در میانه کنش ها و رقابت های سیاسی، جایگاه و نقش مسئولیت پذیری چگونه ارزیابی می شود؟ نقطه عزیمت این بحث، این پرسش خواهد بود که منظور، پذیرش مسئولیت در برابر چه چیزی است؟
قطعاً سیاستمداران جملگی بر مسئولیت پذیر بودن در برابر اجتماع خویش و حتی جامعه جهانی تأکید دارند و در عمل نسبت به عقاید و باورهای خود و تیم همراهشان رفتارهای مسئولیت پذیرانه نشان می دهند. اما در تحولات بیرونی و درونی مربوط به جوامع، گاه مقاطع بسیار حساسی پیش می آید که مسئولیت پذیری صرف نسبت به دیدگاه خود و جمع همراه، بدون استعداد توجه به مسائل و مسئولیت های بزرگتر که به کیان و هستی یک جامعه مربوط می شوند، مصداق دوری از رفتار مسئولیت پذیرانه است.
از این منظر اگر به انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری و وقایع پس از آن نگاه کنیم، شاهد توجه پررنگ برخی فعالان نسبت به باورها و عقاید خود و تیم همراه و در عین حال کم شدن توان و استعداد مسئولیت پذیری در برابر مسایل و وقایع بزرگتر و مهم تر هستیم.
این چشم بسته به دنبال نظر و حق خود رفتن، البته شاید در جمع هواداران شورآفرین باشد، اما شوریدگی همه نیروهای اجتماعی و تحریک آن، قطعاً زمینه ساز فعال شدن بسیاری از مخاطرات، مخصوصاً از نوع خارجی و بیرونی برای نظام و کشور است.
با این وجود، چه باید کرد؟ آیا باید بساط حق خواهی یا خواستن نظر خویش را یکسره برچید و همه اعتراض ها و مطالبات را زیر سایه ترس از فعال شدن نیروهای بیگانه قرار داده و تقاضای سکوت کرد؟
قطعاً چنین نیست. مسئولیت پذیری به معنای بزرگتر الزام می نماید با تلاش برای مهار افراط گرایی ها و کمک به ایجاد آرامش در جامعه با حفظ چارچوب و قوانین حاکم بر اجتماع و کشور، رسیدگی قانونی به مطالبات و اعتراض ها نیز صورت گیرد، حتی اگر این نوع رسیدگی نیز صورت نگرفت، باز رفتار مسئولانه ایجاب می کند که با حفظ کلیات و نظام و پایه هایی که همه بر آن و به اتکای آن بر جا قرار داریم، پی گیری مطالبات صورت گیرد.
این نوع مسئولیت پذیری که یکسره با نوع شعاری و موج سوارانه آن متفاوت است و برای خود منتقدان و هوادارانی دارد، اکسیر و فرمول مورد نیازی است که باید به صورت عمومی مورد استفاده سیاستمداران امروز ایران قرار گیرد.
با وجود این که شماری از دلسوزان و سابقون انقلاب این روزها پشت سر مقام معظم رهبری بر این نوع بصیرت و مسئولیت پذیری انقلابی تأکید دارند، اما روند پرهیاهوی موجود، اغلب نامزدهای انتخابات پیشین را به سمت دیگری رهنمون می شود. گویی آنها بیم دارند که از موج های ایجاد شده در جامعه عقب مانده و آرایشان قدری پایین و بالا شود. اگر چنین باشد بدین معناست که مسئولیت آقایان بیشتر متوجه تعداد آرا و هواداران احتمالی است و فاکتورهای مهم دیگر، در معادلات آنها چندان جای ندارد.
از نخبگان سیاسی و دینی و علمی کشور نیز انتظار می رود در مقطع حساس کنونی بیش از پیش به مهم ترین وظیفه و مسئولیت خویش در برابر مردم و نظام و انقلاب اندیشیده و به آن عمل کنند. به یاد داشته باشیم که افراد و رقابت های فصلی می آیند و می روند، ولی آنچه باید باقی بماند و می ماند ایران اسلامی، انقلاب و نظام برآمده از خون شهیدان است، انقلاب و نظامی که در دنیا دوستانی پر تعداد و دشمنانی پرقدرت و پرنفوذ دارد.
هوشیاری، دوری از افراطی گری، درک صحیح شرایط زمانی، برادری و وحدت حول محور ولایت فقیه و... از جمله کلید واژه هایی هستند که این روزها در بیانات مسئولیت پذیرترین نیروهای سیاسی موجود است، مفاهیمی چنین می تواند نقشه راه عبور از وضع فعلی را فراهم آورد.
