کسی معصومانه معارف را دریافت می کند، ولی ضابطه و حافظ او نیرومند نیست؛ در محدوده حفظ احیاناً گرفتار سهو و نِسیان می شود، امام نیست. اگر کسی در قلمرو حفظ، نگهداری و نگهبانی معارف معصوم است، ولی در املاء، ابلاغ، تعلیم، تبیین، تحریر، کتابت کم و زیاد می کند اشتباهاً، او باز امام نیست. امام کسی است که در هر 3 منطقه معصوم باشد از هر نقص و هر عیب.
وجود مبارک امام هشتم فرمود: اینها انسان را نشناختند، امام را نشناختند، اینها بین غدیر و سقیفه فرق نمی گذارند، اینها نمی دانند اَلإمامُ وَاحِدُ دَهرِهِ لا یُدانِیهِ اَحَدْ! این بیان نورانی امام رضا (ع) است که مرحوم کلینی در همان جلد اوّل کافی نقل کرده. فرمود: امام یک موجودی است که در تمام روی زمین دوّمی ندارد! اَلإمامُ وَاحِدُ دَهرِهِ لا یُدانِیهِ اَحَدْ وَ هُوَ بِحِیثُ النَّجمْ مِنْ اَیدِی المُتَناوِلینْ؛ إینَ العُقُولُ مِنْ هَذا إینَ الإختیارُ مِنْ هَذا (2). فرمود: همانطوری که دست شماها به ستاره آسمان نمی رسد؛ فکر انسان عادی هم به مقام امامت و عصمت و قداست ملکوتی انسان کامل نمی رسد. مگر با دست می شود ستاره را گرفت؟ مگر با فکر می شود سقیفه درست کرد و جانشین پیغمبر درست کرد؟! وَ هُوَ بِحِیثُ النَّجمْ مِنْ اَیدِی المُتَناوِلینْ؛ إینَ العُقُولُ مِنْ هَذا إینَ الإختیارُ مِنْ هَذا. عقل بشر کجا، اختیار بشر کجا، انتخاب بشر کجا!
بعد فرمود: اَلمُطَهَّرُ مِنَ الذُّنُوبْ (3). اینهائی که می گویند: عصمت ائمه از قرن های 6 و 7 و بعدها به در آمده، خُب این معارف را چه می کنند؟! این بیان نورانی امام رضا در صحنه رسمی و علمی خراسان آن روز که مَطبع اَنظار بود، اینها را چه می کنند؟! شاگردان امام، اصحاب امام، حوزه درسی امام رضا (ع) مسأله طهارت را، قداست را،‌ عصمت را مطرح می کردند. فرمود: اَلمُطَهَّرُ مِنَ الذُّنُوبْ. بعد فرمود: فَهُوَ مَعصُومٌ مَؤیَّدٌ مُسَدَّدْ (4)، امام معصوم است. بعد حالا اخیراً در آمده که اینها، علمای قبلی ما از ائمه به عنوان (علمای ابرار) یاد می کردند! آنها هم یک سلسله دانشمندانی بودند که اینها را زمینی کنند؛ وقتی اینها زمینی شدند، قهراً فقهاء که جانشینان اینهایند، زمینی ترند؛ بعد می شود انتخابات و مردمی و مشروعیّت اش با رأی مردم است و امثال ذلک!
وقتی اینها را امام رضا (ع) می فرماید که: فَهُوَ مَعصُومٌ مُؤیَّدٌ مُسَدَّد، آنوقت چگونه ما بگوئیم مسأله عصمت بعدها در آمده؟!
وقتی آنها این حرف را بزنند، در نشریات داخلی ما هم همین حرف ها ظهور می کند. مردم با عقیده زنده اند، عقیده را عالمان دین تبیین می کنند؛ مردم که فراغتی ندارند بیایند در حوزه ها! اگر حوزه ها، اگر دانشگاهها که محور علم این مملکتند، این معارف را درست ارزیابی کنند، جامعه راحت است. آنگاه نه هر روزنامه ای هر حرفی می نویسد، نه هر مجله ای هر حرفی منتشر می‌کند...
