گفته میشود چین در روابط تجاری خود با ایران تغییر رویه داده و دولت این کشور با اعمال سختگیری به دنبال این است که سرمایهگذاری در ایران را ممنوع کند؛ مسالهای که موجب حیرت و تعجب صاحبنظران شده و البته بسیاری از آنها این موضوع را نادرست دانستهاند. در این میان آمارها نشان میدهد میزان واردات ما از چین طی 9 ماهه ابتدایی امسال بهشدت افزایش داشته، ضمن اینکه در تمام سالیان گذشته هم میزان این واردات هرگز رقم کمی نبوده است. باید دید این مساله چقدر واقعیت دارد؛ موضوعی که ما را بر آن داشت سراغ مجیدرضا حریری، عضو هیات نمایندگان اتاق بازرگانی تهران و نایبرئیس اتاق ایران و چین رفته و با وی به گفتوگو بنشینیم. حریری میگوید: «چین به دنیا دو هزار و 200 میلیارد دلار کالا میفروشد و ما کمتر از 13 میلیارد دلار کالا از این کشور خریداری میکنیم؛ یعنی بازار ما نیم درصد صادرات چین را تشکیل میدهد، بنابراین ما از این کشور خیلی زیاد هم خرید نمیکنیم. اگرچه چین شریک اول بازاری است که ما از آن واردات انجام میدهیم، اما شریک اول صادرات غیرنفتی ما هم به شمار میرود.» متن کامل این گفتوگو از نظرتان میگذرد.
بهعنوان اولین سوال میخواستم بدانم وضعیت روابط تجاری ایران و چین در حال حاضر چگونه است؟ ارزیابی شما از کم و کیف این روابط چیست؟
روابط ایران و چین طی حدود 30 سال اخیر و بعد از انقلاب جدیتر شده و این روابط در طول این سالها همیشه از منظر معاملات و روابط تجاری که باهم داشتهایم، روبه رشد بوده است. طی این سالها همواره روند این روابط تجاری از نظر اندازه و وزن معاملات رو به رشد بوده، اما باید به این نکته توجه کرد که به هر حال مجموعه روابط ما با دنیا بر مبنای نفت استوار است. حتی بخش عمدهای از صادرات غیرنفتی ما نظیر پتروشیمیها، میعانات و مواد اولیه دیگری که به هر حال از نفت مشتق میشوند، به افزایش قیمت نفت ارتباط داشته و متاثر از این مساله هستند. براین اساس اگر بررسی کنیم، درمییابیم که در بعضی سالها در قیمت این کالاها نوساناتی داشتهایم که این نوسانات روی مبادلات ما با همه دنیا از جمله چین اثر میگذارد. این تبادلات در اوایل دهه 90 میلادی کمتر از یک میلیارد دلار بود تا به امروز که برای امسال پیشبینی میکنیم به 37 میلیارد دلار برسد و رکورد 52 میلیارد دلاری هم در مبادلات خود با یکدیگر داشتهایم، منتها اینها عمدتا تابع قیمتهای جهانی مواد خام و انرژی است که هرگاه مواد خام و انرژی در دنیا ارزان میشود، این موضوع روی رابطه خارجی ما با همه دنیا از جمله چین موثر بوده است. ما آن زمانی که نفت به قیمت 140 دلار به فروش میرسید، رابطه اقتصادیمان با چین در سال 2014 رکورد 52 میلیارد دلاری را زد، اما طی سالهای بعد پلکانی پایین آمد تا اینکه سال گذشته وضعیت فرق کرد. ولی امسال نسبت به سال قبل مجددا حدود 20 درصد این رابطه رشد کرده است که به نظر بنده بخش عمدهای از این مساله به همان تفاوت قیمت نفتی که از حول و حوش 40 دلار به حول و حوش 50 دلار آمد مربوط میشود که همان 20 درصد در روابط ما تاثیر گذاشته است.
عدهای از کارشناسان بر این باورند که چین در حال افزایش سختگیری در روابط تجاری خود با ایران است، تحلیل شما در اینباره چیست؟
این کارشناسانی که شما میگویید چه کسانی هستند؟ یادداشت و مطالبی که در این زمینه کار شده، به معنای این نیست که فرد نگارنده کارشناس امور چین است. فردی سفری به چین داشته و برداشت شخصی خودش را در یادداشتی منعکس کرده است، بنابراین من حرفم این است که آدمهایی که در این مملکت مسئول هستند، باید با اخبار و مسائل مسئولانهتر برخورد کنند. حالا اگر عدهای دلشان میخواهد به این مسائل دامن بزنند، مسالهاش جدا است و من نمیدانم. اما آنچه باید مورد تاکید قرار بگیرد این است که رابطه ما با چین از پارسال تاکنون همانطور که اشاره کردم
20 درصد اضافه شده است و اگر قرار بود به سردی سوق پیدا کرده یا محدودیتی در آن ایجاد شود، طبیعتا این مراودات 20 درصد افزایش پیدا نمیکرد.
این میزان افزایش و 20 میلیارد دلار تامین خط اعتباری فاینانس که برای ما صورت گرفته، اتفاقا در سال گذشته انجام شده است. یعنی هیچ کشوری خط اعتباری قویتری از فاینانس برای پروژههای ما بیشتر از چینیها نداده است. در واقع آن زمانی که هیچ کس این کار را نمیکرد، چینیها مصمم بودند و در حال حاضر که همه خط اعتباری میدهند، با چینیها 20 میلیارد دلار تصویب و قرارداد فاینانس نوشته
شده است.
