مرتضی شیری
مدار و زندگی مسالمت آمیز
هیچ چیز در این جهان مطلق نیست. همه ما برآیندی هستیم از ایماژ و تصورات ذهنیمان. در این میان فقط، نسبیت را می توان عینیت یافته ترین وجه زندگی دانست.

 آنجا که اکتسابیات مکانی و زمانی از توارث از فرهنگ از کنش های فردی و جمعی، باعث تفاوت انسان هاست، هیچ چیزی نمی‌تواند رنگ ذاتی و مطلق به خود بگیرد.

 آنگاه که خود را مطلق بدانیم و بر حق، چیزی جز فاجعه به بار نمی آید. مصادیق این نگرش در طول تاریخ فجایعی بسیار به بار آورده. از کشورگشایی و تاسیس امپراطوریها در عهد باستان گرفته تا تحمیل یک اندیشه و مکتب و مذهب و جنگ های دینی و عقیدتی، همه مصادیق این نگرش هستند. 

فجایع این دیدگاه در عصر معاصر عینی تر هم می شوند، فجایع امروز جهانی بازنمایی تفکر و نگرش مطلقی است که خود را صاحب حق می داند. از جنگ های جهانی تا مطلق گرائی در جماهیر شوری تا فجایع عملی و اخلاقی اندیشه سرمایه داری تا توهم بر حق بودن نظام ها و مذاهب در خاورمیانه و جای جای جهان، از القاعده تا داعش، از کودک کشی در اسرائیل تا کشتار مسلمانان میانمار، تا فجایعی همچون بمباران شیمایی حلبچه و سردشت تا نسل کشی در بوسنی و هرزگوین و سین کیانگ چین و قبیله توتسی در رواندا و همچنین تا نسل کشی سرخپوستان در آمریکا، از اعدامهای سیاسی و عقیدتی تا منکوب کردن دیگران، از و کودتا تا ندیدن و نشنیدن حضور و پیام مردم، همه اینها نتایج مطلق و بر حق بودن است. 

حتی میتوان گفت این مطلق و بر حق بودن در تمامی سطوح زندگیمان جریان دارد، در دیدگاه سیاسی آنجا که نگاهمان کاملا یک دیدگاه صرف گروهی و حزبی است، آنجا که تمام عملکرد طیف مقابلمان را از منظر گروهی و حزبی می بینیم و تفسیر می کنیم، دیگر جایی برای انصاف و اعتدال باقی نمی ماند، آنقدر از انصاف و اعتدال خارج می شویم که کوچکترین دستاورد رقیمان را هم منفی می دانیم و تمام تلاش و وقت خودمان را برای سرکوب و تهمت و سیاه نمایی و مچگیری از طرف مقابلمان قرار می دهیم، غافل از اینکه خودمان در چه قهقرایی گرفتار شده ایم.

 در زندگی شخصیمان آنجا که تمام ملاک و معیارمان در مواجه با اشخاص بر اساس حب و بغض شخصی است و حتی قضاوتهایمان بر این مبنا می چرخد جایی برا تفاهم و مسالمت باقی نمی ماند و نتیجه آن سردرگمی و غوطه ور شدن در یک زندگی همراه با تنش و پر از اضطراب است. 

شوربختانه چیزی که در این میان گم است، تسامح و مدار است، در اندیشه و نگرشمان در دیدگاه های سیاسیمان و حتی در زندگی شخصیمان.

 ای کاش دنیا بر مدار مدارا میچرخید نه مطلق گرائی. و ای کاش این شعر حافظ را همیشه و همه جا نصب العین قرار دهیم برای یک جامعه و زندگی مسالمت آمیز:آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است با دوستان مروت با دشمنان مدارا

ما را دنبال کنید

به اشتراک گذاری این مطلب!
مطالب مرتبط

نظر شما

نظرهای حاوی توهین، افترا یا نوشته‌شده با حروف لاتین (فینگلیش) منتشر نمی‌شوند.

آخرین اخبار
پربازدیدترین عناوین