قطعاً سیاستمداران جملگی بر مسئولیت پذیر بودن در برابر اجتماع خویش و حتی جامعه جهانی تأکید دارند و در عمل نسبت به عقاید و باورهای خود و تیم همراهشان رفتارهای مسئولیت پذیرانه نشان می دهند. اما در تحولات بیرونی و درونی مربوط به جوامع، گاه مقاطع بسیار حساسی پیش می آید که مسئولیت پذیری صرف نسبت به دیدگاه خود و جمع همراه، بدون استعداد توجه به مسائل و مسئولیت های بزرگتر که به کیان و هستی یک جامعه مربوط می شوند، مصداق دوری از رفتار مسئولیت پذیرانه است.
از این منظر اگر به انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری و وقایع پس از آن نگاه کنیم، شاهد توجه پررنگ برخی فعالان نسبت به باورها و عقاید خود و تیم همراه و در عین حال کم شدن توان و استعداد مسئولیت پذیری در برابر مسایل و وقایع بزرگتر و مهم تر هستیم.
این چشم بسته به دنبال نظر و حق خود رفتن، البته شاید در جمع هواداران شورآفرین باشد، اما شوریدگی همه نیروهای اجتماعی و تحریک آن، قطعاً زمینه ساز فعال شدن بسیاری از مخاطرات، مخصوصاً از نوع خارجی و بیرونی برای نظام و کشور است.
با این وجود، چه باید کرد؟ آیا باید بساط حق خواهی یا خواستن نظر خویش را یکسره برچید و همه اعتراض ها و مطالبات را زیر سایه ترس از فعال شدن نیروهای بیگانه قرار داده و تقاضای سکوت کرد؟
قطعاً چنین نیست. مسئولیت پذیری به معنای بزرگتر الزام می نماید با تلاش برای مهار افراط گرایی ها و کمک به ایجاد آرامش در جامعه با حفظ چارچوب و قوانین حاکم بر اجتماع و کشور، رسیدگی قانونی به مطالبات و اعتراض ها نیز صورت گیرد، حتی اگر این نوع رسیدگی نیز صورت نگرفت، باز رفتار مسئولانه ایجاب می کند که با حفظ کلیات و نظام و پایه هایی که همه بر آن و به اتکای آن بر جا قرار داریم، پی گیری مطالبات صورت گیرد.
این نوع مسئولیت پذیری که یکسره با نوع شعاری و موج سوارانه آن متفاوت است و برای خود منتقدان و هوادارانی دارد، اکسیر و فرمول مورد نیازی است که باید به صورت عمومی مورد استفاده سیاستمداران امروز ایران قرار گیرد.
با وجود این که شماری از دلسوزان و سابقون انقلاب این روزها پشت سر مقام معظم رهبری بر این نوع بصیرت و مسئولیت پذیری انقلابی تأکید دارند، اما روند پرهیاهوی موجود، اغلب نامزدهای انتخابات پیشین را به سمت دیگری رهنمون می شود. گویی آنها بیم دارند که از موج های ایجاد شده در جامعه عقب مانده و آرایشان قدری پایین و بالا شود. اگر چنین باشد بدین معناست که مسئولیت آقایان بیشتر متوجه تعداد آرا و هواداران احتمالی است و فاکتورهای مهم دیگر، در معادلات آنها چندان جای ندارد.
از نخبگان سیاسی و دینی و علمی کشور نیز انتظار می رود در مقطع حساس کنونی بیش از پیش به مهم ترین وظیفه و مسئولیت خویش در برابر مردم و نظام و انقلاب اندیشیده و به آن عمل کنند. به یاد داشته باشیم که افراد و رقابت های فصلی می آیند و می روند، ولی آنچه باید باقی بماند و می ماند ایران اسلامی، انقلاب و نظام برآمده از خون شهیدان است، انقلاب و نظامی که در دنیا دوستانی پر تعداد و دشمنانی پرقدرت و پرنفوذ دارد.
هوشیاری، دوری از افراطی گری، درک صحیح شرایط زمانی، برادری و وحدت حول محور ولایت فقیه و... از جمله کلید واژه هایی هستند که این روزها در بیانات مسئولیت پذیرترین نیروهای سیاسی موجود است، مفاهیمی چنین می تواند نقشه راه عبور از وضع فعلی را فراهم آورد.