واردات ایران از چین در سالهای اخیر بهویژه در 9 ماهه اول سال جاری بهشدت افزایش داشته است، دلایل اصلی این افزایش چیست؟
درباره اینکه شما میگویید ما از چین زیاد خرید میکنیم، باید گفت چین به دنیا دو هزار و 200 میلیارد دلار کالا میفروشد و ما کمتر از 13 میلیارد دلار کالا از چین خریداری میکنیم. یعنی بازار ما نیم درصد صادرات چین را تشکیل میدهد، بنابراین ما از چین زیاد هم خرید نمیکنیم. چین شریک اول بازاری است که ما از آن واردات انجام میدهیم، اما شریک اول صادرات غیرنفتی ما هم به شمار میرود. اگر آمار گمرک را نگاه کنید، متوجه میشوید که حدود 25 درصد صادرات غیرنفتی ما به کشور چین است؛ یعنی بیش از یکپنجم صادرات غیرنفتی ما فقط به یک کشور به نام چین میرود. ضمن اینکه بیش از 23 تا 24 درصد کل نفت تولیدی ما نیز فقط به چین فروخته میشود. همه این موارد نشان میدهد این دو کشور رابطهشان با هم خوب و قوی است و دارند محکم پیش میروند.
به نظرتان سیاست خارجه و مسائل دیپلماسی تا چه حدی روی روابط تجاری و اقتصادی ما تاثیرگذار است و عملکرد دستگاه سیاست خارجی ما در این زمینه چطور بوده است؟
سیاست خارجی و نداشتن تنش سیاسی میتواند به مسائل اقتصادی کمک کند. یکی از دلایلی هم که ما توانستیم در طول 30 سال گذشته با چین به توسعه روابطه اقتصادی برسیم، به این بازمیگردد که ضمن اینکه با این کشور شریک اقتصادی بودیم، چین تا حدودی شریک سیاسی ما هم بوده است، بنابراین اگر ما در دنیا مشکل اقتصادی داریم، لزوما این مشکلات دلیل اقتصادی ندارد، شاید دلیل اصلیاش به مسائل و مشکلات سیاسی بازمیگردد. منتها چون نقطه ضعف ما اقتصاد است، آنها روی اقتصاد ما متمرکز میشوند. من نمیخواهم ارزیابی کنم که ما دچار ضعف سیاست خارجی یا ضعف در سیاستگذاری بینالمللیمان هستیم. این بحثی است که سیاستمدارها باید بررسی کنند و طبیعتا کار و تخصص من اقتصاد است، نه سیاست.
اما ما با دو مساله روبه رو هستیم؛ یکی اینکه میگویند دستگاه دیپلماسی یک کشور در رفتار دیپلماسی ضعیف است که این را کارشناسان باید نظر بدهند که آیا دستگاه دیپلماسی ما ضعیف است یا نه؟ موضوع مهمتر اینکه شما در برقراری رابطه در دنیا ضعیف هستید و به اصطلاح در بازی بینالمللی بد بازی میکنید، شما تصور کنید که یک تیم فوتبال با بازیکنهای خوبی وجود دارد، اما هیچ استراتژیای برای فوتبال بازی کردن ندارد و در زمین مسابقه هرکس برای دل خودش بازی میکند. اینها حوزههایی است که باید متخصصان راجع به آن اظهارنظر کنند. اگر هم من نظری بدهم، یک نظر شخصی و غیرتخصصی است. میخواهم بگویم موضوع اینکه ما دستگاه دیپلماسیمان به مفهوم وزارت امور خارجه و دیپلماتهایش خوب عمل میکنند یک سوال است و سوال دیگر این است که آیا استراتژی ما برای برخورد با مسائل بینالمللی استراتژی درستی است یا نه؟ که این هم سوال دیگری است و هرکدام جواب مختص به خودش را دارد.
در روزهای گذشته اخباری به گوش میرسید که براساس آن حسابهای شرکتهای ایرانی ثبتشده در چین در حال مسدود شدن بوده و حتی شرکتهایی که از ١٥-١٠ سال پیش در چین ثبت شده بودند، مشمول این رفتار جدید بانکهای چینی شدهاند. ماجرای این اتفاق چیست؟
در حوزه بانکداری ما با عمده کشورهای جهان اصلا رابطه بانکداری نداریم؛ یعنی با ما کار بانکی نمیکنند. البته به تعداد انگشتان دست و تنها 10 یا درنهایت 12 کشور در دنیا هستند که با ما کار بانکی انجام میدهند، یکی از اینها که در زمان تحریم هم با ما روابط بانکی داشته است، کشور چین بوده و امروز هم که در حال صحبت با شما هستم، گستردهترین رابطه بانکی ما با دنیا با کشور چین است، اما این برای ما بهشدت محدودیت دارد؛ یعنی ما حتی در چین هم بهشدت دارای محدودیت هستیم، ولی نباید فراموش کنیم که این محدودیتها در حالی است که ما با سایر نقاط دنیا اصلا نمیتوانیم کار کنیم یا این میزان همکاری بسیار کمتر از همکاری ما با بانکهای چینی است. به هر حال چین هم جزئی از دنیاست و باید اذعان داشت که دنیای بانکداری ما را درون خودش نپذیرفته است.
منبع: روزنامه فرهیختگان
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.