امام کاظم (ع) امام هفتم بود. به حضرت عرض کردند بعد از شما چه کسی به مقام امامت می رسد؟ فرمود: اِبنِی عَلی وَ هُوَ یَنظُرُ مَعِیَ فِی الجَفرْ وَ لا یَنظُرُوا فِیهِ إلا نَبِیُّ اُو وَصِیُّ نَبِی(5). فرمود: پسرم علی، علی بن موسی (ع). او هم مثل من در جَفر جامع نگاه می کند، مطالب را از آنجا می گیرد.
این « جفر جامع » یک کتابی است، یک مکتوبی است که غیر از پیامبر و غیر از امام معصوم که وصی اوست، احدی نگاه نمی کند. سایر بچه های من، آنها هم امامزاده اند؛ ولی در جَفر جامع نظر ندارند! این علی، پسر من در جفر جامع نظر دارد.
...یونس به حضرت عرض کرد که: عَلِّمْنِی دُعاءً‌ وَ اُوجِزْ. یک دعائی به ما یاد بده، ولی مختصر باشد؛ فرمود: اگر بخواهی با خدایت گفتگو کنی و مختصر باشد، این جمله ها را بگو: یا مَنْ دَلَّنِی عَلی نَفسِه، وَ ذَلَّلَ قَلبِی بِتَصدیقِه، اَسئَلُکَ الأمنَ وَ الاِیمانَ فِی الدُّنیاء وَ الآخِرَه(6)؛‌ همین 3 جمله.
ای کسی که مرا به خودت راهنمائی کردی، یا مَنْ دَلَّنِی عَلی نَفسِه. وَ ذَلَّلَ قَلبِی بِتَصدیقِه؛‌ دلم را به پذیرش خود نرم کرد، ذَلول کرد؛ نه ذلیل کرد! « ذَلول » یعنی نرم و آرام. بعضی از دلها قَسی و سنگینند، حرف در آنها نفوذ نمی کند. إنَّ مِنهَا کَالحِجارَه أو اَشَدُّ قَسوَهً (7). می بینید این سنگ ها وقتی مُتصلّب بود، نفوذ ناپذیر است. در این آیه فرمود: بعضی از دلها نفوذ ناپذیرند، حرف در اینها اثر نمی کند؛ کَالحِجارَه أو اَشَدُّ قَسوَه. امّا بعضی از دلها ذَلولند؛ یعنی نرمند،‌ ملایمند، انعطاف پذیرند، موعظه پذیرند.
وجود مبارک امام رضا به یونس فرمود: بگو ای خدائی که قلبم را نرم کردی برای پذیرش وجود ذات أقدس إله! من یک درخواست دارم،‌ اینکه: امنیّت و ایمان در دنیا و آخرت را به من عطاء فرمایی! ما هم عرض می کنیم: پروردگارا ! یا مَنْ دَلَّنَا عَلی نَفسِه، وَ ذَلَّلَ قُلُوبَنَا بِتَصدِیقِه، نَسألُکَ الأمنَ وَ الاِیمانَ فِی الدُّنیاء وَ الآخِرَه.

* سخنرانی در جلسه درس اخلاق به مناسبت سالروز میلاد حضرت امام رضا (ع) ـ قم؛ یکم آذر 1386
.......................
1. بحار الأنوار / ج37 / ص146
2. الکافی / ج1 / ص 201
3. الکافی / ج1 / ص 200
4. الکافی / ج1 / ص203
5. الکافی / ج1 / صص 311 و 312
6. الکافی / ج2 / ص 595
7. بقره / 74

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط
نظرات
کاربر مهمان -> 1388/08/06
پاسخ

واقعا مطالب با ارزشی انتخاب نمودید. با تشکر فراوان

کاربر مهمان -> 1388/08/06
پاسخ

خداوندا علمای ما را حفظ بفرما

کاربر مهمان -> 1388/08/07
پاسخ

با آرزوی سلامتی و طول عمر برای این عالم بزرگوار

کاربر مهمان -> 1388/08/07
پاسخ

درود بر استاد جوادی املی من مریدشم

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

نظرسنجیآرشیو
نظرسنجی
آخرین اخبار