یادمان هست جوانانی که جانشان را هشت سال برای آبوخاک این وطن نثار کردند، چگونه در عین گمنامی و حتی گاه در نهایت مظلومیت، قهرمانانی شدند که هرگوشه از این آبوخاک به نام یک تن از آنها افتخار میکند. آنان که با قطره قطره خونشان ذره ذره خاک ایران را آبیاری نمودند، اینک شاهدانی هستند که به مثابه گفتار آوینی، زندهاند و ناظر بر رفتار ما مردگانند.
در این فضا، حفظ نام و کیان ایران مقدس، تکلیفی است که پس از خداوند متعال، این شهدا بزرگترین ناظرانش خواهند بود و اگر ذرهای غفلت در این زمینه صورت پذیرد، در جهانی دیگر، نمیتوان پاسخی برایشان داشت و حقیقتا این حقالناس علاوه بر ملت ایران، ایشان را نیز شامل میشود.
نام بزرگ خلیج همیشه فارس، بخشی از کیان پر عزت نظام سرافراز جمهوری اسلامی ایران است که هیچ ایرانی وفادار به مردمش، حاضر نخواهد شد این نگین افتخار ایران و ایرانی، از گنجینه افتخارات کشورمان ربوده شود؛ کاری که امروز برخی اعراب در آن سوی آبها برای لطمه زدن به حیثیت ایران و تعرض نرم به کشورمان، به هر نحو و بهانهای درصدد اجرایش هستند و مقاومت در برابرش، از جهاد و دفاع از وطن چیزی کم ندارد.
بازیهای کشورهای اسلامی، هرچند در صورت حضور 50 کشور در ایران، میتوانست برد تبلیغاتی گستردهای در سطح بینالمللی برای ایران به همراه داشته باشد، اما حتی به اندازه نگاشتن نام مجعولی که این عده برای «خلیج فارس» به کار میبرند، بر روی یک کاغذ پاره، ارزش ندارد.
بیتردید برگزاری این رویداد با حذف این نام بزرگ که خیانتی نابخشودنی به مصالح ملی ایران تلقی میشد، جز سرشکستگی در سطح بینالمللی برای ایران همراه نداشت و این مقصودی نبود که کشورمان برای این میزبانی با بودجه 50 میلیارد تومانی در پیش بود.
در عین حال، آنچه نیاز به بررسی دارد، این است که چرا در این مدت، آنچنان مقتدرانه ظاهر نشدیم که این اعراب آن سوی آبها به خود حتی جرأت ندهند چنین خواستی را مطرح کنند؟ قطعا دقت عمل در تدوین دیپلماسی ـ که دیپلماسی ورزشی نیز جزئی از آن است ـ میتوانست منجر به آن شود تا کشورهایی که روزگاری ملک ایران بودند، امروز حتی جرأت بیان کلامی در برابر ایران نداشته باشند.
انتظار این است که از این پس به گونهای عمل شود که کشورهای عربی حد خود را در برخورد با ملت و دولت ایران بدانند و هر خواسته غیر عقلانی را در ظاهری فریبنده به ایران ارایه نکنند؛ چرا که ایران حتی بازیهای المپیک را بدون نام «خلیج فارس» برگزار نخواهد کرد و «خلیج فارس» برای همیشه همان «خلیج فارس» میماند.
در این فضا، حفظ نام و کیان ایران مقدس، تکلیفی است که پس از خداوند متعال، این شهدا بزرگترین ناظرانش خواهند بود و اگر ذرهای غفلت در این زمینه صورت پذیرد، در جهانی دیگر، نمیتوان پاسخی برایشان داشت و حقیقتا این حقالناس علاوه بر ملت ایران، ایشان را نیز شامل میشود.
نام بزرگ خلیج همیشه فارس، بخشی از کیان پر عزت نظام سرافراز جمهوری اسلامی ایران است که هیچ ایرانی وفادار به مردمش، حاضر نخواهد شد این نگین افتخار ایران و ایرانی، از گنجینه افتخارات کشورمان ربوده شود؛ کاری که امروز برخی اعراب در آن سوی آبها برای لطمه زدن به حیثیت ایران و تعرض نرم به کشورمان، به هر نحو و بهانهای درصدد اجرایش هستند و مقاومت در برابرش، از جهاد و دفاع از وطن چیزی کم ندارد.
بازیهای کشورهای اسلامی، هرچند در صورت حضور 50 کشور در ایران، میتوانست برد تبلیغاتی گستردهای در سطح بینالمللی برای ایران به همراه داشته باشد، اما حتی به اندازه نگاشتن نام مجعولی که این عده برای «خلیج فارس» به کار میبرند، بر روی یک کاغذ پاره، ارزش ندارد.
بیتردید برگزاری این رویداد با حذف این نام بزرگ که خیانتی نابخشودنی به مصالح ملی ایران تلقی میشد، جز سرشکستگی در سطح بینالمللی برای ایران همراه نداشت و این مقصودی نبود که کشورمان برای این میزبانی با بودجه 50 میلیارد تومانی در پیش بود.
در عین حال، آنچه نیاز به بررسی دارد، این است که چرا در این مدت، آنچنان مقتدرانه ظاهر نشدیم که این اعراب آن سوی آبها به خود حتی جرأت ندهند چنین خواستی را مطرح کنند؟ قطعا دقت عمل در تدوین دیپلماسی ـ که دیپلماسی ورزشی نیز جزئی از آن است ـ میتوانست منجر به آن شود تا کشورهایی که روزگاری ملک ایران بودند، امروز حتی جرأت بیان کلامی در برابر ایران نداشته باشند.
انتظار این است که از این پس به گونهای عمل شود که کشورهای عربی حد خود را در برخورد با ملت و دولت ایران بدانند و هر خواسته غیر عقلانی را در ظاهری فریبنده به ایران ارایه نکنند؛ چرا که ایران حتی بازیهای المپیک را بدون نام «خلیج فارس» برگزار نخواهد کرد و «خلیج فارس» برای همیشه همان «خلیج فارس» میماند.